دانلود پایان نامه

ظاهر مردمی که برای ما عجیب باشند.
غفلت یا نقصان دیگران
نادیده گرفتن رسومات ،کم شعوری ، مستی
لاف زدن و نادیده گرفتن هنر و علم
برداشت نادرست عمومی و پاسخ شوخ طبعانه
فریب خوردن سهوی یا عمدی
پلیدی و فضاحت رفتاری که پنهانی صورت می گیرد.
اشاره به روابط جنسی.
طبقه بندی اول به نظر می رسد سر و کار کمتری با طنز داشته باشد و بیشتر با خشنودی و تعجب همراه باشد. طبقه بندی های دوم و سوم کمی تعجب را بر می انگیزند و طبقه بندی آخر از دوران قبل از فروید ، از 330 سال قبل ،کاملا جالب است .( Attardo,1994:42)
برناردو پینو :
پینو ، نویسنده ی خطابه ای در باب طنز است. عنوان این خطابه “تفکرات کوتاه در باره ی ایجاد کمدی در زمان ماست” که در1572 چاپ شده ودرآن پینو به گسترش نظریاتی در مورد کمدی می پردازد.
نظریه ی پینو بر اساس نظریات هوراس است هر چند که در مورد بحث ” محدود کردن سوژه ی کمدی ” از نظریات ارسطو نیز استفاده برده است. (Weinberg,1961:581)
او همچنین در تفسیر طنز به عنوان زشتی از ارسطو و سیسرو پیروی کرده است. (Attardo,1994:43)
آنچه از متن پینو می توان نتیجه گرفت این است که او همانند تریسینو عقیده ی طنز را الزاما شیطانی نمی پندارد بلکه تنها آن را ناهنجاری اجتماعی می داند.
2-1-6تاثیرات در اروپا:
بحث در مورد بوطیقا تاثیر سریعی در خارج از ایتالیا داشت. انجمن فرانسوی “پلیاد “توسط نظریه پردازان ایتالیایی و همچنین نویسندگانی چون ، نیکولاس راپن ، کرنی ، بوئلو و کتاب ” رفتار خنده ” لوران ژوبرت تاثیر پذیرفت .در انگلستان ، افرادی چون سیدنی و بن جانسون از نظریه پردازان عصر رنسانس ایتالیا تاثیر گرفتند. (Attardo,1994:44)
به طور کلی نظریات دوران رنسانس ، همانند نظریات کلاسیک ، پدیده ی طنز را تفسیر نمی کردند بلکه به شرح آن می پرداختند که در این حالت به ناچار کفایت توصیفی از دست می رفت . (Ibid:46)
پس از رنسانس ، تقسیم شاخه های علم به صورت امروزی آغاز شده است . نظریه های طنز که در قرن های آینده ارائه شد در چهارچوب یکی از زمینه های فلسفه ، جامعه شناسی ، ادبیات ، فیزیولوژی و روانشناسی بود.( Ibid:45)
بعد از دوران نوزایی(رنسانس) ، شاهد تخصصی شدن نظریه های طنز هستیم . در این دوران به جای نظریات کلی و عام طنز ، نظریات تخصصی روان شناختی ، فلسفی و غیره در باب طنز مطرح می شوند . با این حال هنوز زبانشناسی در این زمان نقش خاصی ایفا نمی کند .در این دوران سه نظریه ی مطرح در باب طنز شکل گرفتند که زبانشناسی بعدها از آنها بسیار وام گرفت .( شریفی و دیگران ، 1389 )
2-1-7 ایران و مطالعات طنز :
به طور کلی می توان گفت هیچ دوره ای از ادوار تاریخ ادبی ایران خالی از طنز و طنزپردازنبوده است؛ اما آنچه نویسندگان ما در شناخت و معرفی طنز و طنزپردازی گفته و نوشته اند،سابقه طولانی نداشته و عمر آن از چهل سال نمی گذرد. بدون احتساب مقاله ها، گزارش ها وتحقیقات محدود و کوتاه، اولین کار جدی در شناخت و معرفی طنز و طنزپردازان ادب فارسی،در سال 1356 ، توسط اسدی پور و صلاحی تحت عنوان “طنزآوران امروز ایران “به چاپ رسید . این کتاب به عنوان نقطه ی آغازین در بررسی و شناخت طنز، راهگشای حرکت های بعدی در این مسیر شد .در فاصله ی سال های 1365 تا 1380 ، آثار نسبتاً خوبی در این راستا منتشر شد ؛، از جمله” اندیشه و کلیشه ” تنکابنی در 1357 ،” مقدمه ای بر طنز و شوخ طبعی در ایرا ن” اثر حلبی 1364،”زمینه های طنز و هجا در شعر فارسی ” اثر کاسب 1369 ، “طنز سرایان ایران از مشروطه تا انقلاب ” فرجیان وفرج زاده 1370 ، “طنز سرایان ایران از مشروطه تا امروز” اثر نجف زاده 1376، “تاریخ طنز و شوخ طبعی در ایران و جهان اسلامی” حلبی 1377 ، “طنز و طنزپردازی در ایران ” بهزادی اندوهجردی
1378 ، “هجو در شعر فارسی از آغاز تا عصرعبید ” نیکو بخت 1380 ، در سال های 1381 تا 1385 نیز صدر با کتاب های “بیست سال با طنز” و “برداشت اخر” ، نگاهی به طنز امروز مروری بر آثار طنز و پیشینه ی طنز در زبان فارسی، به ویژه طنز مطبوعاتی دارد . او ادامه می دهد :از میان آثار مذکورهیج کدام تعریف منحصربه فردی از طنز ارائه نداده اند و تعاریف آنها آمیزه ای از هجو،طنز و هزل است.(شریفی ، کرامتی یزدی ، 1388 )
حلبی (1377 ) در کتاب ” تاریخ طنز و شوخ طبعی در ایران و جهان اسلامی” طنز را از آن جا که تغییرات و مفاهیم هجو را ندارد و اغلب غیر مستقیم و به تعریض و تلویح ، عیوب یا نواقص کسی یا جمعی را بازگو می کند، نوعی ابهام می داند که شنونده را از معنای نزدیک لفظی، به معنای دور آن منتقل می سازد- اعم از این که جنبه انتقادی داشته باشد یا خنده آور بنماید .
آرین پور(1382 ) از طنز در کتاب ” از صبا تا نیما” اینگونه می نویسد :«طنز عبارت است از روش ویژه ای در نویسندگی است که ضمن دادن تصویر هجو آمیزی از جهات منفی و ناجورزندگی ، معایب و مفاسد و حقایق تلخ اجتماعی را به صورتی اغراق آمیز ، یعنی زشت تر و بد ترکیب تر از آنچه هست نمایش می دهد، تا صفات و مشخصات آن روشن تر و نمایان تر جلوه کند و تضاد عمیق وضع موجود با اندیشه یک زندگی عالی و مالوف، آشکار گردد. بدین ترتیب قلم طنز نویس، با هر که مرده و کهنه و واپس مانده است، و با هرچه که زندگی را از ترقی و پیشرفت باز می دارد، بی گذشت و اغماض مبارزه می کند. مبنای طنز بر شوخی و خنده است، اما این خنده ، خنده شوخی و شادمانی نیست. اشاره به یک تنبیه اجتماعی است که هدف آن اصلاح و تزکیه است، نه مذمت و مردم آزاری….. پس هرچه مخالفت نویسنده و بغض وکینه او نسبت به حوادث زندگی شدیدتر وقوی تر باشد، به همان نسبت طنز کاری تر و دردناک تر می شود.»
کزازی (1384) در مقاله ای تمایز میان هزل و طنز را بررسی می کند. او به نکته ی جالبی اشاره می کند و کارکرد طنز را در دنیای امروزی بررسی می کند و این گونه ادامه می دهد: به هر روی آنچه گمانی در آن نیست این است که طنز در روزگار ما بسیار بیشتر از گذشته روایی و کارکرد هنری و فرهنگی یافته است و به قلمروهای دگرگون راه برده است. این کارکرد گسترده ی طنز بر می گردد به نیازها و هنجارهای جامعه شناختی و روانشناختی در زمانه ی ما ، چون زمانه ی ما زمانه ی شتاب و دگرگونی است.
کردزعفرانلو (1384 ) به معرفی سبک طنز پرداخته است وی می گوید: طنز پرداز ازچند جهت با استعداد است : در دیدن نکته هایی که دیگران از آن غافل مانده اند ، در خلق معانی تازه ، در بیان خنده دار یک مفهوم و ایجاد انبساط ، در بازی با کلمات و آرایش جدید دادن به آنها و برهم زدن تناسب ها. به این ترتیب طنزپرداز با نشان دار کردن یک بافت بی نشان و خارج کردن یک عنصر از میان یک عبارت ،مفهوم جدیدی به عبارت قبلی می دهد که در آن تناسب های معمول به هم خورده و از بین رفته است.این برهم خوردن تناسب ونشانداری ،موجب خنده می شود .(کردزعفرانلو ، 1384: 205 )
صفوی (1390 :16) در مقاله ای کوتاه به بررسی ساز و کار زبان شناختی طنز و انواع آن می پردازد . وی می آورد: “پایه ی اصلی آفرینش طنز ، چیزی نیست جز همان فرایند برجسته سازی که برحسب دوگونه خودیعنی قاعده کاهی و قاعده افزایی عمل می کند و ما را ازبان خودکار به زبان برجسته یا ادب می رساند. ما ازطریق قاعده افزایی نثرز بان خودکار خودرا به نظم، و از طریق قاعده کاهی همین نثر زبان خودکار را به شعرتبدیل می کنیم ، بنابراین طنز نمی تواند خارج چنین فضایی آفریده شود .”