دانلود پایان نامه
عادی در برابر غیرعادی : در این تقابل یک موقعیت معمولی یا یک موقعیت غیرمنتظره درتضاد است.
ممکن در برابر غیرممکن : در این تقابل تمایز میان یک موقعیت ممکن و باور کردنی با یک موقعیت غیرممکن یا کمتر باورکردنی مشخص می شود.( Raskin,1985:111-112)
راسکین در ادامه به تعداد محدودی از تقابل های ثابت موجود در زندگی بشر اشاره می کند که عبارتند از :
درست در برابر غلط ،خوب در برابر بد ،زنده در برابرمرده ،کثیف در برابر غیرکثیف،پول دربرابر بی پولی.( Raskin,1994:113-114)
راسکین برای توضیح این انگاره ها از مثال هایی استفاده می کند :
مثال 2-1 : یاقی که به اعدام در روز دوشنبه محکوم شده بود ، گفت : خوب! این هفته خیلی زیبا شروع شده است .
راسکین در این مثال به تقابل واقعی در برابر غیر واقعی اشاره می کند . موقعیت واقعی این است که مرد در طول هفته ی دیگر ، زنده نخواهد بود . موقعیت غیر واقعی این است که مرد در طول هفته ی دیگر زنده خواهد بود .( Ibid:25)
2-2-2نظریه ی عمومی طنز کلامی :
این نظریه که می توان آن را نسخه ی کامل شده ی نظریه ی انگاره ی معنایی طنز نامید ، توسط آتاردو و راسکین در سال 1991 معرفی شد . (Hempelmann,2000)
هدف این نظریه به جای پاسخ به سوالاتی چون “چرا طنز وجود دارد؟” و یا ” مردم چگونه از طنز استفاده می کنند ؟” پاسخ به این سوال است که “طنز چیست ؟ “
نقطه ی آغاز این نظریه شباهت ها و تفاوت های میان جک ها بوده است و همین بررسی موجب کشف شش متغیر در جک ها شده است که جک را شکل می دهند و به آنها منابع دانش گفته می شود .علاوه بر متغیر تقابل انگاره که در نظریه ی انگاره ی معنایی طنز نیز وجود داشت ، پنج متغیر دیگر وجود دارند که عبارتند از : مکانیسم منطقی ، موقعیت ، هدف ، شیوه ی روایت و زبان. (Attardo & Raskin,1991)
تقابل انگاره : آتاردو معتقد است که زمان و مکان مورد استفاده در جک و همچنین پیشینه ی اجتماعی و تاریخی مورد استفاده در آن بر روی متغیر تقابل انگاره تاثیر گذار هستند و همچنین معتقد
است که تمام جک ها دارای این متغیرهستند. آتاردو و راسکین این متغیر را با یک مثال توضیح می دهد.
مثال 2-2 : برای بستن یک لامپ به چند نفر احتیاج است ؟
پنج نفر . یک نفر برای نگهداشتن لامپ و چهار نفر برای چرخاندن میزی که او روی آن ایستاده است.
آن ها ، انگاره را دراینجا انگاره ی حماقت می دانند و تقابل انگاره را از نوع احمق و غیر احمق می دانند که در واقع تقابل میان عادی (عملی که انتظار آن را داریم ) و غیرعادی (عملی که انتظار آن را نداریم ) است . (Attardo & Raskin,1991)
علاوه بر سه گروه اصلی عادی با غیرعادی ،واقعی با غیرعادی ،ممکن با غیرممکن ،راسکین تقابل های خوب با بد ،زنده با مرده ، پلیدی با پاکی ،پول و بی پولی ،کلاس بالا و کلاس پایین را نیزارائه می کند.هرچند که راسکین معتقد است که لیست این انگاره ها محدود نیست. (Raskin,1985:114)
پترنکو(2007 ) در پژوهشی که درباره ی جک های داستانی روسی و آمریکایی انجام داده است به بررسی تقابل انگاره در آنها ازمنظر نظریه ی انگاره ی معنایی طنز و نظریه ی عمومی طنز کلامی پرداخته است و تقابل های زیر را ارائه می دهد :جنسیت با غیرجنسیت ، پول با بی پولی، منطقی باغیرمنطقی ، باهوش با احمق ، زنده با مرده ، جاندار با بی جان ، جوان با پیر، منصفانه با حیله گیرانه،آزادیخواه با ستمگر، حرفه ای با ناشی، زیبا با زشت ، سخت با آسان ،آهسته با تند ،
ساده با پیچیده ، پوشیده با لخت ،صلاحیت با عدم صلاحیت، عملی با غیرعملی، خوشبخت با بدبخت، صبور با عجول ، راستگو با دروغگو و با ایمان و بی ایمان.
مکانیسم منطقی : این متغیر ی است که دو انگاره ی متقابل را به هم مربوط می کند. این متغیر یکی از چالش برانگیزترین متغیرهای این نظریه است که تشخیص آن همواره کار ساده ای نیست زیرا برخی مثال ها مکانیسم منطقی دارند که به سرعت قابل تشخیص است و در مورد برخی دیگر تاملی بیشتری لازم است. (Aromaa,2011)
آتاردو به برخی از این مکانیسم های منطقی اشاره کرده است .او موارد زیر را ذکر می کند:
واژگونی نقش ها ، واژگونی پوچ ، گاردن پث ، وضعیت های تقریبی ، پی بردن به عواقب، مطابقت، نسبت ، اغراق ، فرا طنز ،تبادل نقش ، مجاورت ، واژگونی شکل و زمینه ، قیاس ، استدلال از فرض نادرست ، همسانی ، نادیده گرفتن امر مشهود، محدود کردن عرصه ، دور باطل ، ترسیم قدرت ،کیاسموس ،
استدلال نادرست ،حلقه ی گمشده، همسانی ضمنی، قیاس غلط،کراتیلیسم،ابهام درمرجعوتحقیرخود.(Attardo,2001:27)
آتاردو در مورد تعداد محدودی از این مکانیسم ها به ارائه ی مثال پرداخته است . (به دلیل اینکه برخی از این مثال ها پس از فرآیند ترجمه گویا نیستند در این پژوهش نیز از انگلیسی آنها استفاده شده است) :
به عنوان مثال ، نمونه ی بستن لامپ ، را از جمله جک های مکانیسم منطقی واژگونی شکل و زمینه می داند ( به جای اینکه لامپ تکون بخورد ، فرد ایستاده روی میز تکان می خورد )
او برای مکانیسم منطقی کیاسموس از جمله ی زیر استفاده می کند :
مثال 2-3 :Being honest isn’t a question of saying everything you mean. It’s a question of meaning everything you say.