دانلود پایان نامه

او در نگاهی فلسفی به طنز به دلایل ذاتی این سبک می پردازد و ادامه می دهد: “آنچه مختصه ی ممیزه ی این گونه ی کاربردی زبان ادب است ، در اصل وجه ارجاعی آن است. ما در طنز به واقعیتی در جهان خارج ارجاع می دهیم .چگونگی ارجاع به این واقعیت گونه طنز را پدید می آورد. وقتی ما صحبت از طنز اجتماعی و یا طنز ژورنالیستی می کنیم ، در اصل به انتخاب فضای ارجاع آفریننده ی طنز توجه داریم.”
محرابی(1391 )می نویسد: عمده پژوهش های صورت گرفته روی موضوع طنز در ایران به مطالعات ادبی و سبک شناسی در این حوزه ، محدود می شود. با این که در ادبیات فارسی و متون به جا مانده ازدوران گذشته و نیزآثار معاصر، جریان طنز و طنز پردازی همواره به چشم می خورد و با این که
از نظر اجتماعی و مردم شناسی نیز این سبک از زبان ، همچنان پویا ، زایا و زنده است ، اما مطالعات هدفمند و با جهت مندی علمی دراین حوزه کمتر به چشم می خورد .البته پژوهش های ارزش مندی کم و بیش صورت گرفته است و نیز چندین اثر تحلیلی در این زمینه وجود دارد، اما انتظار می رود که با این بنیه ی قوی و چشم گیر از طنز در این زمینه کارهای بیشتری صورت گرفته باشد ، که متاسفانه این طور نیست.
2-1-8 نظریات معاصردر باب طنز:
علاقه به موضوع طنز همزمان با اوایل دهه ی 1970 اتفاق افتاد زمانی که بررسی جامع در مورد تحقیق طنز توسط پاتریشیا کیت اشپیگل منتشر شد که رویکرد های مختلفی در مورد این موضوع را شناسایی کرده بود . هر رویکرد توسط یک زمینه ی بخصوص مشخص شده بود ولی نقاط اشتراک همه شان بر پایه ی این عقیده بود که طنز غریزه ای است که باید رشد کند تا در خدمت اهداف مهمی چون وفق دادن فرد یا نجات او باشد .) (Rappoport,2007:14-15
از آنجا که تعاریف زیادی برای طنز وجود دارد ، نظریه های گوناگونی نیز در مورد طنز وجود دارد تا تمام جنبه های طنز را پوشش دهد . سه گروه عمده این نظریه ها عبارتند از :
نظریه های مبتنی بر ناهمخوانی : این نظریه عنوان می کند که طنز وقتی ایجاد می شودکه چیزی خلاف انتظار اتفاق می افتد. بسیاری از هواداران این نظریه معتقدند که تاکید بر اهمیت غافلگیری در جُک است. (Raskin,1985:31)
راس معتقد است : “در نظریه ی طنز کلامی ار دیدگاه نظریه ی ناهمخوانی ، طنز از کشمکش میان آنچه انتظار می رود و آنچه حقیقتا در یک لطیفه اتفاق می افتد ، خلق می شود . ” (Ross,1998:7)
نظریه های مبتنی بر تحقیر یا برتری یا خصومت : این نظریه بر پایه ی مشاهداتی استوار است که مردم به ناتوانی های دیگران می خندند به ویژه اگر آنها دشمن باشند .( Suls,1976)
این دسته از نظریات طنز به زمان افلاطون و ارسطو باز می گردد که ادعا می کردند مردم به بد اقبالی دیگران برای لذت می خندند .(Raskin,1985:36)
نظریه های مبتنی بر رهش : این نظریه به ارتباط میان طنز و خنده اشاره می کند . اصل این نظریه این است که خنده در مغز ، اعصاب و جسم حالت رهش ایجاد می کند .(Ibid:38 )
ریچی می گوید : پیشنهادات زیادی از شاخه های متفاوت وجود دارند که ادعا دارند که نظریه ی طنز می باشند . طنز پدیده ای گسترده با زمینه ی بروز فراوان و متفاوت است و بیشتر نظریه ها سعی در پوشش دادن همه ی این زمینه ها دارند. محتوای این نظریه ها بسیار متفاوت است تا اندازه ای که کسانی که در این زمینه به بازبینی می پردازند در مورد بهترین طبقه بندی آنها اتفاق نظر ندارند. (Ritchie,2004:7)
شاید معمول ترین طبقه بندی ، این طبقه بندی 3 موردی باشد :
نظریه های رهش ، نظریه های برتری یا تحقیر ، نظریه های ناهمخوانی
(Morreall,1983 & Raskin, 1985)
باغینی پور به نقل از راسکین به سه مکتب فکری عمده در باره ی شوخ طبعی اشاره می کند :
الف ) نظریه ی ناسازگاری /تناقض که طنز را نتیجه ی قرارگیری دو موقعیت ناسازگار می داند.
ب) نظریه ی خصومت که شوخ طبعی را شکل متمدنانه پرخاشگری و خشونت طلبی می داند.
ج ) نظریه ی رهش که طنز را مفری برای رهاسازی انرژی ذهنی ، عصبی و روانی می داند . ( باغینی پور ، 1383 : 84 )
درجدولی آتاردو مهم ترین آرای مربوط به طنز از منظر گرایش های مختلف را این گونه تقسیم بندی می کند 🙂 (Attardo,1994:47
جدول 1-2 :مهم ترین آرای مربوط به طنز از منظر گرایش های مختلف
روان شناختی
جامعه شناختی
زبانشناختی
رهایی
خصومت
ناهمخوانی