دانلود پایان نامه
برین بودن
تعرض
تقابل
آزادسازی
برتری جویی
اقتصاد
پیروزی
تمسخر
توهین
نظریه ی ناهمخوانی :
اولین نویسندگانی که نظریه های ناهمخوانی در مورد طنز را می توان به آنان نسبت داد ، کانت و شوپنهاور هستند. ( Morreall,1987:57-64)
خاستگاه این نظریه را می توان در دوره ی نوزایی ( به عنوان مثال آراء مدیوس ) و یا حتی به نظریه های قبل از آن هم مرتبط دانست. برای مثال تعریف ارسطو از طنز “چیز بد” بود ، یعنی چیزی که در جای خود نیست یا با موقعیت چندان هماهنگ نیست ، و نه الزاما چیزی شیطانی . (Attardo,1994:48)
کانت در تعریف مشهور خود ، خنده را این گونه توصیف می کند :”خنده ، از یک تغییر ناگهانی از آنچه انتظار می رود به سوی پوچی برانگیخته شده ایجاد می شود .”( Morreall,1987:47 )
یقینا این جملات پایه ی نظریه ی نوین عدم هماهنگی در طنز را باز گو می کند. (Attardo,1994:48)
در تعریف شوپنهاور از خنده ، به وضوح واژه ی نا همخوانی ذکر می شود . او می گوید : دلیل خنده در هر موقعیتی ، به مشاهده ی ناگهانی نوعی از ناهمخوانی، میان مفهوم و چیزی واقعی می باشد، که بنابر رابطه ها باید در ذهن شکل بگیرد و خنده به خودی خود پاسخی است به این ناهمخوانی. (Morreall,1987:52)
از آنجا که نظریه ی ناهمخوانی ، بر پایه ی تناقض دو مفهوم در صورت های ممکن شکل گرفته است ،آنها را می توان وارثان مستقیم ،نظریات شناختی دانست که اخیرا به نظر می رسد درحوزه های روانشناختی نیز غالب هستند. (Raskin,1985:32-33)
یکی از تعاریف واضح در مورد ناهمخوانی متعلق به مک گی است
“مفاهیم هم خوانی و ناهمخوانی به روابط بین اجزای تشکیل دهنده ، موضوع ، اتفاق تفکر ، انتظار اجتماعی و غیره بر می گردد. زمانی که چیدمان اجزای تشکیل دهنده ی یک رخداد با آنچه همواره بوده یا انتظار می رود که باشد ، متناقض بنماید ، آنگاه احساس ناهمخوانی پیدا می شود . ” (McGhee,1979:6-7)
کاراندی (2006): نیز به جنبه های نظریه ی ناهمخوانی می پردازد و می گوید : برای یک جک برداشت نهایی باید به گونه ای ناهمخوان باشد. یعنی آنچه که فروید 1960 به آن تخلیه انرژی اتلاق می کند که وسیله ای است برای شکست تمام مرزهای ممنوعه ی تفکر انسان . پس با همه ی این موارد ما به یک الگوی قوی از معنی شناسی گفتمانی احتیاج داریم تا بتوانیم طنز را تحلیل کنیم . (Karande,2006:31-39)
نظریه ی برتری جویی :
نظریه های اولیه چون نظریه های افلاطون و ارسطو ، همه به بعد منفی طنز یعنی بعد پرخاشگرانه آن توجه داشتند. این عقیده طرفداران زیادی داشته است و تاثیر زیادی بر درک ما از طنز در فرهنگمان گذاشته است.
توماس هابز ، قویا به فرمول بندی این نظریه پرداخته است که خنده از احساس برتری جویی کسی که می خندد نسبت به یک موضوع نشات می گیرد. (Attardo,1994:49)
هابز از کلمه ی ” پیروزی ناگهانی ” استفاده می کند.
تاثیرگذارترین طرفدار نظریه ی برتری جویی برگسون است. برای او طنز یک اصلاح اجتماعی است که جامعه آن را به کار می گیرد تا یک رفتار نادرست را اصلاح کند.( Ibid:50)
رویکردهای جامعه شناسان به طنز اغلب بر جنبه ی خشونت تاکید دارند. کریچلی در کتاب در باب طنز می نویسد: بر اساس این نظریه که افلاطون و ارسطو و کوئینتیلیان نیز به آن پرداخته اند و در عصر حاضر ، هابز نیز به آن پرداخته است ، ما به دلیل تفوق بر دیگران ، یا به دلیل شکوه ناگهانی حاصل از درک ناگهانی برتری خویش ،در قیاس با پستی و فرودستی دیگران ویا به پستی وفرودستی پیشین خودمان ، می خندیم .(کریچلی ،1384:39 )
بلیستن معتقد است علت خنده، لذت است و لذت ناشی از حس پیروزمندانه ای است که شخص خنده کننده از مقایسه ی جایگاه خود و نقص دیگران به دست می آورد، به طوری که خنده وی به دلیل احساس شایستگی در خویشتن خویش است. (Blistein,1995:563)
نظریه ی رهایی :