دانلود پایان نامه

این مثال از نوع مکانیسم اغراق است .
مثال 2-13 :
On making gentle inquiries of a family watching disconsolately as the smoke from the fire was turned to steam,Wiliam ascertained that the blaze had been mysteriously caused by mysterious spontaneous combustion in an overflowing mysterious chip pan full of boiling fat.
این مثال از نوع نادیده گرفتن یک امر مشهود است .(Aromaa,2011:92-96)
پترنکو مثالی برای مکانیسم منطقی از نوع استدلال از فرض نادرست می آورد :
مثال2- 14: آمریکایی : کشتی تان را 15 در جه به شمال هدایت کنید تا از برخورد جلوگیری شود.
کانادایی : توصیه می کنیم تاشما کشتی تان را 15 درجه به جنوب هدایت کنید تا از برخورد جلوگیری شود.
آمریکایی :این کاپیتان کشتی نیروی دریایی آمریکاست که با شما صحبت می کند .بار دیگر می گویم کشتی خود رابه شمال هدایت کنید.
کانادایی :من هم باردیگر می گویم شما جهت کشتی تان را تغییر دهید.
آمریکایی :این یک کشتی بزرگ جنگی نیروی دریایی آمریکا ست .جهت خود را همین حالا عوض کنید.
کانادایی : این یک برج فانوس دریایی کوچک است . (Petrenko,2007 )
موقعیت : شامل اشیا ، مشارکین واقعه ی مطرح درجک، ابزارها ، فعالیت ها و غیره می شود .یک جک همواره دارای موقعیت است . اما برخی ازآنها بر آن تاکید می کنند و برخی دیگر آن را نادیده می گیرند.(Attardo,2001:24)
هدف : فرد ، شی ء یا عقیده ای است که مورد استهزا قرار می گیرد . هدف در واقع هدف جک است.اگر جکی خصمانه نباشد و فرد یا گروه یا عقیده ای را مورد استهزا قرار ندهد ، این متغیر در جک تهی خواهد بود.(Ibid:23)
شیوه ی روایت : شیوه ی روایت می تواند به صورت معما ، پرسش و پاسخ و یا داستانی باشد. شیوه ی روایت همچنین مسئول حذف اضافاتی درجک است که غیر ضروری است ومانع غافلگیری درجک می شوند.(Ibid )
آروما تقسیم بندی از انواع شیوه ی روایت ارائه می دهد:
توصیفی : که شامل داستانی ، تفسیری (توضیحات کناری در مورد شخصیت ها و موقعیت )و یا ترکیب این دو مورد می شود.
دیالوگ (پرسش و پاسخ ): که شامل مونولوگ ، دیالوگ ، افکار (صحبت با خود درونی )، متن(نقاشی دیواری، منو) و یا ترکیب این موارد می شود.
توصیفی – دیالوگی : که از ترکیب دو گروه اصلی به وجود می آید. (Aromaa,2011:99)
زبان : این بخش تنها به کلمات و نحو جملات پرداخته نمی شود بلکه به این موضوع که چگونه اجزای مختلف جک سازماندهی می شوند نیز پرداخته می شود و زبان به کار رفته شده در جک از نظر ارتباط آن با طنز بررسی می شود . (Attardo,2001:22)
2-3 مبانی عملی تحقیق :
زمانیان (1386 )در پژوهش خود تحت عنوان “نقش ابهام درلطیفه های زبان فارسی ” ، ابهام زبانی(نحوی – واژگانی ) در جک های گفتاری زبان فارسی را طبق نظریه ی معناشناختی ویکتور راسکین مورد بررسی قرار می دهد و در نهایت مشخص می کند که ازبین انواع ابهام ،نوع ابهام واژگانی بیشترین نقش و ازبین انواع ابهام واژگانی ، چند معنایی سهم بیشتری دارد.
شریفی و کرامتی یزدی (1388 : 128) به بررسی طنز منثوردر برخی از مطبوعات رسمی کشور بر اساس نظریه ی عمومی طنز کلامی پرداخته اند و این نتایج به دست آمده است :”این تحقیق نشان می دهد که این نظریه برای تحلیل متون طنز منثور فارسی قابل استفاده می باشد . “
سپس به تحلیل متغیرها در طنز مطبوعات می پردازند و ادامه می دهند:
“تقابل انگاره در همه ی متون وجود داشت و برخی از متون طنز دارای چندین تقابل انگاره بودند . بنابراین وجود تقابل انگاره به عنوان یکی از ویژگی های متون طنز مطبوعاتی در کشورمان قلمداد می شود .
مکانیسم منطقی نیز در همه ی متون طنز مورد بررسی وجود داشت و به نظر می رسد این ویژگی نیز از مهمترین عوامل به وجودآمدن طنز در زبان فارسی است . برخی از پرکاربردترین مکانیسم های منطقی متون مورد تحلیل در این پژوهش عبارتند از:استدلال نادرست از مقدمات اشتباه؛ ربط دادن عمدی چیزهای ظاهراً نامرتبط به یکدیگر؛تغییر و اغراق در یک داستان قدیمی؛ مخلوط کردن قصه ی شخصیت های چندداستان مشهورقدیمی؛ استفاده از تکنیک ضد اوج؛ اغراق؛ حاضرجوابی؛ آوردن پیش زمینه های یکسان برای دوچیز یا دو فرآیند متفاوت؛ ربط دادن چیزی به چیزهای ظاهراً نامرتبط؛ و تضاد بین شعار و واقعیت.
موقعیت، در متون مورد تحلیل شامل موارد متعددی می شد، اما این متغیر در متون طنز، همیشه به مکان یا شرایط خاصی اشاره نمی کرد ودر بسیاری از متون، موقعیت همان بافت ،متن بود.”(همان)
هدف که یکی از متغیرهای اختیاری پایه در نظریه عمومی طنز کلامی است، تقریباً در نیمی از متون مورد بررسی دارای ارزش تهی بود. یعنی این متون ،هدف نداشتند و کسی یا کسانی را به طور مشخص مورد حمله قرار نداده بودند. این امر قطعاً نمی تواند به حساب تصادف گذاشته شود. آیا این امر می تواند ناشی از ویژگی کلی گویی ایرانی باشد یا مسئله مربوط به رودربایستی های معمول ایرانی است که مانع از اظهار نظرهای صریح و نقد افراد می شود یا اساساً دلیل اصلی چیزی دیگر است؛ مثلاً میزان آزادی طنزپردازان در بیان عقایدشان و حد مجاز یا خط قرمزهای طنزپردازی در مطبوعات جامعه ما. شاید هم باید همه عوامل فوق را دراین زمینه مؤثر دانست. “(شریفی ، کرامتی یزدی ، 1388:128)