دانلود پایان نامه

نظریه های رهایی ابراز می کنند که طنز ، آزاد شدن تنش و انرژی روانی است یا اینکه طنز موجب رهایی یکی از حالت های خویشتن داری، قواعد و قوانین است.تاثیرگذارترین طرفدار نظریه ی رهایی ، مسلما فروید 1905 است. از دیگر محققان معاصر نظریه ی رهایی می توان از فرای 1963 و میندوس 1971 نام برد. (Attardo,1994:50)
هرچند که طبقه بندی های دیگری علاوه براین طبقه بندی ها نیز وجو دارد . از جمله مینسکی نکاتی در مورد اینکه طنز باید از منظر دانش هوش مصنوعی و شناختی مورد بررسی قرار بگیرد ابراز می کند و به تصحیح نظر فروید می پردازد که معتقد بود که طنز از گیرنده هایی از مغزما نشات می گیرد که مسوول کنترل افکارواحساسات نامناسب هستند.مینسکی پیشنهاد می کند که جک ها،مثال هایی گویا از منطق معیوب هستند که انسانها را قادر می سازند تا گیرنده های استدلال خودرابا شیوه ای نسبتا بدون درد ، مورد پالایش قرار دهند. مینسکی در مورد ساختار درونی بذله گویی حقیقی چیز زیادی نمی گوید .(Minsky,1986:274-281)
ریچی می گوید : بسیاری از این نظرات همزمان می توانند درست باشند . شاید عامل اصلی برای ایجاد طنز خصومت باشد ولی ابزارهای متفاوت کلامی مانند ابهام به تحقق آن کمک می کنند. (Ritchie,2004:15)
2-1-8-1 نظریات معاصر زبانشناسی در باب طنز :
تا سال 1985 که راسکین به عنوان اولین زبانشناس توانست به لحاظ معنی شناسی و کاربردشناسی ساختار طنز را تحلیل کند ، هیچ نظریه ی کاملی در باب تحقیقات طنز در حوزه ی زبانشناسی وجود نداشت . راسکین تعریف جدیدی از کاربردشناسی ارائه می کند و در نظریه اش جنبه ی معنی شناختی و کاربردشناختی را با هم ترکیب می کند . او اعتقاد دارد که برای یک نظریه ی کامل زبانشناختی طنز ، در نظر گرفتن هردو جنبه ی معنی شناسی و کاربرد شناختی الزامی است و نظریه اش ر ا براین دوپایه استوارمی کند. ( شریفی ، کرامتی یزدی ،1389 )
راسکین درسال 1985 در کتاب مکانیسم های معنایی طنز ساختار پیچیده و اجزای نظریه ی انگاره ی معنایی طنز را معرفی کرد . او در این کتاب ، بیان می کند “یک نظریه ی زبانشناختی طنز باید این حقیقت را که برخی متن ها خنده دار هستند و برخی دیگر خنده دار نیستند ، توجیه کند و ویژگی های زبان شناختی خاص این متون را بررسی نماید . “(Raskin,1985:81)
این نظریه ی راسکین طوری طراحی شده است که در مورد سه گروه نظریات طنز بی طرف باشند . این نظریه با بیشتر نظریه های نشات گرفته از سه گروه نظریات (ناهمخوانی ، خصومت ، رهش ) قابلیت رقابت دارد. (Taylor,2004:12-13)
مفهوم محوری در نظریه ی معنایی راسکین مفهوم تقابل انگاره بود. انگاره ها و قالب ها در اوایل دهه ی 80 میلادی توسط نظریه پردازان مطرحی چون فیلمور و زبان شناسان متنی اروپایی ، برای نشان دادن مجموعه های گسترده ای از اطلاعات مرتبط با عناصر واژگانی ، به کارگرفته می شدند اما پس از آن به دلیل تغییر مسیر مطالعات زبانشناختی ، چندان مورد توجه آنها واقع نشد . راسکین با امانت گرفتن این مفهوم ، از آن در مطالعات زبانشناختی طنز استفاده کرد . البته انگاره در نظریه ی راسکین واژه ی شاملی بود که قالب و طرحواره را هم دربر می گرفت . (شریفی ، کرامتی یزدی ،1388 )
راسکین هدف نظریه ی معنایی خود را دستیابی به مجموعه ی شرایط لازم و کافی برای خنده دار بودن یک متن می داند و معتقد است این مجموعه شرایط می تواند پاسخگوی این سوال باشد که چه ویژگی هایی در متن می تواند باعث خنده دار شدن آن بشود . (Raskin,1985:81)
فرضیه ی اساسی راسکین در نظریه ی انگاره ی معنایی طنز را می توان اینگونه خلاصه کرد :
یک متن می تواند به عنوان یک متن طنزآمیز شناخته شود اگر دو شرط زیر را داشته باشد :
1-تمام متن یا بخشی از آن با دو انگاره ی در تقابل مثل واقعی در برابر غیر واقعی مطابقت داشته باشد .
2-این انگاره ها که متن با آنها مطابقت دارد ، باید با یکدیگر متفاوت یا متناقض باشند.
بنابراین،مجموعه ی این دو شرط به عنوان شرایط لازم و کافی برای خنده داربودن متن در نظرگرفته می شوند . (Raskin,1985:81)
از نظر راسکین مخاطب لطیفه ، زمانی معنای اصلی متن طنزآمیز را می فهمد که اولا از قبل بداند که کسی می خواهد لطیفه تعریف کند ( تا متن را در همان راستا توجیه کند ) و دوم اینکه میان اجزای لطیفه تضادی ببیند. به اعتقاد راسکین ، مخاطب لطیفه بر اساس پیشینه ی فرهنگی خود از تمام مظاهر فرهنگی ، الگویی در ذهن دارد ، ولی انتظار او تحقق نمی یابد و اتفاق دیگری می افتد . (اخوت ، 1371 :30 )
مفهوم انگاره در نظریه ی راسکین ، مفهومی پایه ای است و راسکین این مفهوم را برای اشاره به موارد زیر به کار می برد :
مقادیر قابل توجهی از اطلاعات معنایی که پیرامون واژه وجود دارد یا توسط واژه برانگیخته می شود .
ساختارشکنی که توسط سخنگوی زبان درونی شده و نمود دانش سخنگوی بومی از بخش کوچکی از عالم است .
دانش درونی شده از عادات جاری معین و روال های استاندارد وموقعیت های اصلی ،شرایط وشیوه ی انجام یک عمل و غیره که بیانگر مفهوم انگاره در معنای عام است وفرد می تواند درچنین انگاره هایی با تمام اعضای یک جامعه ی زبانی سهیم باشد .
انگاره های فردی که توسط تجربیات و پیش زمینه های شخصی تعیین می شوندوانگاره های محدود که سخنگو در آنها با یک گروه کوچک ، اعضای خانواده ، همسایگان ، همکاران و … نه با تمام سخنگویان بومی یک جامعه ی زبانی مشترک است . (Raskin,1985:81)
راسکین همچنین به این نکته اشاره می کند که هر انگاره ، ” از نظر فنی ، نموداری است که دارای گره های واژگانی است و پیوند های معنایی بین این گره های واژگانی برقرار است . (Hempelmann,2000:81)
در نظریه ی راسکین تقابل انگاره ای می تواند بر مبنای کاربرد موقعیت ها ، بافت ها و یا تضاد موضعی شکل بگیرد .بنابراین می توان آن را با استفاده از قواعد ترکیب در پیوندهای معنایی تعریف و دنبال کرد . این نوع تقابل، حتما ماهیتی دوگانه دارد . راسکین اشاره کرده است که تقابل پایه بر سه
نوع است : واقعی در مقابل غیر واقعی ، عادی در برابر غیرعادی ، ممکن در مقابل غیرممکن .این سه نوع ، در حقیقت سلسله مراتبی را بر اساس دو گونه ی تقابل حقیقی در مقابل غیر حقیقی شکل می دهند که در بسیاری از جفت های متقابل در انگاره های متعدد نمود پیدا می کند . (Hempelmann,2000:31)
راسکین معتقد است هر جفت انگاره ی در تقابل ، لزوما خنده دار نیستند. باید چیزی و جود داشته باشد که دو انگاره ی در تقابل را به هم مربوط کند. آن چیز ، از نظر راسکین همان محرک تغییر انگاره است که اوج لطیفه به شمار می آید . راسکین در لطیفه های ساده دونوع محرک تغییر انگاره را باز می شناسد یکی ابهام و دیگری تناقض . (Ibid)
ریچی می گوید : نظریه ی انگاره ی معنایی طنز (SSTH) بیان می کند که مفهوم یک جک می تواند به عنوان یک انگاره بررسی شود که این انگاره وضعیت شکل گرفته دانش ما در مورد برخی موقعیت ها یا فعالیت ها است . یک جک شامل یک بخش اصلی می شود که در این بخش ، امکان دو تفسیر وجود دارد که این دو تفسیر ، هردو می توانند به متن جک مرتبط باشند ، هرچند که یکی از این تفسیرها واضح تر است و به طور طبیعی توسط خواننده / شنونده درک می شود و به تفسیر دیگر ، خواننده /شنونده در ابتدا بی توجه باقی می ماند . در بخش پایانی جک ، به صورت ناگهانی و به حالت تعجب آوری توجه خواننده/شنونده به تفسیر دوم جلب می شود.
درSSTH اگر یک متن ،جک است باید این دو انگاره به نوعی متضاد باشند .این تضادها عبارتند از :
واقعی در برابر غیر واقعی / عادی در برابر غیرعادی / ممکن در برابر غیرممکن . سپس هریک از این سه نوع تضاد به تضاد خاص تری مثل جنسیت/ عدم جنسیت یا خوب /بد تقسیم می شوند. (Ritchie,2004:70)