دانلود پایان نامه

در فصل اول ، همانگونه که پیشتر ارائه گردید، به معرفی موضوع و بیان مساله ،اهمیت تحقیق ، سوالات و فرضیات تحقیق ، تعریف کلیدواژه ها و محدودیت های تحقیق پرداخته شده است .
در فصل دوم ،در ابتدا ، به پیشینه ی تاریخی طنز پرداخته شده و مطالعات طنز از دوره ی یونان باستان تا عهد رنسانس مورد بررسی قرار گرفته است . سپس نظریات معاصر در باب طنز ارائه شده است . در بخش دیگر تاریخچه ی مطالعات طنز در ایران بررسی شده است و سپس در بخش مبانی
نظری ، یکی از این نظریات معاصر یعنی نظریه ی عمومی طنز کلامی که اساس کار این پژوهش را شکل می دهد به صورت مبسوط مورد مطالعه قرارگرفته است . در بخش مبانی عملی نیز برخی پژوهش های انجام شده در باب طنز و بویژه جک ها و نتایج حاصل از این پژوهش ها ارائه گردیده است .
در فصل سوم به نحوه ی جمع آوری داده ها پرداخته شده و مراحل انجام کار و روش تحقیق توضیح داده شده است .
در فصل چهارم صد جک مورد بحث این پژوهش ارائه شده اند و برای هر کدام ، هریک از شش متغیرنظریه ی عمومی طنز کلامی ، به طور جداگانه مورد مطالعه قرار گرفته است و میزان فراوانی هریک با نمودار مشخص شده است .
در فصل پنجم نتایج به دست آمده از تحقیق براساس سوالات و فرضیه های تحقیق ، ارائه شده اند و کاربردهای این تحقیق توضیح داده شده و پیشنهاداتی برای پژوهش های آتی نیز ارائه گردیده است .
فصل دوم
پیشینه و مبانی نظری تحقیق
2-1پیشینه ی تاریخی طنز :
2-1-1مقدمه:
طنز یک پدیده ی پیچیده ی چند وجهی است همان گونه که کاستلر می گوید : طنز تنها زمینه ی فعالیت خلاق است . جایی است که یک محرک با پیچیدگی زیاد یک پاسخ دقیقا تعریف شده در سطح عکس العمل های روانشناسی دارد .(Koestler,1964:31)
ریچی جک را متن کوتاهی می داند که برای یک گروه فرهنگی قابل تشخیص باشد. یک عکس العمل جالب در خواننده یا شنونده ایجاد کند (همانگونه که هدف اصلی آن است ) و نوعا قابل تکرار در بافت های گسترده ای باشد.) Ritchie,2004:15 (
به نظر می رسد که برای بسیاری از افراد وجود حوزه ی مستقلی در باب تحقیقات طنز ، موجب شگفتی است، اما در واقع مطالعه ی طنز ، تاریخ طولانی و برجسته ای دارد که با افلاطون و ارسطو آغاز می شود .( Attardo,2008a:1203)
طنز مدت زمان درازی است که مورد مطالعه قرار گرفته است .در ابتدا توسط فلاسفه و متعاقبا توسط منتقدان ادبی و مقاله نویسان و اخیرا توسط روانشناسان ، جامعه شناسان و زبانشناسان . این میراث طولانی اندیشه و بحث موجب تولید توده ای از نظرات ، پیشنهادات و ادعاهایی درمورد طبیعت طنز شده است .( Ritchie,2004:11)
از لحاظ تاریخی ، پژوهش در باره ی چیستان ، مقدم بر پژوهش در مورد طنز به طور اعم و لطیفه ، به طور اخص است . در واقع قبل از اینکه زبانشناسان به متون طنز آمیز توجه کنند ، ابتدا چیستان و ساختار آن توجه شان را به خود جلب کرد . (Pepcello&Weisberg,1983:61)
به طور کلی تاریخچه ی بررسی های زبانشناختی طنز را می توان به یونان باستان نسبت داد . گرچه در آن دوران ، زبان شناسی به عنوان یک دانش مجزا وجود نداشت ، اما فلاسفه و نظریه پردازان ادبی به طنز توجه داشتند و جنبه های زبانشناختی آن را مورد توجه قرار می دادند .با دنبال کردن پژوهش های مختلف مرتبط با طنز در زبان یونانی و لاتین ، تا زمان بررسی گسترده ی کوئینتیلیان پیرامون طنز ، می توان به این نتیجه رسید که در آن دوران عقاید گسترده ای پیرامون طنز مطرح شده بود است که بیشتر آنها بر موضوع تناسب تاکید داشته اند . قرون وسطی دوران شاد و مفرحی نبود و به تبع ان هیچ اثر بنیادی و جدی در مورد طنز در این دوره خلق نشد ، اما در دوران نوزایی ، در ایتالیا در حدود قرن 16 میلادی ،برخی نظریات جدید درباره ی طنز مطرح شد . نظریات طنز در دوران نوزایی بیشتر بر ماهیت ادبی طنز ، به ویژه در نمایشنامه ها تاکید داشتند . (Attardo,2008b:103)
در اینجا به تفضیل به پیشینه ی پژوهش های طنز می پردازیم :
2-1-2طنز در یونان باستان :
افلاطون :
افلاطون ، طنز را یک احساس ترکیبی برا ی روح می داند ، آمیخته ای از لذت و درد. (Piddington,1933:152-221)
متن زیر از فیلبوث نظر افلاطون را کمی روشن تر می کند. افلاطون به نقل از سقراط می نویسد :
“این طور به نظر می رسد که زمانی که به حرکت مسخره ای از دوستمان می خندیم ، لذتی را با درد همراه کرده ایم ، زمانی که ما آن را با رشک ورزیدن می آمیزیم و از آنجا که ما همه اتفاق نظر داریم که رشک ورزیدن دردی است برای روح وخنده احساسی است از سرلذت، پس این دو همزمان برای رخدادی صورت پذیرفته اند.” ( Attardo,1994:18)
در فیلبوث ، افلاطون نظر خود را درباره ی مفهوم “خوب “این گونه ارائه می دهد ، که مفهومی است ، ترکیبی و به دور از هر گونه افراط. متونی که درباره ی طنز وجود دارند ، از احساسات گوناگونی نظیر عصبانیت و سرخوردگی سخن گفته اند. افلاطون طنز را در مقوله ی مسخرگی قرار می دهد. بی شک مسخرگی از نگاه افلاطون به دنیای اهریمنی مربوط می شود. افلاطون در کتاب جمهوری،خنده را در فهرست اعمالی قرارمی دهد که از طرف جامعه مردود واقع می گردد چرا که نوعی شکست روح به شمارمی آید .(Attardo,1994:19)
کیت اشپیگل (1972) معتقد است که افکار افلاطون پیش نمونه ای از نظریه ی دو گانی می باشد . براساس این نظریه طنز از دریافت دو احساس متقابل پدید می آید .(Keith-Spiegel,1972)
ارسطو :
اثر اصلی ارسطو در حوزه ی کمدی کتاب بوطیقا است .ارسطو می گوید : کمدی تقلیدی است فرومایه از انسان ، فرومایه یا بد ، نه به خاطر هرگونه خطایی ، بلکه به این دلیل فرومایه که به نوعی مسخرگی است که زشت می باشد .مسخرگی چیزی اشتباه یعنی امری نافرم و بد شکل است که هیچ ضرر و دردی ندارد ، مثلا ماسکی که ما را به خنده وا می دارد یک چیزی است که زشت است و هم اینکه از شکل طبیعی دور است که در عین حال هیچ ضرری ندارد. ( Attardo,1994:14-60)
تعریف ارسطو همانند افلاطون به نوعی نگرش برتری جویی است . در تعریف ارسطو می توان رد پای تاثیرات تفکر افلاطونی را دنبال کرد که طنز را در قالب زشتی مجسم می کند و اینکه بر بی ضرری خنده تاکید می کند. (Ibid)