دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

تکرار موثر است، واجب است تکرار کند.
اگر بداند یا احتمال دهد، که نهی او در حضور جمع موثر است نه تنهایی، اگر انجام دهنده، آن عمل را بطور آشکار انجام می‌دهد جایز بلکه واجب است او را در جمع نهی کند و اگر چنین نیست بنا بر احتیاط واجب جایز نیست(جوادی آملی سید محمد حین، 1385)

2-9- مراحل امر به معروف و نهی از منکر
2-9-1- فردی
در این مرحله، هر کس با رعایت‏شرایطی همراه با حسن نیت و به تنهایی ناظر اعمال برادران و خواهران مسلمان خویش است(صافی گلپایگانی لطف الله ،1375 ،چاپ دوم)
2-9-2- جمعی
در این مرحله امت‏به طور دسته جمعی برای از بین بردن نابسامانی‏هایی که باعث آلودگی اجتماع می‏شود، قیام می‏کنند; بدیهی است که در انجام این دو فریضه مهم، ابتدا باید خدا را در نظر داشت و از افراط و تفریط دوری کرد، سپس با حسن نیت و شیوه‏ای متین، با رافت و مهربانی، به صلاح و خیر رهنمون کرد و دل‏ها را با یک‏دیگر نزدیک نمود
بی‏گمان انسان از ا بتدای آفرینش همواره به دنبال مدینه‏ای فاضله بوده، راه‏های ناشناخته و دشوار را آزموده و برای رسیدن به آرمان شهر دست‏به تلاش‏هایی زده است که زاییده نیازهای فطری اوست. در نظام‏های سیاسی جهان، عده‏ای خاص مامور اجرای قوانین بوده و بر چگونگی اجرای آن نظارت داشته‏اند و دارند، اما در نظام سیاسی اسلام، علاوه بر برگزیدگان جامعه و نظارت آنان، هر فرد مسلمانی وظیفه دارد به انجام قوانین اسلامی پای‏بندی نشان داده و نسبت‏به تمام طبقات جامعه، احساس مسئولیت داشته باشد (نراقی ملا احمد ،1354، ص 394 – 395).
2-10- اقسام امر به معروف و نهی از منکر
منظور شارع از امر به معروف و نهی از منکر و اقسام آن: امر به معروف که در نزد همه فقها به عنوان واجب تلقی شده و شبهه ای در وجوب آن نیست، فقط در احکامی است که واجب باشد و مستحب شامل امر به معروف وجوبی نمی شود، گرچه درقالب معروف اصطلاحی قرار می گیرد. هم چنانکه نهی از منکر وجوبی، فقط در احکامی تصور می شود که حرام باشد و در مکروه، آن نهی از منکر اصطلاحی فقهی منظور نظر نیست. گرچه در احکام دین به تمام واجبات و مستحبات معروف، و به تمام محرمات و مکروهات، منکر اطلاق شده است، اما دراحکام مستحبی و مکروه امر به معروف و نهی از منکر مستحب است نه واجب(نوری همدانی،1354)
2-11-شرایط وجوب امر به معروف و نهی ازمنکر
همان طور که در واجب بودن «امر به معروف و نهی از منکر» و ضرورت آن هیچ گونه تردیدی وجود ندارد و آیات شریفه قرآن، روایات اهل بیت (ع) و اقتضای دلیل عقلی، وجوب آن را به اثبات می رساند، در عین حال، انجام این فریضه، شرائط خاص خود را طلب می کند که فقها، برای وجوب آن، شرایط متعددی را ذکر کرده اند. (موسوی خمینی، ج ۱، ص ۴۷۹ – ۴۸۱)
2-11-1- شناخت معروف
اولین شرط از شرائط وجوب امر به معروف و نهی از منکر، شناخت معروف و منکر است. کسى که شناختى از معروف و منکر ندارد، چگونه مى‏تواند دیگرى را به آن هدایت کند و یا از آن باز دارد؟ بیش‏تر مشکلات نیز ناشى از جهل به معنا و مصداق معروف و منکر است و چه بسا بر اثر ناآشنایى با مصادیق این‏ دو، کسانى امر به منکر و نهى از معروف کرده‏اند و خود را برحق پنداشته‏ اند. از این‏ رو بیش‏تر فقیهان تصریح مى‏کنند که آمر به معروف باید خود معروف را بشناسد، تا آن که امر به منکر و نهى از معروف نکند،تا از اشتباه در انکار، ایمن ماند.
از این ‏رو شاید نیازى به ذکر این شرط نباشد؛ چرا که امر به معروف؛ یعنى امر به معروف نه چیز دیگر، و نهى از منکر، یعنى نهى از منکر و بس. با این همه در فرهنگ دینى اسلام، بر این شرط تأکید فراوانى شده است که در این جا مختصرا به آن پرداخته می شود. (شهید اول، ج ‏۲، ص  ۴۱5- ۴۱4)
لیکن از این نکته بدیهى، امام على (‏ع) از رسول ‏خدا (ص) نقل مى‏کند که ایشان فرمود: تنها کسى امر به معروف و نهى از منکر مى‏کند که این سه صفت در او باشد: «بداند ‏چه امر مى‏کند، دانا باشد و از آن ‏چه نهى مى‏کند، آگاه باشد و از حدود (احکام و قوانین) الهی مراقبت و پاسداری نماید …»
بسیارى غفلت کرده‏اند؛ تا آن ‏جا که امام از کسانى که منکر را معروف، و معروف را منکر مى‏پندارند، گله مى‏کند و از آنان به خدا پناه مى‏برد. این‏گونه افراد، به سبب آن‏که در مسائل دینى خویش، سنت پیامبر (ص) را کنار گذاشته و از پیروى او شانه خالی کرده اند، در تاریکى ‏هاى شبهات گام مى‏زنند و هر چه را بشناسند، معروف، و آنچه را نشناسند، منکر مى‏پندارند و در حقیقت خود را معیار معروف و منکر قرار مى‏دهند.
حضرت علی (ع) می فرماید: «جهل به معروف و منکر، نتیجه آن است که هر کس خود را پیشواى خویش دانسته است و بدین ‏ترتیب در این زمینه به اجتهاد خود متکى است»
از دیدگاه امام (ع)، شناختن معروف و منکر از ضروریات اجراى این فریضه است. اما مشکل اصلى آن است که غالبا شناخت نادرستى از این‏ دو مفهوم ایجاد می شود و گاه منکر، معروف و معروف، منکر ‏پنداشته می شود. این واژگونى در نظام ارزشى معروف و منکر، زاده آن است که افراد به جاى آن‏که پیرو پیامبر (ص)،  قرآن و دنباله ‏رو جانشینان ایشان باشند، خود را مقیاس معروف و منکر مى ‏پندارند و براساس دریافت ‏ها و پنداشت‏ هاى خویش عمل مى‏کنند. این تلقى معکوس و غلط، گاه چندان پابرجا مى‏شود، که حتى ممکن است نزدشان معروف از منکرى ناشناخته ‏تر باشد. ( نهج‏البلاغه، خطبه، ۸۸)
این پیامد، فراورده خودمحورى و خودمدارى افراد و جامعه است و هنگامى پدیدار مى‏شود که جز آنچه را خود به رسمیت مى‏شناسند و جز دانسته‏هاى خود را، دانش نمى‏دانند .
امام خمینی در این باره می فرماید: «آنچه را خود نپذیرد، علم به‏حساب نیارد و جز شیوه خود، شیوه دیگرى را به رسمیت نشناسد».حاصل این نوع نگرش، انحطاط علمى و اخلاقى جامعه و بسته بودن آن بر روى هر نوع اندیشه مبتنى بر سنت نبوى و مسلک علوى است.از این مسئله به نکته دیگرى مى‏رسیم که فقیهان بر آن بسیار ـ و به‏جا ـ تأکید کرده‏اند و آن این‏که امر به معروف و نهى از منکر، باید در امور مسلم و قطعى دینى باشد، نه در امور اجتهادى؛ براى مثال اگر مجتهدى روزه گرفتن را در سفر مجاز دانسته باشد و مکلفى به تقلید از او در سفر خود روزه بگیرد، دیگرى نمى‏تواند این کار را منکر دانسته، او را نهى کند. بسیارى از بدفهمى‏ها و برداشت‏هاى ناصواب نتیجه بى‏توجهى به این نکته ظریف است. هیچ‏کس نباید و نمى‏تواند، خود را ملاک و مقیاس معروف و منکر بپندارد و جز در امور قطعى و مسلم، همواره باید احتمال دهد که آنچه را منکر مى‏پندارد، معروف باشد؛ همان‏گونه که عکس آن نیز صادق است.امام على‏ (علیه السلام) که خود معیار حق و حقیقت و از سرچشمه وحى سیراب شده بود، این نکته را همواره رعایت مى‏کرد و در مواردى که مسئله قطعى به نظر نمى‏رسید، افراد تحت حاکمیت خود را مجاز مى‏دانست تا طبق نظر خود رفتار کنند. نمونه این مسئله در جنگ صفین رخ داد:
«از نظر امام وجود معاویه در مسند قدرت، از مصادیق بارز منکر بود و مسلمانان موظف بودند که این منکر را از جامعه بزدایند و در نتیجه جنگ با او و خلع ید از او بهترین نمونه نهى از منکر به‏شمار مى‏رفت، اما پاره‏اى مسلمانان در این مورد تردید داشتند. از آن‏جا که نصى در این زمینه وجود نداشت، آنان درباره اجتهاد امام و تشخیص او مردد بودند و گاه این تردید را آشکار مى‏ساختند و از حضور در جنگ پرهیز مى‏کردند. امام نیز هر چند حقیقت را آشکار مى‏دید و خود را برحق و معاویه را بر باطل مى‏دانست، به این آزادى در تردید احترام مى‏گذاشت و اجازه مى‏داد که هر کس در این باب درنگ و تردید کند و آنچه را صلاح مى‏داند، پیش گیرد.»
نکته دیگر درباره شرط علم، آن است که آیا کسب علم براى امر به معروف واجب است یا خیر . به تعبیر فنى و اصولى آن، آیا علم براى امر به معروف و نهى از منکر، شرط وجوب است، یا شرط واجب. براى مثال: آیا علم همچون استطاعت نسبت به حج است که هرگاه حاصل شد، حج بر مکلف واجب مى‏شود و تحصیل استطاعت واجب نیست، یا آن‏که همچون طهارت براى نماز به‏ شمار مى‏رود، که باید آن را کسب کرد و نمى‏توان به عذر بى‏ طهارتى نماز را فرو گذاشت. به سخن دیگر امر به معروف بر شخص جاهل واجب نیست، یا آن که جاهل نیز مکلف به کسب علم و سپس امر به معروف است؟ تفاوت قضیه آن‏جا آشکار مى‏شود که اگر علم با شرط وجوب دانسته شد، عملا این فریضه از گردن بسیارى افراد ساقط مى‏شود و افراد زیادى از شمول حکم خارج مى‏ شوند و این با فلسفه اصلى این فریضه سازگار نیست. اما اگر گفته شد که این شرط، شرط واجب است، در آن صورت بر عالمان (عالمان معروف و منکر)، بالفعل واجب است و افراد جاهل نیز مکلفند تا معروف و منکر را بشناسند و به اجراى این فریضه بپردازند.برخى فقیهان، همچون شهید اول، علم را شرط وجوب دانسته و آن را از جاهلان ساقط شمرده‏اند. حال آن‏که دیگرانى چون شهید ثانى در چند و چون این شرط مناقشه کرده و آن را شرط واجب و لازم‏ التحصیل شمرده‏اند.( شهید اول، ج ‏۳، ص 102- 101)
از فقهاى معاصر نیز امام خمینى، این شرط را، شرط واجب شمرده و همگان را مکلف به کسب آن کرده و فرموده است: «آموختن شرایط امر به معروف و نهى از منکر و موارد وجوب و عدم آن، واجب است»، با توجه به جایگاهى که امر به معروف و نهى از منکر در نظام فکرى امام على‏ (ع) دارد و آن همه تأکیدات ایشان بر اجراى این فریضه و اهمیت آن، (که به آنها اشاره شد)، به نظر مى‏رسد که ایشان هیچ شرطى را براى تعطیل آن موجه نمى‏شمارد و مى‏کوشد تا زمینه رشد و گسترش این فریضه فراهم آید(موسوی خمینی ،تحریر الوسیله ،ج 1 ، ص 479).
2-11-2-شرط دوم احتمال تاثیر امر و نهی
دومین شرط از شرائط وجوب امر به معروف و نهی از منکر، احتمال تأثیر امر و نهی است. فریضه امر به معروف و نهی از منکر، برای توسعه و بسط احکام الهی و جامه عمل پوشاندن به دستورات دینی در جامعه اسلامی و پرهیز از عمل به زشتی ها واجب شده است؛ بنابراین، باید اقدام به آن مثمر ثمر بوده و در عمل مفید فایده باشد؛ باید فرد آمر و ناهی احتمال تأثیر بدهد؛ و گرنه اگر علم و یا اطمینان به عدم تأثیر داشته باشد، عمل به فریضه، واجب نخواهد بود. البته سقوط این فریضه، تنها به صورتی منحصر است که علم یا اطمینان به عدم تأثیر باشد و با ظن و گمان به عدم تأثیر، هر چند قوی باشد، وجوب فریضه ساقط نخواهد شد ،همچنین اگر برای تحت تأثیر قرار دادن شخص برای پذیرش عمل به معروف و ترک منکر، لازم باشد تا مقدمتاً از باب نصیحت، او را موعظه و ارشاد نمود، این مقدمه نیز واجب می شود. حتی اگر در موردی خود امر و نهی تأثیر گذار نباشد، اما نصیحت و موعظه بتواند طرف را متأثر کند، همین اندازه نیز واجب خواهد شد. در صورتی که فرد عامل با یک بار امر و نهی متنبّه (آگاه) نشود و نیاز به تکرار امر و نهی باشد، این گونه تکرار نیز واجب است. ممکن است که شخصی تنها در صورتی آمادگی عمل به معروف و ترک منکر را داشته باشد، که او را در جمع و در پیش دیگران امر و نهی کرد. در این صورت، امر به معروف و نهی از منکر نه تنها واجب نیست، بلکه برای پرهیز از هتک حیثیت طرف، جایز هم نخواهد بود؛ مگر مواردی که شخص به صورت آشکار و در ملأ عام معروفی را ترک و یا منکری را مرتکب شود.( موسوی خمینی، ج ۱، ص ۴۴۴)

اگر مواردی پیش آید که امر و نهی مستقیم، شخص را به عمل به معروف و نهی از منکر وادار نکند، اما در فرد دیگری که ناظر ماجرا است، تأثیر بگذارد، طوری که اگر شخص دوم را نیز مستقیماً امر و نهی می کرد، تأثیر گذار نبود؛ در این صورت واجب است فرد نخست را امر و نهی نمود، تا شخص دوم متنبه شده و به وظیفه اش عمل نماید.همچنین اگر انسان بداند که سخن خودش مؤثر نیست، اما اگر فردی بزرگ تر، شخص را امر و نهی کند، مؤثر خواهد افتاد، لازم است که به فرد بزرگ تری بگوید که او را امر و نهی کند.( موسوی خمینی، ج ۱، ص 445)
همه مواردی که ذکر شد، در صورتی است که عمل به این فریضه، موجب ارتکاب حرام دیگر و یا ترک واجب دیگری نشود؛ یعنی اگر تأثیرگذاری امر به معروف و نهی از منکر منوط به این است که انسان خود به حرامی دچار شود و یا واجبی را ترک کند، این فریضه واجب نخواهد بود؛ مگر در صورتی که مورد به گونه ای باشد که شارع مقدس به هیچ عنوان به تخلف از آن رضایت ندارد، مثل کشتن نفس محترمه که باید و به هر صورتی که ممکن است، از آن جلوگیری کرد؛ حتی اگر موجب ارتکاب حرام دیگری چون ورود به خانه شخص بدون اجازه باشد.( موسوی خمینی، ج ۱، ص 446)
2-11-3- شرط سوم استمرار عمل به معصیت
سومین شرط از شرائط وجوب امر به معروف و نهی از منکر، استمرار عمل به معصیت و یا ترک واجب است. از جمله شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر، این است که فرد عمل کننده، بر تکرار عمل به منکر و یا ترک واجب اصرار داشته باشد؛ یعنی وقتی یک بار معصیت از او صادر شد، قصد انجام آن را برای بار دوم هم داشته باشد. در این صورت است که امر و نهی او واجب می شود،. اما اگر بعد از ارتکاب بار اول، تصمیم به ادامه دادن آن را نداشته باشد، وجوب امر و نهی ساقط خواهد شد. همچنین اگر شخصی هنوز گناهی مرتکب نشده است، اما علم یا اطمینان حاصل شود که می خواهد اقدام کند، لازم است او را از انجام آنچه اراده کرده است، نهی نمود.در مقابل نیز لازم نیست که تصمیم بر عدم تکرار معصیت را اظهار و ابراز کند؛ بلکه اگر انسان به هر طریقی از تصمیم بر عدم استمرار بر گناه شخص آگاه شود، نهی از منکر واجب نخواهد بود.البته لازم است توجه شود که امر کردن شخصی به توبه از معصیتی که از او صادر شده است، با نهی کردن او از منکری که مرتکب شده است، متفاوت است؛ یعنی ممکن است کسی از گناهی که کرده، توبه و استغفار نکرده، اما تصمیم بر ارتکاب مجدّد هم نداشته باشد، در این صورت نهی از منکر کردن او واجب نیست؛ ولی امر کردن او به توبه واجب خواهد بود.بنابراین، خود توبه از گناهان، از واجبات شرعیه است و اگر شخصی گناهی را مرتکب شد و یا واجبی را ترک کرد، بر او واجب است که فوراً توبه نماید. اگر علائم توبه از او آشکار نباشد، بر دیگران واجب است که او را امر به توبه نمایند، حتی اگر انسان شک کند شخصی که مرتکب حرامی شده است، توبه کرده است یا نه، باز واجب است که او را به توبه امر نمود؛ بنابراین، در نهی از منکر، شرط اصرار بر گناه لازم است؛ به بیان دیگر، وجوب نهی منوط به این است که استمرار فاعل در معصیت محرز شود؛ اما در امر به توبه، نه تنها استمرار فاعل در معصیت لازم نیست، بلکه تا علم و اطمینان به حصول توبه محقق نشود. امر به توبه واجب است.
2-11-4- شرط چهارم عدم وجود مفسده
چهارمین شرط از شرائط وجوب امر به معروف و نهی از منکر، عدم وجود مفسده است و آن این است که، عمل به فریضه، باعث تحقق مفسده دیگری نشود. اگر آمر یا ناهی علم و یا گمان داشته باشد که در صورت اقدام به امر به معروف و نهی از منکر، ضرر و زیان جانی یا حیثیتی و آبرویی و همچنین آسیب مالی قابل توجه به خود شخص یا نزدیکان و دیگر مؤمنان وارد خواهد شد، وجوب فریضه ساقط می شود. حتی اگر این پیش بینی در حد علم و ظن هم نباشد؛ ولی در حدی است که عقلا

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه حقوق در مورد اجرای احکام مدنی