دانلود پایان نامه
عوامل اجتماعی
عبارت است عوامل سازمانی و محیطی رفتار افراد را تحت تاثیر خود قرار می دهد.
پست مدیریت: حدود 96 درصد از مدیران زن ، به کار گیری روش مدیریت خاصی راکه مطلوب مدیران باشد به عنوان عامل پیشرفت کاری ذکر کرده اند ، آنها مجبور هستند فرهنگ و محیطی مردانه را بپذیرند و با پدیده ای سرو کار داشتند که اغلب به عنوان الگوی مدیریت مردانه مطرح می شود. آنها اذعان داشتند که الگوهای موجود در مدیریت سرشار از خصوصیات و روشهای مردانه است این الگو زنان را بر سر دو راهی قرار می دهد اگر روشهای زنانه مدیریت را به کار بگیرند ممکن است به آنها به چشم مدیر موفق نگاه نکنند و اگر روشهای مردانه را بپذیرنذ ، ممکن است از آنها انتقاد شود که مگر زن نیستند (زمانی و امینی ،1379).
مردگرایی در جامعه
وجود جوامع مرد سالار به گسترش فرهنگ های مردانه در سازمان ها دامن می زند ، زیرا سازمان از افراد و گروههایی تشکیل می شود که از بطن جامعه بیرون می آیند و زمانی که یک جامعه دارای فرهنگ مرد سالاری باشد به طور قطع سازمان های آن مرد سالار خواهمد شد ، در فرهنگ مرد سالاری مردان می توانند با اعمال زور و فشار یا با بکار گیری سنتها و آیین ها و مراسم و قوانین و مقررات آداب معاشرت ، آموزش و تقسیم کار و حتی زبان را تعیین کنند که زنان چه نقشی را می توانند ایفا کنند(احمدی و گروسی ،1383).
1-7-2 تعریف عملیاتی
مسئولیت های خانوادگی : منظور از این متغیر وظایف و مسئولیت های چون نگهداری از بچه ها شوهر داری ، رسیدگی به امور منزل هم چون پختن ، نظافت خانه ، ظروف ، لباس ها و غیره است .
ویژگی های جسمی و جنسیتی: در این تحقیق منظور صفات کلیشه ای چون ضعف جسمانی ، عاطفی بودن ، محافظه کاری ،اعتماد به نفس پایین و برخی صفات دیگر است که معمولا به زنان نسبت داده می شود.
وضعیت حاکم بر جامعه : منظور شرایطی است که امروزه بر جامعه ایران حاکم است ، از جمله بی کاری فزاینده ، تعداد کم زنان در پست های بالای سازمانی ، اعتقاد به کم بودن سواد و تجربه زنان ، راحت تر بودن مدیران مرد با کارکنان مرد و غیره است.
ـ ویژگی های شخصیتی: در این تحقیق منظور صفات کلیشه ای چون عاطفی بودن، محافظه کاری، اعتماد به نفس پایین و برخی صفات است که معمولاً به زنان نسبت می دهند.
عوامل فرهنگی : عوامل فرهنگی شامل عرف و ارزشهای موجود در یک فرهنگ ، سنت ها و آیین ها و ویژگی های از جمله مرد گرایی در جامعه و … می باشد .

فصل دوم
ادبیات و پیشینه پژوهش

2-1 مبانی نظری
تاریخ جهان شاهد نقش بسیار عظیم و انکار ناپذیر زنان در حوادث گوناگون است. امروزه که مباحث توسعه کشورهای جهان مطرح می باشد. نقش زنان در این فرایند به شدت مورد توجه قرار گرفته است. برگزاری جلسات، سمینارها و کنگره های متعدد در خصوص جایگاه زنان و نقش آنان در توسعه حکایت از این موضوع حیاتی دارد. با کمی دقت می توان دریافت که برگزاری این گونه برنامه ها نشان از موضوع نه چندان خوشایند دیگری نیز دارد و آن این است که تاکنون یا دست کم در سده های اخیر نقش زنان به عنوان نیمی از جمعیت جهان در حال توسعه نادیده گرفته شده است که این امر نشان از وجود تبعیض ها و نابرابری های جنسیتی در زمینه های گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و غیره دارد. جامعه ی انسانی از عدم حضور واقعی زنان در عرصه های گوناگون آسیب های جبران ناپذیری دیده و بدین خاطر در دو دهه ی اخیر درصدد جبران این نقیصه برآمده است. برای رسیدن به تعادل، برابری و رفع تبعیض ها و در نتیجه توسعه بهتر و کامل تر جامعه، نیاز به آن است که زنان بتوانند در فرآیند تصمیم گیری در سطوح گوناگون جامعه شرکت نمایند. خوشبختانه در بسیاری از کشورها این تلاش ها موفقیت های چشمگیری را در پی داشته است. از آن جمله می توان به کشورهایی هم چون نروژ، دانمارک و فنلاند اشاره نمود که بیش از 40 درصد مناسب تصمیم گیری در اختیار زنان است. متأسفانه، در بسیاری از کشورهای جهان سوم این مسئله چندان شایان توجه نیست و تنها تعداد محدودی از زنان در پست های مدیریتی و مهم تصمیم گیری کشور قرار دارند. به بیان دیگر، تنها 2/8 درصد مشاغل مدیریتی در کشور به زنان اختصاص یافته است (فتحی، 1384). در بسیاری از کشورها شمار زیادی در بخش خدمات اجتماعی و بهداشت مشغول به کارند ولی حتی در این مشاغل نیز زنان بیش تر در سطوح پایین تر شاغل می باشند در حالی که سطوح بالاتر باز هم به مردان اختصاص دارد. این موضوع بویژه در مورد بخش بهداشت صادق است. در این بخش، بیش تر زنان کارهایی از قبیل پرستاری را برعهده دارند و در پست های مدیرت بیمارستان، جراحی و پژوهشگری به کار گمارده نمی شوند ( علویون، 1384). نقش کار در پویایی زندگی انسان انکار ناپذیر است و می توان آن را کانون ارتباطات انسانی و اجتماعی تلقی نمود. در جهت این پویایی، بی تریدد زنان به عنون نیمی از جمعیت تأثیری مستقیم در توسعه پایدار جامعه دارند. زیرا هدف هر جامعه ای به حداکثر رساندن رفاه اجتماع است (توکلی والا، 1378) . دستیابی به توسعه پایدار و بهبود کیفیت زندگی از دل مشغولی های مهم مسئولان و برنامه ریزان جامعه است . از ملزومات رسیدن به توسعه پایدار، توجه به مسایل زنان به عنوان نیمی از جمعیت هر کشور است. بدون حضور زنان در عرصه گوناگون اجتماعی، توسعه پایدار در هیچ جامعه ای رخ نمی دهد (خواجه نوری رحامتی، 1368).
2-2 نقش و حقوق زن در جامعه
درباره نیازمندی های فرهنگی و اجتماعی زنان امروز در جامعه و نقش آنان، همواره دو نگرش متفاوت وجود داشته است: نگرشی که وجه قالب آن سنتی بودن و نگرش دیگری که بر مدرنیسم تکیه دارد. دغدغه امروز زنان جامعه ما این است که نه می خواهد چهره سنتی زن دیروز را بپذیرد و نه چهره زنی که غرب تحمیل کرده است (حمیدی، 1378). برای تبیین و ارائه یک تعریف روشن و جامع از « نقش و حقوق زنانـ در سطح جهان، تاکنون مطالعات و بررسی های مختلف و گوناگونی با رویکردهای متفاوت و بعضاً متناقض صورت پذیرفته است. در کشورهای مسلمان نیز چنین مطالعات و بررسی هایی، آن هم با دیدگاه های گوناگون انجام شده است. در میان کشورهای مسلمان، همچنین در کشور ایران در سده اخیر، شئون و حقوق زنان موضوع بحث، بررسی، مطالعه و حتی مناقشات مختلفی بوده است. بررسی و نقد موقعیت اجتماعی، مدنی و حقوقی زنان و خواست های ترقی خواهانه در زمینه های اجتماعی، مذهبی، علمی و … حاصل پرسش های جدید، نگرش و معرفت تازه به مسائل فردی و اجتماعی و در نهایت نتیجه نوعی بیداری فطرت انسانی ـ الهی افراد در جهت شکوفا ساختن استعدادهای نهفته بشری است.
2-3 زنان در مدیریت
اخیراً حضور زنان در رده های مدیریت چشمگیرتر شده است. ور ود آنان به رده های بالای سازمانی مسائل بسیاری را با خود به همراه داشته است. با وجود اینکه تعداد زنان در نیروی کار روبه افزایش است، اما پیشرفت آنها در مشاغل مدیریتی محسوس نبوده است. این در حالی است که تحقیقات انجام شده برای شناخت برتری مردان در مدیریت، وجه تمایزی را برای مدیر بودن انحصاری مردان قائل نیست. پژوهش ها نشان می دهد مدیریت آینده نیازمند استفاده بیشتر و کارآمد از نیروی بالقوه زنان در مدیریت است (گیوریان، 1386).
مطالعات انجام شده نشان می دهد «سقف شیشه ای » بسیاری از زنان را از بالا رفتن به سوی مناصب مدیریتی و رهبری باز می دارد(رانسر ،1990) «سقف شیشه ای» نگرش ها و تعصب های منفی است که مانع از آن می شود زنان و گروه های اقلیت ورای یک سطح خاص در سلسله مراتب سازمانی بروند(سنزو و روبینس ، 2001).
یک مانع عمده برای زنانی که مایل اند به پست های مدیریتی برسد، وجود محدودیت هایی است که از سوی جامعه، خانواده و خود زنان بر آنها تحمیل، می شود. برخی محققان به تعدادی از این محدودیت ها به عنوان افسانه ها اشاره می کنند که عقاید از قبل تصور شده و یا مفاهیم بدون پشتوانه علمی و منطقی هستند. به عنوان نمونه اغلب به زنان گفته می شود که وابسته، بی اراده، شکننده، غیرتهاجمی، غیررقابتی، درون گرا، تلقینی، حساس و تخیلی هستند. اگر چه برخی از این نگرش ها شاید برای زنان خوشایند باشد، اما بسیاری از آنان به عنوان موانعی واقعی برای آنهاست.
2-4 نگرش های در راستای عدم انتصاب زنان در پست های مدیریتی