دانلود پایان نامه

پادتن ضد VEGF، بواسیزوماب، هنگامی که به تنهایی به کار برده شود تاثیر ضد توموری اندکی نشان می دهد، اما وقتی با عوامل شیمی درمانی ترکیب می شود میزان کوچک شدن تومور و زمان پیشرفت تومور در سرطان های کولورکتال، ریه و پستان را بهبود می بخشد. سازوکار تاثیرگذاری این ماده روشن نیست و ممکن است به ظرفیت پادتن در تغییر تحویل و برداشت عوامل شیمی درمانی فعال در تومور مربوط باشد.
عوارض جانبی شامل واکنش های افزایش حساسیت مربوط به تزریق می باشد که معمولاً محدود به اولین تزریق بوده و می توان با گلوکوکورتیکوئید و یا آنتی هیستامین پیشگیری کرد.
ترکیب داروها و ترکیبات شیمیایی با آنتی بادی ها نیز در مقالات متعددی مورد بحث قرار گرفته و البته می توان آنتی بادی ها را با ایزوتوپ ها، دارو های فتودینامیک و سایر عوامل کشنده سلول های سرطانی نیز ترکیب نمود. ترکیب آنتی بادی های ضد CD20 با مواد رادیواکتیو (Zevalin) همراه با اریتروم -90 برای درمان لنفوم مورد تایید قرار گرفته است. سایر ترکیبات با مشکلاتی همراه بوده اند که هنوز حل نشده اند. (برای مثال خاصیت آنتی ژنی، ناپایداری، نفوذ ضعیف در تومور).
سیتوکین ها
بیش از 70 پروتئین و گلیکوپروتئین مجزا دارای خاصیت القاء فعالیت بیولوژیک در بدن انسان وجود دارد که بعضی از آن ها عبارتند از: αIFN-، IFN- β، INF-γ، انواع اینترلوکین (IL)؛ خانواده TNF (TRAIL)، لیگاند CD40 و خانواده کموکین ها. تنها تعدادی از این مواد علیه سرطان مورد آزمایش قرار گرفته اند و تنها IFN-α و IL-2 کاربرد بالینی رایج دارند.
تقریباً 20 ژن مختلف IFN-α را رمزگزاری می کنند و فعالیت بیولوژیک فرآورده آن ها از یکدیگر قابل افتراق نیست. اینترفرون باعث القای بیان بسیاری از ژن ها، مهار تولید بعضی پروتئین ها و ایجاد اثرات مختلفی بر روندهای متنوع سلولی می شود. به نظر می رسد اثرات ضد توموری اینترفرون در محیط آزمایشگاه با استفاده از تیمیدین خنثی می گردد و نشان می دهد که این ماده بر تولید تیمیدیلات خود انگیخته نیز اثر می گذارد. دو نوع اینترفرون نوترکیب که به طور تجاری در دسترس هستند، عبارتند از IFN-α2a و IFN- 2b، به طور کلی، اثرات ضد توموری اینترفرون به دوز مورد استفاده بستگی دارد و IFN با دوز MTD بیشترین تاثیر را دارد. مصرف اینترفرون باعث درمان قطعی هیچ توموری نمی شود اما می تواند باعث بهبودی نسبی لنفوم فولیکولر، لوسمی سلول مودار، CML، ملانوم و سارکوم کاپوزی گردد. اینترفرون به عنوان داروی کمکی (ادجوانت) در درمان ملانوم مرحله II، میلوم متعدد و لنفوم فولیکولر استفاده شده است اما اثرات آن بر میزان بقای بیماران نامشخص می باشد. اینترفرون باعث بروز تب، خستگی، سندرم شبیه آنفولانزا، احساس ناخوشی، سرکوب عملکرد مغز استخوان و افسردگی می شود و می تواند باعث ایجاد بیماری خود ایمنی قابل توجه از نظر بالینی گردد.
ژن درمانی
هیچ یک از روش های ژن درمانی جهت کاربرد بالینی مورد تایید قرار نگرفته اند. چندین راهبرد در زمینه ژن درمانی در دست بررسی می باشد. از جمله، استفاده از ویروس هایی که قادر به تکثیر نمی باشند جهت ترجمه ژن هایی که اثر بخشی داروها را امکان پذیر می سازند یا مستقیماً رشد سلول سرطانی را مهار می کنند، استفاده از ویروس هایی که آنتی ژن هایی تومور را بروز می دهند که پاسخ ایمنی میزبان را بر می انگیزند. موضوع کلیدی در موفقیت این روش ها، یافتن ویروس های ناقلی است که بتوانند از عملکردسیستم ایمنی میزبان بگریزند و سلول های توموری یا محیط تومور را به طور موثر هدف قرار دهند. در سایر راهبردهای ژن درمانی از اولیگونوکلئوتیدهای درمانی استفاده می شود که بیان ژن های لازم جهت بقای سلول توموری را هدف قرار دهند.
یک مشکل رایج تهدیدکننده حیات برای بسیاری از بیماران از دست دادن ظرفیت رتیکولواندوتلیال برای پاکسازی میکروارگانیسم ها بعد از برداشت طحال است که ممکن است به عنوان قسمتی از درمان لوسمی مودار، لوسمی لنفوسیتیک مزمن (CLL) و لوسمی میلوسیتیک مزمن (CML) و در بیماری هوچکین انجام شود. حتی بعد از درمان قطعی برای بیماران زمینه ای، نبود طحال این بیماران را مستعد عفونت های سریعاً کشنده می کند.
تاریخچه بیماری لوسمی
لوسمی به عنوان یک پدیده کلینیکی مجزا برای اولین بار توسط بانت کریگ و ویرچاو در سال 1845 میلادی توصیف شد. واژه لوکمیا به معنی خونی سفید برای نخستین بار برای نامگذاری این بیماری بکار برده شد. در واقع این نامگذاری از آن جا ناشی می شود که در جریان بیماری، تعداد زیادی سلول های سفید خون در خون تجمع پیدا می کند این تولید بیش از حد فضا و فرصت کافی برای تولید دیگر ردههای خونی مانند گلبولهای قرمز و پلاکتها باقی نمیگذارد (Wintrobe and Greer, 2009).
لوسمی با یک سیر حاد نخستین بار در سال 1857 میلادی توصیف شد و در سال 1870 به عنوان یک بیماری درگیر کننده مغز استخوان عنوان شد. در سال 1900 میلادی میلوبلاست ها تشخیص داده شدند و در نهایت تا سال 1930، انواع مورفولوژیک لوسمی حاد و مزمن به خوبی مشخص شدند (Wintrobe and Greer, 2009).
تقسیم بندی انواع لوسمی
لوسمی نیز با توجه به نوع یاخته موجود در بافت مغز استخوان که دچار تغییر شکل و سرطان شده است تعریف می شود و اشکال مختلفی از این نوع سرطان وجود دارد که هر کدام نشانه ها و عوارض خاص خود را دارند لوسمی بر اساس نوع گلبول سفید خون که دچار تراریختگی و سرطان شده است به دو دسته تقسیم می شود:
I- لنفوئیدی یا لنفوبلاستی
II- میلوئیدی
لوسمی ها بر اساس سیر بیماری به دو دسته حاد و مزمن تقسیم بندی می شوند. از مشخصات لوسمی حاد، سیر بالینی سریع (در صورت عدم درمان) و وجود متاستازهای فراوان خونی می باشد که 97% کل لوسمی کودکان را تشکیل می دهد و مدت فاصله های زمانی بین شروع بیماری و گسترش دامنه آن بسیار کوتاه است در حالی که لوسمی مزمن تنها 3% کل لوسمی ها را شامل می گردد و رشد آهسته همراه با تعداد بیشتری سلولهای سرطانی بالغ و مدت زمان طولانی تا بروز علایم بالینی دارد (Wintrobe and Greer, 2009).
لوسمی لنفوئیدی حاد (ALL)
لوسمی لنفوئیدی یا لوسمی لنفوبلاستی حاد بیماری است که در آن تعداد بسیار زیادی ازسلولهای سفید خون که مسئول دفاع بدن در مقابل عوامل خارجی هستند و «لنفوسیت» نامیده می شوند و هنوز به طور کامل تکامل نیافته اند دچار اختلال شده و به طور فزاینده ای در خون محیطی و مغز استخوان یافت می شوند. علاوه بر این، تجمع این سلولها در بافت های لنفاوی باعث بزرگ شدن این اندام ها می شود. (Pui and Evans, 1998) ازدیاد لنفوسیت ها نیز منجر به کاهش تعداد سایر سلولهای خونی مانند گویچه های قرمز و پلاکت ها شده و این عدم تعادل یاخته های خونی منجر به کم خونی، خونریزی و عدم انعقاد خون می شود. مدت فاصله زمانی بین شروع بیماری و گسترش دامنه آن بسیار سریع و کوتاه است (Wintrobe and Greer, 2009).
همه گیر شناسی (مطالعات اپیدمیولوژیک)
ALL از اختلالات نئوپلاستی است که اگر درمان نشود، به سرعت کشنده است. ALL شایع ترین بدخیمی در کودکان است. در کودکان بین سنین 2 تا 6 سال تظاهر پیدا می کند. به طور تقریبی 30% از سرطان های خونی را تشکیل می دهد. گروه سنی دیگری که در مقابل این بیماری بیش از بقیه آسیب پذیر هستند، افراد بالای 75 سال را تشکیل می دهند در پسرها شایع تر از دختران است. میزان بروز آن حدود یک نفر در 1700 کودک زیر 15 سال است (Wintrobe and Greer, 2009 و Yasmeen and Ashraf, 2009).
بیشترین شیوع در سن 4 سالگی دیده میشود، در کشورهای صنعتی شیوع بیشتری دارد و در پسران سفید پوست بیشتر است.