دانلود پایان نامه

شکل(2-3): چشم انداز مالی…………………………………………………………………………………………………………37
شکل (2-4): رابطه علت و معلولی بین کارت امتیازی متوازن……………………………………………………………41
شکل)2- 5(: نقشه استراتژی جهاد دانشگاهی………………………………………………………………………………..42
شکل (2-6): مدل ارائه شده در تحقیق)وجه مالی و ماموریت در یک لایه قرار دارند(………………………….52
چکیده
در اقتصاد دانش محور و محیط پرتلاطم امروزی سازمانها ناگزیر خود را در برابر تغییراتی می بینند که گاهی به صورت فرصت و گاهی به صورت تهدید نمود پیدا می کنند. آگاهی از نقاط قوت و ضعف داخل سازمان و از طرفی فرصتها و تهدیدات موجود در محیط سازمان این توانایی را به سازمان می دهد تا موقعیت و جایگاه استراتژیک خود را ارزیابی نموده و خود را در برابر این تغییرات مصون نگه دارد. تا به امروز در سازمان های مختلف از مدل های متفاوتی برای ارزیابی موقعیت راهبردی سازمان ها استفاده شده است . لذا، این پژوهش با هدف کلی تدوین نقشه استراتژی جهاد دانشگاهی استان سمنان با رویکرد اقتصاد مقاومتی، تلاش شده تا نقشه استراتژی سازمانهایی را که در 3 حوزه مأموریتی پژوهشی، فرهنگی و آموزشی فعالیت می کنند، ترسیم نماید. با توجه به جایگاه اثرگذار جهاد دانشگاهی در تبلیغ و ترویج فرهنگ و هنر اسلامی، انجام تحقیقات توسعه ای و کاربردی، ارائه خدمات علمی و فنی در زمینه های مختلف مورد نیاز جامعه، تشویق و جذب دانشجویان و پژوهشگران مستعد و جوان و ایجاد زمینه مناسب برای اشتغال بیشتر فارغ التحصیلان دانشگاهی، جهاد دانشگاهی استان سمنان به عنوان مورد پژوهش انتخاب شده و نقشه استراتژی آن ترسیم گردید.
لذا در این پژوهش محقق سعی نموده با کمک تکنیک دیماتل فازی به جای ماتریس برنامه ریزی استراتژیک(SWOT)، در جهت کاهش شکاف کاربرد مدیریت استراتژیک در دنیای بی ثبات امروزی گام بردارد. در نهایت این سازمان با بهره گیری از نتایج مطلوب اجرای مدل مفهومی تحقیق حاضر، در دوره های زمانی آتی با اجرای استراتژی های تعیین شده می تواند به سمت موفقیت حرکت نماید.
واژه های کلیدی: نقشه استراتژی، جهاد دانشگاهی، مأموریت پژوهشی، مأموریت فرهنگی، مأموریت آموزشی، تکنیک دیماتل فازی، ماتریس برنامه ریزی استراتژیک(SWOT).
فصل اول: کلیات تحقیق
1-1- مقدمه
اقتصاد مقاومتی یک نظام اقتصادی است که هماهنگ با سیاستهای کلان سیاسی و امنیتی نظام اسلامی و برای مقاومت در برابر اقدامات تخریبی شکل می گیرد تا بتواند در برابر ضربات اقتصادی تحریم ها و توطئه های گوناگون اقتصادی نظام استکبار مقاومت کرده و توسعه و پیشرفت خود را ادامه دهد و روند رو به رشد همه جانبه خود را در ابعاد ملی، منطقه ای و جهانی حفظ کند و به گفته رهبر معظم انقالب اقتصاد مقاومتی تنها راه ادامه روند پیشرفت کشور است(طالبی پور، 1392). در برابر صف دشمنی های ناجوانمردانه علیه کشور و نظام همه باید روحیه مقاومت جانانـه داشـته باشـند و وحـدت سیاسی بین قوای مجریه ،مقننه و قضائیه می تواند مهمترین راهبرد اساسی در برابر هرگونه تحـریم هـا و تهدیـدات خارجی باشد و در نهایت بین مسئولین به سطوح پایین تر جامعه رسوخ پیدا کرده و موجبـات سـربلندی کشـور در برابر مشکلات را فراهم خواهد ساخت(جعفری و آهنگری، 1391).در این راستا برای نیل به اهداف اقتصاد مقاومتی در سازمان نیاز به یک برنامه ریزی استراتژیک و انتقال آن به سایر کارکنان می باشد.
در دنیای رقابتی امروز، خلق و پیاده سازی استراتژی های جدید و مبتکرانه، برای بهره گیری از فرصتها، سخت و دشوار به نظر می رسد. به طور قطع، می توان گفت که هر استراتژی ای برای تمامی سازمانها مناسب نیست. اگر استراتژی ای برای یک سازمان مطلوب و مؤثر باشد، لزوماً در دیگر سازمانها مفید نخواهد بود(میرزایی چابکی، 1389: به نقل از مهرمنش و همکاران، 1391). با توجه به تغییرات و دگرگونیهای محیط و اثر آن بر سازمانها، مدیریت استراتژیک را به نظم درآوردن فعالیتهای سازمان با اعتنا به تغییرات محیط بیرونی آن تعریف کردهاند، به طوری که اهداف سازمان مورد نقد و بررسی دائمی قرار گیرد تا از این طریق زمینه موفقیت مؤسسه فراهم شود. علاوه بر این تعریف، مدیریت استراتژیک را فرآیند تصمیمگیری دانستهاند که جهت فعالیتهای بلندمدت سازمان و همچنین اجرای آن تصمیمها را تعیین می کند. با توجه به این دو تعریف باید گفت که: مدیریت استراتژیک فرایندی است که به وسیله آن، مدیران جهت فعالیتهای بلندمدت سازمان را تعیین، اهداف عملیاتی ویژهای را مشخص و استراتژیهای نیل به این اهداف را با توجه به شرایط داخلی و خارجی طراحی و برنامههای عملی برای اجرای استراتژیها را انتخاب میکنند. استراتژیستها و مدیران به عوامل محیطی و درونی و اثرات آنها بر نقاط قوت و ضعف سازمان و نیز آثار تهدیدها و فرصتها در تدوین استراتژیها توجه دارند و این تجزیه و تحلیل استراتژیک به صورت مداوم در جریان فعالیت سازمان صورت میگیرد و به طور مرتب اهداف، راهکارهای اجرایی و برنامههای سازمان با توجه به وضعیت ما و موقعیتهای جدید تغییر می یابد تا سازمان با توجه به وضعیت های جدید آماده باشد. از این رو مدیریت استراتژیک را فرایندی پویا دانستهاند (خاشعی، 1390، 61-62: به نقل از فرهنگی و دانایی، 1392، 52). در تعریفی دیگر، مدیریت استراتژیک را هنر و علم تدوین، اجرا و ارزیابی تصمیمات وظیفه ای چندگانه دانستهاند که سازمان را قادر می سازد به هدف های بلندمدت خود دست یابد (دیوید، 1997).
مقصود از برنامه ریزی استراتژیک این است که:
مأموریت و چشم انداز سازمان تعیین شود؛
عواملی که در محیط خارجی سازمان را تهدید می کنند یا فرصت هایی را که برایش بوجود می آورند شناسایی شوند؛
نقاط قوت و ضعف داخلی سازمان شناسایی شوند؛
اهداف سازمان تعیین شوند؛
در پایان در نظر گرفتن استراتژی های گوناگون و انتخاب استراتژی های خاص جهت ادامه فعالیت (دیوید، 1997).
مبدعان کارت امتیازی متوازن، معتقدند که اجرای موفقیت آمیز استراتژی های سازمان، بستگی به این دارد که افراد سازمان، استراتژی ها را فهمیده باشند و درک نمایند. باید توجه کرد که این امر نیز به نوبه خود، نیازمند ایجاد فرآیندهای پیچیده ای است که باعث می شود سرمایه ها و دارایی های نامشهود سازمانی به خروجی های ملموس و مشهود تبدیل شوند. بدین منظور مبدعان کارت امتیازی متوازن، نقشه استراتژی را به عنوان ابزاری معرفی کرده اند که می تواند با شناسایی و استخراج اهداف کلیدی (استراتژیک) سازمان و به تصویر کشیدن روابط علّت و معلولی بین آنها پیوند بین ساختار استراتژی های سازمان را ارائه نماید (کاپلان و نورتون، 2000: به نقل از فرهنگی و دانایی، 1392، 230).
روابط علت و معلولی که در قالب نقشه استراتژی ترسیم می شوند، به منزله ی دستور العمل موفقیت سازمان هستند. کاپلان و نورتون (2000) در این خصوص گفته اند «استراتژی بیانگر شیوه ی حرکت سازمان از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب اما نامطمئن آینده است. از آنجا که سازمان پیش از این هرگز در چنین موقعیتی قرار نداشته است، مسیرش به سوی وضعیت مطلوب مجموعه ای از فرضیه های مرتبط با یکدیگر را شامل می شود. نقشه استراتژی، این روابط علت و معلولی را مشخص و آزمون پذیر می سازد» (نیون، 1386، 234-235: به نقل از فرهنگی و دانایی، 1392، 230).
در نقشه استراتژی، سازمان به چهار منظر (یا بیشتر)، افراز می شود و اهداف کلیدی (استراتژیک) سازمان که مندرج در برنامه استراتژیک سازمان است، در این چهار منظر، دسته بندی می شود (چیتز، 2008؛ کاپلان و نورتون، 2000 ). البته هر سازمان می تواند بسته به ساختار صنعت و دینامیک های خود، مناظر نقشه استراتژی خود را زیاد یا کم نماید (کاپلان و نورتون، 2000؛ نیون، 2006؛ چیتز، 2008؛ چن و همکاران، 2006).