دانلود پایان نامه
جریانهای وجوه نقد آزاد واحد تجاری عبارتست از سود عملیاتی پس از مالیات به اضافه هزینههای غیرنقدی پس از کسر سرمایهگذاری (افزایش در تغییرات) در سرمایه در گردش، اموال، ماشینآلات، تجهیزات و سایر داراییها.
2-2-3- کاربردهای جریان نقد آزاد
اهمیت جریان نقد آزاد از آنجا ناشی می شود که این معیار کاربردهای فراوانی در حوزه مالی دارد. دراین قسمت کاربردهای جریان نقد آزاد از دیدگاه سهامداران، تحلیل گران مالی، مدیران واحد تجاری ارائه می گردد.
2-2-3-1- کاربردهای جریان نقد آزاد از دیدگاه سهامداران و تحلیلگران مالی
از جریان نقد آزاد می توان جهت ارزیابی واحد تجاری استفاده کرد. ارزیابی واحد تجاری با استفاده از سود خالص محدودیت های فراوانی دارد. یکی از این محدودیت ها مدیریت سود است. سود واحدهای تجاری عموما توسط مدیریت، دستکاری شده و لذا نمی تواند معیار مناسب و قابل اتکایی برای ارزیابی واحد تجاری باشد. بنابراین می توان از مدل هایی استفاده نمود که جریان نقد آزاد در آن گنجانده شده اند. در واقع می توان ارزش جاری عملیات شرکت را با استفاده از ارزش فعلی جریان نقد آزاد محاسبه نمود.این مدل ها این امکان را فراهم می آورند که جریان نقد آزاد- چه سرمایه گذاری شود و چه تحت عنوان سود سهام میان سهامداران توزیع گردد – در برآورد ارزش شرکت دخالت کند( بندا، 2003).
همچنین جریان نقد آزاد به عنوان معیاری به منظور ایجاد ارزش برای سهامداران شرکت تلقی می شود. امروزه به دلیل تغییر در دیدگاه ها نسبت به معیارهای ایجاد ارزش، توجهات زیادی به جریان نقد آزاد معطوف شده است. این تغییرات از آنجا ناشی می شود که معیارهایی همچون سود هر سهم و بازده دارایی ها به تنهایی نمی توانند بیانگر عملکرد واحد تجاری باشند. بنابراین ضروری است که معیاری مانند جریان نقد آزاد نیز در کنار آنها مورد استفاده قرار گیرد. چرا که کتمان، تحریف و تغییر آن بسیار دشوار است در حالی که سود همواره در خطر دستکاری مدیران قرار دارد ( مارتین و پتی، 2000)سهامداران و سرمایه گذاران نیز توجه ویژه ای به جریان نقد آزاد شرکت ها مبذول می دارند. چرا که پیش بینی می شود، چنانچه واحد تجاری جریان نقد آزاد بلند مدت مثبتی در اختیار داشته باشد، می تواند از طریق سرمایه گذاری مجدد وجوه در پروژه های جدید، موجبات رشد جریان نقد را فراهم آورد و همین امر موجب ایجاد ارزش برای سهامداران می گردد. تحقیقات مختلفی حاکی از ایجاد ارزش برای سهامداران به وسیله جریان نقد آزاد بوده اند اما پن من این نتیجه را تایید ننموده است. پن من معتقد بود ارزش ایجاد شده توسط جریان نقد آزاد تحت تاثیر سیاست های سرمایه گذاری شرکت ها قرار می گیرد. واحدهای تجاری در حال رشد به دلیل سرمایه گذاری زیاد، از جریان نقد آزاد کم و یا منفی برخوردارند. در حالیکه واحدهای تجاری با رشد نزولی به دلیل عدم سرمایه گذاری وجوه خود، جریان نقد آزاد زیادی در اختیار دارند. لذا جریان نقد آزاد کم و یا منفی نمی تواند نشان دهنده عملکرد ضعیف واحد تجاری باشد. بنابراین جریان نقد آزاد نمی تواند به تنهایی به عنوان معیاری جهت تعیین ارزش برای سهامداران ارائه گردد.
2-2-3-2- کاربرد جریان نقد آزاد از دیدگاه مدیران
مدیران واحدهای تجاری جریان نقد آزاد را بررسی می نمایند تا بتوانند با استفاده از آن بهترین فرصت های سرمایه گذاری را به منظور ایجاد ارزش برای سهامداران خود انتخاب نمایند. از دیدگاه مدیران، جریان نقد بر سیاست های کلی شرکت تاثیر شگرفی دارد. این معیار می تواند برتقسیم سود نقدی، بازخرید سهام، بازپرداخت بدهی ها، سرمایه گذاری در پروژه های جدید و تحصیل شرکت های دیگر توسط واحد تجاری تاثیر گذارد. سرمایه گذاری در پروژه های جدید و یا تحصیل شرکت های دیگر می تواند موجبات ورود جریان نقد جدید را به شرکت فراهم آورد، در حالی که تقسیم سود، بازخرید سهام و بازپرداخت بدهی ها تنها مستلزم خروج جریان نقد از واحد تجاری است و جریان نقد جدیدی ایجاد نمی کند.
2-3- استفاده بهینه از دارایی ها 
داراییهای شرکت ، نقش اصلی در تحصیل سود ایفا می کنند . هر چقدر داراییها با کارایی بیشتری بکار گرفته شوند ، شرکت سود آورتر خواهد بود . داراییها صرفنظر از اینکه از محل وجوه استقراض یا سرمایه گذاری صاحبان اصلی ، تامین شده باشند ، وظایف مربوط به خود را به نحوی مطلوب انجام می دهند. بازده کل داراییها ، نحوه استفاده بهینه از داراییهای شرکت در جهت ایجاد درآمد و فروش توسط مدیریت را مورد سنجش و ارزیابی قرار می دهد سهامداران و مدیران ، بازده کل داراییهای شرکت را با بازده بکارگیری منابع در زمینه های دیگر با هم مقایسه می کنند . هر چه این بازده بالاتر باشد ، کارایی شرکت در استفاده بهینه از داراییها و منابع بهتر است.و برعکس این قضیه عدم استفاده بهینه از دارایی ها زیانهایی را به بار می آورد که قابل استناد در استفاده غیرموثر از داراییها می باشند.
2-4- جریان نقد آزاد واستفاده بهینه از دارایی ها
استفاده بهینه از دارایی ها ا، ارزش شرکت را افزایش خواهد داد، در عوض استفاده بهینه از دارایی ها به صورت غیرکاراارزش شرکت را کاهش می دهد. جریان نقد آزاد امیالی را میان مدیران ایجاد می کند تا از وجوه نقد در دسترس برای انواع فعالیتهایی استفاده کنند که ممکن است کمک کمی به افزایش در ارزش شرکت کند (جنسن 1986).
فرضیه های جریان نقد آزاد پیش بینی می کند که شرکتهای با نقدینگی بالا تمایل دارند که وجه نقد خود را صرف فعالیت در پروژه های سود آور کنند که این امر موجب کاهش در میزان استفاده از دارایی های عملیاتی شرکت می شود که نتیجه آن کاهش سطح بهره وری شرکت از این دارایی ها می باشد.از طرف دیگرمدیران شرکتهایی با جریان نقد آزاد بالا ممکن است بجز سطح عملکرد کمتر از حد مطلوب، سرمایه گذاری در جریان نقد آزاد غیر سودمند را نیز نشان دهند. بر مبنای تئوری جریان نقد آزاد ، جریان نقد آزاد زیاد، مدیران را در بکارگیری خود در پروژه های غیر سود آوری برمی انگیزاند که این امر استفاده از دارایی ها را کاهش می دهد . مدیران متمایلند که جریان نقد آزاد را در راستای منافع خودشان از طریق قربانی کردن علایق اصلی (سهامداران) استفاده کنند (جنسن 1986).
بنابراین، جریان نقد آزاد بالا منجر به مسائل نمایندگی می شود زیرا مدیران متمایلند که وجوه نقد را برای فعالیتهایی استفاده کنند که همکاری کمی در ارزش شرکت دارند. تئوری های نمایندگی استدلال می کند که جریان نقد آزاد ممکن است برای بهبود ارزش بلند مدت شرکتها در خصوص فرصتهای مدیریتی و تضاد منافع بین سهامداران ومدیران استفاده نشود (جنسن 1986). همچنین مطالعات قبلی نیز خاطر نشان کرده که مدیران متمایلند که جریان نقد آزاد را در ترفیع منافع شخصی خود با فدا کردن منافع سهامداران، استفاده کنند. در نتیجه ،مدیران در عدم استفاده بهینه از دارایی به عنوان بخشی از برآوردن منافع کوتاه مدت خود، درگیر می شوند.
2-5- ساختار مالکیت
2-5-1- مالکیت و مدیریت واحدهای اقتصادی
تئوری ذینفعان در سال 1984توسط (فری من) مطرح شد وی در این تئوری بیان می کند شرکت ها بسیار بزرگ شده اند و تأثیر آنها بر جامعه آنقدر عمیق است که باید علاوه بر ذینفعان به بخش های مختلفی از جامعه توجه کرد و شرکت ها باید در قبال همه این بخش ها پاسخگو باشند (کرمی و همکاران ،1388،48) .
شرکت ها برای انجام فعالیت های بزرگ اقتصادی تاسیس شده اند. یکی از انواع این شرکت ها که امروزه به وفور وجود دارد شرکت های سهامی اند. بر اساس ماده 1 قانون اصلاح مواردی ازقانون تجارت ایران، شرکت های سهامی عبارتنداز(منصوری، 1382):شرکت هایی که سرمایه آنها به سهام تقسیم شده و مسئولیت صاحبان سهام محدود به مبلغ اسمی آنها است. دراین شرکت ها سرمایه های خرد برای انجام کارهای بزرگ تجهیز می شوند . به دلیل عدم وجود تخصیص لازم زمان کافی و حتی در برخی مواقع عدم نیاز مالکان به اداره شرکت خود اشخاصی به نام مدیران پا به عرصه گذاشتند که به عنوان نمایندگان مالکان ،اداره امور شرکت ها را در دست گرفتند. این رابطه نمایندگی شهرت یافت جنسن و مکلینک ، رابطه نمایندگی را قراردادی می دانند که براساس آن صاحب کارنماینده (عامل) را از جانب خود منصوب و اختیار تصمیم گیری را به او تفویض می کند. اما مدیران لزوماً سهام زیادی در تملک ندارند ،بنابراین مشکلی که وجود دارد این است که مدیران لزوماً به نفع سهامداران تصمیم نمی گیرند . جنسن و مکلینک ، بر این عقیده اند که اگر دو طرف قرارداد (مالک و نماینده) به فکر حداکثر نمودن منافع خود باشند دلیل خوبی در دست داریم که نماینده نمی تواند درتمامی حالتها به فکربرآورده کردن منافع مالک باشد.
وجود چنین واقعیت هایی پرسش های اصلی را برای نحوه هدایت و کنترل شرکت ها به میان آورده است. از این قبیل پرسش ها میتوان به موارد زیر اشاره کرد :
شرکت ها چگونه باید اداره شوند؟ چگونه میتوان مطمئن شد که این شرکت ها در راستای اهدافی که تاسیس شده اند اداره می شوند؟ آیا استفاده بهینه از منابع می شود؟ آیا مدیران وظایف خود را با امانتداری تمام انجام می دهند؟
پاسخ به چنین پرسشهایی باعث شکلگیری مباحثی چون حاکمیت راهبردی شرکتی،ساختار مالکیت، ترکیب سهامداران، نظارت بر عملکرد مدیران و مباحثی از این قبیل گردید که در ادامه توضیح داده می شود.
2-6- حاکمیت شرکتی
واژه راهبردی (حاکمیت) شرکتی یک مفهوم مورد توجه و در حال تکوین در دنیای کسب و کار امروزاست .” ولفنسان” رئیس سابق بانک جهانی در این زمینه میگوید:حاکمیت شرکت ها برای رشد اقتصاد جهانی از حاکمیت کشورها اهمیت بیشتری دارداصطلاح” Governance” از ریشه واژه لاتین “Gubernare”برگرفته شده و به معنای هدایت کردن است که قبل از آن برای هدایت کشتی بکار می رفته است. برگردان واژه “Governance Corporate” به فارسی معادل هایی نظیر حاکمیت شرکتی،راهبری شرکتی و اداره سازمانی است (بدری ،1387 )چگونگی شکل گیری مبحث حاکمیت شرکتی به افشای کمک های پنهانی و نامشروع هفده شرکت آمریکایی به حزب جمهوری خواه درسال 1973که به ماجرای “واتر گریت” شهرت یافت برمیگردد. افشاء این اطلاعات باعث شد تا موضوع کنترل داخلی شرکت ها از منظر جدیدی در کانون توجه مجامع حرفه ای و نهادهای نظارتی قرار گیرد.