دانلود پایان نامه
5-3-2- نتایج حاصل از آزمون فرضیه دوم 97
5-3-3- نتایج فرضیه فرعی اول 97
5-3-3- 1- نتایج فرضیه فرعی اول با توجه به عامل صنعت 98
5-3-4- نتایج فرضیه فرعی دوم 98
5-3-4-1- نتایج فرضیه فرعی دوم با توجه به عامل صنعت 98
جدول(5-1) خلاصه نتایج پژوهش .99
5-4- محدودیتهای تحقیق 100
5-5- پیشنهادات پژوهش 101
5-5-1- پیشنهادات در راستای نتایج پژوهش 101
5-5-2- پیشنهادات موضوعی برای پژوهش های آتی 102
منابع فارسی Error! Bookmark not defined.
منابع لاتین Error! Bookmark not defined.
Abstract

چکیده
براساس مفهوم تئوری نمایندگی، ساختار مالکیت نقش مهمی را در کنترل رفتار فرصت طلبانه مدیران بازی می کند. این پژوهش بررسی می کند که چگونه مختلف ساختارهای مالکانه شامل مالکیت نهادی، مالکیت مدیریتی، روابط بین جریان وجوه نقد آزاد و استفاده بهینه از دارایی ها را تعدیل می کنند. شرکت های این مطالعه شامل 101 شرکت مندرج در فهرست شرکتهای پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران از سال1387- 1391 می باشد. در این پژوهش جهت پردازش داده ها از روش دیتا پنل استفاده شده است. محاسبات آماری از نرم افزار آماری 8 Eviews استفاده شده است. نتایج حاصل از این پژوهش ، یک رابطه معنی دار خطی منفی میان جریان نقد آزاد و استفاده بهینه از داراییها را نشان می دهد. همچنین یافته ها نشان می دهند که مالکیت نهادی ، مالکیت مدیریتی می تواند موجب تعدیل رابطه بین جریانهای نقد آزاد و استفاده بهینه از دارایی ها گردد ، به عبارت دیگر مالکیت نهادی و مالکیت مدیریتی می توانند موجب استفاده کاراتر از دارایی ها گردند . سایر یافته ها نشان می دهند که مالکیت نهادی و مالکیت مدیریتی در سطح کل صنایع و به تفکیک بر روابط بین جریان وجه نقد آزاد و استفاده بهینه از دارایی ها تاثیر گذار است .
کلمات کلیدی :
جریانهای نقد آزاد ، استفاده بهینه از دارایی ها ، ساختار مالکیت ، مالکیت نهادی ، مالکیت مدیریتی
فصل اول
کلیات پژوهش
1-1- مقدمه
از دیدگاه اقتصادی با فرض منطقی بودن رفتار افراد، فرض بر این است که همه در وهله اول به دنبال حداکثر کردن منافع خویش هستند. مدیران نیز از این قاعده مستثنی نمی باشند. مدیران علاقمندند در راستای حداکثر کردن منافع شخصی، رفاه اجتماعی و تثبیت موقعیت شغلی خود، تصویر مطلوبی از وضعیت مالی واحد تجاری به سهامداران و سایر افراد ذینفع ارائه نمایند.
لیکن در برخی موارد الزاماً افزایش ثروت مدیران در راستای افزایش ثروت سایر گروهها از جمله سهامداران نیست. این امر عدم همسویی میان منافع مدیران و سایر گروههای ذینفع در واحد تجاری را نشان می دهد.با در نظر گرفتن تئوری تضاد منافع میان مدیران و مالکان، مدیران واحدهای تجاری از انگیزههای لازم برای حداکثر کردن منافع خود برخوردار میباشند.