دانلود پایان نامه
حال که ترکیب سهامداری و به ویژه مالکیت مدیران در شرکت از موضوعات مهمی است که می تواند هزینه ها و یا فرصت هایی را در موقعیت های مختلف برای شرکت به وجود آورد باید دید چگونه می توان ساختار مالکیتی مناسبی را مورد توجه قرار داد که از یک سو تلاش های مدیریت در راستای تأمین اهداف سهامداران باشد و از سوی دیگر حتی الامکان هزینه های نمایندگی به حداقل ممکن برسد. دراین زمینه تحقیقات و تجربیات متعددی پیش رو قرار دارد اما تنها بخشی از آنها به بررسی اثر ترکیب مالکیت براین موضوع پرداخته اند و مالکیت مدیران را مورد توجه قرار داد ه اند (ساک کیون، 2002).
2-9- جریان وجوه نقد آزاد و مشکلات نمایندگی ناشی از آن
در صورت جریان وجوه نقد معمولاً وجوه نقد حاصل از فعالیتهای عملیاتی، بیانگر توانایی شرکت در ایجاد جریانهای نقدی است. کیمل و همکاران معتقدند وجوه نقد حاصل از فعالیتهای عملیاتی نه تنها باید در داراییهای ثابت جدیدی سرمایهگذاری شده تا شرکت بتواند سطح جاری فعالیتهای عملیاتی خود را حفظ نماید بلکه بخشی از این وجوه نیز باید به منظور رضایت سهامداران تحت عنوان سود سهام و یا بازخرید آن بین آنها توزیع گردد. بنابراین وجوه نقد حاصل از فعالیتهای عملیاتی به تنهایی نمیتواند به عنوان توانایی واحد تجاری برای ایجاد جریانهای نقدی تلقی گردد. از این رو لازم است به منظور ارزیابی توانایی واحد تجاری، در کنار وجوه نقد حاصل از فعالیتهای عملیاتی جریانهای وجوه نقد آزاد آن نیز محاسبه و مورد ارزیابی قرار گیرد(مارتین و پتی،2000).همچنین از نظر مارتین و پتی معیارهای قدیمی حسابداری از قبیل سود هر سهم و بازده داراییها به تنهایی نمیتوانند بیانگر عملکرد واحد تجاری باشند بلکه این معیارها باید در کنار معیارهایی از قبیل جریانهای وجوه نقد آزاد واحد تجاری به کار برده شوند. چون در حالی که سود مکرراً توسط مدیران واحدهای تجاری دستکاری میگردد، کتمان و دستکاری جریانهای نقدی آزاد بسیار دشوار است. بررسی مطالعات انجام شده حاکی از وجود دیدگاههای متفاوت درباره جریانهای وجوه نقد آزاد و روش محاسبه آن میباشد. جنسن جزو اولین کسانی بود که تئوری جریانهای وجوه نقد آزاد را تبیین و از آن تعریفی ارائه نمود.
2-10- پیشینه پژوهش
2-10-1- پژوهش های مرتبط در برون از کشور
چن وهمکاران (2007) به بررسی تاثیر هزینه های نمایندگی ناشی از جریان نقد آزاد روی هزینه سرمایه شرکت پرداختند . نتایج نشان داد که شرکت های دارای سهامداران عمده وتاثیرگذار ،هزینه های نمایندگی ناشی از جریان نقد آزاد کمتر ودر نتیجه هزینه سرمایه کمتری دارند وقدرت آنها در کنترل جریان نقد آزاد بیشتر است . آن ها جریان نقد آزاد را به عنوان شاخص معرفی کردند که می تواند خطر بالقوه ناشی از سرمایه گذاری بیش از حد مدیران را نشان می دهد .
هوآوجونکسی (2007) با بررسی 273 شرکت چینی با مالکیت خصوصی و دولتی به این نتیجه رسیدند که بین مدیریت سود و ساختار مالکیت رابطه غیر خطی وجود دارد . به نحوی که شرکتهای با مالکیت خصوصی ، تمایل زیاد به حداکثر کردن سود حسابداری خود دارند . از سوی دیگر ، تعقیب منافع شخصیتی توسط مالکان عمده یا به عبارتی اثر تمرکز مالکیت بر مدیریت سود در شرکتهای با مالکیت خصوصی ، کمتر از شرکتهای با مالکیت دولتی است .
تسای و گو (2007) ارتباط بین مالکیت نهادی و عملکرد شرکت در صنعت کازینو برای سالهای 1999 تا 2003 را مورد پژوهش قرار دادند. مالکیت نهادی برابر درصد سهام نگهداری شده توسط شرکت های دولتی از کل سهام سرمایه می باشد و این شرکت ها شامل شرکت های بیمه، مؤسسات مالی، بانکها، شرکت های دولتی و دیگر اجزای دولت می باشند آنها نشان دادند که سرمایه گذاری نهادی در کازینو ها ممکن است به سرمایه گذاران این صنعت کمک کند تا مسائل نمایندگی حاصله از تفکیک مدیریت و مالکیت را کاهش دهد. میولر و اسپیتز(2006) ارتباط مالکیت مدیریتی( که شامل سهام نگهداری شده توسط اعضای خانواده هیئت مدیره می باشد) و عملکرد شرکت های خصوصی متوسط و کوچک آلمانی را با افزایش فرضیات انگیزشی تحلیل می نمایند. آنها در پژوهش خود از یک نمونه 356 تایی شرکت های بخش خدمات که با تجارت ارتباط دارند برای سال های 1997 تا 2000 استفاده می کنند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که عملکرد شرکت های با درصد مالکیت مدیریتی بالای 40 درصد در حال بهبود می باشند.
ریچاردسودن (2006) در پژوهشی دریافت که سرمایه گذاری به میزان بیش از حد بهینه، در شرکت های دارای سطوح بالای جریان های نقد آزاد بیشتر است، در میان نمونه مورد بررسی ایشان، شرکت ها در طی دوره( 1998- 2002)، به طور میانگین 20% از جریان های نقد آزادشان را بیش از حد بهینه سرمایه گذاری می نمودند. همچنین وی طی بررسی رابطه ساختار نظام راهبری شرکت و سرمایه گذاری بیش از حد بهینه جریان های نقد آزاد، دریافت که برخی از ساز و کارهای نظام راهبری شرکت باعث کاهش سرمایه گذاری بیش از حد بهینه می گردد.
چانگ، فیرث و کیم (2005) در پژوهشی با هدف بررسی ارتباط بین جریان های نقد آزاد و مدیریت سود در شرکت ها دریافتند که شرکت های دارای رشد کم و جریان های نقد آزاد بالا به منظور تقلیل اثر منفی سرمایه گذاری جریان های نقد آزاد در پروژه های با خالص ارزش فعلی منفی، مبادرت به استفاده از اقلام تعهدی اختیاری در جهت افزایش سود در شرکت می نمایند. آنها همچنین دریافتند که نظارت بیرونی توسط 6 مؤسسه بزرگ حسابرسی و سرمایه گذاران نهادی، رابطه جریان های نقد آزاد و استفاده از اقلام تعهدی اختیاری در مدیریت سود را کاهش می دهد.
وو (2004) با بررسی نقش تعیین کننده ساختار مالکیت در سیاست های تأمین مالی از محل بدهی در نمونه ای شامل 833 سال- شرکت ژاپنی طی سالهای 1992 – 2000 به نتایج ذیل دست یافت:
1-بین بدهی و جریان های نقد آزاد رابطه معنادار و مثبتی برقرار است، که این رابطه در شرکت های با فرصت رشد پایین، بیشتر از شرکت های با رشد بالاست.
2-در شرکت های با فرصت رشد پایین، سرمایه گذاران نهادی مدیران را از سرمایه گذاری بیشتر از حد باز می دارد.
3-در شرکت های با فرصت رشد بالا سرمایه گذاران نهادی از استقراض بیشتر حمایت می کنند.
آگراوان و نوبر (1996) به بررسی هفت ساز و کار مورد استفاده در کنترل و کاهش مشکل نمایندگی پرداختند، این ساز و کارها عبارتند از: مالکیت مدیران اجرایی، مالکیت سرمایه گذاران نهادی، مالکیت سهامداران عمده، اعضای غیر موظف هیئت مدیره، تأمین مالی از محل استقراض، بازار نیروی کار مدیریت و بازار کنترل شرکت ها از آنجا که این ساز و کارها می توانند بدیل یکدیگر نیز باشند، بکارگیری یک ساز و کار ممکن است به استفاده از ساز و کارهای دیگر بستگی داشته باشد. شواهد ارائه شده توسط آنها نشان دهنده وابستگی درونی بین ساز و کارهای مذکور می باشد. ایشان با استفاده از نمونه ای شامل 400 شرکت بزرگ و برآورد دستگاه معاملات همزمان به شواهدی مبنی بر وجود وابستگی متقارن در بکارگیری سازکارهای کنترلی مورد بررسی شان دست یافتند. همچنین نتایج حاصل از رگرسیون معمولی انفرادی بین هر یک از ساز و کارها نشانگر برقراری روابط آماری قوی عملکرد شرکت و چهار مورد از ساز و کارها شامل مالکیت مدیران، اعضای غیر موظف هیئت مدیره، تأمین مالی از طریف استقراض، و بازار کنترل شرکت بودند.
2-10-2- پژوهش های مرتبط در درون کشور
محمدیان(1390) کیفیت اطلاعات حسابداری، سرمایه گذاری بیش از حد و جریان نقد آزاد را در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بین سال های 1380 تا پایان 1389 بررسی کردند نتایج به دست آمده حاکی از آن است که هر چه کیفیت اطلاعات حسابداری شرکت ها بالاتر باشد، مسأله ی سرمایه گذاری بیش از حد، کم تر به وجود می آید و این رابطه در شرکت هایی با جریان های نقد آزاد بالا بیش تر رخ می دهد و تأثیر کاهش سرمایه گذاری بیش از حد از طریق کیفیت اطلاعات حسابداری در این شرکت ها به مراتب بیش تر است.
قیطاسی و موسوی(1389) میزان ارتباط جریان نقد آزاد شرکت و جریان نقد آزاد سهامدار با ارزش بازار سهام در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بررسی کردند. نتایج نشان می دهد در سطح کل شرکت ها بین جریان نقد آزاد شرکت و قیمت سهام در سطح خطای 5 درصد ارتباط معنی داری وجود ندارد و این نتیجه گیری در سطح صنایع مختلف نیز صدق می کند، فقط در صنعت صنایع کانی غیرفلزی ارتباط معنی دار با ضریب همبستگی 38 درصد وجود دارد. همچنین بین جریان نقد آزاد سهامدار و قیمت سهام با سطح خطای 5 درصد در سطح کل شرکت ها، رابطه معنی داری با ضریب همبستگی 44 درصد وجود دارد و این نتیجه گیری فقط در صنایع خودرو و ساخت قطعات و صنایع کانی غیرفلزی تایید می شود.
مردای (1387) طی مطالعه ای بر روی شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران در فاصله زمانی سالهای 1376 تا 1383، رابطه بین سرمایه گذاران نهادی و ارزش شرکت را مورد آزمون قرار دادند. یافته های پژوهش مبین ارتباط مثبت بین سرمایه گذاران نهادی و ارزش شرکت می باشد. ایشان نتایج پژوهش را این گونه تفسیر نمودند که سرمایه گذاران نهادی با توجه به انگیزه های که برای بهبود عملکرد شرکت های سرمایه پذیر دارند نظارتی مؤثر بر آنها اعمال نموده و مدیران این شرکت ها را با اتخاذ تصمیمات بهینه و در نتیجه بهبود عملکرد شرت ترغیب می کنند.
نوروش ( 1385) با استفاده از دو نمونه از شرکت های با درجه پایینی از مالکیت نهادی و درجه بالایی از مالکیت نهادی به بررسی نقش سرمایه گذاران نهادی در کاهش عدم تقارن اطلاعاتی در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند و یافته های آن ها نشان داد قیمت سهام شرکتهای با مالکیت نهادی بیشتر در مقایسه با شرکت های دارای مالکیت نهادی کمتر اطلاعات بیشتری در مورد سودهای آتی ارائه می کنند. در واقع شرکت های با مالکیت نهادی بیشتر اطلاعات افزون تری در رابطه با سودهای آتی گزارش می کنند و در نتیجه عدم تقارن اطلاعاتی آن ها نیز کمتر است. نمازی و کرمانی رابطه بین ساختار مالکیت و عملکرد شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را طی سالهای 1382 تا 1386 مورد بررسی قرار دارند. نتایج پژوهش با استفاده از داده های ترکیبی حاصل از این بود که رابطه معنی دار و منفی بین مالکیت نهادی و عملکرد شرکت و رابطه معنی دار و مثبت بین مالکیت شرکتی و عملکرد شرکت وجود دارد. همچنین مالکیت مدیریتی به صورت معنی دار و منفی بر عملکرد تأثیر می گذارد.
رحمان سرشت و مظلومی(1384) «رابطه عملکرد مدیریتی سرمایه گذاران شرکتی با سهم مالکیت این مؤسسات در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران» را مورد مطالعه قرار دادند. آنان در این پژوهش نقش سرمایه گذاران شرکتی را مورد بررسی قرار دادند و این سؤال را مطرح کردند که آیا ساختار مالکیت سازمانها توان توجیه عملکرد های متفاوت در آن ها را دارد؟ یافته های پژوهش نشان داد که گروههای مختلف مالک و حقیقی و حقوقی به یک میزان از قدرت و هم سویی در اثر گذاری بر عملکرد شرکت برخوردار نیستند و در مجموع تفاوت در ساختار مالکیت شرکت ها توانسته است بخشی از نوسانات در عملکرد شرکتها را توضیح دهد.
جدول( 1-2) خلاصه ای از پژوهش های خارجی
ردیف