دانلود پایان نامه
شاملو: ژیغ ژیغ اش می خراشد جان مرغ / ای خدا! گر شک نبودی در میان / کی چنین تاریک بودن این خاک دان؟ (323)
تاریخ بیهقی: و من روا داشتمی در دین و اعتقاد خویش که این حق به تنِ خویش گزاردمی(241).
شاملو: با این همه کاش ای کاش آب می بودم/ گر توانستمی آن باشم که دل خواهِ من است(951).
4-5-20- کاربرد «یکی» به جای «یک» به گونه قدمایی:
توجّه دیگری که شاملو به زبان بیهقی و به طور کلی به زبان مکتب خراسانی دارد، استفاده از «یکی» به معنی «یک» است که در زیر برای هر کدام چند شاهد مثال آورده می شود.
تاریخ بیهقی: و فضل ربیع هر یکی را گرم پرسیدی و معذرت کردی، تا از وی برگذشتندی(74).
شاملو: من و تو یکی دیده گان ایم(458).
تاریخ بیهقی: امیر گفت: هر یکی را یکی چوب فرموده بودیم، بیست تن اند، و آن نیز بخشیدیم، مزنید(171).
شاملو: آن کو به یکی «آری» می میرد/ نه به زخم صد خنجر(750).
تاریخ بیهقی: و یکی دست کمانی بکنیم که این پادشاه از لونی دیگر آمده است(648).
شاملو: اما/ تنها/ یکی خنجرِ کج بر سفره ی سور/ در دیسِ بزرگ بَدَل چینی(755).
4-5-21- کاربرد قید «باری » به گونه قدمایی:
باری به معنای به هرحال، خلاصه است که قدما از این قید استفاده می کردند. و بیهقی در بعضی از عباراتش از این قید استفاده کرده است و شاملو هم به گونه ی بیهقی از قید باری در اشعارش استفاده کرده است .
تاریخ بیهقی: اما چون می خواهم که حقّ این خاندان بزرگ را به تمامی گزارد. آید که به دست من امروز جز این قلم نیست، باری خدمتی می کنم (484 ).
شاملو: و ان اجنبی که خوردنِ خونِ توراست مست/ از خونِ تیره ی پسران من/ باری/ به میل خویش/ نشوید دست! (77-78).
تاریخ بیهقی: باری تا حاجب بزرگ و لشکرها و در شهرها باشند از ایشان فاسدی نرود(562).
شاملو: هراس من/ باری/ همه از مردن در سرزمینی ست / که مزد گور کن / از بهای آزادمی آدمی/ افزون باشد(460).
تاریخ بیهقی: و من باری خونِ جگر می خورم، و کاشکی زنده نیستمی(577).
شاملو: باری چه کنند/ گر از نوشیدن خون من شان / گزیر نیست(469).
تاریخ بیهقی: اعتقاد من باری آن است که مُلک روی زمین نخواهم با تبعت آزاری بزرگ(640).
شاملو: باری/ و از پایان این سفر/ ما را / هم از نخست / خبر بود(555).
4-5-22- ضمیر مشترک «خود» و قید «هم»:
«شاملو در شعرهای سفید خود از دو کلمه ی «خود» و «هم» بسیار استفاده کرده است. این دو کلمه که اغلب به صورت نوعی قید تاکید در کلام او به کار می رود، با سکوتی کوتاه که بعد از خود به وجود می آورند و تکیه ای که هنگام ادای آنها در کلام ایجاد می شود در موسیقی شعر وی موثرند»(پورنامداریان ، 1390:426).
شاملو به تأسی از سبک قدما به ویژه تاریخ بیهقی از این دو واژه در اشعارش استفاده کرد.