دانلود پایان نامه

از سوی دیگر آنتروپوزوفی را دانش معنوی نیز خوانده اند. از این منظر آنتروپوزوفی در صدد است تا میان علوم و هنر، اندیشه و تلاش های مذهبی انسان که سه حوزه اصلی فرهنگ بشری هستند ارتباط عمیق برقرار کند و شکافی را که در قرون وسطی میان آنها بوجود آمده بود پر سازد و پایه ای برای در هم آمیختن و تلفیق آنها بنا نهد. آنتروپوزوفی به هر انسان تنها، به عنوان یک انسان که با قدرتی برتر می تواند به جریان معنوی جهان متصل شود فارغ از نژاد، ملیت، دیدگاه های مذهبی او می نگرد و با روش های کاربردی و عملی، تربیت پویا و فعالی را برای فرد و جامعه ارائه می کند. (حبیبی، 1390، ص95)
در حال حاضر حدود 170 مرکز در ایالات متحده امریکا، صد مرکز در استرالیا، سی مرکز در کانادا فعالیت دارند. نروژ و سوئیس و هلند نیز نسبت به جمعیت خود بیشترین تعداد مدارس والدورف یا اشتاینر، که هر دو نامهای ثبت شده برای این مدارس اند را به خوداختصاص داده اند. همچنین می توان به فعالیت انجمن بین المللی آموزش و پرورش دوران اولیه کودکی در کشورهایی مانند نیوزیلند، آفریقای جنوبی، چین، اوکراین، گرجستان و روسیه نیز اشاره کرد. (حبیبی، 1390، ص94)
هدف اشتاینر آن بود که با خلق جنبش جدید در آموزش و پرورش بستری را فراهم کند که در آن انسان هایی آزاداندیش که به خیر و نیکی عشق می ورزند و به حقوق خود و دیگران احترام می گذارند تربیت شود تا دنیا دیگر فاجعه ای همانند جنگ جهانی اول را به خود نگیرد. او معتقد بود که فرهنگ ها همراه با فناوری تغییر می کنند و انسان ها نیازمند آن هستند تا از توانایی های خود برای انسان کامل شدن آگاهی یابند و این امر در صورتی موثر است که کودکان بتوانند آزادانه براساس نیازهای خویش و رها از هر گونه فشار آکادمیکی و بدون وابستگی به دولت ها یا قدرت های اقتصادی آموزش ببینند، به این شکل آنها توانمندی های خودرا خواهند شناخت و به گونه ای شایسته بروزخواهند داد. انسان هایی که بتوانند آزادانه تفکر کنند، احساس کنند و حرکت کنند، قادر خواهند بود که بهترین راه حل های عملی مناسب برای مشکلات جامعه را بیابند و تنها در این صورت است که می توان به کیفیت های جدید و بازسازی فرهنگ جامعه، با هر نسلی که متولد می شود، امیدوار بود. اگر آزادبودن و آزاد اندیشیدن را از کودکانمان بگیریم آنان را در قالب ظرف ذهنی خودمان تربیت کنیم، تنها آنان را برای ادغام شدن وجای گرفتن در نظام اجتماعی موجود جامعه تربیت کرده ایم و به این ترتیب نسل جدید، همان چیزی می شود که جامعه در حال حاضر از او می خواهد. (همان، ص98)
یکی از برنامه های مهم نظام آموزشی والدورف در مرکز پیش دبستانی پرهیز از برنامه های انتزاعی و ذهنی و حتی آموزشی به مفهوم موجود در زمینه شناخت و یادگیری است. کودک هر چه بیشتر در دوران خردسالی بخش جسمانی خودرا تقویت کندبه مراتب آمادگی بهتری خواهد داشت تا بتواند حوزه های عقلانی و حتی روحانی خودرا تربیت کند. لازمه رشد معنوی کودک پرداختن به رشد جسمانی و زیستی است. بنابراین بیش از آنچه معلمان و مربیان برای کار با کودکان خردسال در زمینه مسائل آموزشی و یا عقلانی کودکان کاری کنند بهتر است به جنبه های جسمانی و فیزیکی کودک پیش از دبستان اهمیت داد. تغذیه خوب، ورزش مناسب، بازیهای متنوع، فعالیت های آزادو هر آنچه بتواند جسم وجان کودک را توانمندتر و سالمتر کند ارزشمند تر است. به همین دلیل مراکز پیش دبستانی والدورف به جای اینکه مراکزی باشند که کودکان در فضای بسته مشغول به خواندن و انجام فعالیت های بسته باشند بیشتر مشغول بازی، کار و فعالیت های آزاد هستند. مراکز آموزشی والدورف نیز به انگیزه های ضمنی بسیار اهمیت می دهند و سعی می کنند فعالیت ها را با نیازهایی که کودک اعلام می کنند هماهنگ و همنوا کنند. این انگیزه های درونی مبتنی بر بخش طبیعی هر کودک است به عبارتی بنیان هر کودک گرایش به مسائل روحانی و معنوی است. به همین دلیل یکی از وظایف مهم تعلیم و تربیت در نظام آموزشی والدورف تشکیل و سازماندهی بهتر وجود معنوی کودک است و سعی می کند ارزش های معنوی جامعه فرهنگی ای که کودک در آن بسر می برد را با زندگی روزانه کودک مرتبط کند. (یوسفی، 1391، ص118)
نکته ای که الگو اشتاینر را از الگوهای صرفا مذهبی جدا می کند نوع نگاهی است که وی به طبیعت دارد. اشتاینر معتقد است که بین علم انسان شناسی و علم طبیعت ارتباط تنگاتنگی وجود دارد و دیدن قوانین موجود در طبیعت موجب می شود که بتوانیم بهتر به نیازها و گرایش های انسان پی ببریم. در این الگوهای آموزشی توجه به شناخت انسان بسیار اهمیت دارد. اشتاینر موفق شد در طی سال ها پژوهش و تحقیق خود نیازهای پایه انسان را که مجموعه ای از نیازهای طبیعی و معنوی و یا به عبارتی نیازهای روحی است را شناسایی کند وآنها را به معلمین و خانواده ها معرفی کندو در برنامه های آموزشی کودکستان های والدورف مربیان از آموزش های مستقیم پرهیز می کنند و حتی آگاهانه تلاش می کنند که از ادامه برنامه های به ظاهر آموزشی خودداری کنند. آن ها می کوشندکه فضای طبیعی وعمومی زندگی را برای کودکان فراهم کنند. برای مثال در کودکستان ها به شکل طبیعی نجاری می کنند، بافتنی می بافند، نان می پزند، غذا درست می کنند، موسیقی می نوازند و. . . کودکان در این بستر تجربه می کنند و به آرامی با تمام این حوزه ها آشنا می شوند. ( همان، ص121)
در اندیشه اشتاینر، آموزش صحیح و کامل آموزشی است که بتواند بر ایجاد اتحاد و هماهنگی اندیشه، احساس و امیال بیانجامد و سبب رشد متعادل انسان گردد. اشتاینر این سه جنبه روح-اندیشه، احساس و امیال را با بخش های فیزیکی بدن ارتباط داد، به طوری که اندیشیدن را به سر و سیستم عصبی، احساس را به قلب وشش هاو امیال را به اندام ها و سیستم سوخت و ساز بدن مرتبط دانست. از این رو آموزش سرها، قلب ها و دستها نامی است که گاه آموزش والدورف را به آن می خوانند بنابراین در این رویکرد به پرورش تفکر، احساس و امیال و در نتیجه پرورش بخش های فیزیکی مربوط به آنها و ایجاد تعادل بین این بخش ها توجه می شود. توجهی که ازصافی زیباشناسانه، عبور می کند. (حبیبی، 1390، ص 98)
اشتاینر برنامه درسی هسته ای را با توجه به سه مرحله رشدی هفت ساله در انسان مورد توجه قرار می دهد. هر کدام از این مراحل دارای نیازهای جداگانه ای برای یادگیری هستند:
تولد تا هفت سالگی که تمایلات و خواسته ها بیشتر خودنمایی می کنند. (دوره خواسته)
هفت تا چهارده سالگی که احساسات بروز بیشتری دارند. (دوره قلب یا احساسات)
چهارده تا بیست ویک سالگی که اندیشه، حضور غالب تری ازخود نشان می دهد(دوره سر یا ترکیب روان و جسم) (همان، ص 99)
اشتاینر معتقد است که در دوره کودکی یا خواسته محیط باید با دقت طراحی شود تا رشد کودک را تقویت کند. فلسفه او بررشد روانی- معنوی، پرورش تخیل و خلاقیت، کلیت و تمامیت کودک تاکید دارد. از دیدگاه وی، جنبه های مختلف رشد و یادگیری به شکلی واحد به هم متصل اند. وی بیان می دارد که خود انضباطی یعنی کودک به طور طبیعی و خلاقانه تمایل به یادگیری دارد و بنابراین بزرگسالان باید در انتخاب الگوی مناسب با دقت عمل کنند. او معتقد است که تماشای تلویزیون مانع از بروز خلاقیت در کودکان می شود. دراین رویکرد اصطلاح حلقه(پیوند) به کار می رود. بدین معنا که گروهی از کودکان و مربیان حداقل دوسال با هم هستند، مثل اینکه عضو یک خانواده اند. این امر منافعی برای کودکان دارد، ازجمله:کودکان ثبات احساسی خواهند داشت، مربیان فرصت های بی شماری دارند تا کودکان را بهتر بشناسند و کارهای آنان را بهتر درک کنند و موضوعات را براساس نیازهای فردی تنظیم کنند، درک اجتماعی در بین کودکان بالاترمی رود، کودکان حس بودن دریک خانواده و جامعه آشنا را پیدا می کنند. اجرای چنین روشی طبیعتا مربیان کارآزموده ای می خواهد که از مراحل رشد کودک آگاهی داشته و از سال های متوالی با کودکان بودن لذت ببرد و ممکن است با شرایط همه مربیان سازگار نباشد. وی معتقد است که کودکان ابتدا از طریق مشاهده، تقلید (بازی های وانمودی) و تجربه اندوزی می آموزند. بنابراین به محیط غنی که در آن به کشف و جست وجو بپردازند نیاز دارند. (ترابیمیلانی و دیگران،1391، ص 46)
این برنامه به معلمان اجازه می دهد انعطاف پذیرباشند و با توجه به نیازهای دانش آموزانشان، برنامه خود را تغییر دهند. به عبارت دیگر مربیان استقلال زیادی در انتخاب موضوعات و اجرا کردن برنامه، به روش شخصی دارند. پرورش قوه تخیل وانعطاف پذیری و تحمل، اعتماد به نفس و تمرکزوافزایش قدرت حل مسئله با فکری خلاق به منظور زندگی بهتر در دنیای پیچیده ای که درپیش روی است و همچنین ایجاداحساس مسئولیت قدرشناسی و احترام در برابر طبیعت دوستی با آن از مواردی است که این رویکرد در پی محقق ساختن آن است. مراکز پیش دبستانی والدورف، محیطی گرم، آرام، منظم، خوشایند، دلپذیر برای همه کسانی است که در آن حضور می یابند. این محیط بیشتر به فضای یک خانه شباهت دارد و تااینکه شبیه یک موسسه باشد. در این محیط، همه چیز از در، پنجره، میز، صندلی و قفسه گرفته تا اسباب بازی ها تا حد ممکن طبیعی هستند و از سنگ یا برگ، میوه، دانه، پوست و تنه و کنده های درختان مانند کاج و موادی از این دست ساخته می شوند. در بعضی از مراکز والدورف حتی پرده ها نیز از برگ درختان ساخته شده اند ورنگ دیوارها نیزروشن، براق وآرامش دهنده است.(حبیبی،1390،ص 102)
برخی از ویژگی هاو اصول رویکرد والدورف عبارت است از:
برنامه روزانه براساس آهنگ زندگی و طبیعت اجرا می شود. به این معنا که برنامه وزمان بازی، کار، با هم بودن(فعالیت گروهی)، بازی در بیرون(فعالیت حرکتی باعضلات بزرگ)، و قصه گویی در مورد طبیعت یا یک قوم(آموزش روابط اجتماعی) سازگار با فصل در نظر گرفته می شود، مثل اجرای برنامه پخت و پز خوراکی های فصل، فعالیت فصلی مانند کاشتن پیازگل، درو، جمع آوری برگ ها، برپایی جشن های فصلی متاثر از تغییرات فصول.
محیط تقویت کننده حواس است. دیوارها با رنگ های لطیف آبرنگی نقاشی می شود، جنس پرده ها از الیاف گیاهی و میزو صندلی ها از چوب خالص ومواد طبیعی است، همه درمحیطی ساده و آرامش بخش قرار دارد.
در کلاس از مواد طبیعی، چوب، پنبه، پشم استفاده می شود. اسباب بازی ها اغلب دست سازند(پرورش خلاقیت) و از مواد طبیعی درست شده اند. مثلا یک تکه چوب بلیت قطار می شود. اشتاینر معتقد است که وسایل ساخته شده قدرت تخیل کودک را که به صورت طبیعی در او وجود دارد محدود می کند.
بازی تقلیدی است از زندگی. کودکان در فعالیت های مشابه خانه شرکت می کنند. آشپزی می کنند، کیک می پزند، تمیزکاری، شست و شو، دوخت و دوز، باغبانی و ساخت و ساز انجام می دهند. درگیر فعالیت های معنادار زندگی می شوند که آنها را آماده چالش های بعدی می کند. کودکان الگوی خوب کارکردن را از بزرگسالان می گیرند.
چرخش فصول گرامی داشته می شود، مثلا در پاییز کلاس با رنگ های پاییزی و میوه های فصل و ساقه های ذرت و برگ آراسته می شود و جشن برداشت محصول باشعر خوانی وشکر گزاری همراه است. هر فصل یک نظم تکرار شونده دارد. بنابراین، کودکان به راحتی در محیطی مشابه محیط زندگی اجتماعی به سر می برند. (ترابی میلانی و دیگران، 1391، ص 46)
ریتم
وجود ریتم، بخش اساسی دیگری در رویکرد والدورف است. ریتم یا چرخه” یعنی زمانی برای هر چیز”. به عبارت دیگر ریتم یعنی فعالیت هدفمند در قالب زمانهای مشخص، همان گونه که شب صبح می شود و صبح به شب متصل می شود و همان گونه که دم وبازدم به طور متصل اتفاق می افتد، برای کودکان نیز وجود یک چرخه سالم و منظم دراجرای برنامه های روزانه، هفتگی و سالانه، نتایج قابل پیش بینی و احساسی از امنیت، استواری و آرامش به ارمغان می آورد و سبب می گردد که آنها به بهترین نحو از جهت جسمی و احساسی رشد کنند و قابلیت های خودرا بروز و پرورش دهند. (حبیبی، 1390، ص107(
در مراکز والدورف قفسه لباس و پوشش ها متنوع ونیز مکانی برای بازی در نظر گرفته می شود. کودکان پس از انجام این گونه بازی ها، با تا کردن لباس های بازی و بازگرداندن وسایل آن به قفسه ها، از امکاناتی که در طول سال، از آن بهره می برند، به خوبی مراقبت می کنند.
بازی و فعالیت های بدنی
برای پرورش تفکر منطقی و بازی از طریق راهکار حل مشکلات مشترک، از بازی های زیر استفاده می شود. بازی های چرخه ای آواز خواندن، کف زدنی، ضربی، پریدنی، کوهنوردی، بازی تمرین ماهی گیری و بازی سنتی یونانی. به منظور پرورش حواس نیز از بازیهایی که حس لامسه کودکان و حس بینایی و شنوایی آنان را تقویت می کند، استفاده می شود.
داستان
روایاتی از داستان های طبیعت، قصه های جن و پری، افسانه های ملل، فابل ها و قصه های مردمی و اسطوره ها در این بخش جای می گیرند که معمولا کودکان با نشستن دایره وار به داستانها که به اشکال مختلف (مانند استفاده ازعروسک ها و پاپت) روایت می شوند گوش می دهند.
موسیقی
موسیقی که در سراسر برنامه آموزشی والدورف جاری است، خود رادر قالب نواختن آلات موسیقی، آواز خواندن و خواندن سرود نشان می دهد. کودکان با موسیقی روح خود را غنا می بخشند و ذهن خویش راروشن می سازند، ضمن آنکه از آن لذت می برند و شور و هیجان خاصی را تجربه می کنند. هنگامی که کودکان با یکدیگر به نواختن موسیقی می پردازند برای خلق موسیقی در کنار هم می خوانند و می رقصند ودرباره زمان، نظم وفضا، تسلسل وسکوت چیزهای بسیاری می آموزند.
فعالیت های هنری وکاردستی
در این قسمت کودکان از نقاشی کشیدن و رنگ کردن با آبرنگ، پاستل و سایر رنگ های نقاشی، لذت می برند و با ساختن چیزهای مختلف، مهارت دستی و تخیلی خود را گسترش می دهند.
مهارت های خانه داری

در این بخش کودکان با انجام دادن امور واقعی زندگی، به تدریج موقعیت های مختلف را درک می کنند. از فعالیت هایی که این بخش را در بر می گیرد می توان به آشپزی مانند نان پختن یا درست کردن سوپ و واکس زدن، شستشو و خیاطی ساده و رنگ کردن اشاره کرد.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

گردش در طبیعت
قدم زدن و گردش در طبیعت و آشنایی بیشتر با محیط طبیعی و آشنایی با تغییرات فصول و باغبانی نیز از دیگر برنامه ها، در رویکرد والدورف است. هرمربی به همراه کمک مربی کلاسی متشکل از پانزده کودک را سرپرستی می کند. کلاس ها 5 روز در هفته و از ساعت 8:30 صبح تا 1 بعد از ظهر برقرار است و کودکانی که به مراقبت طولانی تری نیاز دارند، در کلاسهای عصرگاهی نیز ثبت نام می کنند.
ریتم عمومی هر روز شامل:
ورود کودکان از ساعت 8:30 صبح و شرکت در فعالیت های روزانه.
بازی های خلاق در کلاس.
نظافت.
زنگ صبحگاهی برای بازی های