دانلود پایان نامه
کاپلان و نورتون بر اثر تحقیقات گسترده و تجربه کار با صدها تیم از سازمان های متعدد به الگوی خاصی دست یافتند که آنها را به شکل یک چارچوب (یک نقشه استراتژی) درآورند. این چارچوب که در شکل(2-5) نشان داده شده است عناصر مختلف کارت امتیازی متوازن جهاد دانشگاهی را در یک زنجیره علت و معلول وارد ساخته و دستاوردهای مطلوب را با عوامل این نتایج مربوط می سازند. این نقشه می تواند به عنوان الگویی استاندارد برای ایجاد و توسعه نقشه های خاص هر سازمانی استفاده شود. این الگو چارچوب و زبانی مشترک فراهم می سازد که می توان از آن برای توصیف استراتژی بهره گرفت. کاری بسیار شبیه به صورتهای مالی که ساختاری پذیرفته شده برای توصیف عملکرد مالی فراهم می سازند. بهترین راه برای ایجاد نقشه های استراتژی، از بالا به پایین و شروع از مقصد و سپس ترسیم مسیرهایی که بدان ختم می شوند؛ است. مدیران شرکت ابتدا باید بیانیه مأموریت و ارزش های محوری خود را بازنگری کنند. مواردی نظیر چرا شرکت شان وجود دارد و اعتقاد به چه چیزی دارد؟ مدیران با در دست داشتن این اطلاعات می توانند چشم انداز استراتژیک و یا هدف سازمان را توسعه دهند. این چشم انداز باید تصویری روشن از هدف کلی شرکت ایجاد نماید. سپس استراتژی باید منطق چگونگی نیل به این مقصد را تعریف کند (فرهنگی و دانایی، 1392، 151؛ لطفیانی، 1385، 50-55).
شکل)2- 5(: نقشه استراتژی جهاد دانشگاهی(دادخواه و همکاران، 1391)
البته باید در نظر داشت که علاوه بر تعیین روابط علی معلولی میان اهداف، باید میزان تأتیر گذاری اهداف بر یکدیگر نیز مشخص گردد (لیونگ، 2006، 682-691: به نقل از میدانچی، 1392). طبق آنچه آهن بیان داشته در هنگام توسعه این روابط مشکلاتی بروز می نماید که عمده آن ها به پیچیدگی بیش از حد این روابط مربوط شده که آن هم به وجود افراد مختلف با نظرات متفاوت در تیم بر می گردد (آهن، 2001، 441-461).
پاپالکسندریز و همکاران (2005، 214-227) به منظور رفع این مشکل پیشنهاد رأی گیری و کوو و ای پی (2004، 533-543) استفاده از ماتریس کیو. اف. دی را جهت از بین بردن این پیچیدگی ارائه داده اند . تاکار و همکاران با استفاده از تکنیک آی. اس. ام به ترسیم نقشه استراتژی پرداخته اند (تاکار، 2007، 25-29). تکنیک آی. اس. ام یک فرایند مؤثر بوده، می تواند سلسله مراتب مناسب و ممکن از تأثیر عوامل مفروض بر هدف یک سیستم را مشخص نماید. اما در این تکنیک امکان لحاظ روابط انتقال ناپذیر مابین اهداف میسر نبوده (تاکار، 2007، 25-29) و میزان و شدت تأثیرگذاری اهداف بر یکدیگر مشخص نمی باشد. در این پایان نامه سعی می گردد با بهره گیری از تکنیک دیماتل رویکردی جامع و کمی جهت روابط، ترسیم نقشه استراتژی و ایجاد درک کاملی از روابط ما بین اهداف ارائه شود. از تکنیک دیماتل در تحقیقات کاربردی مختلفی استفاده شده است. برای مثال تامرا و همکاران برای مشخص کردن فاکتورهای اضطراب در زندگی از این تکنیک استفاده کردند (تامرا و همکاران، 2002، 330-340). با استفاده از این تکنیک یامازاکی و همکاران به آنالیز فاکتورهای آسایش در زندگی (یامازاکی و همکاران، 1997، 25-30) و هوری و شیمیزو به طراحی و ارزیابی سیستم کنترل سرپرستی پرداختند (هوری و شیمیزو، 1999، 1413-1419). وو از مدل دیماتل و فرایند تحلیل شبکه در بحث انتخاب استراتژی در مدیریت دانش استفاده کرد (وو، 2007).
تکنیک دیماتل مجموعه مزایای تکنیک آی. اس. ام را در برداشته، در عین حال که تعریف روابط انتقال ناپذیر برای آن میسر بوده و بازخوردها را دقیقاً بررسی می نماید (تاکار، 2007، 25-29). از جمله مزیت های دیگر آن، می توان به کمی نشان دادن میزان تأثیر مستقیم و غیر مستقیم اهداف بر یکدیگر، مشخص شدن اهداف تأثیرگذار و تأثیر پذیر، دسته بندی اهداف بر اساس میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری، کاهش اختلاف نظر میان افراد و تعیین وزن اهداف با توجه به روابط تعیین شده میان اهداف اشاره نمود (ربیعی و شاهنده، 1390، 40-51). فرهنگی و دانایی (1392) با معرفی کارت امتیازی متوازن برای سازمان های رسانه ای نشان دادند که اهداف و استراتژی های سازمان های رسانه ای قابل تقسیم در مناظر کارت متیازی متوازن کلاسیک نیستند.
در خصوص ترسیم نقشه استراتژی تامرا و همکاران (2002)، سیدحسینی و همکاران (2011) و جاسبی و همکاران (2011) با بهره گیری از تکنیک دیماتل رویکردی جامع و کمی جهت روابط، ترسیم نقشه استراتژی و ایجاد درک کاملی از روابط ما بین اهداف ارائه کردند. برخی دیگر از مطالعات موجود در این زمینه پژوهش کویزد و همکاران (2009) است که در ادامه به توصیف آن پرداخته می گردد .
2-3-6-مطالعات کویزد و همکاران (2009)
با توجه به مشکلات موجود در ترسیم نقشه استراتژی، کویزد و همکارانش در سال 2009 با بررسی 12 شرکت پیاده کننده کارت امتیازی متوازن، چهار روش را برای ترسیم نقشه استراتژی معرفی کردند که به شرح ذیل می باشد:
روش اول: فرآیند استراتژیک شامل تبیین چشم انداز و مأموریت، آنالیز درونی و بیرونی
(آنالیز سوات) که در نهایت پس از تعیین اهداف استراتژیک از آنالیز سوات می توان نقشه استراتژی را ترسیم نمود. نمودار(2-1) نشانگر روش اول است.
ماموریت و چشم انداز
آنالیز محیط داخلی
آنالیز محیط خارجی
آنالیز سوات
اهداف استراتژیک
نقشه استراتژی
نمودار(2-3): روش اول برای ترسیم نقشه استراتژی
روش دوم: این روش شبیه روش اول است؛ اما تفاوت در آن است که دو نوع از اهداف تبیین می شود، اهداف استراتژیک و اهداف کلان.
اهداف کلان مستقیماً از چشم انداز و مأموریت تبیین می شود، در حالی که اهداف استراتژیک از تحلیل سوات بدست می آیند. مزیت این روش نسبت به روش یک این است که چشم انداز و مأموریت را به اهداف کلان تبدیل می کند و به سازمان ها در تعریف جهت های استراتژیک درون نقشه استراتژی کمک می کند. نمودار(2-2) نشانگر روش دوم است.
ماموریت و چشم انداز
آنالیز محیط داخلی