دانلود پایان نامه

شکل 2-8: ویژگی های سیستم یک درجه آزادی معادل مود nام از منحنی بار فزآینده [15]
9-گام های 3 تا 7 را برای همه مودهای مد نظر( دو یا سه مود کافی است) تکرار می کنیم.و پاسخ های نهایی با روش SRSS، با هم ترکیب می شوند.
در این تحقیق، در استفاده از روش ترکیب مودها با توجه به مراحل ذکر شده در خلاصه مراحل بالا و با بهره گیری از نرم افزار OpenSEES تحلیل استاتیکی غیر خطی انجام شده است. یک مثال از مراحل این تحلیل در فصل 5 ارایه شده است.
البته در این تحقیق، جابه جایی هدف ما از زلزله ای بدست می آید که موجب بروز زوال در سازه شده است.بطور مثال اگر زلزله شماره 1 ما با 5 بار مقیاس ، سازه را به حد زوال خود رسانده باشد، آنالیز مودال ما نیز تا شتاب بیشینه ی مقیاس شده همان زلزله پیش خواهد رفت.
2-4:روش بارافزون بر اساس جا بجایی
همان طور که در قسمت های قبلی توضیح داده شد، بار گذاری جانبی در ارتفاع ساختمان نقش مهمی در پاسخ های زلزله و یا ظرفیت سازه طی آن زلزله دارد.روش های بار افزونی که در این فصل توضیح داده شده اند، همگی یک نقطه مشترک داشته اند که آن استفاده از نیرو در بارگذاری جانبی است، حال آنکه طبق تحقیقات آورده شده در فصل 2، روش های جابه جایی-محور نیز پاسخ های به مراتب بهتری نسبت به روش های نیرو- محور به ما می دهند.در این فصل، یکی از روش های بسیار پر کاربرد جابه جایی-محور که توسط پینهو و آنتونیو[13] ارایه شده است بطور کامل توضیح داده می شود.
2-4-1:خلاصه روش جابجایی-محور
الگوریتم روش را می توان به 4 مرحله کلی تقسیم کرد:
تعیین بردار بار اسمی و جرم اینرسی
محاسبه ضریب بار
محاسبه بردار مودال مقیاس شده نرمال
به هنگام کردن بردار بارگذاری
در روش DAP بجای بردار نیروی P از بردار جابجایی U استفاده می شود و بزرگی بردار بار اعمالی در هر مرحله از تحلیل از رابطه زیر تعیین می شود.
(2-4)
جهت تعیین شکل بردار بار (یا بردار افزایش بار) در هر مرحله از تحلیل از بردار مودال مقیاس شده نرمال استفاده می شود. جهت تعیین بردار قبل از هر مرحله از بارگذاری، بر اساس مشخصات سختی موجود در سازه تحلیل مقادیر ویژه صورت گرفته و براساس اشکال مودی و ضرایب مشارکت مودها، بارهای مودال تعیین شده و براساس روش ترکیب SRSS و یا CQC با هم ترکیب می شوند. نحوه محاسبه بردار الگوی بار جابجایی D براساس جابجایی یا جابجایی نسبی طبقات در ادامه توضیح داده شده است.
در روش محاسبه D براساس جابجایی، الگوی جابجایی طبقات Di مستقیما از روی بردارهای ویژه طبق رابطه 3-6 تعیین می شود:
(2-5)
ماکزیمم جابجایی موجود در یک طبقه (ماکزیمم جابجایی طبقه نسبت به زمین) نمی تواند معیار مناسبی جهت ارزیابی خرابی در آن طبقه باشد، در صورتیکه جابجایی نسبی بین طبقات یک رابطه مستقیم و مشخص با تغییر شکل افقی مورد تقاضا در ساختمان دارد بنابراین بهتر است بردار D براساس جابجایی نسبی بین طبقات تعیین شود. برای این منظور ماکزیمم جابجایی نسبی بین طبقات در هر مود مستقیما محاسبه شده و با هم ترکیب می شوند. جابجایی طبقه از مجموع جابجایی نسبی طبقات پایین حاصل می شود.