زیست‌محیطی برنامه توسعه (فاقد اهداف کمّی)
* فقدان اهداف زیست‌محیطی استانی
* گنجانده شدن فقط یک تبصره در کل برنامه به منظور کنترل تخریب‌های زیست‌محیطی برای اولین بار
اول
* تخریب شدیدتر ابعاد زیست‌محیطی کشور در مقایسه با ابتدای دوره
* جذب پایین بودجه مصوّب پیش‌بینی شده برنامه‌های زیست‌محیطی
* گسترش مواد زیست‌محیطی برنامه تحت تأثیر کنفرانس ریو (1992)
* گنجانده شدن اهداف کمّی زیست‌محیطی
* توجه گسترده به تفاهمات بین‌المللی
* استانی شدن طرح‌های زیست‌محیطی
* تشکیل کمیته ملی توسعه پایدار در برنامه
دوم
* فقدان ساز و کارها و ضمانت‌های اجرایی مناسب جهت تحقق برنامه‌ها
* تشکیل کمیته فرابخشی اجرای برنامه‌های زیست‌محیطی
* توجه گسترده به نقش مشارکت‌های مردمی و امر آموزش عمومی در برنامه (افزایش 156 تشکل مردم‌نهاد به حدود 600 تشکل)
* اتخاذ سیاست‌های پیشگیرانه به جای منفعلانه
* اختصاص یک فصل مجزّا به موضوع محیط زیست
سوم
* فقدان ضمانت اجرایی مناسب جهت تحقّق برنامه‌ها
* هم‌راستا شدن برنامه با مفاد و اسناد پشتیبان چشم‌انداز 20 ساله (افق 1404)
* تدوین سند فرابخش محیط زیست
* اختصاص فصل مجزا به محیط زیست
چهارم
* افت محتوای زیست‌محیطی به لحاظ شاخص‌پذیری و ارتباط با اسناد بالادستی
* حفظ تقریبی نقاط قوّت برنامه چهارم توسعه

پنجم

2-3-3- جمع‌بندی مبحث سوم از فصل دوم
هدف نگارنده از ارائه مبحث سوم، ارائه بخشی از نظام ارزشی و مقتضیات خاص کشور که بر تدوین خط مشی های زیست محیطی حاکم می باشد، بوده است. بر همین مبنا دو مولفه اساسی تشکیل دهنده نظام ارزشی کشور در خط مشی گذاری عمومی به شکل زیر مورد تشریح و بررسی قرار گرفت:
1. تأثیر باورهای دینی و نظام ارزشی اسلام.
2. تأثیر شرایط اقلیمی خاص کشور (وسعت، جنگل ها و مراتع، آلودگی هوا، فرسایش خاک و …) و شرایط سیاستی خاص کشور در موضوع محیط زیست.
a. مفاد قانون اساسی (دو اصل پنجاهم و چهل و پنجم) و نیز سند چشم انداز بیست ساله کشور
b. سیر تطوّر موضوع محیط زیست در برنامه های توسعه ( از برنامه توسعه اول تا پنجم)
i. سیر تاریخی شکل گیری سازمان حفاظت محیط زیست
ii. بازیگران موثر در عرصه تدوین خط مشی های زیست محیطی کشور
بنابراین مدل تدوین خط مشی های زیست محیطی در بافت و پس زمینه نظام ارزشی (متشکل از باورهای برآمده از نظام ارزشی اسلام و شرایط و مقتضیات اقلیمی و سیاستی کشور در موضوع محیط زیست) طراحی خواهد شد.

2-4- جمع‌بندی مباحث ارائه شده در فصل دوم
با توجه به روش تحقیق انتخابی در پژوهش حاضر (داده‌بنیاد)، اتّکای اصلی الگوی مورد نظر تحقیق بر داده‌های گردآوری شده توسط محقّق (عموماً داده‌های دست اول) می‌باشد. لذا در بخش ارائه “چارچوب نظری” مورد نظر پژوهشگر نبوده، بلکه شکل زیر صرفاً بیانگر جمع‌بندی کلّی سه مبحث ارائه شده در این فصل می‌باشد.

شکل شماره 2-5: جمع‌بندی کلّی سه مبحث ارائه شده در مرور مبانی نظری

فصل سوم: روش تحقیق

مقدّمه
استراتژی تحقیق در این پژوهش، با توجه به رویکرد پژوهش کیفی، “نظریه داده‌بنیاد” انتخاب شده است. رویکرد کیفی در تحقیق تفاوت‌های اساسی با رویکرد کمّی دارد. از آن جمله می‌توان به این موارد اشاره کرد: مرور مبانی نظری در پژوهش‌های کیفی نقش فرعی در ارائه خروجی نهایی دارد؛ در حالی که این مرحله در پژوهش‌های کمّی دارای نقش کلیدی به ویژه در ساخت مدل مورد نظر پیش از مرحله آزمون کمّی است. در پژوهش‌های کیفی ابزار گردآوری داده‌ها مبتنی بر اظهارات و تجارب مشارکت کنندگان بوده و از این رو عمدتاً داده‌های متنی و تصویری مورد تحلیل قرار می‌گیرند؛ در حالی که در پژوهش‌های کمّی ابزارهای از پیش‌ تعیین شده و داده‌های عددی مبنای تحلیل‌ها قرار دارند و نهایتاً در روش‌های کیفی تحلیل متن و استخراج مضامین و موضوعات نو مبنای روش “تجزیه و تحلیل” داده‌هاست؛ در حالی که در روش‌های کمّی استفاده از روش‌های تحلیل آماری یا پژوهش عملیاتی روابط بین متغیّرها را به صورت عددی تبیین و یا روندهای مورد نظر را به صورت کمّی پیش‌بینی می‌نماید. از این رو رویکرد کیفی با هدف پژوهش حاضر که “اکتشاف” مسئله مورد نظر پژوهش می‌باشد مناسب‌تر است تا رویکرد کمّی.

3-1- فلسفه استراتژی نظریه داده بنیاد
نظریهپردازی داده بنیاد عبارت است از آنچه که به طور استقرایی از مطالعه پدیده‌ای به دست آید و نمایانگر آن پدیده است. به لحاظ مبانی معرفت‌شناسی در فلسفه علم می‌توان گفت که روش نظریه داده‌بنیاد مبتنی بر مبانی پارادایم تفسیری (و ساختارگرایی) بوده و در مقابل رویکرد اثبات‌گرایانه به تولید علم قرار دارد. بنابراین دخالت و درگیری پژوهشگر در موضوع تحقیق به مراتب بیشتر از رویکردهای کمّی است. مبنای منطقی این روش در تولید علم، به کارگیری شیوه “استقرایی” و برآمده از داده‌های کیفی است. این راهبرد پژوهشی نوعی روش‌شناسی عمومی برای تدوین تئوری‌هایی است که ریشه در داده‌های گردآوری و تحلیل‌شده به صورت نظام‌مند دارد. یعنی روند شکل‌گیری تئوری در این استراتژی حرکت از جزء به کل است. این استراتژی پژوهش بر سه عنصر: “مفاهیم”، “مقولات (طبقه ها)”، و “گزاره‌های تئوریک (قضیه‌ها)” استوار است.
محقّقان در انجام پژوهش خود معمولاً هنگامی سراغ روش نظریه‌پردازی داده‌بنیاد می‌روند که نیازمند یک نظریه یا تبیین کلی (اجمالی) از یک فرآیند باشند. از آنجا که این نظریه، در دادهها “بنیان” دارد، نسبت به نظریهای که از مجموعه نظریههای موجود اقتباس شده است، تبیین بهتری ارائه میدهد؛ زیرا با موقعیت تناسب دارد و در عمل واقعاً کارآمد است، افراد موجود در یک محیط را در نظر گرفته و احساسات آنها را درک میکند و ممکن است همه پیچیدگیهایی را که واقعاً در فرآیند یافت میشود، نشان دهد. (Strauss & Corbin, 1998, p.64)

مطلب مرتبط :   زیست‌محیطی، حفاظت، شکار، «قاعده، مجازات، فرسایش

3-2- تعاریف و مفاهیم اصلی روش داده‌بنیاد
“نظریهپردازیدادهبنیاد”128، روشی پژوهشی برای علوم اجتماعی است که توسط بارنی گِلِیسِر129 (متولد 1930) و آنسِلم استِراوس130 (1996- 1916) تدوین شده است.131 آنها در کتاب معرّفی روش خود، با درهم آمیختن مکاتب بنیادی جامعهشناسی، “روش تطبیق مستمر132” را معرفی کردند. این کتاب موفقیت زیادی کسب کرد و باعث شد که بسیاری از افراد در مورد روشهای پژوهش این کتاب بیشتر بیاموزند. در پاسخ، گلیسر و استراوس در کتابی پیشرو با عنوان “کشف نظریه دادهبنیاد133” مفاهیم پایه و کلیات روش‌ها و روالهای خود را تشریح کردند. در این کتاب “روش تطبیق مستمر” به عنوان “نظریهپردازی دادهبنیاد” نامیده شد. برای این استراتژی پژوهشی تعاریف متعددی از سوی پایه‌گذاران و پیروان ایشان ارائه شده است که در ذیل به برخی از آنها اشاره شود: (دانایی فرد و دیگران، 1383، ص130)
* استراوس و کوربین (1990): “نوعی استراتژی کیفی است که برای تدوین تئوری در مورد یک پدیده به صورت استقرایی، مجموعه‌ای نظام‌مند از داده‌ها (نظیر مصاحبه‌ها) و رویه‌ها را به کار می‌گیرد.”
* مارتین و ترنر (1986) و فرناندز (2004): “یک روششناسی استقرائی کشف نظریه است که این امکان را برای پژوهشگر فراهم میآورد تا گزارشی نظری از ویژگیهای عمومی موضوع، پرورش دهد؛ در حالی که به طور همزمان پایه این گزارش را در مشاهدات تجربی دادهها محکم میسازد.”
* کرِسوِل (2005): “روالی نظاممند و کیفی است، جهت تولید نظریهای که یک فرآیند، کنش، یا برهمکنش را درباره یک موضوع خردِ واقعی، در سطح مفهومی کلی تشریح کند‌.”

3-2-1- حساسیت نظری
حساسیت نظری به کیفیت شخصی محقق بستگی دارد و نشان‌گر آگاهی از ظرافت‌ها و معنی داده‌هاست. حساسیت نظری به این خصوصیات اطلاق می‌‌شود: بصیرت داشتن، مهارت داشتن در معنی‌دار نمودن داده‌ها، استعداد درک، و قدرت تجزیه کردن عناصر مربوط از عناصر نا مربوط. همه اینها در معنا و در سطح مفهومی صورت می‌گیرد نه در سطح واقعیت‌های ملموس. این حساسیت نظری است که فرد را قادر می‌سازد تا نظریه‌ای داده‌بنیاد ارائه دهد، که از نظر مفهومی غنی، و از انسجام مناسبی برخوردار باشد. وجود چنین حساسیتی در شخص موجب می‌شود این کار را سریع‌تر انجام دهد تا کسی که از چنین حساسیتی بری باشد. حساسیت نظری از چند منبع نشأت می‌گیرد: مطالعه “متون عام”، “متون تخصّصی”، “تجارب شخصی”، “تجارب حرفه‌ای” و درگیر بودن با “روند تحلیل” داده‌های تحقیق. (Price, 2010, p.411)

3-2-2- یادداشت نظری
در حین جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها (کدگذاری) و مقایسه مستمر آنها، ایده‌هایی در خصوص مفاهیم، مقوله‌ها و روابط میان آنها در ذهن پژوهشگر شکل می‌گیرد. این نوع افکار از آغاز فرآیند پژوهش تا پایان آن در هر مواجه با داده‌های جدید، مفهوم‌سازی و مقوله‌بندی آنها به ذهن پژوهشگر خطور نموده و در تنظیم و بازنگری تئوری نقش اساسی دارند. به منظور بهره‌برداری از این ایده‌ها، آنها باید مستند و طبقه‌بندی گردند و معمولاً برای نامگذاری خلاقانه مفاهیم و ایجاد پیوندی منعطف میان آنها ابزار مؤثری محسوب می‌شوند. از آنجا که دانش انباشته شده در یادداشتهای نظری بر غنای تئوری می‌افزاید. بدون آن، تئوری پدید آمده نه تنها بدیع و نوآور نخواهد بود بلکه عمق نظری چندانی هم نخواهد داشت. (رودی 1387، ص113-112)
نمونه‌ای از یادداشت‌های نظری محقّق در طول تحقیق ضمن پیوست “ج” آمده است.
3-2-3- کفایت نظری
معیار قضاوت در مورد زمان متوقف کردن فرآیند جمع‌آوری داده‌ها، “کفایت نظری” مقولهها یا نظریه است. کفایت نظری مرحله است که جمع‌آوری هرگونه داده کمکی به افزایش ویژگی‌ها و غنای یک مقوله نکند. به عبارت دیگر هیچ دادهی بیشتری یافت نمیشود که پژوهشگر به وسیله آن بتواند مقوله را رشد دهد. به موازاتی که پژوهشگر دادههای مشابه را به دفعات مشاهده میکند، از لحاظ تجربی اطمینان حاصل میکند که یک مقوله به کفایت رسیده است …” بنابراین در روش دادهبنیاد، نمونهگیری توسط ظهور مفاهیم نو – و نه طرح پژوهش- به پیش می‌رود و توسط کفایت نظری – و نه طرح پژوهش- محدود میشود. (Price, 2010, p.416)
فرآیند تحقّق کفایت نظری در فصل چهارم و ذیل جدول شماره 4-56 با ذکر کامل تعداد کدهای باز،‌ مفاهیم و نیز مقولات ظهور یافته و اصلاح شده در جریان کدگذاری مصاحبه‌ها ارائه شده است.

مطلب مرتبط :  

3-3- فرآیند تجزیه و تحلیل روش داده‌بنیاد
در روش داده‌بنیاد هر چیزی که پژوهشگر را در حوزه مطالعه انتخابی‌اش، در شکل‌گیری مفاهیم به سمت خلق یک تئوری یاری می‌رساند، داده است. در این میان داده‌ها از مصاحبه و مشاهده تا گفت و شنودها، خاطرات، ملاقات‌ها، مقالات روزنامه‌ها و مجلات و حتی تأملات شخصی پژوهشگر را شامل می‌شود.

شکل شماره 3-1: فرآیندهای به هم وابسته جمعآوری، تنظیم و تحلیل دادهها در تدوین نظریه داده بنیاد
رکن اساسی در فرآیند تجزیه و تحلیل در روش داده‌بنیاد “کدگذاری” است. کدگذاری در نظریه‌پردازی داده بنیاد شکلی از تحلیل محتواست که در پی یافتن و مفهوم‌سازی موضوعات قابل بحثی است که در میان انبوه داده‌ها وجود دارند. (دانایی فرد 1384، ص60) فرآیند تفکیک داده‌های حاصل از نمونه‌گیری، توصیف و بیان آنها با عباراتی کوتاه در یک جدول را کدگذاری گویند. بطور کلی، این استراتژی، دادههای حاصل از منابع اطلاعاتی را به مجموعهای از کدها، کدهای مشترک را به مفاهیم و آنگاه مفاهیم را به نوعی مقوله تبدیل می‌کند و در نهایت از مقولهها تئوری ایجاد میشود. (دانایی فرد، 1384، ص 58). در این روش از سه نوع کدگذاری به شرح زیر استفاده می‌شود.

شکل شماره 3-2: سیر تطور کدها تا تئوری در نظریه داده‌ بنیاد
3-3-1- کدگذاری باز
کدگذاری باز به عنوان‌گذاری یا نام‌گذاری رویدادها و پدیده‌ها براساس داده‌ها اشاره دارد؛ مفاهیم و مقوله‌ها نتیجه این نوع کدگذاری‌اند؛ از آنجا که در ابتدای کار پژوهشگر به حیطه عمل گسترده و موقعیتی باز نیازمند است، وی به کدگذاری هر رویداد قابل توجه پرداخته و نهایت انعطاف‌پذیری را در تولید مفاهیم از داده‌ها بکار می‌گیرد. داده‌های بدست آمده از نمونه بر اساس سؤالات ساده‌ای مانند چه، که، چگونه و… تجزیه و تفکیک می‌شوند؛ سپس با “مقایسه مستمر” داده‌ها، رویدادهای مشابه عنوان مفهومی مشابهی می‌گیرند. همچنانکه “مقایسه مستمر” رویدادها پژوهشگر را با شباهت‌ها و تفاوتهای آنها شناخته، معنایی پایدار را در ذهن وی برای مفهوم‌سازی ایجاد می‌نماید، مقوله‌ها از مقایسه مستمر مفاهیم، توجه به شباهت‌ها و تفاوتهای میان آنها و شکل‌گیری مفهومی انتزاعی‌تر ایجاد می‌شوند.

شکل شماره 3-3: کدگذاری باز: ورودی‌ها، فرآیند و خروجی‌ها

مفهوم (Concept)
“مفهوم” معنای لفظی است که بر یک پدیده در عالم خارج دلالت می‌کند. مفهوم امری انتزاعی و تجریدی از یک پدیده است که به عنوان نمادی در زبان، فرآیند تفکر و تعقل را در توصیف واقعیت‌ها ساده‌تر می‌سازد. به بیان دیگر، مفهوم توضیحات مختصر شده پدیده‌هاست. دانشمندان هر علم پدیده‌‌های مربوط را به منظور ارتباط و ایجاد زبانی مشترک مفهوم‌سازی کرده‌اند؛ از این‌رو، هر رشته علمی مجموعه‌ای یگانه از مفاهیم ویژه خویش است. مفهوم علاوه بر نقش ارتباطی یاد شده به مجموع ادراکات، نظم و انسجام بخشیده و راه را برای