دنیا خلق نمود به صورت زوج آفرید مانند ظاهر و باطن، سپس اساس دین که خانه عبادت و طریق به سوی آخرت باشد، بر طبق فطرتی که خداوند به ودیعت گذاشته بود توسط نبی تاسیس شد در این هنگام بود که پیامبر به اظهار نشانه های شریعت خود و رسومات آن اقدام نمود، پس او برای دین شش ستون و پایه بازاء شش روز مشخص کرد : طهارت و صلات و زکات و روزه و حج و جهاد. و همانطور که خداوند نظام روزهای شش گانه را به روزی که در آن روز استواء علی العرش داشت، حفظ کرد، پیامبر اکرم نیز نظام وظایف شش گانه را به وصیت خود درباره وصی بعدش حفظ نمود. پس ولایت او را اظهار کرد و او را خازن علم خود و مستودع سر خویش قرار داد. و آن قولی که باید تاکید شود این است که ولایت در میان فرایض آخرین است در حالی که رتبه آن از بقیه والاتر و شریف تر است. به حدی که بر طبق قول او انسانی که در رتبه هفتم خلقت بعد از معادن و نباتات و … است اگر ولایت را از شریعت جدا کند و آن را نپذیرد مانند آن است که در درجه هفتم خلقت نباشد و از بهائم باشد.392 موید فی الدین درمورد همراهی ظاهر و باطن با یکدیگر میگوید آنچه در آیه 40 سوره هود آمده است393 که در کشتی از هر چیزی زوجی قرار دادند، می توان اهل بیت پیامبر اکرم را نام برد که اعتقاد به ظاهر وباطن را با هم دارند. ظاهر و باطنی که هر کدام زوجی برای همراهش می باشد، کسی که خداوند را عبادت می کند و تدین او نسبت به خداوند بر اساس ظاهر و عمل اوست که همراهی علم را با خود ندارد؛ مثلش مثل اموات است. و از آن طرف تمسک به باطن و علم که عملی در کنارش نیست مستحیل است.394
او در جای دیگری دوباره بر این امر تاکید میورزد. اینکه پیامبر و ائمه به دستور خداوند قیام نمودند برای آنکه بین ظاهر و باطن تعدیل ایجاد کنند و دعوت وبعث به سوی آن دو نمایند و اینکه مردم به آن دو از روی علم و عمل اعتقاد پیدا کنند. و هرکدام از ظاهر و باطن همراه خود را تاکید و تثبیت و تایید می نماید. پس مانند جسم و روحی که در خلق خداوند سبحان مقرون یکدیگر هستند. اگر کسی باطن را بدون ظاهر بپذیرد و علم را بدون همراهی عمل قبول کند مانند کسی است قوام روح را بدون جسد پذیرفته است. در حالی که خداوند می فرماید: «إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِح»395 و کلام طیب نفس هستی یافته به وسیله شناخت کلمه اخلاص و علم حقایق است و عمل صالح نیز طهارت و نماز و زکات و اقامه دیگر ارکان دین به تمامه می باشد. در این بین نیز راهی برای قطع آنچه خداوند وصل کرده است از سبب ظاهر به باطن و سبب باطن به ظاهر وجود ندارد.396 موید فی الدین اظهار تعجب می کند از آنها که تمسک به تاویلی که قرین و همراه تنزیل است نمی کنند در حالی که خداوند تاویل را قرار داد تا انسانها از معایب راحتی یابند و از شوائب حفظ شوند و اهل بیت پیامبر را مخزن این تاویلات قرار داد.397 او در بحث صوم و حکمت آن میگوید در روایات آمده است کسی که عصیان امام بورزد روزه اش قبول نیست، همچنین فرزند عاق شده تا زمانی که بخشیده شود و زن ناشزه تا زمانی که توبه کند. او می گوید ظاهر موضوع روزه ماه رمضان نیکو است فضلاً از معنا و باطن آن. و این روزه بنابر قواعد حکمت تاسیس شده است زیرا علت در برانگیختن انبیاء این بوده است که مردم از عادات حیوانات جدا شوند و درجات مقربین وشمایل ملکوتی را جایگزین آن کنند. و از عادات حیوانات و چارپایان این است که تا وقتی که خوردنی و نوشیدنی بیابند و از این حیث فقیر نباشند، می خورند و هیچ توقیفی در مقابل أکل خود نمی بینند. در حالی که صاحبان شرایع همراه با روزه ای آمدند که سدی در مقابل دهانها است که در آن وقت معلومی بدون هیچ خوردنی و نوشیدنی طی می شود که با رسم بهائم منافات دارد و عدول از راه آنان می باشد. اما از حیث تاویل و حکمت باید گفت که ماه رمضان نهمین ماه سال است و عدد نُه نهایت در اعداد یک رقمی است و بعد از آن دهگان و صدگان و … است. ماه رمضان در مسیر شناخت توحید نهایت آحاد است و بعد از آن سه ماهی از سال می ماند که برای باقی حساب و کمال در شناخت حدود قرار داده شده است.398
بحث صحت رویت هلال در اثبات ماه رمضان و یا عدم آن ظاهرا از اهمیت ویژه ای در میان داعیان اسماعیلی برخوردار بوده است. زیرا علاوه بر موید فی الدین که در مجالس خود آن را ذکر کرده، کرمانی نیز سابقا رساله مجزّایی در این باره تالیف کرده بود. موید فی الدین میگوید بعضی ها گمان می کنند که ماه رمضان گاهی تمام و گاهی ناقص می شود و در این باره به قول پیامبر که فرمود «صوموا لرؤیته و أفطروا لرؤیته، فان غنی علیکم فأکملوا العده ثلاثین» احتجاج می کنند. این قول فاسد است و ما دلیل می آوریم که ماه رمضان همیشه تمام است. او قائل است این حدیث در زمان بعضی غزوات پرسیده شده که نزدیک ماه مبارک رمضان بوده است. در حالی که فحوای خبر دلالت می کند بر اینکه روزه و افطار بر طبق روزه و افطار پیامبر واجب است و در نبود او باید بر طبق عمل جانشین پیامبر انجام داد. اما روزه بر طبق رؤیت از امور بدیهی است زمانی که پیامبر و امام قائم مقام او نباشند. و در زمانی که پیامبر یا امام حاضر هستند (امام اسماعیلی) باید طبق رفتار آنها سلوک نمود. اما اینکه خود پیامبر بر طبق رؤیت هلال روزه می گرفتند به سه دلیل باطل است: 1- پیامبر در اقوال خود صادق است و جبرئیل صبح و شام برای بیان وحی و اخبار آسمان ها به محضر پیامبر می شتافته است. در این صورت پیامبر اکرم نیازی به اینکه به طلب هلال ماه صورت خود را بچرخاند، نداشته است 2 – پیامبر در حدیثی می فرماید که من به راههای آسمان نسبت به راههای زمین از شما بیشتر آگاهترم. 3 – پیامبر اکرم منزه است از اینکه اختلافات هلال های ماه و دیگر مباحث نجومی که بر منجم مخفی نیست، از او مخفی بماند. دلایل دیگری که موید فی الدین میآورد این است 1- بر طبق آیات قرآن روزه بر ما واجب شده است همانطور که بر پیشینیان و ادیان گذشته مانند مسیحیان واجب شده بود. این در حالی است که مسیحیان در گرفتن روزه کاری به رویت هلال نداشته و بر طبق حساب روزها روزه می گرفتند. 2 – قانون یک سال این است که شش ماه کامل و شش ماه ناقص باشند. بنابراین با شروع ماه کامل محرم، ….. ماه رمضان نیز کامل می باشد. 3 – در بحث کفارات برای یک روز که به عمد افطار شده باشد، حکم به شصت روز روزه پشت سرهم و یا در صورتی که نتواند، حکم به اطعام شصت مسکین می نمایند. و این نشان دهنده سی روز کامل بودن ماه رمضان است.399 موید فی الدین در باب میگوید نماز با تکبیره الاحرام شروع و با سلام پایان می یابد و در بین آن دو قرائت و رکوع و سجود و تشهد است. و مجموع این سکنات که نماز نامیده می شود در باطن به معنای دعوت حق است و در دعوت بازاء تکبیر معاهده است و بازاء تسلیم و سلام پایان، تسلیم است. پس کسی که معاهده و تسلیم را دارا باشد اقامه نماز کرده است و در غیر این صورت نمازش فایدهای برایش ندارد.400 که این امر نشان دهنده مرتبط بودن یک عمل ظاهری با آنچه در پس پرده آن عمل است، می باشد.
در جای دیگر موید فی الدین میگوید صلات شامل قیام و رکوع و سجود است. واین اقسام سه گانه هر کدام شامل یک شخص در عالم می باشد. کسانی که قیام می کنند و اما صلاتی که شامل هر سه اینهاست نشان می دهد که کسی نماز می خواند شریف ترین فرد در عالم است زیرا حائز تمام فضیلتهایی است که در بقیه انسانها به طور تک موردی وجود داشت. موید الدین از معنای لفظی صلاه می گوید که به معنای گرفتن چوب روی آتش برای نرم شدن آن است. او می گوید وقتی مصلی در موضع نماز می ایستد و اعتقاد دارد به اینکه بین دستهای خداوند قرار گرفته خداوند ابا میدارد که آتش خود را لین ننماید. او میگوید نمازی که چنین تاثیراتی دارد آیا سزاوار است که انسانها در خواندن پنج وعده آن سستی بورزند؟401 شیرازی در ادامه از زکات و صوم و حج نیز میگوید. زکات را دادن اضافه اموال اغنیا به فقرا می داند و حکمت روزه را همانطور که قبلا گفته شد تمییز اشکال نفوس انسانی از چارپایان به وسیله تحریم اکل و شرب در یک ماه از سال می داند و در مورد حج می گوید عده ای قائلند این خانه وسط دنیا و نقطه پرگار عالم است و بدور این نقطه همه اشیاء دور می زنند. 402
3-3-2-1 رد قول اباحه گران
موید فی الدین قول برخی مدعیان تشیع را نقل می کند در اینکه صلات و زکات و موارد دیگر از تکالیف شرعی اشاره به حدود دین الهی دارد که واجب است آنها شناخته شوند و بعد از معرفت به این اشخاص عمل و تکلیف ساقط می شود و بعد از اباحه محرمات سخن می گویند و به طور مشخص حرف از حلیت خمر زده و باب ارتکاب منکرات و شهوات را مفتوح می بیینند. او می گوید قول آنها کذب است و آنها تارک طریق ارشاد و سالک در گمراهی هستند. و اینکه تحریم خمری که در میان تمامی ادیان حلال است فضلی برای پیامبر ما می باشد.403 موید فی الدین می گوید پناه بجویید از این قوم که مخالفت با احکام شرع کرده و حرام را حلال شمرده و خود را در وادی هلاکت می اندازند. نظرات موید فی الدین شیرازی نشان می دهد او نیز مانند دیگر اندیشمندان فاطمی قائل به لزوم مرعی داشتن ظاهر و همراه کردن آن با باطن است و قیام قائم القیامه و آنچه او در باب شریعت انجام می دهد را مربوط به الان نمی داند، چونکه امروزه او در بین فاطمیان شریعت گراست و هنوز دوره هفتم فرا نرسیده است. داعی ادریس به نقل از موید الدین شیرازی در باب ناطق هفتم می گوید: کسی که به او راحتی است و نزد او استراحت است (از انجام شریعت) که در آن روز نفوس شریفه با قرار گرفتنشان در مجامع روحانی لطیف به استراحت می پردازند. و شرایع به معنایی می رسند که از حجاب ها و پرده ها متجلی است. 404
3-3-2-2 نمود شریعت در اشعار موید فی الدین
موید فی الدین علاوه بر آثار کلامی، دیوان شعری نیز دارد که در آن اعتقادات اسماعیلی خویش را به نظم کشیده است. او در شعری از لزوم مرعی داشتن علم و عمل می گوید و اینکه ما چگونه میتوانیم شریعت انبیای الهی را ترک کنیم، در حالی که به غیر از آن برای ما مرجعی نیست:405
فکیف شرع الانبیاء ندفع *** و ما لنا الا الیه مرجع
بنوره فی الدرجات نرتقی *** و بالکرام الکاتبین نلتقی
یا رب فالعن جاحدی الشرایع *** و ارمهم بافضح الفجائع
و العن الهی من یری الاباحه *** بلعنه فاضحه محتاجه
و العن الهی غالیاً و قالباً *** و لاتذر فی الارض منهم باقیا
فاخزهم و اخز من رمانا *** بریبه و لقه الهوانا
فاننا لأهل علم و عمل *** لله دنا بهما عزوجل
3-3-3 ناصرخسرو و شریعت اسماعیلیه
ابومعین ناصربن خسرو قبادیانی مروزی اندیشمند و شاعر اسماعیلی است که در سال 394 ق در بلخ به دنیا آمد. او که در خراسان ساکن بود، سفرهایی به شهرهای گوناگون از جمله مکه کرد و همچنین به مصر سفر کرد و محضر خلیفه فاطمی را درک نمود. او با قبول مذهب اسماعیلیه به عنوان داعی و با لقب حجت خراسان، مشغول به کار شد. پادشاهان و علمای سلجوقی که او و اندیشه اش را در تقابل با خود می دیدند، به او سخت گیری نموده و حکم به الحاد او کردند. در سال 452 ق دشمنی علمای اهل سنت که ناصر خسرو را به الحاد متهم کردند و خانه او را ویران نمودند، وی را مجبور به فرار به درّه یمگان در بدخشان نمودند.406 او مجبور به مهاجرت شد. و در نهایت در سال 481 ق در یمگان وفات یافت.407 در این بخش به بررسی شریعت از منظر او پرداخته شده است. ناصرخسرو در ابتدای سفرنامه خود می گوید که در اوایل زندگی خود آنچنان دقت در امور شرعی نداشته و مسئله فقهی همچون حرمت شرب خمر را رعایت نمی کرده است. او بر اثر خوابی که می بیند، حرامی را که شرب خمر باشد، ترک نموده و واجبی را که خواندن نماز و انجام اعمال حج باشد، اتیان می کند. بعد از این واقعه ناصر چهار بار حج به جای آورده است. دفعه اول قبل از رفتن به قاهره و سه حج بعدی زمانی صورت گرفته است که در خدمت فاطمیان بوده است.408 او میگوید «پس از آنجا به جوزجانان شدم و قریب یک ماه ببودم، و شراب پیوسته خوردمى پیغمبر (ص) مى‏فرماید که: «قولوا الحقّ و لو على انفسکم». شبى در خواب دیدم که یکى مرا گفتى «چند خواهى خوردن از این شراب که خرد از مردم زایل کند اگر بهوش باشى بهتر». من جواب گفتم که «حکما جز این چیزى نتوانستند ساخت که اندوه دنیا کم کند». جواب دادى «در بیخودى و بیهوشى راحتى نباشد حکیم نتوان گفت کسى را که مردم را به بیهوشى رهنمون باشد، بلکه چیزى باید طلبید که خرد و هوش را بیفزاید». گفتم که: «من این از کجا آرم؟». گفت: «جوینده یابنده باشد» و پس سوى قبله اشارت کرد و دیگر سخن نگفت. چون از خواب بیدار شدم آن حال تمام بر یادم بود بر من کار کرد. با خود گفتم که «از خواب دوشین بیدار شدم، اکنون باید که از خواب چهل ساله نیز بیدار شوم». اندیشیدم که تا همه افعال و اعمال خود بدل نکنم فرج نیابم. روز پنج‏شنبه ششم جمادى الآخر سنه سبع و ثلاثین و اربعمائه سر و تن بشستم و به مسجد جامع شدم و نماز کردم و یارى خواستم از بارى تبارک و تعالى به گزاردن آنچه بر من واجب است، و دست بازداشتن از منهیّات و ناشایست چنانکه حق، سبحانه و تعالى، فرموده است».409 نکته مهم خواب ناصر خسرو این است که وی دست از نوشیدن شراب می کشد.410 ناصر

مطلب مرتبط :   مجاهدین، دعایی، امام، طالقانی، هواپیما، زندان