[37]. میسیلیوم¬های پنبه¬ای و پراکنده و گاهی متراکم، با رنگ¬های سفید و بنفش کم¬رنگ تولید می¬کند. این قارچ در مرحله غیرجنسی تولید ماکروکنیدی، میکروکنیدی و کلامیدوسپور می-کند، ماکروکنیدی¬های قایقی شکل روی فیالیدهای منفرد و یا کنیدیوفورهای منشعب در اسپوردوشیوم-های فراوان و نارنجی رنگ تولید می¬شوند، میکروکنیدی¬ها عموماً به صورت False-headsروی فیالیدهای منفرد وکوتاه تشکیل می¬شوند، آن¬ها معمولاً تک¬سلولی، تخم¬مرغی، بیضوی یا قلوه¬ای شکل¬اند، کلامیدوسپورها به فراوانی، خصوصاً در جدایه¬های ساپروفیت خاکزی و البته به کندی تولید می¬شود و ممکن است تولید آن 3 تا 6 هفته طول بکشد، ولی به¬راحتی در سطح کلنی CLA روی ریسه¬ها قابل مشاهده می¬باشند [13].
2-6-3-همه¬گیری بیماری
2-6-3-1-علائم بیماری
این بیماری را 25 روز بعد از کاشت می¬توان در رقم-های بسیار حسّاس در مزرعه مشاهده کرد که اگر با دقت بررسی نشود، علائم بیماری پژمردگی ممکن است با علائم پوسیدگی ریشه اشتباه شود. برگ¬های گیاهچه¬های بیمار ریزش پیدا می¬کنند و نسبت به گیاهچه¬های سالم رنگ¬پریده¬تر می¬باشند، همچنین گیاهچه¬ها ممکن است حالت افتاده پیدا کرده باشند و به صورت خوابیده بر روی زمین پخش شوند که چنانچه این گیاهچه¬ها از خاک خارج شوند، چروکیدگی ساقه مشاهده می¬شود. ریشه¬ها در ظاهر پوسیدگی نشان نمی¬دهند و سالم به نظر می¬رسند، امّا چنین ریشه¬هایی وقتی به طور عمودی از منطقه یقه به طرف پایین شکافته می¬شوند، بافت-های درونی آنها به صورت قهوه¬ای کم¬رنگ مشاهده می-شود، همچنین گیاهان بالغ، علائم تیپیک را که ممکن است در مزرعه و در مرحله غلاف¬دهی ظاهر شوند، نشان می¬دهند. از علایم اوّلیه، افتادن کامل گیاه است، رنگ سبز به آهستگی کاهش یافته و گیاه به صورت سبز کم¬رنگ دیده می¬شود، به تدریج همه برگ¬ها به زردی می¬گرایند و ساقه به صورت رنگی باقی می¬ماند. ریشه¬ی گیاهان پژمرده ظاهراً پوسیدگی نشان نمی¬دهند و خشک و بی¬رنگ می¬شوند [72]. ریشه¬ها و ساقه¬های گیاهان پژمرده وقتی به صورت عمودی شکافته شوند، تغییر رنگ مغز و آوند¬های چوبی را نشان می¬دهند.
رشد قارچ در محیط PDA (سیب¬زمینی، قند، آگار) در ᵒc25، ابتدا به صورت نمدی، چروکیده و چین¬خورده در می¬آید. هیف قارچ دیواره¬دار بوده و انشعابات زیادی دارد. میکروکنیدی¬ها، به صورت تخم¬مرغی تا استوانه¬ای، مستقیم تا خمیده و به ابعاد 11-5 × 5/3-5/2 میکرون می¬باشند. تعداد ماکروکنید¬ها نسبت به میکروکنیدی¬ها کمتر است. ماکروکنیدی¬ها بر روی کنیدیوفورهای دوکی¬شکل خمیده (هلالی شکل)، با سه تا پنج سلول ایجاد می¬شوند و ابعاد آن¬ها 65-25×5/4-5/3 میکرون می¬باشد [51]. کلامیدوسپورها در محیط کشت کهنه و قدیمی¬تر تولید می¬شوند. کلامیدوسپورها دارای دیوارۀ نرم یا زبر و انتهایی هستند و ممکن است به شکل انفرادی، جفت و یا به صورت مجموعه باشند. قارچ عامل بیماری خاکزی و به صورت کلامیدوسپور در بذر و بقایای گیاهی مرده، در خاک ادامه حیات می¬دهد [51]. قارچ می¬تواند در خاک بیش از 5 سال بقای خود را حفظ کند، عدس و نخودفرنگی حامل این قارچ¬اند، بدون اینکه علائمی را نشان دهند [52]. دیگر گونه¬های گیاهی نیز ممکن است حامل این قارچ، بدون ایجاد علایم بیماری، باشند [53].
2-6-3-2-چرخه بیماری

شکل2-1- چرخه بیماری F. oxysporum f. sp. Ciceris [56].
2-6-3-3-شرایط محیطی
فوزاریوم عمدتاً یک قارچ خاکزی است و به صورت میسیلیوم، کنیدی و یا کلامیدوسپور و در عمق 15-5 سانتی¬متری سطح خاک به سر می¬برد [86]. پراکنش برخی از گونه¬ها به شدّت متأثّر از موقعیّت آب و هوایی (رطوبت و حرارت) بوده، دما درمناطق مختلف اقلیمی روی انتشار گونه¬ها و قدرت بیماری¬زایی اثر می¬گذارد [86]. به طوری¬که بعضی گونه¬ها) (F. compactum فقط در مناطق گرمسیری یافت می¬شوند و بعضی گونه¬ها (F. sambucinum) فقط در مناطق معتدل و سردسیری قابل گسترش می¬باشند، البته بعضی گونه¬ها مانند F. solaniقادر هستند در اغلب مناطق مختلف اقلیمی فعالیت نمایند (F. solani) [13]. خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک روی فراوانی گونه¬های فوزاریوم تأثیر-گذار هستند، اغلب گونه¬های فوزاریوم در خاک¬های با اسیدیته متوسط (8=PH) فعالیت مناسبی داشته و صرفاً تعداد کمی از گونه¬ها در خاک¬های نسبتاً قلیایی و یا اسیدی فعالیت خواهند داشت [13]. قارچ عامل بیماری پژمردگی فوزاریومی نخود در تمام مناطق کشت نخود وجود دارد [13].
2-6-3-4- گسترش بیماری
گونه¬های مختلف فوزاریوم در مناطق مختلف دنیا و در شرایط مختلف اقلیمی و در مزارع، مراتع و مناطق غیر¬مزروعی گسترش دارند. این گسترش همه جانبه به علّت توانایی آن¬ها در زندگی ساپروفیتی روی مواد مختلف، داشتن مکانیزم¬های مختلف برای پراکنش و همچنین قدرت دوام و بقای طولانی در شرایط نامناسب می¬باشد. این توانایی¬ها امکان سازگاری گونه¬های مختلف فوزاریوم را در مناطق مختلف اکولوژیک فراهم نموده است [13]. بیماری پژمردگی نخود با عامل F. oxysporum f. sp. ciceri یک بیماری تک چرخه¬ای است [56]. این بیمارگر خاکزی است و به صورت کلامیدوسپور در بذر و بقایای گیاهی مرده، درخاک ادامه حیات می¬دهد و از طریق بذور آلوده بیماری به مناطق مختلف منتقل می-شود [51].

مطلب مرتبط :   منحرف، .، روسپی، خیابانی، ۲-، زنان

2-7-روش¬های کنترل بیماری پوسیدگی ریشه نخود
2-7-1- روش زراعی
استفاده از بذور عاری از بیماری، تغییر زمان کاشت و از بین بردن بقایای آلوده گیاهی می¬تواند از اقدامات موثر در کنترل این بیماری باشد اما از آنجایی¬که قارچ می¬تواند بیش از 5 سال در خاک و همچنین در ناقل¬هایی که علائم بیماری را نشان نمی-دهند، زنده بماند. کنترل بیماری با تناوب معمولی زراعی امکان¬پذیر نیست [4].
2-7-2- روش شیمیایی
متداول¬ترین روش کنترل این بیماری استفاده از بذور تیمار شده با قارچ¬کش¬هاست. در این مورد از قارچ¬کش ایپردیون+کاربندازیم که یک قارچ¬کش مختلط است و همچنین سموم بنومیل و کاپتان برای ضدعفونی کردن بذور قبل از کاشت به میزان 2 در هزار استفاده می-شود [12].
2-7-3- مبارزه بیولوژیکی
در روش مبارزه بیولوژیکی تحقیقات صورت گرفته، در سطح آزمایشگاه و گلخانه بوده است، به عنوان نمونه در بررسی به عمل آمده توسط اکرمی وابراهیموف در سال 1389 تحت عنوان بررسی کارآیی ترکیب دو گونه¬ی تریکودرما در کنترل بیولوژیکی بیماری فوزاریومی نخود در شرایط گلخانه، یافته¬های این آزمایش موفقیت ترکیب دو گونه آنتاگونیست Trichoderma harzianum وT. asperellum ، را جهت کنترل بیماری فوزاریوم مشخص کرد [3]. همچنین تحقیقات نشان می¬دهند باکترهایی مانند سودوموناس¬های فلوروسنت فراریشه نخود در کنترل بیولوژیکی بیماری پژمردگی نخود با عامل Fusarium oxysporum f.sp. Ciceri موثراند [1].
2-7-4- ارقام مقاوم
استفاده از ارقام مقاوم پاسخ صحیحی در برابر این بیماری است، تا کنون بیش از 50 ژرم¬پلاسم موجود به عنوان نمونه¬های مقاوم به پژمردگی شناسایی شده-اند که برخی از این¬ها نیز به پوسیدگی خشک ریشه، پوسیدگی سیاه ریشه، کپک خاکستری بوترتیس، برق¬زدگی و سوختگی اسکلروتینیایی مقاوم هستند [4]. اگرچه وجود چندین نژاد فیزیولوژیک در مورد این پاتوژن، کنترل آن را با استفاده از ارقام مقاوم، مشکل ساخته است [37].
2-8- تنوع بیماری¬زایی و تنوع ژنتیکی قارچ Fusarium ssp.
ساختار جمعیتی هر موجود زنده به میزان و پراکنش تنوع ژنتیکی درون و میان جمعیت¬ها بستگی دارد. به طوری که تعیین ساختار ژنتیکی جمعیت اولین قدم در مطالعه ژنتیکی جمعیت قارچ¬ها است از آنجایی¬که ساختار ژنتیکی یک جمعیت نشان¬دهنده تاریخچه تکاملی و میزان پتانسیل جمعیت در جهت تکامل و هماهنگی با محیط است و در اکوسیستم¬های کشاورزی تغییرات زیست محیطی شامل ارقام مقاوم، کاربرد قارچ¬کش¬ها، کود¬ها، آبیاری و تناوب زراعی صورت می¬گیرد و عوامل بیمارگر برای سازگاری با این شرایط دائماً در حال تکامل هستند [66]. بنابراین تشخیص ساختار جمعیت قارچ¬های بیمارگر برای درک بیولوژی موجود و گسترش روش¬های کنترل بیماری مهم است [38].
عوامل زیادی از جمله جهش، سیستم¬های آمیزشی، جریان ژنی و انتخاب موجب تغییر در ژنتیک جمعیت می¬شوند. بنابراین یکی از اهداف مطالعه تنوع ژنتیکی و ساختار یک جمعیت تعیین عواملی است که در تکامل بیمارگر نقش عمده¬ای دارند و این¬که چطور ساختار ژنتیکی جمعیت و پتانسیل تکامل آن¬را تعیین می¬کنند [66]. آگاهی از ساختار ژنتیکی جمعیت بیمارگر در کشاورزی کاربرد دارد. اطلاع از تنوع ژنتیکی و ساختارهای طبیعی بیمارگر¬های گیاهی برای کاربرد روش¬های موثر در فرآیند تولید محصول ضروری است [86] و این مطالعات در اندازه¬گیری کنترل مانند ارقام مقاوم با استفاده از قارچ¬کش¬ها کاربرد دارد [55]. درک و فهمیدن ساختار ژنتیکی جمعیت بیمارگر یک نگرشی را در اپیدمیولوژی و پتانسیل تکاملی Fusarium spp. فراهم می¬کند. گونه¬های فوزاریوم شرایط محیطی متفاوتی را تحمل می¬کنند و دارای سطح بالایی از تنوع ژنوتیپی و تنوع ژنتیکی درون گونه هستند [86]. بنابراین تنوع ژنتیکی درون یک جمعیت نشان¬دهنده تکامل بیمارگر است [66]. تغییرات ژنتیکی در قارچ¬های بیمارگر از جنبه تهیه ارقام مقاوم حائز اهمیت است. ردیابی این تغییرات با روش¬های سنتی مستلزم صرف هزینه زیاد و از دست رفتن زمان خواهد بود. استفاده از روش¬های مولکولی در تعیین تنوع ژنتیکی بین جمعیت¬های بیمارگر موجب کسب اطلاعات مربوط به وقوع نوترکیبی در زمینه ژنتیکی آن¬ها می¬شود [66].
شناسایی و تفکیک جدایه¬ها و بررسی تنوع ژنتیکی در جمعیت¬های بیمارگر با روش¬های مختلف به-دست می¬آید. صفات مورد نظر با توجه به حساسیت شرایط، تغییر پذیری زیادی دارند لذا برای بررسی آن¬ها از نشانگر¬های مولکولی که به دلیل بررسی مستقیم تنوع در سطح ژنوم تحت تاثیر شرایط محیطی قرار نمی¬گیرند از دقت بالاتری برخوردارند استفاده می¬شود [8]. تحلیل¬های مولکولی اطلاعات مفیدی را برای درک بهتر و بیشتر این بیمارگر فراهم می¬آورد.
2-8-1- بررسی تنوع ژنتیکی F. oxysporumبا استفاده از نشانگر SSR
نشانگرهای سنتی که در مطالعه تنوع در بیمارگرهای گیاهی استفاده می¬شوند بر اساس میزبان¬های متفاوت، ویژگی¬های محیط کشت، نشانگرهای مورفولوژیکی و آزمون¬های بیوشیمیایی صورت می¬گیرد [84]. این نشانگرها، بیمارگرها را بر اساس ویژگی¬های مورفولوژیکی آن¬ها مانند بیماری¬زایی و رفتارهای رشدی متمایز می¬کنند اما این نشانگرها بوسیله غیرمیزبان، کیفیت زادمایه اولیه و شرایط محیطی تحت تأثیر قرار می¬گیرند. به علاوه این نشانگرها زمان¬بر، پرهزینه و در برخی سیستم¬های میزبان-بیمارگر و میزبان¬های افتراقی موجود نیستند [84].
دقت و سرعت شناسایی بیمارگرها در بیماری¬های گیاهی ضروری است. شناسایی گونه¬های فوزاریوم بوسیله ویژگی¬های مورفولوژیکی مانند اندازه، شکل کنیدی و رنگدانه بسیار متغیر است، چنانچه همه این ویژگی¬ها بوسیله ترکیب مواد محیط کشت و شرایط کشت تحت تأثیر قرار می¬گیرند [42]. با این حال روش¬های مبتنی بر DNA به¬طور فزاینده¬ای ابزار انتخابی برای درک تنوع ژنتیکی و همچنین ارتباطات فیلوژنتیکی گونه¬های فوزاریوم هستند. در دهه 1990 با پیشرفت-هایی در تکنولوژی، استفاده از اطلاعات توالی DNA دستیابی را امکان¬پذیر می¬سازد تعدادی از روش¬هایی که در توصیف و بررسی گونه¬های فوزاریوم کاربرد دارد شامل:
تکنیک¬های انگشت¬نگاری ژنوم مانند الکتروفورز موجودات ژنومی، DNA چند¬شکل تکثیر شده تصادفی ، تفاوت طول قطعه¬های حاصل از تکثیر ، تفاوت طول قطعات حاصل از هضم برشی ، توالی¬های ساده تکراری و آنالیز ژن¬های خاص.
نشانگرهای ریز¬ماهواره ابزار قوی برای طبقه-بندی ومطالعه ژنتیک جمعیت را فراهم می¬کنند [42، 35]. این نشانگرها جایگاه ¬های ترکیب شده از توالی¬های ساده تکراری هستند که به صورت تصادفی در سراسر ژنوم قارچ¬ها و دیگر یوکاریوت¬ها پخش شده اند [96، 86، 64]. این توالی¬ها عموماً از چندشکلی بالایی برخوردارند و در نواحی کدکننده و غیرکدکننده ژنوم موجودات مختلف وجود دارند [88، 47]. نشانگرهای SSR قطعات کوچکی از DNA که در موتیف 6-1 بازی، یک تکرار پشت سر هم را تکثیر می¬کنند [42].
بسیاری از ریزماهواره¬ها شامل تعداد متغیری از تکرارها در افراد مختلف هستند. آلل¬ها بر طبق تعداد واحدهای تکراری تغییر می¬کنند اما برخی جهش-های مسئول برای تغییر آلل¬ها، در تحلیل این نشانگر نشان داده شده است [77، 31]. در حال حاضر نشانگرهای سنتی که در مطالعه تنوع در بیمارگرهای گیاهی استفاده می¬شوند براساس میزبان¬های متفاوت، ویژگی های محیط کشت، نشانگرهای مورفولوژیکی و آزمون¬های بیوشیمیایی صورت می¬گیرد [84]. این نشانگرها، بیمارگرها را براساس ویژگی¬های مورفولوژیکی آن¬ها مانند بیماری¬زایی و رفتارهای رشدی متمایز می کنند اما این نشانگرها به وسیله غیرمیزبان، کیفیت زادمایه اولیه و شرایط محیطی تحت تاثیر قرار می¬گیرند. به علاوه این نشانگرها زمان بر، پرهزینه و در برخی سیستم های میزبان-بیمارگر و میزبان¬های افتراقی موجود نیستند [84].
مزایای این نشانگرها [20]:
– کاربرد و تفسیر نتایج آن¬ها نسبتا ساده است.
– سیستم چندآللی از ویژگی¬های بارز این نوع نشانگر است.
– هم¬بارز بودن

مطلب مرتبط :   برخوردهای، اختلاف، تکذیب، می‏کنند، مواجهه‏های، سحر