طبقه‌بندی و تعمیم‌ تجربه‌ها و مشاهده‌ها هموار می‌سازد. مفهوم عنصر کلیدی و تعیین کننده شکل و محتوای هر تئوری است.
مفاهیم بلوک‌هایی هستند که ساختمان دانش به وسیله آنها ساخته می‌شود. مفهوم واژه‌ای است که از میان موارد یا مصادیق جزئی متعدد انتزاع شده است و طبقه‌ای را که بر کلیه موارد جزئی دلالت می‌کند، تشکیل می‌دهد. (حیدری، 1386 ص 102) در واقع مفهوم دربردارنده وجوه مشترک تمامی مصادیق خود است.

مقوله (Category)
آنچنان که آمد مفهوم، تجریدی از پدیده است؛ مفهوم پدیده‌ها در حوزه علوم انسانی و اجتماعی نسبت به علوم طبیعی از سطح انتزاع بیشتری برخوردارند. برای مثال مفهوم “ادراک” در مقایسه با “وزن” انتزاعی‌تر است. برخی مفاهیم در عرصه علوم اجتماعی نسبت به مفاهیمی دیگر تجریدی‌تر‌ند به گونه‌ای که چند مفهوم را در خود جای داده‌اند‌؛ بدین گونه مفاهیم “مقوله” گویند که نتیجه فرآیند تجرید و تعمیم، این بار در خصوص مفاهیم است که در سطح پایین‌تر برای ایجاد مفهوم درباره پدیده‌ها به کار گرفته شده بود. بدین معنی که از تفاوت‌ها صرف نظر کرده، مقوله یا طبقه‌ای ساخته می‌شود که بیان‌گر وجوه شباهت‌ چند مفهوم با یکدیگر است. مقایسه داده‌ها برای دریافت شباهت‌ها و تفاوت‌ها به منظور مفهوم‌سازی و نیز مقایسه مفهوم‌ جهت مقوله‌بندی فرآیندی مداوم است که از آن به عنوان “روش مقایسه مستمر”134 یاد می‌شود. (رودی 1387، ص104)

3-3-2- کدگذاری محوری
در کدگذاری محوری با ایجاد پیوند میان مقوله‌ها و در پی‌ آن میان مفاهیم و داده‌ها، مقوله‌‌های اصلی و فرعی نمایان می‌شوند؛ بدین شکل که، یک مقوله در محور تحلیل قرار گرفته و کدگذاری مبتنی بر آن شکل می‌گیرد. این موضوع دایره پژوهش را تنگ‌تر نموده، نمونه‌برداری نظری را جهت می‌دهد تا تئوری موجزتر و دارای استحکام بیشتری گردد. در این فرآیند علاوه بر شناسایی مقولات اصلی و فرعی،‌ تمامی مقولات حول یک مقوله تحت عنوان “مقوله محوری” سامان می‌یابند. مقوله محوری براساس میزان تکرار در داده‌ها، توانائی ایجاد پیوند با تمام مقوله‌های اصلی، سطح انتزاع به گونه‌ای که زمینه تحقق تئوری را فراهم سازد و قدرت توضیح پراکنش داده‌ها در عین تبیین نکته اصلی برآمده از آنها، انتخاب می‌شود.
به بیان دیگر کدگذاری محوری، فرآیند ربطدهی مقولهها به زیرمقولههایشان، و پیوند دادن مقولهها در سطح ویژگیها و ابعاد است. در این مرحله، مقولهها، ویژگی‌ها و ابعاد حاصل از کدگذاری باز، تدوین شده و سر جای خود قرار میگیرد تا دانش فزایندهای در مورد روابط ایجاد گردد.

شکل شماره 3-4: کدگذاری محوری: ورودی‌ها، فرآیند و خروجی‌ها
به طور کلّی دو کارکرد اصلی مرحله “کدگذاری محوری” که تجزیه و تحلیل یافته‌های پژوهش حاضر به تفکیک آن (در فصل چهارم) ارائه شده است عبارتند از:
1. ساخت مقولات اصلی با توجه به مقولات فرعی و ایجاد ارتباط میان آنها: با ایجاد پیوند میان مقوله‌ها و در پی‌ آن میان مفاهیم و داده‌ها، مقوله‌‌های اصلی و فرعی نمایان می‌شوند. در این کارکرد با توجه به مقولات فرعی ظهور یافته در جریان کدگذاری‌ باز، اقدام به برقراری ارتباط میان آنها و ساختن مقولات بزرگتر و انتزاعی‌تر یعنی همان “مقولات اصلی” می‌پردازیم.
2. ایجاد شبکه ارتباطی میان کلّ مقولات در قالب چند طبقه (دسته): در این مرحله کلیه مقولات شکل گرفته را در قالب دسته‌های از پیش‌ تعیین شده و توصیه شده روش داده‌بنیاد طبقه‌بندی می‌نماییم. این دسته‌ها عبارتند از: “شرایط علّی”، “زمینه یا بافت”، “راهبردها”، “شرایط مداخله‌گر”، “مقوله محوری” و “پیامدها” که تمامی دسته‌های شش‌گانه مذکور حول “مقوله محوری” به عنوان مرکز شبکه ارتباطی مقولات سامان می‌یابند. در این باره ارائه یک توضیح ضروری است. بخش‌ها یا ابعاد مذکور به عنوان “توصیه‌”‌های روش داده‌بنیاد در دسته‌بندی مقولات بوده و بنا به تشخیص پژوهشگر قابل تغییر است.

3-3-3- کدگذاری انتخابی
کدگذاری انتخابی فرآیند یکپارچه‌سازی و بهبود مقوله‌هاست به گونه‌ای که نتایج پژوهش شکل تئوری به خود گیرد. استِراوس و کوربین، در این رابطه می‌گویند: (Strauss & Corbin, 1998, p.85)
“در کدگذاری باز، تحلیلگر به پدید آوردن مقولهها و ویژگیهای آنها میپردازد و سپس میکوشد تا مشخص کند که چگونه مقولهها در طول بُعدهای تعیین شده تغییر میکنند. در کدگذاری محوری، مقولهها به طور نظام مند بهبود یافته و با زیرمقولهها پیوند داده میشوند. کدگذاری انتخابی، فرآیند یکپارچهسازی و بهبود مقولهها است.”
ذکر این نکته لازم است که، اگرچه ترتیب نتایج این سه نوع کدگذاری در پی‌یکدیگر می‌آید، بدین گونه که ابتدا مفاهیم، سپس مقوله‌ها و در نهایت قضیه‌ها، تئوری را می‌‌سازند؛ اما پژوهشگر تا رسیدن به تئوری مسیر مشابهی را طی نمی‌کند. به دیگر سخن، در فرآیند تحقیق لزوماً “کدگذاری باز، محوری و انتخابی به دنبال یکدیگر نمی‌آیند بلکه به گونه‌ای تحلیلی خروجی هر یک ورودی دیگر است”.
قضیه (Proposition)
سومین عنصر نظریه داده‌بنیاد که خروجی اصلی مرحله کدگذاری انتخابی محسوب می‌شود، “گزاره‌های تئوریک” یا “قضیه”ها هستند که بیانگر روابط تعمیم‌یافته بین یک مقوله و مفاهیم آن و بین مقوله‌های معین است. گلیسر و استراوس ابتدا عنصر سوم را فرضیه135‌ها نامیدند؛ اما بعداً به نظر رسید که واژه “قضیه” مناسب‌تر است. زیرا قضایا متضمن روابط مفهومی هستند؛ در حالی که فرضیه‌ها مستلزم روابط سنجش‌پذیرند. “قضایای تئوریک” ناظر به روابط میان مقوله‌ها هستند. (دانایی فرد و دیگران، 1383 ص136)

مطلب مرتبط :   معماری، تابستان، فضا، تزیینات، حوض، مسجد

شکل شماره 3-5: کدگذاری انتخابی: ورودی‌ها، فرآیند و خروجی‌ها
3-4- قلمرو زمانی و مکانی تحقیق
در مورد قلمرو مکانی نیز توجه به یک نکته ضروری ست. از آنجا که ماهیت رشته خط مشی‌گذاری عمومی و به ویژه موضوع خط مشی‌گذاری زیست‌محیطی اقتضاء می‌کند، حوزه بازیگران و گروه‌های ذینفع مربوط در داخل کشور کاملاً متکثّر و متنوّع می‌باشد. لذا پژوهشگر در مقام طراحی الگوی مورد نظر، ناگزیر به در نظر گرفتن عموم بازیگران،‌ نهادها و سازمان‌های عمومی دخیل در فرآیند تدوین خط مشی‌های زیست‌محیطی بوده است، اما در عین حال مراجعه به بازیگران تقنینی (نمایندگان مجلس شورای اسلامی) و نیز بازیگران اجرایی (کارگزاران سازمان حفاظت محیط زیست) نسبت به سایر بازیگران بیشتر بوده است.
بازه زمانی انجام تحقیق شرایط زیست‌محیطی جهانی از دهه 1980 تا کنون یعنی یک دوره طولی 22 ساله را شامل می‌شود. هم‌چنین در مورد شرایط زیست‌محیطی داخلی، دوره زمانی 24 ساله پس از پایان جنگ تحمیلی و آغاز برنامه اول توسعه (سال 1368) مدّ نظر بوده است.

3-5- جامعه و نمونه تحقیق
جامعه و نمونه آماری تحقیق حاضر با توجه به استراتژی انتخاب شده برای انجام پژوهش (روش نظریه‌پردازی داده‌بنیاد) ذیل رویکرد تحقیقِ کیفی تعریف خواهد شد. از آنجا که مطابق با مراحل استراتژی پژوهش مذکور، محقّق جهت گردآوری اطلاعات به خبرگان موضوع مراجعه کرده است (داده‌های دست اول) لذا جامعه آماری تحقیق عبارتست از خبرگان موضوع خط مشی‌گذاری (سیاستگذاری) زیست‌محیطی که دارای دانش و تجربه مرتبط در موضوع باشند. چنین افرادی طبعاً در سطوح عالی تصمیم‌گیری و خط مشی‌گذاری زیست‌محیطی (نظیر مدیران ارشد فعلی یا سابق سازمان حفاظت محیط زیست، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و …) و یا سطوح علمی و دانشگاهی فعالیت داشته‌اند.
امّا در مورد شیوه نمونه‌گیری روش داده‌بنیاد دارای تدبیر خاصّ خود می‌باشد. این روش در نمونهبرداری هدفمندِ افراد برای مصاحبه یا مشاهده که به آن “نمونه‌برداری نظری” می‌گوید از نگرشی منحصربهفرد حمایت میکند که آن را از دیگر رهیافت‌های کمّی و کیفی به جمعآوری دادهها متمایز می‌سازد. از سویی بر خلاف نمونهبرداری صورت گرفته در بررسیهای کمّی که معمولاً تصادفی است، نمونه‌برداری نظری کاملاً ارادی و هدف‌مند است. ثانیاً این شیوه نمونه‌برداری نمیتواند قبل از شروع پژوهش برنامهریزی شود، بلکه تصمیمات خاص نمونهبرداری در خلال فرآیند پژوهش شکل میگیرند. علت اصلی بروز این تمایز در روش نمونه‌برداری نیز آن است که نظریهپردازان دادهبنیاد از شیوه‌ای استفاده میکنند که مستلزم جمعآوری و تحلیل همزمان و زنجیرهوار دادهها است.
همزمانی جمع‌آوری و تحلیل انواع مختلف داده‌ها، به پژوهشگر فرصت می‌دهد بیاندیشد به منظور تدوین تئوری چه داده‌هائی را و از کجا جمع‌آوری کند. نمونه‌برداری در مسیر تحلیل با ظهور مفاهیم پیش می‌رود و طرح پژوهش هیچ‌گونه محدودیتی در خصوص نوع داده و شیوه جمع‌‌آوری آن ایجاد نمی‌کند. نمونه‌برداری نظری حاکی از آن است که موردها به گونه‌ای انتخاب می‌‌شوند که مؤلفه‌ها و ویژگی‌های مفاهیم و مقوله‌ها را توسعه دهند؛ نمونه‌‌برداری نظری از سویی کیفیت مفاهیم و مقوله‌ها را افزایش داده و از سوئی دیگر نمونه بعدی و مسیر حرکت را مشخص می‌کند و نهایتاً با کفایت نظری پایان می‌یابد.
بنابراین می‌توان گفت نمونه تحقیق در روش داده‌بنیاد، تحت تأثیر هر یک از موارد (مصاحبه‌های نیمه‌ساختار یافته تخصصی و یا متون مراجعه شده) جهت می‌یابد به این صورت که تجزیه و تحلیل هر مصاحبه، رهنمون مصاحبه بعدی خواهد بود. خبرگی مصاحبه شوندگان در تحقیق حاضر از یکی از دو معیار زیر تبعیت کرده است:
1. برخورداری از سابقه اجرایی در حوزه خط مشی‌گذاری عمومی به ویژه حوزه زیست‌محیطی.
2. برخورداری از دانش علمی و تخصصی محیط زیست و تعامل با دستگاه‌های اجرایی مرتبط.
مطابق با مراحل روش تحقیق داده‌ بنیاد فرآیند نمونه‌برداری نظری تا مرز تحقق کفایت نظری ادامه می‌یابد. بدین منظور در مجموع 16 مصاحبه نیمه‌ساختاریافته تخصصی با در نظر گرفتن معیارهای فوق صورت گرفته است. مصاحبه‌ها (بین 60 تا 120 دقیقه) ضبط می‌شد تا با مرور چندباره گفتگوها، تحلیل و بررسی دقیق‌تری نسبت به دیدگاه‌های طرح شده مشارکت کنندگان انجام شود.
علاوه بر 16 مصاحبه مذکور، 2 مطالعه به صورت مجزّا نیز وارد فرآیند کدگذاری گردید. یک مطالعه با “صبغه تاریخی”، سیر تطوّر موضوع محیط زیست در برنامه‌های توسعه کشور را مدّ نظر داشت و مطالعه دیگر با “صبغه اسلامی”، ارزش‌های برآمده از رویکرد اسلام به محیط زیست را محور تحلیل خود قرار داد. در مورد دو مطالعه مذکور به تفصیل بیشتر در ادامه همین فصل (مکانیزم بومی‌سازی خروجی تحقیق) مطالبی ارائه خواهد شد. جدول زیر پراکنش مصاحبه شوندگان را با توجه به معیارهای مذکور نشان می‌دهد.
جدول 3-1: پراکنش کلّی مصاحبه شوندگان تحقیق با توجه به معیارهای خبرگی
معیار خبرگی
قلمرو کاری
تعداد
سابقه اجرایی مرتبط
یکی از دستگاه‌های حاکمیتی
(قوای سه گانه و نهادهای زیرمجموعه)
12
دانش تخصصی زیست‌محیطی
عضو هیئت علمی رشته‌های مرتبط با محیط زیست
فعال تشکل‌های مردم نهاد زیست‌محیطی
4
مطالعات مجزّا
جهت تحقق وجه “بومی” مدل
2
مجموع
18

مطلب مرتبط :   رای، رسمیت، شناختن، دادگاه، حقوق، قضایی

از سوی دیگر و با توجه به ماهیت “مسئله- محور” بودنِ خط مشی‌گذاری عمومی و از جمله آن، خط مشی‌گذاری زیست‌محیطی، از بین سه مسئله عمده زیست محیطی کشور یعنی “نشر ریزگردها”، “بحران دریاچه ارومیه” و “آلودگی هوای کلان‌شهرها”، مسئله بحران دریاچه ارومیه به منظور بررسی موشکافانه‌تر فرآیند تدوین خط مشی‌های زیست‌محیطی به صورت مستقل موضوع چند مصاحبه قرار گرفت. در میان 16 مصاحبه صورت گرفته، در مجموع 11 تعداد مصاحبه با موضوع مسائل عمومی محیط زیست کشور و 5 تعداد با تمرکز بر موضوع بحران دریاچه ارومیه صورت پذیرفته است.
پراکنش دقیق‌تر مصاحبه شوندگان در جدول صفحه بعد آمده است. همانطور که در این جدول نیز مشخص شده است، مطالعه مورد D و E ناظر به دو مطالعه مجزّای اشاره شده در مطالب فوق می‌باشد. نکته شایان ذکر آنکه تعداد مصاحبه‌های ذکر شده بر مبنای تحقّق معیار “کفایت نظری” و نه طرح از پیش تعیین شده‌ای مشخص شد، به این معنی که حدّ توقّف مصاحبه‌ها (گردآوری داده‌ها) طبق تعریف روش داده‌بنیاد مرحله‌ای است که محقّق ضمن آن اطمینان یابد مفاهیم و یا مقولات جدید ظهور نیافته و یا اصلاح دیگری بر آنها صورت نمی‌پذیرد.
جدول شماره 3-2: پراکنش دقیق مصاحبه شوندگان با توجّه به مسئولیت اجرایی
موضوع کلّی
کد
مسئولیت اجرایی مصاحبه‌شونده/ موضوع مطالعه مجزّا
مصاحبه‌ها با موضوع فرآیند و مسائل عمومی تدوین خط مشی‌های زیست‌محیطی کشور
A
عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع، فعال تشکل‌ مردم‌نهاد زیست‌محیطی

B
معاون منابع طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست و نماینده سابق مجلس شورای اسلامی

C
معاون اسبق اداری- مالی و امور مجلس سازمان حفاظت محیط زیست

F
رئیس اسبق و فعلی سازمان حفاظت محیط زیست

G
معاون سابق اداری- مالی و امور مجلس سازمان حفاظت محیط زیست

H
مدیر گروه سابق “اقتصاد و انرژی” دانشگاه علامه طباطبایی رحمت‌الله‌علیه

I
مدیر کل توسعه پایدار و اقتصاد سازمان حفاظت محیط زیست

J
شهردار تهران

K
نایب رئیس کمیته ملّی توسعه پایدار و عضو هیئت علمی دانشگاه

L
نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی و عضو هیئت علمی دانشگاه

M
رئیس دانشکده محیط زیست و انرژی
دو مطالعه مجزّا با صبغه “اسلامی” و “تاریخی”
D
مبانی و رویکرد نظام ارزشی اسلام به موضوع محیط زیست

E
سیر