می دادند.346
3-3 شریعت در اندیشه متکلمین فاطمی
بعد از شکل گیری دولت فاطمی و همزمان با شروع به کار نهادهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی فاطمیان، کرسی های علمی این حکومت نیز شکل گرفت و بزرگان علمی اسماعیلی مذهب در آن به نشر و ترویج اعتقادات خود پرداختند. در این میان متکلمینی همچون حمیدالدین کرمانی، موید فی الدین شیرازی و ناصرخسرو قبادیانی از جمله سرآمدان علمی این دوره بودند. در این بخش به بررسی اجمالی نظریات و اندیشه های این بزرگان در باب فقه و شریعت می پردازیم.
3-3-1 شریعت در اندیشه حمید الدین کرمانی
یکی از بزرگترین عالمان فاطمی، احمد حمید الدین کرمانی، داعی و متکلم اسماعیلی و معروف به حجه العراقین است. او در کرمان به دنیا آمد و در زمانه حاکم بامرالله در سال 408 ق به دلیل ظهور دروزیان در اطراف خلیفه به قاهره دعوت شد تا جوابگوی غلو اطرافیان حاکم باشد.347 او در قاهره، با ترک عبادت و ظاهر دین و همچنین ترویج اباحی گری توسط داعیان دگراندیش مواجه شد. او سعی نمود مجالس الحکمه را که زمانی تعطیل شده بود دوباره بازگشایی نماید. کرمانی دست به تنظیم سلسله مراتبی در اعتقادات اسماعیلی زد که در آن هریک از درجات، علاوه بر وظایفی که نسبت به درجه بالاتر و یا پایین تر خود دارد، باید وظیفه دیگر خود را در تشریع شریعت عملی سازد.348 حمید الدین کرمانی شخصیت علمی مهم و فیلسوف بزرگی در مذهب اسماعیلیه به حساب می آید. اسماعیلیان قائلند که او اساس دعوت اسماعیلی است و تکیه و اعتماد دعوت به اوست و به ید او مشکلات آشکار گشته و از معضلات رهایی پیدا می شود. اگر دعوت اسماعیلیه به جزء کرمانی نتیجه ای نداشته باشد، از حیث فخر و مجد این دعوت را کفایت می کند. داعی حمید الدین معروف به حجه العراقین بوده، که نشان دهنده مسوولیت او در شؤون دعوت فرهنگی در فارس و عراق است. در حقیقت او یکی از دوازده حجت است که مکلف به دعوت در سراسر عالم بودهاند. بعد از این حمید الدین به عنوان رییس دارالحکه قاهره انتخاب شد.349 کرمانی بعد از سال 411 ق در عراق فوت نمود.350 موضوعی که در همه نوشته های کرمانی به چشم می خورد و نشان می دهد که در طی سالهای حضور او در قاهره اهمیت داشته است، موضوع عبادتین است. عبادتین به صورت ساده ترکیبی است از عمل و ایمان. اهمیت این بحث در میان اسماعیلیان از آنچه مراجع تعلیم می دادند سرچشمه نمی گیرد، بلکه از آنچه مخالفان و معاندان اسماعیلیه آنها را بدان متهم می ساختند، نشئت می گیرد. برخی ناظران که به اقوال اسماعیلیان می نگریستند، آنها را متهم می کردند که آنان فقط جنبه های باطنی احکام و شرایع را قبول داشته و در بقیه موارد که ظواهر باشد غفلت می ورزند. بدین صورت که فرد اسماعیلی هرگاه واقعیت روحانی نهفته در پس مراسمات مذهبی را یافت، تعهد انجام فرایض مذهبی از گردنش ساقط است. البته این اتهام از سوی مراجع فاطمی رد می شد ولی این بحث حربه حاضر و آماده ای بود که باعث تهدید اسماعیلیان می شد.351 کرمانی بعد از حضور در قاهره و با توجه به همین جو ایجاد شده، «رساله الوضیئه فی معالم الدین» را نوشت و در آن به تفصیل از لزوم مرعی داشتن هر دو عبادت (عبادتین) یعنی عبادت علمی و عبادت عملی سخن گفت. او این رساله را با فصلی آغاز می کند که عنوانش این گونه است: « قول در قانون پرستش خدای و آن عبارتست از دو عبادت: عبادت علمی و عبادت عملی». کرمانی که بر خلاف قاضی نعمان، تخصص اصلی اش فقه و قضاوت نبوده است، بعد از بیان الهیات اسماعیلی در بخشهای بعدی که نیمی از کتاب باشد، موضوعاتی چون شهادت، نماز، وضو، غسل، تدفین میت، زکات، روزه، حج، جهاد، را به طور تفصیلی مورد بحث قرار می دهد.352 کرمانی با نقل آیات و روایات و توضیح معنای آنها لزوم مرعی داشتن هر دو عبادت را مورد تاکید قرار می دهد. او می گوید که «رسول خدا مردم را به پرستش خدا می خواند و برای این کار قوانینی وضع می کند که مرتبط با دو چیز است و هریک از این دو موضوع امر و نهی هستند؛ این دو یکی علم است و دیگری عمل». بنابراین در این آیه قرآن «ادْعُ إِلى‏ سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَه …»353 ضرورت دارد حکمت به دو وجه تفسیر گردد که همان علم و عمل باشد.354 همچنین در توضیح عاقبت علم بدون عمل می گوید: «از این دو نوع عبادت آن کس که خداوند را به علم پرستش کند و شیوه عبادت عملی را به کار نبندد که به وسیله آن نفس به تحصیل صورتی نایل می آید که وی را جاودانه می کند، مقامی در زندگی پس از مرگ ندارد و علم او در روز رستاخیز برای او رستگاری به بار نمی آورد».355 همچنین در رساله تنبیه الهادی می گوید: «در عبادت خداوند متعال کسی که تنها به عمل می پردازد، چون دجال یک چشم است و کسی که بر علم تنها تکیه می کند، شیطان است».356 رساله دیگر کرمانی که جنبه فقهی داشت، «الرساله اللازمه فی صوم شهر رمضان» بود. این رساله بعد از آن نوشته شد که اختلاف بین اسماعیلیان و اهل سنت در نحوه تعیین آغاز ماه رمضان ظاهر گشت. اسماعیلیان قائل بودند برای تعیین روز اول ماه رمضان باید از علم نجوم استفاده نمود در حالی که اهل سنت قائل به رویت هلال ماه بودند. روش اسماعیلیان که مبتنی بر حساب نجومی بود، گاهی منجر به آغاز روزه داری زودتر آنها و در نتیجه زودتر فراسیدن عید فطر می شد و این قضیه بخصوص در سال 400 هـ سبب اصطکاک بین آنها و اهل سنت گشت. کرمانی به عنوان یک مرجع اسماعیلی با تالیف این رساله به دفاع از قاعده فقهی مورد نظر پرداخت.357 صبغه کلی آثار کرمانی از یک سیاست مشخص در رد و انکار کسانی که صورت ظاهری دین و اعمال عبادی شریعت را نادیده می گرفتند، حکایت دارد. او در تمام آثار خود خویشتن را «اهل العبادَتَین» می خواند. او می گوید که کرمانی متفکری بوده است که در بحث ظاهر و باطن به مرتبه ای بالاتر نگاه داشته که آن بحث ایمان و عمل است. بحثی که تمایز بین مسلمان و مومن را نشان می دهد، چه آنکه اگر همه وجود و جنبه های ایمان و عمل را رعایت کند مومن و کمتر از آن مسلمان است. مومنی که رابطه بین ایمان که یک عنصر درونی و یا عقلی دین است، را با اعمال که تجلیات بیرونی دین و شریعت است؛ می فهمد. او مانند دیگر بزرگان اسماعیلی این نکته را نیز گوشزد می کند که انجام وظایف جسمانی و فرایض ظاهری شریعت، محصول کار نبی و پیامبر است و علم که باطن شریعت می باشد، ثمره کار وصی او و امام می باشد.358 کرمانی دنیای جسمانی را خانه عمل (دارالعمل) دانسته و اعمال عبادی انجام گرفته در این دنیا را که به منزله احکام پیامبران است و برای تعلیم و تربیت نفوس وضع شده اند، همچون جامه نفس برای آدمی در آن دنیا میداند که عریانی را می پوشاند، چون عامل به این شرایع فرمان خدا را به جا آورده و اوامر و نواهی او را گردن نهانیده است.359 در دیگر رساله کرمانی که «رساله الاقوال الذهبیّه» باشد و مربوط به طب و علاج بیماری هاست، کرمانی اشاره می کند که محمد بن زکریای رازی با اینکه پزشکی حاذق است اما از بیماریهای نفس آگاهی ندارد. او میگوید خداوند همانگونه که برای علاج بیماریهای جسمی راههایی قرار داده، برای درمان بیماریهای نفس نیز مواردی را تجویز کرده که سلامت نفس را به دنبال دارد. داروها و درمان های نفس «احکام و فرمانهای الهی هستند، یعنی اوامر و نواهی که باعث جذب و دفع، و دوری گزیدن از نافرمانیها می شود از ای رو خداوند از عالم نفس کسی را برگزید و به عنوان رسول به سوی همه خلق فرستاد. حضرت محمد (ص) برای نفوس ما شریعتی آورد، و در آن دو قانون را چنان ترکیب کرد که احکام، منهیات و رسوم را به صورت تعهد و قاعده ای امتزاج داد و چیزها را به صورت امور جایز و ممنوع ترتیب نمود تا مایه بهبودی نفس از بیماریهایش شود. دو نوع عبادت وجود دارد که یکی متضمن فعل و عمل به جوارح است و شامل شهادت، طهارت، اذان، اقامه، نماز، رکوع، سجود، زکات، روزه، حج، جهاد، اطاعت و تسلیم در برابر اولیای الهی برگمارده شده اند … جایز دانستن آنچه جایز دانسته شده و مکروه دانستن آنچه از آن نهی شده است … عبادت دوم مستلزم علم است، علمی آنچنانکه ذاتش تصور کند و دلش بپذیرد و متضمن شناخت موجوداتی است که خداوند مقدم بر نفس پدید آورد … و آنها عبارتند از فرشتگان، جوهر، آسمانها، عرش، کرسی، اجرام فلکی، عناصر اربعه در روز زمین، معدنیات، نباتات و حیوانات».360 کرمانی همچنین در جواب به امام زیدی که انتقادی به اعتقاد اسماعیلیان در باب ظاهر و باطن نموده است، این گونه می گوید: «وقتی ما از ظاهر نام می بریم مرادمان از آن فرایضی است که شرع مقرر داشته و به اقسامی تقسیم نموده است چون شهادتین، نماز، روزه و حج …. و وقتی میگوییم باطن مرادمان از آن علومی است که به شناخت هستی اشیاء، عناصر آن و وجود آن من حیث هو الموجود (می پردازد) و … شناخت توحید، رسالت، ثواب و عقاب، حشر، حساب، بهشت و جهنم و حدوث عالم و فنای آن و غیر اینها …»361 کرمانی در نهایت لزوم بودن قواعدی در جامعه، که مبیّن ترکیب عبادتین است، را این گونه شرح می دهد: «باید در میان امت قانونی باشد که منبع و مرجع سلوک آنان باشد و کسانی که جانشین پیامبر می شوند به منظور تعلیم بدان مراجعه کنند و این قانون با کتاب خدا و قواعد و احکام موضوعه شکل می گیرد.362
3-3-1-1 اندیشه های کرمانی در راحه العقل و الریاض
عقیده علمای اسماعیلی بر علم و عمل توامان متمرکز شده است که مراد ظاهر و باطن است. ظاهر در نزد آنها قیام به انجام تمامی فرایض دین اسلام است که در آیات قرآن کریم و احادیث پیامبر اکرم وارد شده است. ارکان دین اسلام نزد آنها نماز، زکات، طهارت، روزه، حج، جهاد و ولایت است. اگرچه ولایت به نظرشان در میان این ارکان افضل است. روی همین حساب اگر مومنی مطیع خداوند باشد و اقرار به رسالت رسول نماید و تمامی ارکان دین را برپا نماید ولی نسبت به امام عصیان بورزد، این فرد بخاطر معصیتش گناهکار است و اطاعت خداوند و رسولش از او مورد قبول نمی باشد. آن مواردی از امور دینی که ظاهر است که عبادت عملی باشد و آنچه در ظاهر آیات قرآن آمده است، معانی است که عامه مردم می دانند و لیکن برای هر فریضه ای از فرائض دین تاویلی باطنی وجود دارد که آن معانی باطنی را فقط امامان و بزرگان دعوت اسماعیلی می دانند.363
کرمانی بعید ترین مردم از سعادت را کسانی می داند که به احکام آیین و دین اهانت و به شرایط اهل قبله اخلال ورزد.364 او در مشرع اول راحه العقل از اعمال عبادی سخن می گوید که از رسوم حضرت محمد(ص) نشأت گرفته شده است. او نقش اقامه عبادتها و تهذیب و ریاضت به این عبادتها برای صحت جوهر و ذات انسان، را مانند نقش آتش می داند که برای تحلیل و ذوب کردن اجسام معدنی به خاطر کمال یافتن آن اجسام انجام می شود. کرمانی می گوید این صحت یافتن جوهر انسانی به وسیله اقامه فرائض و سنت هایی است که امر پیامبر اکرم و ائمه قائم مقام او بر آنها جاری گشته است. و عادات این بزرگان بر آنچه شریعت واجب می کند استمرار داشته است. به نحوی که ائمه تنها بر آنچه ماخوذ از امر و نهی شارع است عمل می نموده و هیچ امکانی برای عمل به هواهای نفسانی وجود نداشته است. او در این بحث تاکید دارد که اگر قرار باشد انتفاعی که به دنبال عمل به عبادات است به انسان برسد، باید اقامه عبادات به هر دو وجه و طرفش صورت پذیرد. (منظور از هر دو طرف عبادت، عبادت عملی در بعد ظاهر و عبادت علمی در بعد باطن است. آنها قائل به ظاهر و باطن با هم دیگر هستند و به همین دلیل حکم به تکفیر کسی می کنند که تنها به باطن و یا تنها به ظاهر اعتقاد داشته باشد). کرمانی میگوید اینکه ما قائلیم که اثر عبادت در نفس مانند اثر آتش در اجسام معدنی آماده ذوب می باشد، به این دلیل است که هر عبادتی که انسان انجام می دهد باعث کسب فضیلتی از سوی نفس می شود و همچنین رذیله ای از نفس دفع می شود. کرمانی می گوید در این صورت است که بر هر کسی که حقیقتا عاقل است، فرض می باشد که مانند نطقا (انبیاء و رسولان) و اوصیاء (خلفای انبیاء همچون امام علی بن ابیطالب) و ائمه (اصحاب تاویل باطن) جمع عبادتین را اتیان کند و به احکام آن ملتزم باشد.365 کرمانی می گوید کسی که می خواهد نفس خود را خالص گرداند و در این مورد علاقه به خواندن کتابی دارد که نفسش را محتاط نماید، کتابی را نخواند مگر اینکه علم داشته باشد که آن کتاب از علوم دینی تصنیف شده است و نام آن نویسنده در تبعیت نیکو از اولیا خدا که منصوبین به علم هستند، شایع باشد و مطالعه کتاب منجر به تصدیق عبادتین شود که این تصدیق از روی عمل به سنن شرع اسلام و احکام آن باشد.366 کرمانی در کتاب خود تاکید دارد که علاقه مندان این کتاب، قبل از مطالعه کتاب راحه العقل باید کتبی را مطالعه کنند تا آن کتب مقدمه مطالعه راحهالعقل باشد. او ابتدا از قرآن کریم نام می برد که در آن تمامی علوم و حکمت ها و اشکال دینی جمع شده است. سپس کتبی که درباره – ظاهر عبادت و متعلق به وجوه عملی دین- تالیف گشته است، را معرفی می کند و در این باره کتاب الطهاره و دعائم الاسلام و کتاب الاقتصار و الاختصار قاضی نعمان را نام می برد.367 با اینکه راحه العقل یک کتاب کلامی است که عقاید اسماعیلیه را در این باب توضیح می دهد اما نکته جالب تاکید کرمانی است بر اینکه عقاید باطنی و

مطلب مرتبط :   زیست‌محیطی، حفاظت، رئیس، پتروشیمی، تعهدات، بین‌المللیکنکاشی در