دانلود پایان نامه
. ( همان منبع ، 563 ) .
کلاغ ( اِ . ) ( جان . ) پرنده ایست از راسته سبکبالان و از دسته شاخی نوکان که دارای قدی متوسط ( به جثه تقریباً یک مرغ خانگی ) که دارای پرهای سیاه ( در قسمت سر و بال و دم و گردن ) می باشد ، ولی در ناحیه پشت و شکم دارای پرهای خاکستری مایل به سفید است . پر بعضی از کلاغ ها تماماً سیاه است و آنها را کلاغ سیاه یا زاغ سیاه می گویند . منقار کلاغ نسبتاً طویل و کاملاً قوی است . کلاغ تقریباً همه چیز خوار است . از تخم و دانه و میوه و برگ گیاهان و جوجه و تخم پرندگان و ماهی و قورباغه و مارمولک و موش و غیره تغذیه می کند و گاهی پرستوها را نیز شکار می نماید . روی هم رفته پرنده ای موذی و مضر است و باید به دفع آن کوشید . کلاغهای معمولی را که دارای زیر شکم و پشت خاکستری هستند ، کلاغ لاشه نیز می گویند ؛ غراب :
« از کلاغ آموز پیش از صبحدم برخاستن / کز حریصی همچو خوکی تندرست و ناتوان » ( سنایی . مد . چا . ا : 357 ) . ( معین ، جلد 3 ، 1362 ، 3016 ) .
غراب [ ع . ] ( اِ . ) ( جان . ) 1 . زاغ ( ه . م . ) ؛ ج . . غربان – غرابین . 2 . کلاغ ( ه . م . ) غراب البین .
زاغ ( اِ . ) کلاغ سیاه ( ه . م . ) ، غراب . ( معین ، جلد 2 ، 1362 ، 2394 ) .
زاغچه 328 [ = زاغچه = زاغیژه . زاغ . پرنده ایست از راسته سبکبالان جزو دسته دراز منقاران از خانواده کلاغها . جثه اش از کلاغ کوچکتر و تقریباً به اندازه کبوتر است ، ولی پاهایش دراز تر و قویتر از کبوتر و قرمز رنگ است و نوکش نیز طویل تر و قوی تر از کبوتر و سرخ رنگ است ؛ زاغج ، زاغچ ، زاغچه . ( همان منبع ، 1711 ) .
کلاغ 329 ، نام گروهی از پرندگان بزرگ سیاه ، که تیره ی کلاغها 330 را تشکیل می دهند . این تیره مشتمل است بر کلاغ معمولی331 ، زاغ ، زاغچه و کلاغ سیاه . کلاغها در همه جای زمین جز زلند جدید زندگی می کنند . طول کلاغ معمولی به حدود 40 تا 45 سم می رسد .
کلاغ سیاه می تواند مانند طوطی بعضی از صداهای آدمی را تقلید کند .
( مصاحب ، جلد 2 – بخش 1 ، 1345 ، 2240 ) .
غراب 332 ، صورت فلکی کوچکی که ج مجاور برج سنبله است و مشتمل بر چهار ستاره ی درخشان می باشد . ( همان منبع ، 1802 ) .
زاغ 333 ، نام هر یک از پرندگان متعدد از نوع پیکا 334 و انواع وابسته به آن ، که با زاغچه بستگی دارد ، ولی دارای دم دراز می باشد و بال و پرشان سفید وسیاه است .
زاغی معمولی 335 ، در نوک درختان لانه می سازند و دور لانه اش را با تیغ و خار محکم می کند . خوراکش دانه ، میوه ، گوشت و تخم سایر مرغان است . مرغی چالاک و موذی و مضر است ( تخم پرندگانی را که برای زراعت مفیدند می خورد ) .
زاغچه 336 ، نام عمومی گروهی از پرندگان از تیره یکلاغ ، که در اروپا و آسیا و آمریکا یافت می شود . ( مصاحب ، جلد 1 ، 1345 ، 1159 – 1160 ) .
3 – 8 – 3 کلاغ در اعتقادات باستانی :
کلاغ سیاه به طلسمی شوم همواره مورد احترام بوده و در میان بومیان آمریکا بال کلاغ سیاه به معنای مرگ برای دشمن است . برای چینی ها کلاغ و حواصیل سفید نماد یین / یان یا اصل مونث ، مذکر است . در ژاپن در آیین شینتوئیسم کلاغ پیام آور خدایان است . ( بروس فورد ، 1388 ، 69 ) .
3 – 8 – 4 زاغ در اعتقادات باستانی :
زاغ اگر چه اغلب به طلسم شیطانی و علامت جنگ و بیماری و مرگ شناخته شده است ، اما در چین ، ژاپن و ایران قاصد خدایان و سمبل خورشید است . در افسانه های اسکاندیناوی الهه ادین با دو زاغ مشایعت می شود و طبق اساطیر بومی آمریکا ، خشکی ها از یک زاغ به وجود آمد ، او با ریختن سنگ ریزه به درون دریا ، خشکی ها را ساخت . ( همان منبع ، 68 ) .
3 – 8 – 5 معانی سمبلیک کلاغ :
بدجنسی ، بیماری ، پلیدی ، پیشگویی ، جنگ ، حرص و طمع ، درنده خویی ، دروغ ، دورویی ، شرارت ، شومی ، شیطان ، ظلم ، گستاخی ، مرگ ، ناپاکی ، هوش . ( جابز ، 1370 ، 106 – 107 ) .
3 – 8 – 6 معانی سمبلیک غراب :
پیش آگاهی و علم غیب ، حیله گری ، دزدی ، دو بهم زنی ، سخن چینی ، سرعت ، همه چیز خواری . ( همان منبع ، 104 – 105 ) .
3 – 8 – 7 معانی سمبلیک زاغ :
بد جنسی ، روده درازی ، شایعات بی اساس ، قیل و قال ، وابسته به غیبت گویی . ( همان منبع ، 106 ) .
3 – 8 – 8 باورهای قومی و اساطیری :
کلاغ : به زور گرفتن و دزدیدن طعمه . روح فرد شریر .
پرنده مقدس« آپولو »، « آسکلیپوس »337، « الیاس »338 ، « اودین »339 ، « ساترن »340 ، « کرونوس »341 ، « نوح » 342 .
– در بین سرخپوستان نواحی شمال غربی ، پرنده حقه باز و شیادی که باعث دگرگونی دنیا و تبدیل آن به صورت کنونی شده است . او موجودی خود خواه و خیانتکار است که ولع زیادی در ارتکاب گناهان رایج دارد ، امّا در عین حال یک غیبت گو است و تمام پیشگویی هایش به حقیقت پیوسته .
– در میان اقوام سلت ، پرنده مرگ منتسب به « برن » 343 .
– مردم چین اعتقاد دارند که شنیدن صدای این پرنده بین ساعات 3 الی 7 صبح موجب دریافت هدایا از جانب شنونده می شود و اگر بین ساعات 7 الی 11 صبح شنیده شود باد و باران خواهد آمد .(همانند کلاغ ، غراب ) . نماینده « پی » 344 .
– در هنر مسیحی ، پرنده خاص قدیسینApollonaris ، Anthony ، Benedict ، Vincent . هنگامی که قدیسین مذکور به زهد و تقوا زندگی را می گذراندند ، کلاغی از آنان محافظت می کرد یا غذایشان را تأمین می نمود ؛ از این رو ، مشیت الهی . همچنین ، نشانگر شیطان یا گناه .
– نشان دانمارکی ها . اگر مقدر بود که دانمارکی ها در جنگ شکست بخورند ، کلاغ بالهایش را می آویخت ؛ اگر قرار بود پیروزی به آنها تعلق گیرد ، کلاغ بالهایش را می گستراند .
– در افسانه عبریان ، این پرنده ابتدا سفید رنگ بود و چون موفق نشد به عرشه کشتی باز گردد . رنگش به سیاهی گرائید . این پرنده مظهر بیقراری ، تباهی ، فساد ، ناآرامی ، و ناخوشی به شمار می رفت .
– در ایران ، پیک خورشید و نشانه قوه رجولیت .
– در ژاپن ، شنیدن قار قار کلاغ در ساعاتی غیر از 6 صبح ( ساعت ثروت ) و 12 ظهر ( ساعت خوشبختی ) . به منزله پیشگویی مرگ تلقی شده است . ( همانند کلاغ ، غراب ) .
– در اساطیر نروژ ، « اودین » 345 صاحب دو کلاغ بود . یکی به نام 346 یعنی فکر ، دیگری347 یعنی خاطره .
تعبیر خواب : ( کلاغ سیاه در سمت چپ ) خطر مرگ ؛ ( کلاغ سیاه در سمت راست ) غمگینی ، نومیدی .
( همان منبع ، 106 – 107 ) .
غراب : فردی که با بهره گیری از هوش خود از دسترنج دیگران نهایت استفاده را می برد .
صورت فلکی در آسمان جنوبی که به نام Corvus نیز خوانده می شود .
پرنده مشاور کاهنان مذهبی رومی .
در علائم نجابت خانوادگی ، نشانه زندگی آرام و ثابت .
– در بسیاری از افسانه ها ، منجمله افسانه « آپولو – کرونیس » 348 ، روایت شده که کلاغ در ابتدا سفید رنگ بود و چون مورد غضب خدایان قرار گرفت به سیاه مبدل شد .

مطلب مرتبط :   پایان نامه درباره بکارگیری روش، امکان تولید

– نشان « آپولو » ، « آسکلیپوس » ، « آماتراس »349 ، « اوربودا »350 ، « اودین » ، « برن » ، « ساترن » 351،
« کرونوس » ، « یاما » 352 ، و غیره .
– در چین ، کلاغ سه پا به منزله روح خورشید است . اگر صدای کلاغ در ساعات 3 الی 7 صبح شنیده شود ، شنونده هدایایی دریافت می کند ، و اگر در ساعات 7 الی 11 شنیده شود ، باد و باران نازل خواهد شد .
– در ژاپن، پیام آور و راهنمای « کامیر »353 . کلاغ نمونه ای از احترام فرزندی است چون به گونه پسندیده ای از والدین پیر خود مراقبت می کند ؛ همچنین ، سمبل ستمگری . شنیدن صدای قار قار کلاغ پیشگویی مرگ است به جز ساعات 6 صبح ( ساعت ثروت ) یا 12 ظهر ( ساعت خوشبختی ) .
– در بین سرخپوستان « کوس »354 ، صدای کلاغ به منزله رعد و چشمانش ، برق محسوب می شده . در سنت سرخپوستان355 ، اعطاء کننده هدایایی چون غلات .
– در نزد ایتالیایی ها و فرانسوی ها ، پرنده بد اقبال و نحس .
– در یونان ، پرنده حامل اخبار بد ، سمبل طول عمر .
– در نزد هندوها ، پیک مرگ .
– در نروژ ، سمبل حاصلخیزی .
فریاد کلاغ : اخطار مرگ یا مریضی .
کلاغ با بالهای سفید : در چین ، طالع نحس .
کلاغ در بالا : چشم چرانی .
یک جفت کلاغ : در مصر ، سمبل صداقت و وفاداری در ازدواج . ( همان منبع ، 104 – 105 ) .
زاغ : لقبی برای اسقف کلیسا ، چون ردای آنها سیاه و سفید است .
– در چین ، پرنده خوش شگون ، آورنده خوشی و لذت ، مرغ عشق . کلاغان پلی می سازند تا 356 هر ساله از روی آن یکدیگر را ملاقات کنند .
– در قرون وسطی اروپا ، قار قار کلاغ روی درخت به نشانه دیدار با بیگانگان بوده است .
– در یونان باستان ، پرنده « باکوس » 357 .
– در ایران ، دشمن ملخ .
چهار کلاغ : در چین علامت چهار لذّت : باران بعد از خشکسالی ؛ دیدار غیر منتظره با دوست قدیمی ؛ موفق شدن در امتحانات سلطنتی ؛ و شمع های رنگارنگ شب ازدواج .
تعبیر خواب : بدشگونی . ( همان منبع ، 106 ) .
کلاغ سیاه ، پرنده ای از خانواده کلاغ ، که از حیث نماد با آن اشتراک دارد . پر و بال سیاهش آن را با مرگ و بدیمنی مربوط می سازد . این پرنده ، صفت خاص چندین الهه جنگ نزد قوم سلت358 ، است . اودین ، خدای اقوام شمالی در حالت جنگجویی خود ، کلاغ سیهی بر روی هر یک از شانه هایش داشت ، که پیام آوران او به شمار می آمدند . در آیین میترا ، کسانی که برای نخستین بار پذیرفته می شدند ، نقابهایی به صورت کلاغ سیاه می پوشیدند . به عنوان پیام آور سول359 خورشید – خدا ، برای مهر ، این پرنده ممکن بود دارای نشان کادوسئوس هرمس / مرکوری باشد . کلاغ سیاه یک نماد عیسوی شیطان بود ، زیرا از جیفه ( مردار ) تغذیه می کند . با وجود این ، به راهبان صحرایی مانند الیاس ، پل راهب ، آنتونی بزرگ ، و همه مقدسان کمک می کرد و برای آن ها نان می آورد . ( یک کلاغ سیاه دارای سه پا در یک قرص خورشید : خورشید ؛ سه زانویی چرخان ) . ( هال ، 1387 ، 84 ) .

مطلب مرتبط :   تحقیق با موضوع امر به معروف و نهی از منکر، پیشگیری اجتماعی از جرم

غراب : کلاغ ( به چینی یا 360 ، وویا 361 ، به ژاپنی کاراسو 362 ) . در افسانه ها و روایات تائویی ، کلاغی به رنگ قرمز یا طلایی با سه پا ، در خورشید ساکن است ، و همچنین نماد آن به شمار می آید ( سه زانویی چرخان ) . این اعتقاد در دوره ای پیشین به ژاپن رسید و در آنجا کلاغ سه پا ، پیام آور آماتراسو ، خورشید – الهه در آیین شینتویی شد ، همچنین نشان پرستشگاه های فرقه کومانوی363 ، شینتو گردید . پیوستگی خورشیدی این پرنده و شمار نابرابر پاهایش آن را یانگ می سازد . گاهی پرنده ای بدشگون به شمار می آید و در تضادها با حواصیل سفید ( یین ) [ بنابر کوری اوسای364 ] است . در یونان ، کلاغ به سبب نیروهای قادر به غیبگویی ، مورد پرستش بود و برای آپولو و هرا / جونو 365 ، مقدس به شمار می رفت . در هنر عیسوی تجسم آرزو است . ( همان منبع ، 83 – 84 ) .
– کلاغ چینی : وقتی که کلاغ کاملاً سیاه است به معنی شرّ ؛ بد خواهی ؛ بد بختی و نگرانی است ؛ اگر قرمز یا طلایی تصویر شود ، خورشید و اطاعت فرزندی است . به هر حال این احتمال باقی است که شاید این حیوان بیشتر یک خروس باشد تا یک کلاغ زیرا خروس با خورشید مرتبط است و ممکن است مخلوقات تصنعی باشند که در هم ریخته اند . کلاغ یا خروس سه پا در خورشید زندگی می کند . کلاغ سیاه که با حواصیل سفید جفت شده نماد یین366 و یانگ 367 است .
ژاپنی : بد شگون ؛ بدبختی ، همچنین در آیین شینتو ، کلاغهای مقدس پیک ایزدان هستند و پرستشگاهها را تداعی می کنند . گاهی کلاغ جلوی خورشید تصویر شده است .
سرخپوستی : در برخی قبایل کلاغ وظیفه آفریننده را بر عهده دارد .
عبری : مردار ، جد .
کیمیاگری : سیاهی 368 ، مرحله اول ماده را صناعت کبیر .
مسیحی : عزلت ، چون چشمهای وق زده ای دارد معرف اهریمن است که گناهکاران را کور می کند .
مصری : یک جفت کلاغ مظهر زناشویی سعاتمند است .
هندو : نشانه ورونا 369 .
یونانی : برای آپولون و آتنه مقدس است . ( کوپر ، 1379 ، 293 ) .
– زاغ پرنده پر گو ، از این رو به معنی پیشگویی است ؛ از سوی دیگر دو خصلته نیز هست ، هم شمسی است و هم تاریکی شرّ ، هم خرد است و هم ویرانی جنگ . زاغها و گرگها خویشان ایزدان ابتدایی مردگان هستند .
اسکاندیناویایی و توتنی : روی شانه های اودین / وودن370 دو زاغ قرار دارد ، یکی هوگین 371 ، « تفکر » و دیگری ، مونین372 « حافظه » که همه جا را می پیمایند و آنچه را می بینند گزارش می دهند . زاغ علامت مشخصه دانمارکیها و وایکینگها بود .
چینی : یکی از دوازده حیوان بروج طالع و مظهر نیرو است . زاغ سه پا در خورشید زندگی می کند و مظهر سه مرحله طلوع و اوج و غروب است .
سلتی : هنگام تفأل تداعی گر چکاوک است ؛ « زاغ خجسته » نشانه ایزد بانوان جنگ و باروری است . موریگان373 ایزدبانوی زاغ و بدب374 « زاغ جنگ » نماد جنگ و خونریزی و دهشتناکی و شرارت هستند . نشانه بندگیت بران375 قهرمان که زاغی دارد و لیو 376 که دو زاغ جادویی دارد . زاغی که کاملاً سیاه رنگ است بدشگون محسوب می شود ، اما زاغ پر سفید به موجودی سعد تعبیر می شود .
عبری : مردار ؛ نا پاک ؛ ریاضت ؛ نابودی ؛ فریبکاری .
کیمیاگری : زاغ همراه با جمجمه و گور نماد تسوید و تجسید است ، سیاهی377 ، مرحله نخست از صناعت