ا پروردگارم رحم کند! پروردگارم آمرزنده و مهربان است.

<br />

3-1-3) برخی از همسران و فرزندان:
اما دشمن ایمانی در شیطان و نفس امّاره، خلاصه نمیشود قرآن مجید بعضی از همسران و فرزندان را «عدو» معرفی کرده است:« یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْواجِکُمْ وَ أَوْلادِکُمْ عَدُوًّا لَکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ‏»352: اى کسانى که ایمان آورده‏اید! بعضى از همسران و فرزندانتان دشمنان شما هستند، از آنها بر حذر باشید و اگر عفو کنید و چشم بپوشید و ببخشید، (خدا شما را مى‏بخشد) زیرا که خداوند بخشنده و مهربان است.
صاحب کتاب اسباب النزول ذیل این آیه مینویسد:«ابن عباس گوید: (اتفاق مى‏افتاد که) شخصى اسلام مى‏آورد و مى‏خواست هجرت کند، زن و فرزندش مانع شده مى‏گفتند تو را به خدا نرو و خاندانت را بى سرپرست و بىچیز رها مکن. برخى به رقّت آمده در مکه مى‏ماندند و هجرت نمى‏کردند. آیه آمد: «اى مؤمنان برخى زن و فرزندان در واقع دشمن شما هستند، از ایشان بر حذر باشید …»353
صاحب تفسیر نمونه در تفسیر این آیه روایتی از امام صادق(ع) میآورد که حرف ابن عباس را تأیید میکند:
«فی تفسیر القمّی فی روایه أبی الجارود عن أبی جعفر الباقر علیه السّلام فی قوله تعالى: «إِنَّ مِنْ أَزْواجِکُمْ وَ أَوْلادِکُمْ عَدُوًّا لَکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ‏ » و ذلک أنّ الرجل إذا أراد الهجره تعلّق به ابنه و امرأته و قالوا: ننشدک اللّه أن لا تذهب عنّا فنضیع بعدک، فمنهم من یطیع أهله فیقیم، فحذّرهم اللّه أبناءهم و نساءهم، و نهاهم عن طاعتهم، و منهم من یمضی و یذرهم و یقول: أما و اللّه لئن لم تهاجروا معی ثمّ جمع اللّه بینی و بینکم فی دار الهجره لا أنفعکم بشی‏ء أبدا. فلمّا جمع اللّه بینه و بینهم أمر اللّه أن یتوق بحسن وصله فقال: وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ‏»354:یعنی: در تفسیر قمى در روایت ابى الجارود از امام باقر ابى جعفر(علیه السّلام) روایت نموده در مورد آیه (إِنَّ مِنْ أَزْواجِکُمْ وَ أَوْلادِکُمْ عَدُوًّا لَکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ)، فرمود از اهل ایمان هنگام هجرت از مکه و پیروى از رسول(صلّى اللّه علیه و آله) فرزند و همسر آنان مانع مى‏شدند از اینکه هجرت نمایند و آنان را در مکه بگذارد و بعض از اهل ایمان درخواست همسر و فرزند خود را پذیرفته پروردگار آنان را در حذر فرموده از اینکه فریفته خواسته فرزند و همسر خود شده و از آنان اطاعت نمایند و بعض دیگر از اهل ایمان که درخواست فرزند و همسر خود اعراض نموده هجرت نمودند و به آنها میگفتند چنانچه با من هجرت به مدینه ننمائید من هرگز براى شما نفعى نخواهم داشت و پس از اینکه همسر و فرزند آنان نیز هجرت مى‏نمودند آیه امر مى‏نماید که (باحسن سلوک تلقى) نمایند و از تأخیر و منع آنان صرف نظر نمایند و آنان را مورد مؤاخذه قرار ندهند و صفت مغفرت و رحمت پروردگار را یاد بیاورند. در آیه به این موضوع که بعضی ازهمسران و بعضی از فرزندان دشمن شمایند اشاره شده است، آنجا که میفرماید:« یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْواجِکُمْ وَ أَوْلادِکُمْ عَدُوًّا لَکُمْ‏»
این«من»، من تبعیضیه است یعنى بعض أزواج و اولاد شما دشمن شما هستند دشمنى آنها مجرد عداوت ظاهریه نیست که اذیت و ظلم کنند نسبت به شما بلکه بسا از شما توقعاتى دارند که شما را منع میکنند از اتیان به واجبات الهى از نماز و زکاه و خمس و حج و هجرت براى تحصیل علم دین و سایر واجبات و اعمال صالحه یا شما را وادار میکنند به ارتکاب محرمات جعبه ساز میخواهند بردن آنها را بدون حجاب در تماشا خانه‏ها و سینماها و مراکز فحشاء یا به کارهاى زشت که امروز بسیار رواج دارد.355
اما چرا بعضی از آنها؟ علامه طباطبایی در این باره مینویسد که«بعضی از زنانی که با همسران مؤمن خود دشمنی میورزند بدان علت است که شوهرانشان ایمان دارند و عداوت بهخاطر ایمان آنهاست، میخواهند شوهران خود را از اصل ایمان و یا از اعمال صالحهای که مقتضای ایمان است منحرف کنند و شوهران زیر بار نمیروند، قهراً زنان با آنها دشمنی میکنند چون دوست میدارند شوهران به جای علاقهمندی به راه خدا و پیشرفت دین به اولاد و همسران خود علاقهمند باشند و برای تأمین آسایش آنان به دزدی و غصب مال مردم دست بزنند. در حقیقت، دشمن ایمان پدران و همسران خود میباشند» خداوند مؤمنان را چنین مورد خطاب قرار میدهد که: «در حقیقت برخی از همسران و فرزندان شما دشمنان شمایند، از آنان بر حذر باشید…»356
طبرسی(رحمه الله) در اینباره بیان میدارند: «لأن من الأزواج من یتمنى موت الزوج و من الأولاد من یتمنى موت الوالد لیرث ماله و ما من عدو أعدى ممن یتمنى موت غیره لیأخذ ماله و کذلک یکون من یحملک على معصیه الله لمنفعه نفسه و لا عدو أشد عداوه ممن یختار ضررک لمنفعته»357یعنی: برخی از همسران و فرزندان آرزوی مرگ انسان را دارند تا ثروت او را به ارث برند و مسلماً هیچ دشمنی برای انسان بدتر از آن نیست که آرزوی مرگ را برای انسان داشته باشد، برخی هم پدر و همسر را بهخاطر سودجویی وسوسه میکنند تا دست به گناه و ستم زند و مقررات خدا را در جهت هواهای خود پایمال کند. با این اوصاف دریافتیم که دشمن ایمانی دشمنی جدّی است که ما چه بخواهیم چه نخواهیم با این نوع دشمن دست به گریبانیم، پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در اینباره میفرمایند: «الا ان اعقل الناس عبد عرف ربه فاطاعه، عرف عدوه فعصاه»358: آگاه باشید! خردمندترین مردم بندهای است که پروردگارش را شناخته، فرمانش برد و دشمنش را شناخته، نافرمانیاش کند.

مطلب مرتبط :   صدق، جدایی، اشکالات، باورهای، نسبیت، کاذب

بخش دوم:
3-2) دشمن خارجی (یهود، کافران، مشرکان)
دشمنان خارجی (دشمن ظاهری):
دشمنان ظاهری که عداوت خود را اظهار مى‏کنند از ضعیف‏ترین دشمنان هستند زیرا که شناسایى آنان آسان و در مبارزه و رویارویى با آنان همیشه مؤمنان پیروز خواهند بود. البته دشمن را هیچگاه نباید کوچک شمرد و از او غفلت نمود و آسایش را بر آمادگى ترجیح داد زیرا که او همیشه در کمین ماست و هرگز نمى‏خوابد. قرآن کریم در آیات مختلف دشمنان بیرونى را شناسانده است که به ترتیب به معرفى آنان مى‏پردازیم.
قرآن مجید، بهطور کلّی اهل کتاب را به عنوان دشمن معرفی کرده است. واژه اهل کتاب شامل دو گروه: یهود و نصارا می شود. آیههایی در قرآن بر دشمنی این دو گروه با اسلام و مسلمان دلالت دارد:
«وَ لَنْ تَرْضى‏ عَنْکَ الْیَهُودُ وَ لَا النَّصارى‏ حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ‏ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى‏ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذِی جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصِیرٍ»359
هرگز یهود و نصارى از تو راضى نخواهند شد، (تا بهطور کامل، تسلیم خواسته‏هاى آنها شوى و) از آیین (تحریف یافته) آنان، پیروى کنى. بگو: «هدایت، تنها هدایت الهى است!» و اگر از هوى و هوسهاى آنان پیروى کنى، بعد از آنکه آگاه شده‏اى، هیچ سرپرست و یاورى از سوى خدا براى تو نخواهد بود.
قرآن به صراحت دستور قطع رابطه با این دو گروه را به مسلمان می دهد:«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصارى‏ أَوْلِیاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ‏»360:اى کسانى که ایمان آورده‏اید! یهود و نصارى را ولّى (و دوست و تکیه‏گاه خود،) انتخاب نکنید! آنها اولیاى یکدیگرند و کسانى که از شما با آنان دوستى کنند، از آنها هستند خداوند، جمعیّت ستمکار را هدایت نمى‏کند.
البته باید گفت که به نصِّ صریح قرآن، عداوت یهود از عداوت نصاری به مراتب بیشتر است لذا در قرآن بیش از همه اقوام دیگر از بنی اسرائیل سخن گفته شده است و آن به علت شدّت عناد و جهودشان نسبت به حق است، خداوند برای روشن و تبیین نمودن ابعاد دشمنی آنها با حق در آیات بسیاری از نعمتهای مختلف الهی بر آنها سخن گفته و سپس موضع آنها را در برابر این نعمتها بیان کرده است که چگونه ناسپاس و بهانهجو هستند و همیشه در صدد بهانهجویی و ایرادگیری میباشند.
برخی از یهودیان، آنقدر نیرنگ و توطئه از خود نشان داده که از حدّ و حصر خارج است. در همان روزهای پیدایش، آنقدر با پیامبر عظیم الشأن خود کج روی و بدرفتاری کردند که چندین مرتبه برایشان عذاب نازل شد تا جایی که خداوند در سوره مائده، یهودیان را به عنوان دشمنترین دشمنان معرفی شده اند:
« لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَهً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّهً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قالُوا إِنَّا نَصارى‏ ذلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا یَسْتَکْبِرُونَ‏»361
به طور مسلّم، دشمنترین مردم نسبت به مؤمنان را، یهود و مشرکان خواهى یافت و نزدیکترین دوستان به مؤمنان را کسانى مى‏یابى که مى‏گویند: «ما نصارى هستیم» این بهخاطر آن است که در میان آنها، افرادى عالم و تارک دنیا هستند و آنها (در برابر حق) تکبّر نمى‏ورزند.
علامه طباطبایی در تفسیر آیه فوق چنین مینویسد: همین ادامه داشتن برخوردهاى مختلف آنان در قرون متمادى و طولانى خود شاهد و گواه محکمى است بر صدق دعوى قرآن که بهطور کلى فرمود:” لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَهً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ”براى اینکه گر چه خطاب در این آیه متوجه شخص رسول اللَّه (ص) است، لیکن این نکته نیز بر کسى پوشیده نیست که آیه شریفه در مقام بیان قانون و ضابطى است کلّى.362

مطلب مرتبط :   پژوهشگر، داده‌های، کدگذاری، زیست‌محیطی، داده‌ها، کفایت

3-2-1) یهود:
3-2-1-1) یهود در لغت:
برخی لغتشناسان کلمهی «یهود»، را از مادهی «هود» گرفته شده است و این موضوع را چنین تبیین میکنند که: هنگامی که حضرت موسی(ع)، هفتاد تن از بنی اسرائیل را به میقات برد و آنها به سبب خواستهشان دربارهی دیدن خداوند مورد خشم قرار گرفتند پیامبرشان گفت:« إِنَّا هُدْنا إِلَیْکَ‏»363: ما به سوی تو باز میگردیم و توبه میکنیم.364
صاحب کتاب انوار درخشان نیز این سخن را تأکید نموده و نوشته است که: یهوداز مادّه هاد، یهود، هودا به معنى توبه گرفته شده باشد، به تناسب آن که گروهى از بنى اسرائیل گوسالهپرستى نمودند و پس از اجراء کیفر بر آنان باقیماندگان توبه نموده و به پرستش آفریدگار بازگشتند. و از آنست «تهود الرجل» یعنى دین و آئین یهودیّت را پذیرفته است و هود جمع هائد میباشد.365
همچنین گفتهاند نامگذاری این گروه به یهود به خاطر برگشت آنها از اسلام و آیین حضرت موسی(ع)است.366
اما صاحب تاج العروس، نظر دیگری را بیان میکند و میگوید: اشتقاق این واژه از ماده «هود» درست نیست، زیرا برگشت این کلمه که ریشهای عبری دارد، به واژهی جامد «یهودا» است.367 بنابراین یهود عبارتست از کسانی که خود را از فرزندان یعقوب اسرائیل میدانند زیرا بزرگترین فرزندان یعقوب پیغمبر یهودا بوده، بدین تناسب نواده‏هاى او را انتساب به یهودا میدهند گرچه از سائر فرزندان یعقوب باشد.368

3-2-1-2) شناخت اجمالی چهرهی یهود:
یهودیان از فرزندان حضرت یعقوب میباشند. حضرت یعقوب دوازده پسر داشت و یکی از آنها یهودا بود که بعدها به فرزندان او و دیگر برادرانش بنی اسرائیل گفته میشد. در میان فرزندان بنی اسرائیل ، پیامبری به نام حضرت موسی(ع) مبعوث شد. موسی شروع به تبلیغ خداشناسی کرد و سرانجام، بنی اسرائیل را از مصر به سمت صحرای سینا برد و…369
مباحث بالا، بیشتر درمورد تاریخچه یهود از ابتدا پیدایش است اما در این تحقیق بیشتر بر یهود زمان پیامبر(ص) تأکید است لذا در ادامه به موضوع علّت هجرت یهود به مدینه و اقدامات آنها در عصر پیامبر(ص) میپردازیم:

3-2-1-3) هجرت یهودیان به مدینه:
دربارهی پیشینه و علت کوچ یهودیان به مناطقی از جزیره العرب نظرات گوناگونی وجود دارد:
1) ابوالفرج اصفهانی معتقد است، حضور یهود در حجاز به دوران حضرت موسی(ع) مربوط است.370
2) بلاذری و طبری معتقدند که علت مهاجرت یهودیان به جزیرهالعرب، غلبهی رومیان بر شام و ویرانی معبد و کشتار آنان است.371
3) در منابع اسلامی علت دیگری برای کوچ یهودیان ذکر شده است و آن، این است که: آگاهی یهود از ظهور پیامبر آخرالزمان در این منطقه است؛ ابوبصیر از امام صادق (ع) روایت میکند:« یهود در کتابهای خود خوانده بودند که محل هجرت محمد(ص) میان دو کوه عیر و واحد است. پس در جستجوی این دو کوه راه افتادند تا این که آنها رایافته در کنارش ساکن شدند».372
در یک جمعبندی کلّی میتوان چنین نتیجهگیری نمود: از آنجا که گزارشهای مربوط به علت کوچ یهودیان با هم تناقض ندارد و قابل جمع است میتوان گفت: که یهودیان در چند مرحله به جزیره العرب کوچ کردهاند.373
پس از هجرت یهودیان به جزیره العرب در یثرب (مدینه امروزی)ساکن شدند. و دستههای مختلفی از آنها به اطراف چشمههای وادالقری و خیبر روی آوردند و بناهای محکمی از قصرها و قلعهها برای حفاظت جان و مراتع خویش ساخته بودند.
نجاتبخش با صفات مشخص، زمینه پذیرش اسلام را در مردم مدینه آماده کرده بودند. از این رو، پذیرش اسلام در مردم مدینه بیشتر از اهالی مکه بود.
پیامبر(ص) نیز