<br />

<br />

مدلی‌برای‌تحلیل خاصگرایی‌وعامگرایی‌فرهنگی
2.4.1. مروری بر ادبیات تحقیق
عام‌گرایی و خاص‌گرایی فرهنگی، ذیل بحث جهانی شدن مطرح شده است. پایان‌نامه دکتری گل‌محمدی که به صورت کتاب و توسط نشر نی با عنوان جهانی شدن، فرهنگ و هویت به چاپ رسیده، با نگاهی جامعه‌شناسانه، جهانی شدن را واجد دو خصوصیت شُبهه‌نمای حل شدن در هویت جهانی و بازگشت به هویت‌های قومی، ملی و مذهبی دانسته است. از آنجا که تعریف عمیق و دقیقی از سازوکارهای معرفتیِ عامگرایی و خاصگرایی در دست نبود، آثاری از هربرت دریفوس (و به واسطه او سورن کی‌یرکگارد)، داریوش شایگان (و به واسطه او ژیل دلوز)، مانوئل کاستلز، پایان‌نامه دکتری گل‌محمدی و نیز پایان نامه دکتری دوران در خصوص هویت اجتماعی در فضای سایبرنتیک و چند اثر داخلی مورد بررسی قرار گرفت و در مجموع مدلی از تحلیل هویت انسانی، مبتنی بر تبارشناسی هویت، به دست آمد که می‌تواند در تبیین همسازی و تعارضات هویتی عصر ما به کار آید و از سوی دیگر مبنای طراحی پرسشنامه‌ای قرار بگیرد که بر اساس آن تا حدودی گرایش‌های خاص‌گرا و عام‌گرای افراد طبقه‌بندی و اندازه‌گیری شود.
هربرت دریفوس در کتاب درباره اینترنت106 نگاهی پدیدارشناسانه به اینترنت و رسانه‌ها دارد. نقطه عزیمت او، نظرات سورن کی‌یرکگور، فیلسوف اگزیستانسیالیست دانمارکی درباره تأثیر اساسی مطبوعات بر هویت مخاطبان است که می‌تواند به سایر رسانه‌ها و از جمله اینترنت و فضای مجازی تعمیم یابد. به نظر او، اینترنت با هم‌سطح‌کردن پدیده‌هایی که پیش از این در نظمی پایگانی (درختی ـ ریشه‌ای) چیده شده بودند، آشوبی پدید می‌آورد که در زمان و مکان محدود خوشایند است اما نگاه ما را به عالم پیرامون دچار اختلال می‌کند.
داریوش شایگان، اندیشمند پرآوازه ایرانی ساکن پاریس، در یکی از آخرین آثار خویش ــ افسون‌زدگی جدید؛ هویت چهل‌تکه و تفکر سیار107 ــ ویژگی‌های جهان شبکه‌ای و هویت چهل‌تکه انسان این عصر را برمی‌شمارد و بر آن است که امروز «با یک هستی درهم‌شکسته و ویران‌شده مواجهیم که به صورت لحظات برق‌آسای هوشیاری خود را به ما می‌نمایاند.» نقش انقلاب الکترونیکی سه دهه گذشته در دامن زدن به این پدیده و بازنمودن جهانی که در آن واحد، یعنی در زمان واقعی به هم متصل است و بی‌واسطه می‌توان با هر نقطه آن ارتباط آنی برقرار ساخت، مورد تأکید قرار گرفته است. این انقلاب، مجازی‌سازی را در سطح جهان تعمیم داده است به طوری که هیچ‌کس را از آن گریزی نیست و هم در هر گوشه دنیا که باشند، در این شبکه گسترده فراگیر گرفتارند. ولی همزمان با همه این تغییرات بنیادی ناظر یک رخداد بی‌سابقه دیگر نیز هستیم که گویی آن روی سکه جهانی شدن است، و آن سربرآوردن دوباره ادیان، فرقه‌ها و سلوک‌های متعدد مذهبی است که در کلیه کشورهای جهان روبه‌افزایش است. این رخداد نو، نوعی افسون‌زدگی جدید را موجب می‌شود. او وجوه شباهت و تفاوت عالم تمثیلی روحانی با فضای مجازی را بررسی می‌کند و خبر از شکل‌گیری دو هویت انسانی جدید می‌دهد که آنها را مهاجر سیار و انسان جهش‌یافته می‌نامد. اما بیش از همه اشاره ارزشمند او به ژیل دولوز راهگشای این پژوهش بوده است، آنجا که به تأثیر متقابل ساختارهای درختی فلسفه رسمی و ساختار دولت اشاره می‌کند و جهتگیری تحولات جهان را به سمت افقی شدن نظام‌های ارزشی و تأثیر متقابل آنها بر ساختارهای اجتماعی می‌داند. از این نظر، جهان بیشتر رو به عام‌گرایی دارد تا خاص‌گرایی. دلوز نظریات خود را در دهه شصت مطرح کرده بود. با فروپاشی شوروی، جهان عرصه تحولات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و تکنولوژیکی شد که به قول شایگان تمدن جدیدی شکل گرفت: «این تمدن جدید که از هرگونه تخیل اخلاقی، هرگونه جهش احساسی و ارزش‌های جدیدی که بتوانند معنای وجود را واژگون کنند بی‌بهره است، به مثابه کلام نهاییِ این قرنِ روبه‌پایان، در همه جا مستقر شده است. با این حال از هر سو صداهایی دیگر برمی‌خیزند که در برابر تحکم این ارزش‌های در مجموع بازاری سر خم نمی‌کنند… این صداها همه ستایشگرِ تمایزند. عام‌گراییِ ارزش‌های بازاری را نفی می‌کنند، خاص‌گرایی قبیله‌ای و حتی خصلت‌های اشرافی زندگی را ترویج می‌کنند، هم‌سطحیِ منطقِ بازاری را نمی‌پذیرند و ارزش‌های دیگری را که مغلوب جباریت سود نمی‌شوند ترجیح می‌دهند؛ و به جای مادی‌گریِ راضی و بی‌خیالِ یک دنیای بی‌عیب و نقص، باور دارند که زندگیِ انسانِ درگیر با سرنوشت کور، سرشتی تراژیک دارد.»
مانوئل کاستلز در اثر سه‌جلدی خود ــ عصر اطلاعات: اقتصاد، جامعه و فرهنگ108 ــ به بحث درباره جامعه شبکه‌ای پرداخته و آن را یکی از ویژگی‌های سرمایه‌داری متکی به اطلاعات به شمار آورده است. به نظر کاستلز، ریخت‌شناسی صور اجتماعی و معماری ساختار شبکه به گونه‌ای سیال دائماً و دمادم در حال تطور است و مستمراً اشکال تازه‌ای را به ظهور می‌رساند؛ در درون شبکه سرمایه با سرعت و در حجم زیاد از نقطه‌ای به نقطه دیگر منتقل می شود و نظارت‌ها و کنترل‌های محلی را بی‌اثر می‌سازد؛ نیروی انسانی موجود در شبکه تفرد پیدا می‌کند و به صورت هویت‌های قابل تعویض درمی‌آید؛ بخش‌ها و مناطق صاحب‌اهمیت و افراد واجد پیوندهای استراتژیک با شبکه، فعال می‌شوند و بخش‌های کم‌اهمیت و افراد فاقد پیوند از فعالیت بازمی‌مانند. در چشم‌اندازی تاریخی، جامعه شبکه‌ای نمایانگر تغییری کمّی در تجربه انسانی است. کاستلز با عزیمت به سنت دیرینه جامعه‌شناسی که به موجب آن می‌توان کنش اجتماعی را در بنیادی‌ترین سطح، الگوی متغیر روابط طبیعت و فرهنگ دانست، می‌گوید که ما به دوران جدیدی پا نهاده‌ایم. در دوران جدیدی که به آن پا می‌گذاریم مرجع فرهنگ خود فرهنگ است که در پیروزی بر طبیعت تا جایی پیش رفته است که طبیعت را به گونه‌ای تصنعی به عنوان یک شکل فرهنگی احیا (حفظ) می‌کند. همگرایی تکامل تاریخی و تحول تکنولوژیک، ما را وارد الگوی ناب فرهنگی تعامل اجتماعی و سازمان اجتماعی کرده است.
احمد گل‌محمدی در پایان‌نامه دکتری خود که با عنوان جهانی شدن؛ فرهنگ، هویت توسط نشر نی به صورت کتاب چاپ شده است، نگاهی جامعه‌شناسانه به پدیده جهانی شدن و پدیده‌های خاص‌گرایانه و عام‌گرایانه این عصر دارد و خاص‌گرایی را رفتاری غیرمنتظره ارزیابی می‌کند. بسیاری از اندیشه‌های آینده‌نگرانه مربوط به جهانی شدن که ریشه در قرن هجدهم دارد، حرکت تاریخی جهان را جبراً عام‌گرایانه و همگون‌کننده پیش‌بینی کرده بودند و خیزش‌های قومی و دینی و افراطی دهه‌های اخیر را لااقل در این گستره و تنوع و شدت انتظار نمی‌کشیدند. گل‌محمدی دست به دسته‌بندی گرایش‌های خاص‌گرا و عام‌گرا و تبیین ویژگی‌های هر یک از این گرایش‌ها می‌زند. می‌توان گفت تا به امروز، پایان‌نامه گل‌محمدی برجسته‌ترین پژوهش ایرانی در خصوص عام‌گرایی و خاص‌گرایی بوده است.
بهزاد دوران نیز در پایان‌نامه دکتری خود با عنوان «هویت اجتماعی و فضای سایبرنتیک» اثرات هویتی فضای مجازی را بررسی کرده است. البته به رغم عنوان پژوهش، دوران صرفاً حضور در فضای سایبرنتیک را به عنوان متغیر مستقل در نظر نگرفته، بلکه مصرف رسانه‌ای، استفاده از وسایل ارتباطی، سفر به خارج از کشور و موارد مشابه را نیز در میان متغیرهای مستقل خود جای داده است.
مجتبی عباسی قادی و مرتضی خلیلی کاشانی، پژوهشگران پژوهشکده مطالعات راهبردی، در پژوهشی که به صورت کتابی با عنوان تأثیر اینترنت بر هویت ملی از سوی پژوهشکده یادشده منتشر شده است، اثر استفاده از اینترنت بر هویت ملی کاربران را سنجیده‌اند و پاسخی نسبتاً مثبت از پرسش‌شوندگان دریافت کرده‌اند.
جان تاملینسون در کتاب جهانی شدن و فرهنگ109 نگاهی پدیدارشناسانه به فرهنگ در عصر جهانی‌شدن و تغییرات بنیادین در تلقی انسان از مفهوم زمان و مکان در دوره‌های مختلف انداخته است. به‌ویژه تمرکز تاملینسون بر مفهوم جهان‌وطنی110 و انسان جهان‌وطن از نقاط برجسته این اثر به شمار می‌رود. تاملینسون نیز جهانی شدن را پیامد مدرنیته می‌داند و آن را واجد خصلتی پارادوکسیکال می‌داند که از یک سو ابزار ناخودآگاه تاریخ برای از بیخ و بن برکندن هرگونه کوته‌بینی و بی‌تمدنی و توحش، و از سوی دیگر هجوم بی‌امان سرمایه حریص و آزمند و سیری‌ناپذیر به عرصه فرهنگ برای تأمین سود هرچه بیشتر به بهای نابودی هرچیز انسانی است. این تناقض آن‌گاه پیچیده‌تر می‌شود که پای جوامع به اصطلاح پیرامونی یا جهان سوم به میان می‌آید؛ جوامعی که سنت هنوز از بین نرفته و مدرنیته هم هنوز کاملاً فرا نرسیده است. به طوری که نیروهای اجتماعی پیشامدرنِ این جوامع، که منافع خود را در گرو بقای گریاش میرنده جهانی شدن می‌بینند، همسویی خود با این گرایش را تحت پوشش دفاع از گرایش بالنده آن بیان می‌کنند. از یک سو تحت عنوان مبارزه با عقب‌ماندگی و واپس‌گرایی فرهنگی، راه برای ادغام فرهنگ‌های این جوامع درفرهنگ مسلط غرب و از میان برداشتن تفاوت‌های فرهنگی و ایجاد یک فرهنگ جهانی و واحد هموار می‌شود و از سوی دیگر و چه بسا در پوشش دفاع از تنوع و تکثر فرهنگی و مبارزه با سلطه فرهنگی غرب، عملاً راه بر گرایش بالنده جهانی شدن بسته می‌گردد و میدان به دست عقب‌مانده‌ترین اشکال گرایش میرنده آن داده می‌شود.

مطلب مرتبط :   مدرنیته، دینی، دین، مدرنیته،، مدرنیزاسیون، و‌ایندرباره:کلمات کلیدی مطلب:

2.4.2. مدلی برای سنجش اثر فضای مجازی بر خاص‌گرایی و عام‌گرایی
رسانه‌ها در تغییر شکل جهانی که در آن زندگی می‌کنیم نقشی تعیین‌کننده داشته‌اند؛ هم دنیای واقعی را تغییر داده‌اند و هم جهانی مجازی به وجود آورده‌اند که به تعبیر درخشان مارشال مک‌لوهان امتداد ذهن و حواس ماست. گرچه توجه به اثرات همگانی شدن رسانه‌ها بر هویت انسان سابقه‌ای حداقل 150 ساله دارد، اما از دهه 1990 میلادی بود که با فراگیر شدن اینترنت، زمزمه‌های تغییرات چشمگیر و اساسی در نحوه ادراک ما از فضا و زمان، شکل‌گیری هویت پسامدرن، و بازیابی دوباره هویت‌های پیشامدرن به گوش رسید.
زمینه اصلی این بحث‌ها بر جهانی شدن استوار شده است. «فرایند جهانی شدن از طریق بازسازی فضا و زمان، نفوذپذیر ساختن مرزها و گسترش چشمگیر فضای اجتماعی، منابع و شرایط لازم برای هویت‌سازی و معنایابی سنتی را تا حدود بسیار زیادی از بین می‌برد. در نتیجه نوعی بحران هویت و معنا پدید می‌آید و بازسازی هویت گریزناپذیر می‌شود. برخی افراد چیره‌ شدن بر بحران را صرفاً در گرو توسل به منابع و شیوه‌های سنتی هویت‌سازی می‌دانند و بدین‌ترتیب بستر اجتماعی مناسبی برای خاص‌گرایی‌ها یا بنیادگرایی‌های فرهنگی فراهم می‌شود.» (گل‌محمدی 1389: 12) اندیشمندان بزرگ سده نوزدهم میلادی ــ از جمله کانت و مارکس ــ بر آن بودند که با گذشت زمان و تحول جوامع بشری، نقش و تأثیر فرهنگ‌های مختلف مانند دین، قومیت و ملیت در زندگی اجتماعی کم‌رنگ‌تر می‌شود و یک جامعه جهانی بدون تمایزها و شکاف‌های اجتماعی ـ فرهنگی شکل خواهد گرفت. این پیش‌بینی‌ها به میزان اندکی واقعیت یافته است. خودآگاهی‌های سرچشمه‌گرفته از شرایط و ویژگی‌های زندگی در جهان مدرن، زمینه‌ساز هویت‌هایی فراگیرتر و عام‌گراتر است. مثلاً هویت‌های الهام‌بخش جنبش‌هایی مانند صلح سبز، حقوق بشر، الهیات رهایی‌بخش و از این قبیل… اما بر خلاف پیش‌بینی‌ها، در دهه‌های پایانی قرن بیستم، جهان شاهد خاص‌گرایی فرهنگی بوده است. خیزش‌ها و ستیزهای قومی، جنبش‌های ملی‌گرایانه ــ که به موج سوم ناسیونالیسم معروفند ــ بنیادگرایی‌های دینی و… این پرسش را به وجود می‌آورند که چرا در دهه‌های اخیر بسیاری از جوامع جهان شاهد رشد و گسترش خاص‌گرایی‌های فرهنگی گوناگون بوده‌اند. در حالی که جهانی شدن عرصه عمل نیروهایی همگون‌ساز و ادغام‌گر است. جهانی شدنِ حاصل از فشردگی فضا و زمان که دربرگیرنده نزدیکی، ارتباط فزاینده و وابستگی متقابل میان انسان‌ها، گروه‌ها و جوامع مختلف است، زمینه‌ساز فرهنگ‌ها و هویت‌های فراگیر می‌شود. هر اندازه که فرهنگ‌ها با یکدیگر برخورد می‌کنند و مبادله و گفت‌وگو میان انسان‌ها بیشتر می‌شود، مشترکات میان فرهنگ‌ها و هویت‌ها نیز افزایش می‌یابد. به بیان روشن‌تر، با فشرده‌تر شدن جهان، آگاهی جهانی انسان‌ها بیشتر می‌شود و هرچه انسان‌ها نسبت به تعلق داشتن به جهان واحد بسیار بزرگ‌تر آگاه شوند، فرهنگ‌ها و هویت‌هایی فراگیرتر شکل می‌گیرند. (گل‌محمدی 1389: 120 و 121)
با این حال به نظر می‌رسد آگاهی از جهان، عامل عام‌گرایی یا خاص‌گرایی انسان‌های عصر جهانی شدن نباشد، بلکه سازوکار اصلی در لایه‌های عمیق‌تر و ناخودآگاه افراد مرتبط با شبکه‌های جهانی (به‌ویژه رسانه‌ها و شبکه‌های ارتباطی و اطلاعاتی) عمل می‌کند. عام‌گرایی شبکه‌های ارتباطی از طریق ویژگی‌هایی خودِ فناوری‌ بر کاربران آنها اثر می‌کند. سورن کی‌یرکگور بر این باور بود که مطبوعات با همسطح کردن و ارائه غیرمتعهدانه موضوعات در سطح جامعه و برای عامه مردم، شور و تعهدی را که دین از آنها انتظار می‌برد نابود می‌کند و به ابتذال انسان‌ها و موضوعات منجر می‌شود. اکنون تلویزیون و اینترنت نیز همان تأثیر را به شکلی قوی‌تر و عینی‌تر بر مخاطبان خود می‌گذارند، یعنی ساختار درختی یا عمودی موضوعات را که نمایانگر سلسله‌مراتب ارزش و اهمیت آنهاست به صورت افقی و هم‌سطح ارائه می‌کنند؛ ساختار جدیدی که ویژگی اصلی شبکه‌هاست: نقطه‌هایی بی‌مبدأ و معاد که برای

مطلب مرتبط :   افزایش عزت نفس با چند روشی که شخصیت شما را می‌سازد