<br />

بخش دوّم:
4-2) شیوههای مبارزه با دشمنان از دیدگاه قرآن کریم:
هنر قرآن، این کتاب هدایت و سعادت، افزون بر معرفی دشمن و شیوههای او شناساندن راه مقابله با آن نیز میباشد بنابراین قرآن کریم، پس از آشنایی با صفات و شیوههای دشمنی دشمنان و آثار شوم پیروی از آنها، راه مقابله با آنها را نیز بیان میفرماید. لذا قرآن براى مقابله با نقشه‏هاى دشمنانِ اسلام و مسلمانان، راهکارهایى را ارائه نموده است از آنجا که قرآن کریم ما را به استوارترین راهها هدایت مى‏کند، قطعاً شیوه‏هایى را که براى مبارزه با دشمنان معرفى مى‏کند از استحکام و تأثیر لازم برخوردار است.
قرآن کریم در مقابله با هر کدام از دشمنان، شیوه و روش مخصوص به آن دشمن را به ما میآموزد به عبارت روشنتر راه مقابله با شیطان، نفس، کفار و.. به صورت جداگانه به مسلمانان میآموزد و هم چنین، در مقابل هر روش دشمن، راه مقابلهای قرار میدهد بهطور مثال براى مقابله با دین‏زدایى و گسترش فساد و ایجاد گمراهى در بین مسلمانان، تقویت بصیرت و صبر و تقوى، این سلاح دفاعى بسیار مناسب را به ما معرفی مینماید و یا در مقابل اختلاف‏افکنى تحریف و تبلیغ دشمنان، اتحاد و همبستگى مسلمانان و مبارزه فرهنگى به وسیله آموزه‏هاى قرآنى را، بهترین حربه معرفی مینماید. ما در این بخش، از آنجایی که بحثِ «شیوههای مبارزه با دشمنان از دیدگاه قرآن»، موضوعی وسیع است و قابلیت انجام تحقیق و بررسی جداگانه را دارد لذا تنها به برخی از این شیوهها و روشها پرداخته و پیشنهاد میشود این موضوع در پروژه دیگری انجام گرفته و به ابعاد مختلف آن پرداخته شود.
4-2-1) شیوه و روش قرآن کریم در مقابله با شیطان:
4-2-1-1) ایمان وتوکل:
اولین شیوه را که قرآن کریم در مبارزه با شیطان معرفی میکند، ایمان و توکل میباشد. قرآن میفرماید: « إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ َ إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِینَ هُمْ بِهِ مُشْرِکُونَ‏»685: زیرا که او، بر کسانى که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل مى‏کنند، تسلّطى ندارد. تسلّط او تنها بر کسانى است که او را به سرپرستى خود برگزیده‏اند و آنها که نسبت به او [خدا] شرک مى‏ورزند (و فرمان شیطان را به جاى فرمان خدا، گردن مى‏نهند).
در این آیه به این نکته اشاره شده است که: مسلماً شیطان توان جذب همه افراد را ندارد که بخواهد از روى جبر آنها را گمراه نماید، بلکه این افراد بى ایمان و دنیاطلب و غافل از آخرت هستند که خود را در اختیار شیطان قرار مىدهند و او را به عنوان ولىّ اتخاذ کرده، اوامرش را امتثال مىنمایند. خداى متعال این نکته را چنین مىفرماید: « انّا جعلنا الشیاطین اولیاء للذین لا یؤمنون»686. بنابراین شیطان با همه امکاناتى که براى اغواگرى دارد، نسبت به بندگان مخلص الهى قدرت اضلال و اغواگرى ندارد، همانگونه که خود نیز به این حقیقت اعتراف دارد: «قالَ فبعزّتک لاغویّنهم اجمعین الاّ عبادک منهم المخلصین»687
مخلصین هم کسانى هستند که پس از آنکه خودشان را براى خدا خالص کردند، خدا هم آنها را براى خود خالص کرد، بهطورى که غیر خدا در قلبشان جاى ندارد. پس در هیچ لحظه اى مشغول به غیرخدا نیستند و هیچگاه از غیر خدا اطاعت نمىکنند. و لذا، تسویلات شیطانى یا هواهاى نفسانى و… کوچکترین نفوذى در آن ها ندارند.688
محدوده هستى شیطان هرگز مقام شامخ انسان کامل را در برنمىگیرد و به حریم بندگان مخلص راهى ندارد. اگر شیطان بخواهد انسانى را فریب دهد، از راه اندیشه و افکار فریب مىدهد، اما به مقام فکرى و عملى انسان کامل و بندگان مخلص راه ندارد تا بتواند آنها را وسوسه کند، بلکه شیطان در وهم و خیال راه دارد و نه در محدوده عقل محض. در انسانهاى دیگر که شیطان رخنه مىکند، براى این است که عقل آنها مشوب به وهم و خیال است، ولى انسان کامل وهم و خیال را در برابر عقل کامل خود خاضع کرده است. قواى درونى انسان کامل مأموم قوّه عاقله است و لذا شیطان نمىتواند در عقل عملى انسان کامل از طریق امید و محبت و گرایش راه پیدا کند و یا در عقل نظرى او از راه اندیشه و علم راه بیابد زیرا مرحله عالى نفوذ شیطان وهم و خیال است و از آن بالاتر نمى رود. شیطان از تجرّد تام عقلى برخوردار نیست; چنانکه در بخش عملى از محدوده شهوت و غضب نمىگذرد و به مرحله اخلاص، ایثار، تولّى و تبرّى راه نمىیابد. شیطان موجودى است مادى و داراى تجرّد برزخى و مثالى و راهى به نشانه عقل محض ندارد؛ بله او به عالم مثال راه پیدا مىکند. پس در مقام انسان کامل راه ندارد؛ زیرا نه مانند انسان کامل بىواسطه از اسما و حقایق باخبر است و نه مانند فرشتگان باواسطه خبر دارد. او لایق هیچ یک از این دو مرحله نیست و لذا گرفتار دو امر مىشود: یکى جهل به مقام انسان کامل و دیگرى استبکار که منشأ این استکبار هم وهم و خیال است؛ زیرا که عقل هرگز انسان را به کبر دعوت نمىکند. وهم است که مقامهاى دروغینى را راست مىپندارد و انسان را فریب مىدهد. و اینکه گفته شد شیطان قادر به نفوذ و وسوسه انسانهاى کامل نیست، نباید خیال کرد که پس دوست آنهاست یا نسبت به آنها بىاعتناست، بلکه دشمن آنهاست و همواره سعى مىکند که اگر نمىتواند مستقیماً در خود آنها راه پیدا کند، در خواستهها و برنامهها و در اجراى طرحهاى آنها رخنه کند و نگذارد که خواستههایشان محقّق شود.689
4-2-1-2) ترک معصیت:
دومین شیوه مبارزه با شیطان، ترک معصیت می باشد. قرآن کریم در این باره می فرماید: «هَلْ أُنَبِّئُکُمْ عَلى‏ مَنْ تَنَزَّلُ الشَّیاطِین تَنَزَّلُ عَلى‏ کُلِّ أَفَّاکٍ أَثِیمٍ»690:آیا به شما خبر دهم که شیاطین بر چه کسى نازل مى‏شوند؟!آنها بر هر دروغگوى گنهکار نازل مى‏گردند.
شیطان وجودى است ویرانگر و موذى و مخرب و القائات او در مسیر فساد و تخریب است و مشتریان او دروغگویان گنهکارند.
خداوند در این آیه میفرماید: آیا شما را خبر دهم که شیطانها بر چه کسى نازل مى‏شوند؟ آنها بر هر دروغگوى فاجرى که معصیتکار است، یعنى کاهنان، نازل مى‏شوند. مقاتل گوید: یعنى بر طلیحه و مسیلمه نازل مى‏شوند.
شیطانها آنچه را شنیده‏اند به کاهنان و دروغگویان القاء میکنند و بسیارى از دروغها را با شنیده‏هاى خود درمى‏آمیزند و به آنها وحى میکنند. بیشتر شیطانها و به قولى بیشتر کاهنان دروغگویانند.691
در این آیه بیان شده است که شیطان با افراد دروغ گو و گنهکار سر و کار دارد بنابراین یکی از راهها و روشهای مبارزه با شیطان ترک گناه و معصیت است. به عبارت بهتر، از اهداف و روشهای شیطان فریب دادن انسان و وسوسه نمودن انسان تا اینکه گناه انجام دهد بنابراین انسان باید تمام تلاش خود را به کار گیرد تا فریب نخورد و گناه و معصیّت نکند از این رو از مهمترین شیوههای مبارزه با شیطان است.
4-2-1-3) یاد خدا:
یکی دیگر از روشهای بسیار مهم در مقابله با دشمن، یاد خدا بودن در همه حال است. قرآن کریم در این باره میفرماید:
«وَلاتَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ»692: و هم چون کسانى نباشید که خدا را فراموش کردند و خدا نیز آنها را به «خود فراموشى» گرفتار کرد، آنها فاسقانند.
نسیان خدا این است که از تحت اوامر الهى خارج شوند و مرتکب معاصى الهى شوند و توجه به روز واپسین خود نکنند و از عذاب قیامت غافل شوند و این عموم دارد شامل کافر و مشرک و منافق و ضالّ و مضلّ و فاسق و فاجر مى‏شود.693 شیطان میخواهد، انسان دچار نسیان و فراموشی شود تا با این کار مرتکب گناه و معصیت شود برای بهترین شیوه در مقابله با این روش شیطان، تذکر و یاد خدا بودن است.
لازم به ذکر است که بشر بر حسب رابطه ذاتى هرگز آفریدگار را فراموش نخواهد نمود و بلکه به حقیقت عدم توجه و اعراض از کبریائى است و نسیان پروردگار به معناى عدم توجه به عظمت کبریائى و غفلت از صفات کامله و از صفت ربوبیت او است و لازم آن نسیان ذات و ذاتیات شخص است و سمت عبودیت و حاجت خود را فراموش کند و برحسب هوى و هوس خود را مستقل در اراده و افعال خود پندارند و اعتماد به نفس داشته و یا کمک وسایل عادى خود را بى‏نیاز بداند و خواسته‏هاى خود را پدید آورد و نهایت ضلالت و تیره‏بختى است که در اثر خودستائى گریبانگیر او خواهد بود.694
4-2-1-4) پناه بردن به خدا:
قرآن برای اثبات تأثیراستعاذه،17 بار مسأله استعاذه را مطرح میکند.
قرآن کریم به پیامبر دستور مىدهد که هنگام مواجهه با وسوسههاى شیاطین، به خدا پناه ببر:« وَ إِمَّا یَنْزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ‏»695: و هرگاه وسوسه‏هایى از شیطان متوجّه تو گردد، از خدا پناه بخواه که او شنوده و داناست.
این روش متقین است; آنها هنگامى که بعضى از شیاطین در اطراف قلبشان شروع به گشت زنى مىکنند تا در آنها ایجاد وسوسه کنند، متذکّر گشته ناگهان بینا مىشوند (و حجاب غفلت از آنها برطرف مىشود)
البته استعاذه و پناه بردن به خدا هم خود نوعى تذکّر (و متوجه خدا شدن) است; زیرا که معناى استعاذه این است که فقط خداى سبحان است که مىتواند این دشمن مهاجم را با همه نیرویى که دارد، دفع نماید و همین طور استعاذه، خود نوعى توکّل به خداست.
علامه در تفسیر آیهی فوق مینویسد: کلمه «نزغ» به معناى« نخس» است، یعنى سیخ و یا تازیانه زدن به پهلوى حیوان و یا به عقب آن تا تحریک شود و تندتر برود.
حال باید دید نازغ (تحریک کننده) کیست؟ ممکن است خود شیطان باشد. و ممکن هم هست تسویل‏ها و وسوسه‏هاى او باشد، ولى چون خطاب در آیه به رسول خدا (ص) است، مناسبتر به مقام شامخ آن جناب احتمال اول است، چون تسویلات و وساوس شیطانى در آن جناب راه ندارد. بله، این امکان دارد که آن خبیث با وسوسه مردم، یعنى کفار و معاندینى که آن جناب دعوتشان مى‏کرده، امور را علیه وى دگرگون سازد، مثلاً زحمات آن جناب را خنثى نموده، کفر و جحود را در کفار و منکرین بیشتر سازد، و در دشمنى و آزار پیامبر آتش شان را تیزتر کند و نتیجه‏اش این شود که دفع به احسن آن جناب کمتر مؤثر بیفتد. و بنا بر این، برگشت این نزغ از شیطان به افکندن دشمنى در بین آن جناب و مردم مى‏شود. و خلاصه همان نزغى خواهد بود
کلمه«عوذ» و نیز«عیاذ»- به کسره عین- و نیز«معاذ» و همچنین «استعاذه»، همه یک معنا را مى‏دهند و آن عبارت است از پناه بردن. و معناى جمله مورد بحث این است که: هر وقت دیدى شیطان در کارت وسوسه مى‏کند، پناه ببر به خدا از شیطنت او، که خدا شنواى مسألت تو و داناى به حال تو است. و یا: شنواى سخنان تو، و داناى به اعمال تو است.696
این چهار روش از مهمترین شیوههای مقابله با دشمنی شیطان میباشد که قرآن کریم به آن اشاره میفرماید البته ناگفته نماند که رووشهای دیگری را نیز قرآن فرموده که به دلیل اجتناب از طولانی شدن بحث از بیان آنها در این بخش خودداری میکنیم.

مطلب مرتبط :   قومی، قومیت، خاص‌گرایی، فرهنگ، ناسیونالیسم، گل‌محمدی

4-2-2) شیوه و روش قرآن کریم در مقابله با نفس:
4-2-2-1) تزکیهی نفس:
در فرهنگ نورانی اسلام برگرفته از حدیث معروف نبوی، عالیترین جهاد، جهاد با نفس، جهاد اکبر خوانده شده است. یعنی برتر از جهاد با دشمن بیرونی- جهاد اصغر- است زیرا در اصل، تا جهاد اکبر به معنای حقیقی کلمه در انسان پیاده نشود، در جهاد با دشمن بیرونی پیروزی حاصل نمیشود.697 بهترین شیوه در مبارزه با نفس، تزکیّه نفس میباشد؛ تزکیه نفس مراتبی و مراحلی دارد.
قرآن کریم در اینباره میفرماید:« قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّى وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى‏»698: به یقین کسى که پاکى جست (و خود را تزکیه کرد)، رستگار شد. و (آن که) نام پروردگارش را یاد کرد سپس نماز خواند!
آیه مبنى بر ارشاد و اعلام به آنست که هر که روح و روان خود را از رذائل خلقى پاکیزه نماید از فلاح و رستگارى بهره‏اى خواهد داشت.699
قد: تأکید و تحقق فعل را میرساند، فلاح رستن از بند و عذاب و رسیدن به امن و آسایش است، وزن تزکى اشعار به کوشش، یا پذیرشى دارد، که به رشد میرساند. این آیه، نگرانى و راه نجات‏جویى را که از آیه قبل پیش آمده، مینمایاند: در حقیقت و بدون تردید رسته و رستگار شده است کسى که تزکیه پذیرد و با کوشش، خود را از بندها و عقاید فاسد پاک گرداند و شخصیت خود را برتر آرد.
این کوشش و پذیرش در دو جهت باید باشد: یکى آنکه از محیط آلودگى و پستى و آلودگان حریم گیرد، دیگر آنکه به تزکیه نفس از بدیها و انحرافهاى فکرى و اخلاقى، بپردازد.700
قرآن کریم، سه مرحله را برای رسیدن به رستگاری بیان میفرماید:
الف) تزکیه و پاک کردن خود:
امام خمینی(ره) اولین گام، در تزکیه نفس را بیدار شدن از خواب غفلت میدانند و مینویسد: تا کى مى‏خواهید در خواب غفلت به سر برید و در فساد و تباهى غوطه‏ور باشید؟ از خدا بترسید؛ از عواقب امور بپرهیزید؛ از خواب غفلت بیدار شوید. شما هنوز بیدار نشده‏اید؛ هنوز قدم اول را برنداشته‏اید. قدم اول در سلوک «یقظه» است. ولى شما در خواب به سر مى‏برید؛ چشم ها باز و دلها در خواب فرو رفته است. اگر دلها خواب آلود و قلبها بر اثر گناه سیاه و زنگ زده نمى‏بود، اینطور آسوده خاطر و بیتفاوت به اعمال و اقوال نادرست ادامه نمى‏دادید. اگر قدرى در امور اخروى و عقبات هولناک آن فکر مى‏کردید، به تکالیف و مسئولیتهاى سنگینى که بر دوش شماست

مطلب مرتبط :   حقوق، اعلامیه، اسناد، عرفی، قوام، حقوقی