دانلود پایان نامه
<br />

مسلمانان باید بسیار مواظب و مراقب اعمال خود باشند؛ چون اینکه گاهى دشمن در لباس مذهب و با اسلحه دین به جنگ دین و مذهب مجهّز مى‏شود! از این رو، وقتى به تاریخ اسلام مراجعه مى‏کنیم با انبوهى از مذاهب ساختگى دشمن مواجه مى‏شویم که تنها براى ضربه زدن به «اسلام ناب» نهادینه شده‏اند. نمونهی بارز این حرکت دشمن را میتوان در پیدایش و ظهور برخی از مکاتب و فرقههایِ نوظهور از جمله بهائیّت و وهابیّت که ساخته و پرداختهی دشمن است مشاهده نمود.<br />فرقهی بهائیّت در دامن روس‏ها متولّد شد و در آغوش انگلیس‏ها پرورش یافت و در خدمت آمریکایى‏ها قرار گرفت و الآن هم در حال حاضر چه دفاع سختى از سوى کنگره آمریکا از آنها مى‏شود و نشان مى‏دهد که تا چه حدّ مورد علاقه و حمایت آنها هستند.620
در یک قرن گذشته واقعه تلخى در سرزمین وحى روى داد که مسلمین را از آثار تاریخى اسلامى براى همیشه محروم ساخت و آن حادثه قدرت گرفتن وهّابیّت بود.
بذر نخستین فرقهی وهابیت در قرن 7 هجری توسط ابن تیمیّه پاشیده، امّا رشد و ظهورش در قرن 12 توسط محمد بن‏عبدالوهاب شد بدین صورت که بیش از 250 سال پیش جاسوسی از انگلستان به نام مستر همفر مسیحی به عربستان رفته و پس از نفوذ در میان مسلمانان و تحریک محمد بن عبدالوهاب و همکاری محمد بن سعود در سال 1216ق، سعود بن عبدالعزیز به کربلا یورش برد و پنج هزار نفر از زوار بی‏دفاع از زن و کودک را کشتند و به منظور هتک حریم مقدس امام (ع) با اسبها وارد صحن شدند و ضریح را از جا کنده و صندوق قبر را شکستند و همانجا هاون نهاده و قهوه کوبیدند و نوشیدند و تمام اشیاء قیمتی حرم را، حتی خشتهای طلای ایوان را کنده و بردند، قرآنها و کتابهای حدیث را در کوچه و بازارها لگدکوب اسبها ساختند. در سال 1218ق، به منظور تصرف مکه و هدم قبور بزرگان اسلام به آنجا رفتند. اهل مکه تسلیم شدند، آنها وارد حریم خدا شده و تمام قبه‏ها که حول و حوش کعبه بود از بین بردند سپس در سال 1221ق، دست به تخریب آثار اسلامی در مدینه و غارت اموال روضه رسول اکرم (ص) زدند و آنچه که اشیاء قیمتی بود همه را بردند و قبه‏های قبور ائمه بقیع و سایر بزرگان را ویران کردند و مردم را از زیارت پیامبر(ص) منع کردند، ولی جرأت تخریب قبر مطهره رسول اکرم (ص) را نکردند.621
اکنون نیز تمام قراین و شواهد نیز نشان مى‏دهد که عمر «وهّابى‏گرى افراطى» به سرآمده و طرفداران و حامیان خود را به سرعت از دست مى‏دهد و به گذشته تاریخ سپرده مى‏شود و هماکنون آثار این فروپاشى نمایان شده است، زیرا در بطن اصول «وهّابیّت تندرو» امورى نهفته است که قابل بقا و دوام به خصوص در دنیاى امروز نیست.این اصول عبارتند از:
1- خشونت فوق‏العاده‏
2- تحمیل عقیده‏
3- تعصّب شدید و افراطى‏
4- عدم آشنایى به ارزش‏هاى فرهنگى‏
5- جمود و مخالفت با هر پدیده نوین‏
6- ضعف منطق و برداشت نادرست از شش واژه قرآنى‏.622
امام خمینی(ره)، در تبیین این شیوه پلید دشمنان چنین میفرماید:
پیامبر اسلام(ص) نیازى به مساجد اشرافى و مناره‏هاى تزئیناتى ندارد. پیامبر اسلام(ص) دنبال مجد و عظمت پیروان خود بوده است که متأسفانه با سیاستهاى غلط حاکمان دست نشانده به خاک مذلت نشسته‏اند. مگر مسلمانان جهان فاجعه قتل عام صدها عالم و هزاران زن و مرد فرقه‏هاى مسلمین را در طول حیات ننگین آل سعود و نیز جنایت قتل عام زائران خانه خدا را فراموش مى‏کنند؟ مگر مسلمانان نمى‏بینند که امروز مراکز وهابیّت در جهان به کانون هاى فتنه و جاسوسى مبدل شده‏اند، که از یک طرف اسلام اشرافیت، اسلام ابو سفیان، اسلام ملّاهاى کثیف دربارى، اسلام مقدس‏نماهاى بیشعور حوزه‏هاى علمى و دانشگاهى، اسلام ذلت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پابرهنه‏ها و در یک کلمه «اسلام امریکایى» را ترویج مى‏کنند؛ و از طرف دیگر، سر بر آستان سرورخویش، امریکاى جهانخوار، مى‏گذارند.
مسلمانان نمى‏دانند این درد را به کجا ببرند که آل سعود و «خادم الحرمین» به اسرائیل اطمینان مى‏دهد که ما اسلحه خودمان را علیه شما به کار نمى‏بریم! و براى اثبات حرف خود با ایران قطع رابطه مى‏کنند. واقعاً چقدر باید رابطه سران کشورهاى اسلامى با صهیونیستها گرم و صمیمى شود تا در کنفرانس سران کشورهاى اسلامى مبارزه صورى و ظاهرى هم با اسرائیل از دستور کار آنان و جلسات آنان خارج شود. اگر اینها یک جو غیرت و حمیت اسلامى و عربى داشتند، حاضر به یک چنین معامله کثیف سیاسى و خودفروشى و وطنفروشى نمى‏شدند.623
امام خمینی(ره) در وصیتشان به عموم مسلمانان چنین میفرمایند: « صهیونیسم و بهاییت به وجود آمده، که مردم را گمراه ‏کند و از احکام و تعالیم اسلام دور ‏سازد.(ای جوانان مسلمان) به داد اسلام برسید و مسلمانان را از خطر نجات دهید. اسلام را دارند از بین مى‏برند. به اسم احکام اسلام به اسم رسول اکرم (ص) اسلام را نابود مى‏کنند. مبلغین همه جوره داخلى و خارجى، چه آنهایى که تبعه استعمارند و چه مبلغین داخلى و بومى آنها، به تمام دهات و بخشهاى ایران رفته‏اند؛ و بچه‏ها و نوجوانان ما را، آنهایى را که به درد اسلام مى‏خورند، منحرف مى‏کنند. به داد آنها برسید».624و همچنین میفرماید: «و اخیراً قدرتهاى شیطانى بزرگ به وسیله حکومت هاى منحرفِ خارج از تعلیمات اسلامى، که خود را به دروغ به اسلام بسته‏اند، براى محو قرآن و تثبیت مقاصد شیطانى ابرقدرتها قرآن را با خط زیبا طبع مى‏کنند و به اطراف مى‏فرستند و با این حیله شیطانى قرآن را از صحنه خارج مى‏کنند. ما همه دیدیم قرآنى را که محمد رضا خان پهلوى طبع کرد و عده‏اى را اغفال کرد و بعض آخوندهاى بی خبر از مقاصد اسلامى هم مداح او بودند. و مى‏بینیم که ملک فهد هر سال مقدار زیادى از ثروت هاى بى‏پایان مردم را صرف طبع قرآن کریم و محالّ تبلیغاتِ مذهبِ ضد قرآنى مى‏کند و وهابیت، این مذهب سراپا بى‏اساس و خرافاتى را ترویج مى‏کند؛ و مردم و ملتهاى غافل را سوق به سوى ابرقدرتها مى‏دهد و از اسلام عزیز و قرآن کریم براى هدم اسلام و قرآن بهره‏بردارى مى‏کند»625.
4-1-2-4) اقدامات ضدّ تبلیغی:
یکی از روشهای قدیمی دشمنان اسلام در طول تاریخ برای مبارزه با حق در راستای انحراف افکار مردم و خاموشی صدای منادیان حق این است که محیط را چنان ملتهب و پر جنجال میکنند که هیچ کس صدای حقخواهان را نشنوند. قرآن کریم این موضوع را این چنین بیان میکند:
«وَ قالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِیهِ لَعَلَّکُمْ تَغْلِبُونَ‏»626: کافران گفتند: «گوش به این قرآن فرا ندهید و به هنگام تلاوت آن جنجال کنید، شاید پیروز شوید!
مکارم شیرازی در تفسیر این آیه مینویسد: جنجال کنید تا صداى دل نواز قرآن را نشنوند! به تناسب بحثهایى که درباره بعضى اقوام پیشین، در آیات گذشته آمد و نیز به تناسب همنشینان بد سیرتى که حقایق را در نظر انسان وارونه جلوه مى‏دهند در اینجا گوشه‏اى از انحراف و بداندیشى مشرکان عصر پیامبر(صلّى اللّه علیه و اله) را مجسم ساخته، مى‏گوید: «و کافران گفتند: گوش به این قرآن فرا ندهید و به هنگام تلاوت آن جنجال کنید شاید غالب شوید»627
علامه طباطبایی مینویسد: کلمه «الغوا» امر از مصدر«لغو» است و لغو به معناى هر چیزى است که اصل و ریشه‏اى نداشته باشد و در کلام به معناى آن گفتارى است که معنا نداشته باشد. وقتى گفته مى‏شود«لغى»، و« یلغو»،«لغوا» معنایش این است که کار لغو کرد و مى‏کند. و کلمه« هذا» که اشاره به قرآن است و دو باره نام قرآن را آوردن، «این قرآن»، دلیل بر این است که کمال عنایت را به قرآن و از بین بردن آن داشته‏اند و این آیه دلالت مى‏کند بر نهایت عجز کفار در مبارزه علیه قرآن، بهطورى که بعد از آنکه نتوانستند کلامى مثل آن را بیاورند و یا اقامه برهانى علیه آن بکنند، کارشان در بیچارگى به اینجا کشید که به یکدیگر سفارش کنند که گوش به قرآن ندهند و هر جا قرآن خوانده شود سر و صداهاى بىمعنا در آورند، تا صداى آن شخص به گوش کسى نرسد و در نتیجه اثرش لغو گردد. و منظور از جمله«باشد که شما غالب شوید» این غلبه است.628
4-1-2-5) بدگویی و عیب جویی:
«وَ إِنْ نَکَثُوا أَیْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا فِی دِینِکُمْ فَقاتِلُوا أَئِمَّهَ الْکُفْرِ…»629: و اگر پیمانهاى خود را پس از عهد خویش بشکنند و آیین شما را مورد طعن قرار دهند، با پیشوایان کفر پیکار کنید زیرا که آنها پیمانى ندارند شاید (با شدّت عمل) دست بردارند!
طعنه، نیزه را گویند که سوراخ میکند بدن را و طعن در دین القاء شبهه است در قلوب مؤمنین و رخنه در دین است که امروز مبلّغین سوء نسبت به ضعفاء اهل ایمان دارند و از این آیه استفاده میشود که واجب است با اینها مقاتله نمود بالاخص کسانى که در شئونات ائمه القاء شبهه میکنند.630
4-1-2-6) تمسخر و تحقیر:
تحقیر و استهزاء و تمسخر از جمله شیوههای دشمنان در تمامی عصرها و نسلها بوده و می باشد. قرآن کریم در اینباره میفرماید: « یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَکُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَ الْکُفَّارَ أَوْلِیاءَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ ‏ وَ إِذا نادَیْتُمْ إِلَى الصَّلاهِ اتَّخَذُوها هُزُواً وَ لَعِباً ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَعْقِلُونَ»631:اى کسانى که ایمان آورده‏اید! افرادى که آیین شما را به باد استهزاء و بازى مى‏گیرند از اهل کتاب و مشرکان ولىّ خود انتخاب نکنید و از خدا بپرهیزید اگر ایمان دارید! آنها هنگامى که (اذان مى‏گویید و مردم را) به نماز فرا مى‏خوانید، آنرا به مسخره و بازى مى‏گیرند این به خاطر آن است که آنها جمعى نابخردند.
راغب گفته است «هزو» به معناى مزاحى است که در غیاب کسى و یا پنهان از چشم او انجام شود و گاهى هم این کلمه اطلاق مى‏شود به شوخى‏هایى که نظیر مزاح علنى است.632
درباره«لعب» هم مى‏گوید وقتى گفته مى‏شود: «لعب فلان: فلانى لعب کرد» که کارى را بدون اینکه غرض صحیحى از آن در نظر داشته باشد انجام دهد.633
وقتى چیزى را به باد مسخره مى‏گیرند که داراى وصفى باشد که داشتن آن وصف آن را از نظرها ساقط و غیر قابل اعتنا کند و اشخاص براى این، آن را مسخره مى‏کنند که به سایرین بفهمانند که آن چیز در نظرهایشان غیر قابل اعتنا است و آنان آن چیز را به بى‏اعتنایى تلقى کرده‏اند و همچنین است«لعب» یعنى وقتى چیزى را بازیچه مى‏گیرند که هیچگونه استفاده عقلایى از آن برده نشود، مگر این که غرض صحیح و عقلایى متعلق شود به یک امر غیر حقیقى مانند تفریح و ورزش.
بنابراین اگر مردمى دینى از ادیان را استهزا مى‏کرده‏اند خواسته‏اند بگویند که این دین جزء براى بازى و اغراض باطل به کار دیگرى نمى‏خورد و هیچ فایده عقلایى و جدى در آن نیست وگرنه کسى که دینى را حق مى‏داند و شارع آن دین و داعیان بر آن و مؤمنین به آنرا در ادعا و عقیده مصاب و جدى مى‏داند و به آنان و عقیده‏شان به نظر احترام مى‏نگرد، هرگز آن دین را مسخره و بازیچه نمى‏گیرد، پس اینکه مى‏بینیم در صدر اسلام کسانى دین اسلام را مسخره مى‏کرده‏اند مى‏فهمیم که آنان هم اسلام را یک امر واقعى و جدى و قابل اعتنا نمى‏دانسته‏اند.634
4-1-2-7) تخریب پایگاههای مکتب:
دشمنان اسلام در تمام قرون و اعصار در صدد تخریب و ویرانی پایگاههای مکتب و آثار اسلامی بوده اند. قرآن در اینباره میفرماید:« وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ وَ سَعى‏ فِی خَرابِها أُولئِکَ ما کانَ لَهُمْ أَنْ یَدْخُلُوها إِلَّا خائِفِینَ لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَهِ عَذابٌ عَظِیمٌ‏»635: کیست ستمکارتر از آن کس که از بردن نام خدا در مساجد او جلوگیرى کرد و سعى در ویرانى آنها نمود؟! شایسته نیست آنان، جز با ترس و وحشت، وارد این (کانونهاى عبادت) شوند. بهره آنها در دنیا (فقط) رسوایى است و در سراى دیگر، عذاب عظیم (الهى)! گرچه مفسران درباره سبب نزول آن اختلاف دارند. ولى ظاهراً از سیاق این آیه و قرائن آیات دیگر و آن روایتى که از امام جعفر صادق(علیه السّلام) دربارهی نزول این آیه وارد شده معلوم می شود: این آیه درباره مشرکین قریش نازل شده است. اما قرائن آیات: از جمله سوره فتح است که میفرماید:«هُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوکُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ» الى آخره. امام جعفر صادق (علیه السّلام) فرمود: این آیه درباره مشرکین مکه نازل شد. زیرا آنان بودند که در سال حدیبیه پیامبر اعظم اسلام را از ورود به مکه و مسجد الحرام ممنوع نمودند و نگذاشتند که آن بزرگوار طواف و سعى کند و نماز بگزارد.636
معنى « و من اظلم ممن منع ذکر اللَّه فى المساجد»، اختصاص به مسجد الحرام یا مسجدى که در فناء مکه است یا بیت المقدس ندارد اگر چه مورد نزول مسجد الحرام باشد چنانچه از خبر مروى از حضرت صادق (علیه السّلام) است و همچنین این حکم اختصاص به کفار قریش یا یهود و نصارى ندارد بلکه شامل هر کسى که مانع عبادت خدا در مساجد شود از کافر و غیر کافر شامل میشود و هم اختصاص به زمان نبى(صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) ندارد بلکه این حکم تا قیامت باقى است بلى مورد نزول آیه به قرینه ذیل آن کفار قریش می