<br />
فهرست مطالب
عنوان صفحه
1- فصل اول: کلیات تحقیق 1
1-1-‌ طرح مسئله 2
2-1- ضرورت و اهمیت تحقیق 3
3-1- هدف‌های تحقیق 4
4-1- سؤال‌های تحقیق 4
5-1- تعریف مفاهیم و مقوله‌ها 5
2- فصل دوم: مبانی نظری تحقیق 7
1-2- بررسی تحقیقات پیشین 8
2-2- مبانی نظری تحقیق 13
1-2-2-‌ مفهوم ایدئولوژی و نظریه بازتولید 13
2-2-2- نظریه بازنمایی رسانه‌ای 14
3-2-2- دیپلماسی رسانه‌ای 15
4-2-2- امپریالیسم رسانه‌ای 16
3-2- چارچوب نظری تحقیق 17
1-3-2- نظریه برجسته‌سازی 17
1-1-3-2- تعاریف نظریه برجسته‌سازی 17
2-1-3-2- عوامل مؤثر در برجسته‌سازی 20
2-3-2- نظریه گفتمان 22
1-2-3-2- تعاریف تحلیل گفتمان 22
2-2-3-2- مهم‌ترین اهداف تحلیل گفتمان 27
3-2-3-2- رویکرد تئون ون‌دایک در تحلیل گفتمان 27
3-3-2- نظریه انگاره‌سازی 28
4-3-2- نظریه چارچوب‌سازی 32
3- فصل سوم: روش تحقیق 40
1-3- روش تحقیق 41
۲-3- عملیاتی کردن یا مقوله‌سازی 44
۳-۳- متن موردمطالعه 47
۴-3- حجم نمونه 48
۵-3- روش نمونه‌گیری 48
6-3- روش و ابزار گردآوری اطلاعات 49
7-3- روش تجزیه‌ وتحلیل اطلاعات 49
۸-3- اعتبار و پایایی تحقیق 50
4- فصل چهارم: یافته‌های تحقیق 52
1-1-4- تحلیل و بررسی متن گزارش‌های «ویژه شصتمین سالگرد کودتای ۲۸ مرداد» 53
1-1-1-4- گزارش اول: فراز و فرود زندگی سیاسی محمد مصدق 54
2-1-1-4- گزارش دوم: مطالب رسانه‌های آمریکا در دوران مصدق، 60
3-1-1-4- گزارش سوم: نگاهی به وقایع ۲۵ تا ۲۸ مرداد 1332 65
4-1-1-4- گزارش چهارم: مصاحبه اختصاصی با طراح اصلی کودتای ۲۸ مرداد 70
5-1-1-4- گزارش پنجم: پیامدهای کودتای ۲۸ مرداد 75
6-1-1-4- گزارش ششم: سهم نیروهای داخلی در کودتای ۲۸ مرداد 82
7-1-1-4- گزارش هفتم: بررسی دلایل و روند شکل‌گیری کودتای 28 مرداد 88
1-2-1-4- تحلیل اطلاعات متن‌ها و فرا متن- دکتر مصدق و جبهه ملی 97
2-2-1-4- تحلیل اطلاعات متن‌ها و فرا متن- آمریکا 103
3-2-1-4- تحلیل اطلاعات متن‌ها و فرا متن- انگلیس 109
4-2-1-4- تحلیل اطلاعات متن‌ها و فرا متن- شاه و نیروهای طرفدار سلطنت 111
5-2-1-4- تحلیل اطلاعات متن‌ها و فرا متن- آیت‌الله کاشانی و نیروهای مذهبی 114
6-2-1-4- تحلیل اطلاعات متن‌ها و فرا متن- حزب توده و کمونیست‌ها 118
۳-1-4- گفتمان و انگاره‌های متن گزارش‌های «ویژه‌ی شصتمین سالگرد کودتای ۲۸ مرداد» 119
2-4- تحلیل و بررسی متن مستند «مصدق، نفت و کودتا» 121
1-1-2-4 مضمون اول: جنبش ملی نفت؛ بهم ‌خوردن خواب آرام استعمار 121
2-1-2-4 مضمون دوم: جنگ سرد؛ نظم جدیدی برای جهان 128
3-1-2-4 مضمون سوم: ایالات‌متحده؛ متحدی فرضی علیه بریتانیا 131
4-1-2-4 مضمون چهارم: بحران ملی 135
5-1-2-4 مضمون پنجم: قیام 30 تیر 1331 138
6-1-2-4 مضمون ششم: نزدیکی حزب توده به مصدق 143
7-1-2-4 مضمون هفتم: طراحی کودتا 145
8-1-2-4 مضمون هشتم: مرحله اول عملیات؛ کودتای ناکام 151
9-1-2-4 مضمون نهم: مرحله دوم عملیات؛ موفقیت کودتای 28 مرداد 158
1-2-2-4- تحلیل اطلاعات متن‌ها و فرا متن- دکتر مصدق و جبهه ملی 163
2-2-2-4- تحلیل اطلاعات متن‌ها و فرا متن- آمریکا 168
3-2-2-4- تحلیل اطلاعات متن‌ها و فرا متن- انگلیس 172
4-2-2-4- تحلیل اطلاعات متن‌ها و فرا متن- شاه و نیروهای طرفدار سلطنت 175
5-2-2-4- تحلیل اطلاعات متن‌ها و فرا متن- آیت‌الله کاشانی و نیروهای مذهبی 178
6-2-2-4- تحلیل اطلاعات متن‌ها و فرا متن- حزب توده و کمونیست‌ها 182
۳-2-4- گفتمان و انگاره‌های متن مستند «مصدق، نفت و کودتا» 184
3-4- جداول یافته‌های تحقیق 188
5- فصل پنجم: نتیجه‌گیری و پیشنهادها 190
1-5- خلاصهی یافته‌ها 191
1-1-5- گزارش‌های «ویژه‌ی شصتمین سالگرد کودتای ۲۸ مرداد» 193
2-1-5- مستند «مصدق، نفت و کودتا» 196
2-5- جمع‌بندی 199
3-5- محدودیت‌های تحقیق 200
4-5- پیشنهادها 200
1-4-5- پیشنهادهای آموزشی 200
2-4-5-پیشنهادهای پژوهشی 201
3-4-5-پیشنهادها به رسانه‌ی ملی و سایر رسانه‌ها 201
فهرست منابع و مآخذ 203

فهرست جداول
جدول شماره 1-4- گزارش‌های «ویژه شصتمین سالگرد کودتای ۲۸ مرداد» از نظر گفتمان‌های ساخته‌شده در مورد گروه‌های درگیر ……………………………………………………………………………………….. 183
جدول شماره 2-4- مستند «مصدق، نفت و کودتا» از نظر گفتمان‌های ساخته‌شده در مورد گروه‌های درگیر ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 184

فصل اول
کلیات تحقیق

1-1-‌ طرح مسئله
رسانه‌های جمعی را خواه مانند جبرگرایان تکنولوژیک شکل‌دهنده به واقعیت‌های اجتماعی بدانیم (مک‌کوایل، 1385، ص۹۵) یا وابسته به تغییرات اجتماعی، آنچه مسلم است تأثیر رسانه‌های جمعی بر مخاطبان خویش است. از همین روست که این رسانه‌ها عموماً توسط قدرت‌های اقتصادی و سیاسی برای مقاصد خاصی به کار گرفته می‌شوند. هرچند که کارکرد یک رسانه جمعی خاص تا حدودی به مالکیت آن بستگی دارد (مک‌کوایل، 1385، ص۹۷)، اما همواره دولت‌ها با ایجاد قوانین مشخص، محتواهای معینی را برای رسانه‌ها تعیین می‌کنند که بر سیاست‌گذاری‌ها و جهت‌گیری‌های این رسانه‌ها در زمینه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی اثرگذار است.
از سویی دیگر یکی از کارکردهای رسانه‌ها، توضیح، تفسیر و تشریح واقعیت‌های تاریخی و اجتماعی است (قندی، 1387، ص۴۷) که در سطوح مختلف ملی و بین‌المللی رخ می‌دهد. کودتای 28 مرداد سال 1332 که علیه دولت قانونی دکتر مصدق انجام شد، یکی از این رخدادهای تاریخی مهم ایران است که اسناد تاریخی گواه دخالت دولت‌های ایالات‌متحده آمریکا و انگلیس در این واقعه است (آبراهامیان، 1388؛ بهنود، 1371). این واقعه منجر به برکناری دکتر مصدق و روی کار آمدن زاهدی به‌عنوان نخست‌وزیر شد. تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی نیز که از سال 1387 فعالیت خود را آغاز کرده است، در شصتمین سالگرد این واقعه، برنامه‌های مختلفی را در حوزه‌های گوناگون برای تفسیر این واقعه تاریخی تدارک دیده و پخش نمود. از جمله این برنامه‌ها می‌توان به گزارش خبری، مصاحبه) به‌عبارت‌دیگر(، برنامه‌ی تعاملی (نوبت شما)، میزگرد (پرگار)، هنری(تماشا)، مستند (مصدق، نفت، کودتا) و فیلم سینمایی (زنان بدون مردان) اشاره کرد که تمامی آن‌ها به‌نوعی به حوادث کودتای 28 مرداد 1332 اختصاص داشتند.
از یک‌سو، پخش چنین برنامه‌های مفصلی در ژانرهای مختلف درباره این واقعیت تاریخی، نشان‌دهنده اهمیت این واقعه برای این بنگاه سخن‌پراکنی است. از سویی دیگر، نحوه پرداخت و تفسیر و تشریح کودتای 28 مرداد که دولت انگلستان نیز در آن نقش فعالی ایفا نمود حائز اهمیت است. درزمینهٔ جهت‌گیری رسانه‌ها، این امر به یک واقعیت تبدیل‌شده است که هم مالکیت رسانه‌ها و هم ایدئولوژی کارکنان سازمان‌های خبری، نقش مهمی در جهت‌گیری محتواهای یک رسانه خاص ایفا می‌کنند (چامسکی به نقل از سورین و تانکارد، 1388، ص350). بنابراین، پیروی از یک ایدئولوژی خاص، می‌تواند بر نحوه پرداختن به واقعیت‌های اجتماعی، سیاسی و تاریخی اثرگذار باشد.
ازاین‌رو، این پژوهش به تحلیل گفتمان برنامه‌های مختلف بی‌بی‌سی فارسی در رابطه با کودتای 28 مرداد 1332 می‌پردازد. به‌عبارت‌دیگر، این پژوهش در پی تحلیل ایدئولوژی خاص سازمان رسانه‌ای بی‌بی‌سی فارسی در بازنمایی کودتای 28 مرداد 1332 است. چنانچه پیش‌تر هم ذکر شد، با توجه به نقش دولت انگلستان در جریان این واقعه تاریخی و وابستگی سازمان رسانه‌ای بی‌بی‌سی فارسی به دولت انگلستان، تحلیل گفتمان این برنامه‌ها می‌تواند به تحلیل و بررسی نحوه پرداخت این رسانه و ایدئولوژی خاص آن منجر شود.
2-1- ضرورت و اهمیت تحقیق
تاریخ هر کشور به‌منزله هویت و شناسنامه آن در عرصه‌های جهانی مطرح است و جزء میراث ماندگار هر نظامی است که می‌تواند به‌عنوان چراغ راهی در اختیار نسل‌های آینده آن کشور قرار گیرد. لذا حراست و حفظ آن از تحریف و دست‌کاری امری ضروری به نظر می‌رسد. کشور ایران دارای عقبه و گذشته‌ای پرفراز و فرود بود که آشنایی با آن و مراقبت از آن در برابر تحریف‌ها امری ارزشمند تلقی می‌شود. اهمیت این مسئله را در بیانات مقام معظم رهبری نیز می‌توان مشاهده نمود: «من به جوانان عزیز توصیه می‌کنم، با تاریخ گذشته نزدیک کشورتان آشنا شوید. یکی از راه‌های فریب و اغواگری، تحریف تاریخ که امروزه این کار به‌وفور مورد انجام است.» (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل ‌۱۳۸۰/۰۸/۲۰)
تابستان سال 1392 که مصادف با شصتمین سال کودتای 28 مرداد 1332 بود، اسناد این واقعه از سوی دولت و آمریکا انتشار یافت که نشان‌دهنده دخالت آشکار این دولت در امور داخلی ایران و نقش مهم آن‌ها در سرنگونی دولت مصدق در جریان کودتا بود.
عموماً در چنین شرایطی که اسناد رسمی درباره یک واقعیت تاریخی منتشر می‌شود، رسانه‌ها آن را به‌مثابه یک خبر تلقی کرده (بدیعی و قندی، 138۸، ص۶۳) و به تفسیر و تشریح آن می‌پردازد. با توجه به وابستگی اقتصادی بی‌بی‌سی فارسی به دولت انگلستان و با در نظر گرفتن نقش آشکار این دولت در جریان کودتا، تعبیری که این رسانه از کودتا برای مخاطبین خود ارائه می‌کند، قابل‌تأمل است و می‌تواند برداشت مخاطبان از اسناد منتشرشده را تحت تأثیر قرار دهد. حتی بسیاری از مخاطبان فارسی‌زبان این رسانه، دسترسی و امکان چندانی برای پیگیری اسناد اصلی منتشرشده (که به زبان انگلیسی است) ندارند. با توجه به اهمیت واقعه کودتای 28 مرداد در تاریخ معاصر ایران و تأثیرگذاری آن بر بسیاری از وقایع تاریخی 60 سال اخیر، این نکته حائز اهمیت است که رسانه‌ای پرمخاطب مانند تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی، چه تحلیلی از این واقعه ارائه می‌دهد.
همچنین ارائه تحلیلی درست و علمی از پرداختن تلویزیون بیبیسی فارسی به واقعه کودتای 28 مرداد، برای سیاستگذاران رسانهای کشور نیز مفید خواهد بود؛ زیرا با نشان دادن ایدئولوژی هدایت‌کننده این برنامهها، میتوانند هم این ایدئولوژی را برای مخاطبان داخلی و خارجی خود نشان دهند و هم با توجه به وقایع تاریخی و اسناد موجود، تحلیلی درست از کودتای 28 مرداد و عاملان آن داشته باشند. همچنین با توجه به اهمیت مالکیت و ایدئولوژی در جهتدهی به محتوای برنامههای رسانه‌ها درک این ایدئولوژی میتواند در پیشبینی برنامههای این شبکه در موارد مشابه مؤثر واقع شود.
مطالعه گفتمان این شبکه این امکان را فراهم می‌سازد تا به موضع‌گیری آن‌ها و درواقع به موضع‌گیری مالکان، اداره‌کنندگان و دولت حامی این شبکه در قبال رویدادهای تاریخی کشورمان پی ببریم. چراکه گفتمان رسانه‌ها بازتابی از فضای حاکم سیاسی،‌رقابت سیاسی و ساحت قدرت را به نمایش می‌گذارد.
نتیجه چنین واکاوی و شناختی بالطبع می‌تواند نوع مواجهه، برخورد و عکس‌العمل در مقابل سیاست‌های رسانه‌ای رقیبان ما به‌روشنی مشخص سازد. همچنین آگاهی و شناخت ایدئولوژی‌های حاکم بر متون رسانه‌ای رقیبان ما را به‌روشنی در سیاست‌گذاری رسانه‌ای درون و برون‌مرزی ما مفید واقع‌شده و منجر به خنثی‌سازی توطئه‌ها، از سوی دولت‌هایی که منافع خود را در حذف نظام‌های مردمی کشورهای درحال‌توسعه می‌بینند، شود.
3-1- هدف‌های تحقیق
هدف اصلی:
شناخت گفتمان یا گفتمان‌های مسلط تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی درباره‌ی کودتای ۲۸ مرداد
اهداف فرعی:
1. شناخت انگاره یا انگارههای ساخته‌شده در مورد کودتای ۲۸ مرداد در تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی
2. شناخت سوگیری‌ها و چارچوب سازی‌های رسانهای تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی در مورد کودتای ۲۸ مرداد
4-1- سؤال‌های تحقیق
سؤال اصلی:
گفتمان و یا گفتمانهای تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی در خصوص «کودتای ۲۸ مرداد» چه بوده است؟
سؤالات فرعی:
1. متون «ویژه برنامه‌های شصتمین سالگرد کودتای ۲۸ مرداد» چه نظام واژگانی (مثبت و منفی) را به‌کاربرده‌اند؟
2. متون «ویژه برنامه‌های شصتمین سالگرد کودتای ۲۸ مرداد» چگونه از افراد یا نهادهای مطرح‌شده در متن استفاده کرده‌اند؟
3. استناد یا ذکر شواهد در متون «ویژه برنامه‌های شصتمین سالگرد کودتای ۲۸ مرداد» چگونه بوده است؟
4. پیش‌فرض‌های مطرح‌شده در متون «ویژه برنامه‌های شصتمین سالگرد کودتای ۲۸ مرداد» چه بوده است؟
5. قطب‌بندی یا ارزش‌های منتسب به «خود» و «دیگری» در متون «ویژه برنامه‌های شصتمین سالگرد کودتای ۲۸ مرداد» چگونه بوده است؟
6. دلالت‌های ضمنی متن (تلقین و تداعی) در متون «ویژه برنامه‌های شصتمین سالگرد کودتای ۲۸ مرداد» چه بوده است؟
7. مؤلفه‌های اجماع و توافق در متون «ویژه برنامه‌های شصتمین سالگرد کودتای ۲۸ مرداد» چگونه استفاده‌شده است؟
8. گزاره‌های اساسی در متون «ویژه برنامه‌های شصتمین سالگرد کودتای ۲۸ مرداد» چه بوده است؟
5-1- تعریف مفاهیم و مقوله‌ها
انگاره
مولانا از صاحب‌نظران حوزه ارتباطات، در تعریف انگاره میگوید: انگاره مجموعهای از تصاویر که خود این تصاویر در ذهن مخاطب جنبه‌های گوناگونی از واقعیت را دارند است. بنابراین مجموعۀ تصاویر در حکم یک سازه قرار می‌گیرند. انگارهها میزان وابستگی زیاد مخاطبان را به خود دارند، این میزان وابستگی پیوستاری از نیازهای متعدد مخاطبان را در برمی‌گیرد. انگارهها به یکدیگر نیز وابستگی متقابلی دارند به‌نحوی‌که هرگونه دگرگونی و تغییر در ساختار یک انگاره باعث ایجاد عدم توازن و درنهایت تغییر در ساختار انگارۀ دیگر را در پی خواهد داشت. مرکز توجه فرد، شامل مجموعهای از عناصر کوچک مشخص در یک انگاره است و محیط بیرونی توجه فرد، عناصری مبهم و ادراک‌شده را در بر دارد که این عناصر به‌مرورزمان ابهام بیشتری به خود پیدا میکنند. انگارهها همچنین باعث یکدل شدن مردم یک فرهنگ یا یک منطقه و یا یک کشور در مورد طرز تلقیشان نسبت به یک پدیده یا یک موضوع خاص میشوند. (مولانا، 1375، ص11)
چارچوب‌سازی
استریت به نقل از انتمن چارچوب‌سازی را این‌گونه بیان می‌کند: «چارچوب‌سازی انتخاب شماری از وجوه واقعیت برای پرتوافکنی بر آن‌ها، و شماری دیگر برای در سایه قرار دادن آن‌هاست، به‌نحوی‌که در کل، داستانی منسجم و موجه درباره مشکلات، علل پیدایش آن‌ها مضامین اخلاقی آن‌ها و راه‌های برطرف کردنشان به وجود آید» (مهدی‌زاده، 1389، ص 82).
گفتمان
مک میلن1 نیز در مقاله‌ای با عنوان الفبای تحلیل گفتمان می‌گوید: تحلیل گفتمان یک اصطلاح برای مطالعه قسمت اعظم زبان است. به‌ طور کلی شامل تنوع رویکردها و دیدگاه‌های مختلف با روش‌های گوناگون زیادی است. و در جایی دیگر اضافه می‌کند تحلیل گفتمان مجموعه‌ای از روش‌ها و تئوری‌ها برای بررسی زبان و کاربرد زبان در زمینه‌های اجتماعی است.
«منظور از گفتمان این است که زبان در چارچوب قالب‌هایی ساختاربندی شده است و مردم به هنگام مشارکت در حوزه‌های مختلف حیات اجتماعی در گفتار خود از این قالب‌ها تبعیت می‌کنند» (کوثری،1391 ص۱۰)
برای گفتمان که امروز کاربردی وسیعی در علوم مختلف پیداکرده، تعاریف گوناگونی آمده است. میشل فوکو معتقد است گفتمان به معنی «گروه‌های وسیع جملات یا گزاره‌ها و قضایای متنوع با معانی و فحواهای مختلف و مضامین و کار ویژه‌های گسترده و درعین‌حال مشخص» است (Foucautl, 1972, p7).
تحلیل گفتمان
تحلیل گفتمان روشی است که می‌کوشد تا نظام و آرایش فرا جمله‌ای عناصر زبانی را موردمطالعه قرار داده و بنابراین واحدهای زبانی نظیر تبادلات مکالمه‌ای یا متون نوشتاری را بررسی می‌کند. (فرکلاف، 1379،ص9).
تحلیل گفتمان به‌این‌ترتیب، تحلیل اجتماعی مقوله‌های زبانی است. یا به عبارتی، استفاده از پس‌زمینه‌ها و یا رفتارهای اجتماعی برای بررسی و ارزیابی مقوله‌های کلامی و زبانی در یک متن می‌باشد. هدف اصلی مطالعه گفتمان، ایجاد توصیفی واحد، از سه بعد اساسی گفتمان است؛ این ابعاد شامل کاربرد زبان، برقراری ارتباط میان باورها و تعادل در موقعیت‌های اجتماعی است. در مطالعه مفهوم گفتمان نحوه تقابل و تأثیر این ابعاد نسبت به هم موردبررسی قرار می‌گیرد (ون‌دایک، 1382، ص 46).
تحلیل گفتمان، شامل تحلیل ساختار زبان گفتاری– مانند گفتگوها، مصاحبهها و سخنرانیها و تحلیل متن، شامل تحلیل ساختار زبان نوشتاری مانند مقاله‌ها، داستان‌ها و گزارهها است. تحلیل گفتمان به توصیف روابط بین کارکرد و ساختار جمله می‌پردازد، در تحلیل گفتمان، باید گامی فراتر از تشریح زمینه متن برداشت و به بافت یا زمینه موقعیتی فرهنگی و اجتماعی پرداخت. (لطفی‌پور، ١٣٧٢، ص١٠)

فصل دوم
مبانی نظری تحقیق

مقدمه
مبانی نظری، پایه و اساس اصلی در هر تحقیقی به شمار می‌رود. میزان ارتباط مبانی و چارچوب نظری تحقیق با موضوع و روش تحقیق تا آنجاست که اگر توجه به این ارتباط در کانون توجه‌ و فعالیت‌های هر محققی قرار نگیرد، چه‌بسا موجب گمراهی محقق و زیر سؤال رفتن اعتبار تحقیق خواهد شد و از دیگر سو موجب خارج شدن تحقیق از مسیر درست آن می‌شود. در خصوص استفاده از ادبیات پژوهشی نظرهای مختلفی وجود دارد.
در فصل حاضر سعی می‌کنیم سه محورِ تحقیقات پیشین، مبانی نظری و چارچوب نظری را توضیح دهیم؛ تا در نهایت با ایجاد تعادل در میان این سه محور، به پایهای نظری برای انجام یک طرح تحقیقی دست یابیم.
1-2- بررسی تحقیقات پیشین
بهنام یاوری(1393)، در پژوهش خود با عنوان «بازنمایی انقلاب اسلامی ایران در مستندهای تلویزیون‌های ماهواره‌ای فارسیزبان: مطالعه موردی مستندهای شبکه‌های من‌وتو و بی‌بی‌سی فارسی»، به بررسی چگونگی بازنمایی انقلاب اسلامی در مستندهای تلویزیون‌های ماهواره‌ای با مطالعه موردی دو مستند «از متن موردمطالعه این پژوهش، دو مستند «از تهران تا قاهره» و «سقوط یک شاه» با موضوع انقلاب اسلامی است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد متن‌های هر دو مستند ازلحاظ سبک واژگانی، افراد و نهادهای مطرح‌شده در متن، غیرسازی، استنادها، پیش‌فرض‌ها، تلقین و تداعی‌ها، مؤلفه‌های اجماع و توافق و گزاره‌های اساسی در موضوع انقلاب اسلامی باهم شباهت‌های بسیار و اختلاف‌های اندک دارند. بر اساس یافته‌های تحقیق، اصلی‌ترین چارچوب در دستور کار قرارگرفته هر دو مستند در خصوص بازنمایی انقلاب اسلامی «چارچوب لیبرال سرمایه‌داری و نگاه سکولاریستی غرب» بوده است که گفتمان‌های مشترکی چون گفتمان لیبرال دموکراسی و سکولاریسم، گفتمان منافع ملی، گفتمان پیشرفت و رفاه در کشور، گفتمان حقوق بشر و گفتمان ناسیونالیسم ایرانی با توجه به مبانی فلسفی و معرفت‌شناختی چارچوب مورداشاره در هر دو مستند برجسته شده‌اند.
• تحقیق فوق نه‌تنها از لحاظ روش (تحلیل گفتمان) و رسانه (تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی) با تحقیق پیشرو شباهت دارد؛ بلکه به لحاظ موضوع مورد بررسی نیز شباهت زیادی بین این دو وجود دارد. لذا این پژوهش در پیشبرد فرایند تحقیق کمک زیاد به اینجانب نمود.
کمیل رمضانی(1392) در پایان‌نامه خود با عنوان «رویکرد خبری “برنامه 60 دقیقه” بی‌بی‌سی فارسی نسبت به مسائل اقتصادی جمهوری اسلامی ایران(با تاکید بر برنامه 60 دقیقه)» گفتمانهای به کار رفته در «برنامه ۶۰ دقیقه» بی‌بی‌سی فارسی نسبت به مسا‌‌ئل و مشکلات اقتصادی ایران مورد بررسی قرار داده است. در این پژوهش از روش تحلیل گفتمان با رویکرد ون دایک استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش، تمام اخبار مربوط به مسائل اقتصادی ایران در بازه زمانی مهر تا اسفند 1391 است که پس از بررسی جامعه آماری به روش نمونه‌گیری هدفمند تعداد ۱۲ خبر انتخاب و مورد گفتمان کاوی قرار گرفت. بر اساس یافته‌های تحقیق، اصلی‌ترین چارچوب در دستور کار قرار گرفته بی‌بی‌سی فارسی در خصوص مسائل اقتصادی ایران، «چارچوب اثرگذاری تحریم‌ها بر اقتصاد ایران» بوده است. عمده‌ترین گفتمان‌های شکل گرفته در خصوص مشکلات اقتصادی ایران عبارتند از: گفتمان قدرت و دانش، گفتمان فساد در حکومت ایران، گفتمان تداعی دوران حاضر به دوران جنگ ایران و عراق، گفتمان شکست مقاومت اقتصادی ایران، گفتمان ناکارآمدی سیاستهای اقتصادی ایران، گفتمان ترسیم آیندهای سیاه برای ایران، گفتمان اقتصاد ریاضتی، گفتمان سیاستزدگی اقتصاد، گفتمان انسان دوستانه در مورد تحریمهای اعمال شده از سوی آمریکا و کشورهای غربی در قبال ایران، گفتمان هشدار، گفتمان حمله به عزت نفس و اعتماد به نفس ملی، گفتمان اختلافات داخلی و معرفی مقام معظم رهبری به عنوان مقصر اصلی وضعیت کنونی کشور.
• تحقیق فوق از حیث روش و رسانه (تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی) مورد بررسی نزدیکی زیادی با تحقیق فوق دارد، اما از آنجا که به بررسی گزارش‌های اقتصادی این رسانه پرداخته است و مباحث دیگری را دنبال می‌کرد؛ نتایج آن با یافته‎ها و نتایج حقیر تفاوت دارد.
هوشیار، مهدی(1391) در پایان نامه خود با عنوان «تحلیل گفتمان پوشش خبری وقایع خاورمیانه و شمال آفریقا توسط سایت بی.بی.سی فارسی و خبرگزاری ایرنا»، با استفاده از روش تحلیل گفتمان خبری این دو رسانه درباره تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا پرداخته است. بر اساس یافته های این تحقیق، اصلی ترین چارچوب در دستور کار قرار گرفته بی‌بی‌سی فارسی در خصوص تحولات این کشورها، چارچوب صلح در عین اسلام هراسی و تقابل با بیداری اسلامی بوده است. خبرگزاری ایرنا نیز کوشیده است انعکاس‌ها و پوشش خبری خود از تحولات این کشورها را در چارچوب برخورد و ثابت‌قدمی، غرب ستیزی و بیداری اسلامی قرار دهد و گفتمان و انگاره‌های خود را در دل آن شکل دهد. همچنین عمدهترین گفتمان‌های شکل گرفته در خصوص این کشورها توسط سایت بی‌بی‌سی فارسی معطوف به حفظ منافع کشورهای غربی، متناقض(حمایت و تقابل)، اسلام هراسی، گرایش به دموکراسی غربی، آزادی خواهی، ایران هراسی و عمده‌ترین گفتمان‌های شکل گرفته در خبرگزاری ایرنا حمایت از خواسته‌های مردمی، اسلام خواهی و بازگشت به اصل دین خویش، رویگردانی از غرب و نزدیکی به ایران و انقلاب اسلامی بوده است.
• تحقیق فوق تنها از نظر روش بررسی (تحلیل گفتمان) و تحلیل اخبار بی‌بی‌سی فارسی به موضوع این پایان نامه نزدیک است.
هادی بهجتی فرد (1391)، در پایاننامه خود مقایسه گفتمان خبری سایتهای فارسی زبان شبکههای العالم، العربیه و بی.بی.سی در مورد اعتراضات عمومی در بحرین در بازه زمانی 14 بهمن 1389 تا پایان تیر 1391، در پی شناخت چارچوبسازیهای رسانهای سه سایت مذکور و مقایسه و بررسی شباهتها و تفاوتهای گفتمانهای آنها بوده است. در این پژوهش که به روش تحلیل گفتمان انجام شده، 21 خبر مورد تحلیل قرار گرفته است. بر اساس نتایج این تحقیق، اصلیترین چارچوب بی.بی.سی فارسی در مورد اعتراضات بحرین «نادیده گرفتن هویت اسلامی اعتراضات، صلح در عین ایران هراسی و القای تقابل و افزایش تنش بین قدرتهای منطقه بر سر موضوع بحرین» و اصلی‌ترین چارچوب سایت العربیه نیز «حمایت از دولت بحرین، کم رنگ جلوه دادن اعتراضات مخالفان و حمایت از اقدامات عربستان در قبال بحرین» و چارچوبهای سایت العالم نیز «بیداری اسلامی و القای اسلامخواهی مخالفان، حمایت از مخالفان، اثبات عدم دخالت ایران و غرب ستیزی» بوده است. عمدهترین گفنمانهای شکل گرفته در خصوص اعتراضات عمومی بحرین توسط سایت بی‌بی‌سی فارسی معطوف به بحرانسازی، ایران هراسی و شیعه هراسی، هشدار، فرافکنی و ایجاد قربانی و عمدهترین گفتمانهای شکلگرفته در سایت العربیه ایران هراسی و شیعه هراسی، حامی گفتگو در عین اقتدار، گرایش به اتحاد و پانعربیسم، فرافکنی و توطئهچینی و آشوبسازی بوده است. سایت العالم نیز به طور عمده از گفتمانهای برخورد و آزادیخواهی، رفع اتهام، منفعتطلبی و مردم ستیزی، ریاکاری و سرکوب و افشاگری استفاده کرده است.
• با توجه به اینکه این تحقیق از لحاظ رسانه و روشی مشابهت زیادی با تحقیق اینجانب دارد، اما به لحاظ موضوع و نوع رسانه مورد متقاوت می‌باشد.
نوری‌زاده، جواد (1390)، طی مطالعهای تحت عنوان «تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی و بازنمایی تحولات داخلی ایران در سال 1388»، تلاش کرده است تا با استخراج محورهای گفتمان غالب بازنمایی شده، روند و ابعاد رویکرد جریان‌سازی در قالب خبر و برنامههای خبری این شبکه، تبیین راهکارهای رسانهای آن در قالب گفتمان رسانه حرفهای و ابعاد گفتمان هژمونیک این رسانه در خلق گفتمانهای القایی برای مخاطبان را واکاوی کند. در این تحقیق از روش تحلیل محتوای کیفی برای شناخت کلی جهتگیری رسانه بی‌بی‌سی فارسی استفاده‌شده است. ارزیابی و تجزیه‌وتحلیل این تحقیق نشان میدهد که بسیاری از رویکردها و جهتگیری رسانهای این شبکه تلویزیونی در بازنمایی انقلاب اسلامی در سال 88 به نحو شدیدتر و با سوءاستفاده از تحولات قبل و بعد انتخابات سال 88 ایران، به نحو بارزی در مقایسه با دیگر رسانههای مخالف جمهوری اسلامی ایران شدیدتر شده است.
• تفاوت تحقیق حاضر با این تحقیق در تمرکز بر ویژه برنامه‌های کودتای 28 مرداد و موضوع کودتای 28 مرداد است که با روشی مشابه یعنی تحلیل گفتمان انجام‌شده است.
گلبخشی، حسن (1387)، در پایان‌نامه خود، «تحلیل گفتمان خبری بی‌بی‌سی فارسی و رادیو فردا در مورد ماجرای بازداشت ملوانان انگلیسی در اروندرود»، مطرح می‌کند که مسئله اصلی پژوهش در جریان خبر‌رسانی این ماجرا، در سایت‌های دو رسانه خبری بی‌بی‌سی فارسی و رادیو فردا، چگونه بوده و با چه نوع انگاره سازی‌هایی افکار عمومی جهان را بر ضد جمهوری اسلامی ایران سمت‌وسو بخشیده‌اند. اینکه سایت‌های خبری بخش فارسی‌زبان شبکه بی‌‌بی‌‌سی و رادیو فردا به‌عنوان رسانه‌هایی که جریان اصلی اطلاع‌رسانی را در جهان به نفع قدرت‌های بزرگ جهت می‌دهند، در این مورد چه شیوه‌هایی را برای یک جنگ روانی تمام‌عیار در پیش‌گرفته‌اند. در این پژوهش از روش تحلیل گفتمان استفاده‌شده و ایدئولوژی رسانه‌ای سایت‌های بی‌بی‌سی فارسی و رادیو فردا، در متون خبری بررسی‌شده، تضعیف و تخریب چهره ایران و بد وجهه کردن سپاه پاسداران در دفاع از مرزهای آبی ایران بوده است.
• تحقیق فوق ازاین‌جهت که به تحلیل گفتمان رسانه خبری بی‌بی‌سی فارسی پرداخته و اینکه با چه نوع انگاره‌سازی‌هایی افکار عمومی را بر ضد جمهوری اسلامی ایران سمت‌وسو بخشیده‌، همچنین ازلحاظ روش انجام آن به این پژوهش شباهت دارد. با این تفاوت که در تحقیق گل‌بخشی اخبار دو سایت‌ موردبررسی قرارگرفته اما در این تحقیق تنها به بررسی ویژه برنامه‌های شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی پیرامون کودتای 28 مرداد پرداخته‌شده است.
گودرزی، محسن (1391) در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان «بازنمایی ایدئولوژی انقلاب اسلامی در روزنامه واشنگتن‌پست» با به‌کارگیری روش تحلیل گفتمان انتقادی روندی مشابه تحقق قبلی را طی کرده است در تحقیق وی آورده شده است که کلیشه‌سازی، دو انگاری متضاد و انگ‌زنی از جمله مهم‌ترین روشهای استفاده‌شده توسط روزنامه واشنگتن‌پست در سال‌های 1980 و 2010 میلادی به‌منظور بازنمایی ایدئولوژی انقلاب اسلامی بوده است.به اعتقاد محقق این رویکردها برآمده از گفتمان‌های «غرب و دیگران»، «شرق‌شناسی» و «اسلام رسانه‌ای» است.
• این تحقیق ازلحاظ روش شباهت‌هایی با تحقیق حاضر دارد اما ازنظر موضوع و رسانه‌های موردبررسی و نتایج به‌دست‌آمده تفاوت وجود دارد.
تحقیقات خارجی:
Izadi, Foad; Saghaye-Biria, Hakimeh, (2007) -A Discourse Analysis of Elite American Newspaper Editorials: The Case of Iran’s Nuclear Program, Journal of Communication Inquiry 31, P 140-165, Published by Sage Publications
ایزدی (۲۰۰۷) در تحقیق خود پیرامون «تحلیل گفتمان سرمقاله‌های روزنامه‌های برجسته آمریکا» به بررسی سرمقاله‌های سه روزنامه برجسته آمریکایی درباره برنامه هسته‌ای ایران با بهره‌گیری از مفاهیم نظری «شرق‌شناسی» ادوارد سعید و وان دایک می‌پردازد. وی در این تحقیق به تحلیل گفتمان انتقادی سرمقاله‌های نیویورک‌تایمز، واشنگتن‌پست و وال‌استریت ژورنال از سال ۱۹۸۴ تا ۲۰۰۴ بر اساس شش عدد از مضامین گفتمان شرق‌شناسی انجام می‌دهد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که روزنامه‌های واشنگتن‌پست و وال‌استریت در مقایسه با نیویورک‌تایمز، در سرمقاله‌های خود از مضامین و مقوله‌های شرق شناسانه بیشتر استفاده کرده‌اند. همچنین آشکار می‌سازد که چگونه سرمقاله‌های این سه روزنامه به‌صورت گزینشی با به‌کارگیری از شگردهای زبانی، سبکی و بحث‌برانگیز موضوعات را حول مناقشه هسته‌ای ایران شکل می‌دهند.

مطلب مرتبط :   ایسلند، کمیسیون، کنوانسیون، نروژ، حقوق، مایلی

Saleem, Noshina (2007), U.S. Media Framing of Foreign Countries Image: An Analytical Perspective, Canadian Journal of Media Studies, P130-162
سلیم (۲۰۰۷)می‌گوید که رسانه‌های آمریکا، خط‌مشی سیاسی دولت را، به‌رغم دوستان و دشمنان، تبعیت می‌کنند. وی این ادعا را با استناد به تحقیق دورمن و فرهنگ در مورد پوشش خبری رسانه‌های آمریکایی در مورد ایران، در بازه زمانی 1951- 1978 در چندین رسانه‌های مختلف آمریکایی از جمله نیویورک‌تایمز، واشنگتن‌پست و وال‌استریت ژورنال و لس‌آنجلس تایمز و چندین مورد دیگر، تقویت می‌کند. او خاطرنشان می‌کند که ایران، در بازه‌های زمانی گوناگون، به انحا مختلفی توسط جریان اصلی رسانه امریکا بازنمایی شده است. او به بحث کمک‌های نظامی بسیار زیاد آمریکا به شاه، به‌عنوان یکی از کلیدی‌ترین هم‌پیمانان راهبردی خود در منطقه اشاره می‌کند و نهایتاً چنین نتیجه می‌گیرد که رسانه‌ها در این مورد مطالعاتی یعنی ایران، حامی سیاست‌های دولت بوده‌اند. تصویر ایران در آن رسانه‌ها، پس از انقلاب 1979 ایران به‌طورکلی تغییر می‌کند و این ادعا را محور قرار می‌دهد که انقلاب ایران انقلاب متحجرین متعصب و طبعاً مروج تروریسم است. سلیم از این تحقیق و تحقیقات دیگری که مفصلاً بدان‌ها اشاره می‌کند بیان می‌کند که سیاست‌های رسانه‌ای آمریکا از سیاست‌های دولتی آن، خط می‌گیرد. وی این خط دهی را به 4 عامل مرتبط می‌داند: 1.شکل‌دهی به افکار عمومی مدنظر دولت و تملق دولت 2. حس میهن‌دوستی 3. توانایی رئیسجمهور آمریکا برای تعیین سیاست‌های کلی برجسته‌سازی در موارد گوناگون 4. تکنیک‌های کنترل رسانه‌ها توسط دولت.
Mughees-uddin. (1995). Image of Iran in the Western media, Iranshenasi Quarterly Journal, P 32-48
مُقیس ‌الدین (۱۹۹۵)، در اثر خود اشاره می‌کند که مهم‌ترین علت تصویرسازی منفی از ایران، «مؤلفه اسلامی» بودن آن است که به‌صورت مؤلفه‌ای تهدیدآمیز برای صلح منطقه و منافع امریکا و اسرائیل بازنمودن می‌شود. اساساً رسانه‌های غربی ایران را به‌عنوان کشوری «تروریست» یا «بنیادگرا» بازنمایی می‌کنند. واژه بنیادگرایی و بنیادگرای اسلامی برای اشاره به‌نظام و مسلمانان ایرانی استفاده می‌شود. مقیس در تحلیل کلی‌تر بیان می‌کند که رسانه‌های غربی نه‌تنها به اسلام انتقاد دارند بلکه درصدد کلیشه منفی ساختن از جهان اسلام و ارزش‌های اسلامی هستند. او نتیجه می‌گیرد که رسانه‌های آمریکایی تلاش کرده‌اند تا میان اسلام و مسیحیت نزاع ایجاد کنند؛ از این طریق که مسیحیت را به‌عنوان نماد سعه‌صدر و بردباری و اقتصاد بازار آزاد، دقیقاً در مقابل اسلام مجسم می‌کنند.

2-2- مبانی نظری تحقیق
در این بخش به مباحث و مفاهیمِ مرتبط با موضوع تحقیق پرداخته‌شده است. ازجمله این مباحث: نظریه برجسته‌سازی و نظریه‌های مرتبط با حیطه تحلیل گفتمانی مانند تعاریف تحلیل گفتمان، همچنین مباحث مربوط به نظریه‌های انگاره‌سازی، ایدئولوژی و گفتمان، و چارچوب‌سازی است.
1-2-2-‌ مفهوم ایدئولوژی و نظریه بازتولید
مهدی‌زاده (1380) در توضیح این دیدگاه می‌نویسد: کارکرد ایدئولوژی، توجیه گری و دلیل‌تراشی برای وارونه‌نمایی واقعیت‌های اجتماعی است. به عبارتی ایدئولوژی، ذهن انسان را چنان کج می‌نماید که با جهان کج، هماهنگ افتد. به همین دلیل نظام‌های قدرت برای تداوم و مشروع جلوه دادن سلطه و هژمونی خود، دست به تولید و بازتولید ایدئولوژی می‌زنند و در این راه از رسانه‌ها بسیار کمک می‌گیرند. درواقع گزارش رسانه‌ها از رویدادها، تحت عنوان «خبر»، در چارچوب مفروضات ایدئولوژیک و گفتمانی حاکم ساخته و شکل می‌گیرد.(ص 18).
استوارت هال2 از پیشگامان «مطالعات فرهنگی3» دانشگاه بیرمنگام می‌نویسد: اینکه گفته می‌شود رسانه‌ها ایدئولوژیک هستند به این معناست که در قلمرو ساختار اجتماعی معنا عمل می‌کنند. رسانه‌ها راه را هموار می‌سازند تا مردم با استفاده از آن‌ها درباره جهان پیرامون خود، آگاهی یابند. توجه به معنی نهفته خبر، ما را در فهم نقش خبر و بار ایدئولوژیک آن یاری می‌کند. خبر، معنی آشکاری دارد که همان معنی لغت‌نامه‌ای پیام است. ولی درعین‌حال حامل معانی پوشیده‌ای است که به شرایط زمانی و مکانی، نشانه‌های زبان و استعاره‌های نهفته در آن و تجارب گیرنده و فرستنده خبر بستگی دارد. خبر ساده‌ای مانند «فضانوردان در کره ماه پیاده شدند» معنی آشکاری دارد که دلالت به این رویداد می‌کند ولی در معنی پوشیده‌اش، مفاهیم متعددی مانند «پیروزی علم بشری»، «توجیه بودجه تحقیقات فضایی» و … را در ذهن گیرنده تداعی می‌کند. اخبار رسانه‌ها عموماً از یک زمینه و بستر ایدئولوژیک برمی‌خیزد و همان ایدئولوژی را بازتولید می‌کند. در فراگرد «مشاهده، تعبیر، روایت و اشاعه» خبر به ارزش‌ها، ایدئولوژی‌ها و هنجارهایی که از آن‌ها برخاسته، حکم طبیعی و عینی می‌بخشد و در گستره خود آن‌ها را بازتولید یا به عبارتی بازآفرینی می‌کند. بنابراین رسانه‌ها در عملکرد روزانه خود صحنه مناظره بینش‌ها و میدان منازعه کلمات و معانی هستند. برخلاف آنچه ظاهراً به نظر می‌رسد رسانه‌ها در نقش خبری خود، آیینه انعکاس رویدادها و واقعیات دنیای اجتماعی و سیاسی نیستند، بلکه برعکس، آفریننده واقعیت‌های اجتماعی و سیاسی هستند و به برداشت افراد از دنیای اطرافشان هستی می‌بخشند (مهدی‌زاده،1380، صص19-18).
‌2-2-2- نظریه بازنمایی رسانه‌ای
پیتر دالگرن4 (1380) یکی از اندیشمندان ارتباطاتی است که در کتاب «تلویزیون و گستره عمومی» خود بازنمایی را کالبدشکافی و تشریح نموده است. وی می‌گوید: بازنمایی، توجه ما را به تولیدات رسانه‌ای جلب می‌کند. این بعد شامل زمینه‌های ذیل می‌گردد. مطالبی که رسانه‌ها عرضه می‌کنند، نحوه انعکاس موضوعات، انواع گفتمان‌های مطرح و ماهیت مباحث و مناظرات ارائه‌شده، بازنمایی به ابعاد اطلاعاتی و فرا اطلاعاتی تولیدات رسانه‌ای، ازجمله ابعاد نمادین و بدیع آن آثار اشاره دارد. بازنمایی در گستره عمومی به پرسش‌های اساسی نظیر اینکه «چه مطالبی» باید برای انعکاس انتخاب شوند و «چگونه» به مخاطبان عرضه گردند اشاره دارد (مهدی‌زاده،1380، ص۳۰).
در خصوص تأثیر بازنمایی رسانه‌ای بر اجتماع، دالگرن می‌گوید: با توجه به چندلایگی اجتماعی و فرهنگی این رسانه بیشتر در خدمت تخریب مردم‌سالاری است. گفتمان‌های این رسانه، ازجمله به دلیل زیبایی‌شناسی واقع‌گرایانه آن، عمدتاً ماهیت عقیدتی(ایدئولوژیک) دارند. تلویزیون از گسترش دانش و اطلاعات ضروری در سطح جامعه جلوگیری می‌کند. توهمی از وضعیت، مطلع بودن در ذهن و شخصیت مخاطبان پدید می‌آورد و درعین‌حال مسئله مهم را با قرار دادن در کنار مسائل پیش‌پاافتاده کم‌اهمیت و عادی جلوه می‌دهد. جهان اجتماعی به شکل صحنه‌ای ترسیم می‌شود که رویدادهای تصادفی و غیرمنتظره در آن به وقوع می‌پیوندند. به‌نحوی‌که تصویر کلی آن ناهمگن و ازهم‌گسیخته به نظر آید. تلویزیون سیاست را برای ما تعریف می‌کند و شرایط مباحثه سیاسی را به‌گونه‌ای فراهم می‌آورد که اساساً حامی منافع صاحبان قدرت و ثروت از آن درآید. مخاطبان به ناظران بیرونی دستگاه سیاسی تبدیل می‌شوند و به بی‌اختیار و بی‌قدرت بودن خویش عادت داده می‌شوند. (دالگرن، 1380، ص82).
وی در ادامه می‌گوید: نظریه‌پردازان علوم ارتباطات همیشه دوست دارند بگویند که هیچ خبر یا گزاره «محض» وجود ندارد، هیچ زبانی را نمی‌توان یافت که عاری از پیش‌فرض‌ها و گرایش‌های ارزشی باشد و به‌طور ضمنی روابط اجتماعی خاصی را در میان بهره‌برداران از خود مطرح و برجسته نسازد، از نگاه ایشان، هر نوع بازنمایی معرفت بشری درباره جهان دارای جهت‌گیری‌هایی است که به‌واسطه فنون لفظی و کلامی قابل‌لمس می‌شوند (دالگرن، 1380، صص84-83).

3-2-2- دیپلماسی رسانه‌ای5
«دیپلماسی عمومی به زیرمجموعه‌هایی تقسیم می‌شود که یکی از آنها ”دیپلماسی رسانه‌ای“ است که به‌صورت عام به معنای به‌کارگیری رسانه‌ها برای تکمیل و ارتقای سیاست خارجی است.»(دارابی، 1390،ص329)
«در هزاره سوم که هزاره ارتباطات نیز نام‌گرفته است پیشرفت وسایل ارتباط‌جمعی به‌گونه‌ای است که نمی‌توان تأثیر آن را بر سیاست خارجی کشورها انکار کرد. و درواقع رسانه‌ها حلقه‌ی وصل دولت‌ها به افکار عمومی جهانی هستند، فضایی که در آن، پیشبرد سیاست خارجی و دیپلماسی بیش‌ازپیش به میزان تأثیرگذاری تاکتیک‌های خبری و رسانه‌ای وابسته شده است. چنان‌که هرقدر این تاکتیک‌ها و پوشش خبری پرقدرت‌تر و تأثیرگذارتر طراحی و منتشر شوند، چرخ‌های سیاست خارجی روان‌تر می‌چرخد.» (خرازی، 1388، ص110). به‌گونه‌ای که دونالد رامسفلد وزیر دفاع آمریکا در سخنرانی ژانویه 2006 در شورای روابط خارجی صراحتاً اعلام می‌کند که «بعضی از حیاتی‌ترین نبردهای آمریکا اینک در «اتاق‌های خبر» در جریان است.»(خرازی، 1387،ص15)
اما کاربرد رسانه در سیاست خارجی با مفهوم دیپلماسی رسانه‌ای پیوند خورده است، از دیپلماسی رسانه‌ای که درواقع یک نوع دیپلماسی ارتباطی است تعاریف گوناگونی شده است، اِبو دیپلماسی رسانه‌ای را این‌گونه تعریف می‌کند: «]هرگونه[ استفاده از رسانه‌ها در جهت بیان و ترویج سیاست خارجی».(Ebo, 1996, p44) همچنین گیلبوا نیز در این زمینه معتقد است: «دیپلماسی رسانه‌ای شامل استفاده از رسانه‌ها توسط رهبران به‌منظور بیان منافع خود در مذاکرات، اعتمادسازی، و بسیج اعتماد عمومی از توافقات می‌شود». (گیلبوا، 1388،ص33)
دیپلماسی رسانه‌ای در سیاست خارجی هر کشور به دو صورت تحقق می‌یابد:
1. به شکل مدیریت سازمان‌های دیپلماتیک رسمی کشور
2. به‌صورت خودجوش و در راستای سیاست‌های کلان کشورها.(دارابی، 1390،ص329)
هدف از دیپلماسی رسانه‌ای در عملیات روانی فراملی، ایجاد تنفر و دشمنی نسبت به حاکمیت آماج، اعمال فشارهای سیاسی، فرهنگی و نظامی کشورهای دیگر علیه کشور آماج، ایجاد رغبت و علاقه در مخاطبان کشور آماج نسبت به کشور کارگزار و مشروعیت بخشی و توجیه اعمال و رفتار کارگزاران عملیات روانی یا دیپلماسی رسانه‌ای است.(سبیلان اردستانی،1383،ص56)
نمودار شماره 1-2 طیف وضعیت‌های دیپلماسی رسانه‌ای – (سبیلان اردستانی، 1387، ص6)

دیپلماسی رسانه‌ای
مثبت
منفی
تقویت دیپلماسی رسمی
بهینه‌سازی افکار عمومی جهان نسبت به کشور متبوع
عامل تغییرات در روابط بین‌الملل
حوزه جغرافیایی وسیع
بازنمایی تصویر واقعی از ملل دیگر
تحکیم تفاهمات بین‌المللی
عینیت‌گرایی خبری بین‌المللی
تساوی‌گری با دیگران
تضعیف دیپلماسی رسمی
بدبین سازی افکار عمومی جهان نسبت به کشور متبوع
عامل خنثی در روابط بین‌الملل
حوزه جغرافیایی محدود
بازنمایی تصویر مخدوش از ملل دیگر
تشدید تخاصمات بین‌المللی
جریان‌سازی خبری بین‌المللی
مرعوب‌سازی دیگران
رسانه‌های همگانی در نقش دیپلماتیک خود می‌توانند در موقعیت‌های طیفی [از مثبت تا منفی] نمودار پیشرو قرار گیرند. با توجه به نمودار یادشده، ملاحظه می‌شود «رسانه‌ها در هر یک از مؤلفه‌ها روی یک طیف قرار می‌گیرند و امری مطلق در خصوص نقش دیپلماتیک آنها وجود ندارد. برای مثال یک رسانه می‌تواند کاملاً دولتی باشد ولی به علت کمی دانش و آگاهی مسئولان رسانه‌ای، برنامه‌هایی مغایر اهداف سیاست‌های خارجی کشور خود پخش نماید و یا اینکه سازمان دیپلماسی کشور به اهمیت نقش رسانه‌ها واقف نبوده و هماهنگی‌ها و برنامه‌ریزی‌های لازم را برای بهره‌برداری از رسانه‌ها نداشته باشد. بنابراین اهداف و سیاست‌های دیپلماسی یک کشور وضعیت رسانه‌ها را در طیف مذکور مشخص می‌کند و نداشتن هدف و سیاست جامع و واقع‌بینانه، دیپلماسی رسانه‌ای را به سمت خنثی بودن سوق می‌دهد اما بدیهی است کشورهایی می‌توانند بیشترین بهره را از دیپلماسی رسانه‌ای ببرند که اولاً صاحب رسانه‌های فراملی باشند و ثانیاً از دانش و تخصص لازم در عرصه فعالیت‌های رسانه‌ای برخوردار باشند.» (سبیلان اردستانی،1387،ص7)
4-2-2- امپریالیسم رسانه‌ای
«ﻧﻈﺮﻳﻪ اﻣﭙﺮﻳﺎﻟﻴﺴﻢ رسانه‌ای اﻋﺘﻘﺎد دارد ﻛﻪ وﻗﺘﻲ ﻛﺸﻮرﻫﺎی ﺟﻬﺎن اول به‌ویژه آﻣﺮﻳﻜﺎ، فرآورده‌های ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺧﻮد را ﺑﻪ بقیه‌ی ﺟﻬﺎن و به‌ویژه ﺟﻬﺎن ﺳﻮم ﺻﺎدر می‌کند، ﻓﺮﻫﻨﮓ و ﻫﻨﺮ ﺑﻮﻣﻲ ﻫﻤﻪ ﻣﺮدم، و همه ﻋﺎﻣﻪ در ﻣﻌﺮض ﺧﻄﺮ و ﺗﻬﺪﻳﺪ ﻗﺮار می‌گیرند و فرآورده‌های ﺧﺎرﺟﻲ ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻦ آﻧﻬﺎ می‌شود. اﻳﻦ اﻳﺪه منجر به‌نوعی یکسان‌سازی در اﺷﻜﺎل ﻫﻨـﺮی در ﺟﻬﺎن می‌شود. ﻋﻼوه بر این، ﺻﻨﺎﻳﻊ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ به‌طور روزاﻓﺰوﻧـﻲ در دست ﺗﻌـﺪاد اﻧـﺪﻛﻲ از غول‌های رسانه‌ای ﻗـﺮار می‌گیرند ﻛﻪ ﺻﺮﻓﺎً ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﻛﺴﺐ ﭘﻮل و درآﻣﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪ.» ((Herman and McChesney, 2001, P.2
اﻣﭙﺮﻳﺎﻟﻴﺴﻢ رسانه‌ای به‌طور ﻣﻨﻔﻲ از اﻣﭙﺮﻳﺎﻟﻴﺴﻢ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ نشأت می‌گیرد. «اﻣﺮوز ﺟﻬﺎن در دست ﻛﺴﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ رسانه‌ها را در اختیار دارد ﺑﻪ اﻋﺘﻘﺎد ﮔﺮداﻧﻨﺪﮔﺎن اﺻـﻠﻲ ﺻﻨﻌﺖ رسانه‌ها، ﭼﻨﺪ ﻣﻮﺳﺴﻪ ﺑﺰرگ نه‌تنها رسانه‌های ﻣﻬﻢ ﻫﻤﮕﺎﻧﻲ آﻣﺮﻳﻜﺎ، ﺑﻠﻜﻪ ﺟﻬﺎن را ﺗﺤﺖ ﻛﻨﺘﺮل ﺧﻮد درﺧواهند آورد. ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژی ﻧﻮﻳﻦ و اقتصاد آمریکا ﻧﻮع تازه‌ای از ﺳﻠﻄﻪ و اﻗﺘﺪار ﻣﺮﻛﺰی را که ﻫﻤـﺎن ﺳـﻠﻄﻪ شرکت‌ها و مؤسسات ﺑﺰرگ ﻣﻠﻲ و ﭼﻨﺪﻣﻠﻴﺘﻲ اﺳﺖ، بر اطلاعات ﭘﺪﻳﺪ آورده اﺳﺖ اﻳﻦ شرکت‌های ﺑﺰرگ می‌توانند دستور کار ﻣﻠﻲ ﺗﻌﻴـﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪ. آﻧﻬﺎ ﺟﺰﺋﻲ از ﺷﺒﻜﻪ بین‌المللی اﻗﺘﺼﺎد ﺟﻬﺎن ﻣﺤﺴﻮب می‌شوند.» (ﺧﺴﺮوی، 1385، ص4)
ﻧﻈﺮﻳﻪ اﻣﭙﺮﻳﺎﻟﻴﺴﻢ رسانه‌ای ﺑﻪ اﻳﻦ ﻧﻜﺘﻪ تأکید می‌ورزد که «ﻛﺸﻮرﻫﺎی ﻛﻮﭼﻚ ﻫﻮﻳﺖ ﺧﻮد را ﺑﺎ ﺗﻮﺟـﻪ ﺑـﻪ اﻟﻘـﺎﻳﻲ ﻛـﻪ از طرف رسانه‌های ﻛﺸﻮرﻫﺎی ﺑﺰرگ ﺻﻮرتﻣﻲ ﭘﺬﻳﺮد، از دست می‌دهند. زﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ شرکت‌های ﺑﺰرگ رسانه‌ای درﺻﺪد ﻏﻠﺒـﻪ بر رسانه‌های ﻛﻮﭼﻚ ﻫﺴﺘﻨﺪ، رسانه‌های ﻛﻮﭼﻚ ﺗﻮﺳﻂ آﻧﻬﺎ ﺑﻠﻌﻴﺪه می‌شوند. ﭘﻮﺷـﺶ رسانه‌ای ﻣﻠـﻞ ﺑـﺰرگ ﻫﻤﺎﻧﻨـﺪ ﭘﻮﺷﺸﻲ اﺳﺖ ﺑﺮ روی وﻗﺎﻳﻊ و ﻣﺤﺘﻮای رﺳﺎﻧﻪ توسط توانایی ﻛﻨﺘﺮل ﻳﺎ ﭘﻮﺷﺶ رﺳﺎﻧﻪ درﺑـﺎره ﻳـﻚ ﻣﻮﺿـﻮع ﺧـﺎص ﺗﺤـﺖ تأثیر ﻗﺮار می‌گیرد. بعضی‌ها بر این ﺑﺎورﻧﺪ ﻛﻪ اﻣﭙﺮﻳﺎﻟﻴﺴﻢ رسانه‌ای منجر به اﻳﺠﺎد ﺳﻮﮔﻴﺮی در اراﺋﻪ اطلاعات و ﻧﺎدرﺳـﺘﻲ اراﺋﻪ اﺧﺒﺎر می‌شود.» (Crystal, 2007, p1)

3-2- چارچوب نظری تحقیق
1-3-2- نظریه برجسته‌سازی
1-1-3-2- تعاریف نظریه برجسته‌سازی
واژه «agenda» در لغت به معنای برنامه کار، دستور جلسه و اولویت‌بندی است و در مورد نظریه برجسته‌سازی تعاریف زیر ارائه‌شده است: در کتاب واژه‌نامه ارتباطات تألیف شکرخواه برجسته‌سازی به این صورت تعریف‌شده است: «برجسته‌سازی نظریه‌ای است که بر اساس آن موضوعی به‌عنوان مسئله اصلی در رسانه به مخاطب عرضه می‌شود. برجسته‌سازی درواقع طبیعی جلوه دادن بزرگ‌نمائی یک یا چند رویداد در رسانه‌هاست. طبق این نظریه، رسانه‌ها به مردم نمی‌گویند چه فکر کنند بلکه می‌گویند راجع به چه فکر کنند» (شکرخواه، 1381، ص 8).
مک‌کامبز و شاو در تعریف برجسته‌سازی می‌نویسند: «نویسندگان روزنامه‌ها و پخش‌کنندگان برنامه‌های تلویزیونی نقش مهمی در شکل دادن به واقعیت اجتماعی دارند و این نقش را از طریق وظایف روزانه خویش که انتخاب و نمایش خبر می‌باشد انجام می‌دهند. این نقش رسانه‌ها یعنی توانایی اثر و تغییر شناختی در میان افراد و ساخت دادن به تفکر افراد، برجسته‌سازی رسانه‌های جمعی خوانده می‌شود» (دهقان و دیگران، 1387، ص 30).
در تعریف دیگری مک‌کامبز می‌نویسد: «نظریه تأثیر رسانههای گروهی یک مفهوم وابسته است. مفهومی که یک رابطه مثبت و در حقیقت علی و معلولی را بین آنچه موردتوجه و تأکید ارتباطات جمعی است و آنچه یک‌به‌یک مخاطبان مهم قلمداد می‌کنند، مشخص می‌کند. به‌بیان‌دیگر برجستگی و اولویت یک مسئله یا یک موضوع در رسانههای گروهی بر میزان اهمیت و اولویت آن‌ در بین مخاطبان تأثیر می‌گذارد» (E. McCombs, 1981, P30).
راجرز و دیرینگ برجسته‌سازی را چنین تعریف می‌کنند: «فرا گردی که به‌وسیله آن رسانه‌های جمعی اهمیت نسبی موضوعات و تأثیرات گوناگون را به مخاطب منتقل می‌کنند» (ویندال و همکاران، 1376، ص 353).
«برجستهسازی به این موضوع اشاره می‌کند که چرا اطلاعات درباره مسائل معین و نه همه مسائل در دسترس عموم قرار می‌گیرد؛ چگونه عقاید عمومی شکل می‌گیرد؛ و چرا مسائل معینی موردتوجه قرار می‌گیرد و دیگر مسائل موردتوجه نیستند. مطالعه برجستهسازی مطالعه تغییر اجتماعی و ثبات اجتماعی است» (Dearind and Rogers, 1992, P2).
ویلسون معتقد است: «برجستهسازی فرایندی است که در آن رسانههای جمعی تعیین می‌کنند که ما درباره چه بیندیشیم و نگران باشیم. اولین کسی که دراین‌باره شروع به اظهارنظر کرد والتر لیپمن بود که در سال 1920 متوجه این مطلب شد. لیپمن بعداً اظهار داشت که رسانه باعث ایجاد یک سری تصویر در اذهان همه ما می‌شود، او معتقد بود که عموم مردم درباره حوادث واقعی عکسالعملی از خود نشان نمی‌دهند، بلکه نسبت به تصاویری که در ذهنشان از مسائل و واقعیت نقش بسته عکسالعمل نشان می‌دهند. به همین دلیل فرآیند برجستهسازی برای تغییر دادن تمامی وقایعی که در محیط اطراف ما روی می‌دهند به یک مدل ساده‌تر که قابل‌بحث برای ما باشد عمل می‌کند»Wilson 2001, P112)).
به لحاظ تأثیر بر مخاطبان، در فرایند برجستهسازی تصاویری که در رسانه‌ها ارائه می‌شود با تصاویر جهان واقعی همخوانی ندارد و ازآنجاکه مخاطب از طریق رسانه‌ها با جهان خارج در ارتباط است، تصویر ذهنی وی از واقعیات، متفاوت از واقعیات است و درواقع تصویری رسانهای است.
برجستهسازی نه‌تنها مدعی یک رابطه مثبت بین آن چیزی است که رسانههای جمعی متعدد بر آن تأکید می‌کنند و آنچه رأی‌دهندگان مهم به شمار می‌آورند، بلکه همچنین این تأثیرگذاری را به‌عنوان یک فراورده گریزناپذیر جریان عادی اخبار تلقی می‌کند.
2-1-3-2- فرآیند برجسته‌سازی
«ازجمله برگ خریدهایی که در فرآیند برجستهسازی دخالت دارند ترکیبی از عواملی چون دروازه‌بانان، سردبیران، مدیران و عوامل بیرونی است. این عوامل بیرونی ممکن است از منابع غیر رسانهای باشند، مانند مأموران حکومتی و افراد پرنفوذ. تمامی این عوامل دست در دست هم فرآیند برجسته‌سازی را تحت تأثیر قرار داده و تااندازه‌ای این فرآیند برجستهسازی بسته به اینکه چه قدرتی و چه فاکتوری برجستهسازی رسانه را تحت تأثیر قرار می‌دهد، عمل می‌کند»Dearind and Rogers, 1992, p23)).
فرآیند برجستهسازی به‌طورکلی دارای مراحل زیر است:
1- وسایل ارتباط‌جمعی دست به گزینشگری می‌زنند به این معنی از میان حوادث بسیار زیادی که پیوسته در حال ظهور است تحت نظارت همیشگی خود، تعدادی را انتخاب، پردازش و گزارش می‌دهند.
2- محدودیت‌های مکانی و زمانی در تمامی دوره‌ها همچون سدی پیش روی کار دست‌اندرکاران وسایل ارتباط‌جمعی بوده است و به‌ناچار آن‌ها را مجبور به انتخاب اخباری می‌کرده که دارای ارزش خبری باشد؛ درنتیجه بسیاری از حوادث و اخبار جهان از لیست موارد قابل‌انتشار حذف و نادیده گماشته می‌شود.
3- هر وسیله ارتباط‌جمعی برای خود اهداف و خط‌مشی‌هایی دارد که میزان اهمیت اخبار و حوادث را برای مدیران رسانه مشخص می‌کند. این تفاوت اهمیت در بین وسایل ارتباط‌جمعی گوناگون در رابطه با یک موضوع را می‌توان از طریق سطح پوشش کم‌وبیش و یا مدت‌زمان‌های متفاوت به دست آورد.
4- انتخاب عرضه‌شده برای پخش با درجات متفاوت اهمیت سطحی از روزنامه که به آن مطلب اختصاص داده‌شده، شکل تنظیم عناوین خبری هرروز را معین می‌کند.
5- درنتیجه، اولویت‌های مخاطبان، به ترتیب اهمیتی است که توسط رسانه‌ها در تنظیم عناوین برای آن‌ها قائل شده‌اند. که این ترتیب اولویتی که به‌وسیله وسایل ارتباط‌جمعی ایجادشده، اساس تصمیمگیری مخاطبان خواهد شد(دفلور و همکاران، 1383).
گلادیس انگل لنگ و کورت لنگ6 برای فرایند برجسته‌سازی شش مرحله را در نظر گرفته‌اند که عبارت است از:
«1- مطبوعات (رسانه‌ها) بعضی رویدادها یا فعالیت‌ها را پراهمیت می‌کنند و آن‌ها را بارز می‌سازند.
2- موضوعات متفاوت برای جلب‌توجه، به نوع و میزان پوشش خبری متفاوتی نیاز دارند. واترگیت موضوعی دور از ذهن و ناآشنا بود و بنابراین پوشش گسترده‌ای برای جلب‌توجه عموم به آن صورت گرفت.
3- رویدادها و فعالیت‌های موردتوجه باید دارای چارچوب خاصی بوده یا باید حوزه‌ای از معانی به آن‌ها داد به‌طوری‌که قابل‌فهم شوند.
4- زبان مورداستفاده رسانه‌ها می‌تواند بر درک اهمیت موضوع اثر بگذارد. اشاره اولیه به شنود واترگیت تحت عنوان «کاری غیراخلاقی» که چند ماه طول کشید، در جهت کوچک کردن آن بود. چرخش بعدی به واژه افتضاح، اهمیت بیشتری به موضوع داد.
5- رسانه‌ها، فعالیت‌ها یا رویدادهایی را که موردتوجه قرارگرفته‌اند به نهادهای ثانویه وصل می‌کنند که موقعیت آن‌ها در منظر سیاسی به‌خوبی قابل‌تشخیص است. افراد برای جهتگیری در مورد یک موضوع، نیازمند پایه و مبنایی هستند. در قضیه واترگیت، هنگامی‌که موضوع به نمادهای ثانویه مثل «نیاز به روشن شدن حقایق» و «اعتماد به حکومت» پیوند خورد، به جهتگیری مردم کمک شد.
6- هنگامی‌که اشخاص معروف و معتبر راجع به موضوعی صحبت می‌کنند، فرایند برجسته‌سازی شتاب پیدا می‌کند. برای مثال هنگامی‌که قاضی جان سیلیکا گفت واقعیت واترگیت به مردم گفته نشده است، اثر قاطعی بر مردم و دیگر اشخاص مهم ازجمله بعضی از جمهوری خواهان گذاشت، افرادی که در آن زمان تمایل بیشتری به صحبت داشتند.
مفهوم برجسته‌سازی لنگ پیچیده‌تر از فرضیه اولویت‌گذاری است. این مفهوم حاکی از آن است که فرآیند قرار دادن موضوعی در اولویت عموم، زمان می‌برد و از چند مرحله می‌گذرد. این مفهوم نشان‌دهنده آن است که شیوه رسانه‌ها برای قالبی کردن یک موضوع و کلمات مهمی که برای توصیف آن استفاده می‌کنند می‌تواند مؤثر باشد و نقش اشخاص معروفی که موضوعی را توضیح می‌دهند و تفسیر می‌کنند، نقش مهمی است» (ورنر و همکاران، 1381، ص348-349).
2-1-3-2- عوامل مؤثر در برجسته‌سازی
همان‌گونه که در تعریف برجسته‌سازی و ویژگی‌های آن مطرح شد عوامل متعددی می‌تواند در برجسته‌سازی یک مطلب مؤثر باشد. برخی از این عوامل عبارت‌اند از: وسعت و دربرگیری رویداد، ایدئولوژی‌های سیاسی، مالکان رسانه، چارچوب زمانی، عوامل درون‌سازمانی، عوامل برون‌سازمانی، دروازه‌بانی و عواملی ازاین‌دست که باعث برجسته شدن رویداد می‌گردند. راجرز7 و دیرینگ8 در مورد عوامل مؤثر در برجسته‌سازی عنوان می‌کنند که: «مجموعهای از عوامل که شامل خصوصیات شخصیت‌ها، ارزش‌های خبری، هنجارها و سیاست‌های سازمانی و منابع خارجی هستند، بر تصمیم‌گیری اینکه «چه چیزی خبر است» تأثیر می‌گذارند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که نیویورک‌تایمز و کاخ سفید، روزنامهنگاری علمی و نتایج نظرسنجی افکار عمومی نقش مهمی در قرار دادن یک مسئله در اولویت رسانههای آمریکا دارند» (Dearind and Rogers, 1992, P27).
به‌عنوان نمونه می‌توان به مورد توانایی نیویورک‌تایمز در برجستهسازی مسئله زمینه اثرات مخرِّب دفع زبالههای شیمیایی در «لوکانل» از شهرهای آمریکا اشاره نمود.
دفع زبالههای شیمیایی و اثرات مخرِّب آن بر بهداشت مردم این منطقه باوجودآنکه به مدت یک سال در پوشش خبری روزنامههای «بوفالو»، «نیاگارافالز» و «نیویورک»4 قرار داشت، لیکن هیچ‌کس به این رویداد و اثرات مخرِّب آن توجه نداشت، تا اینکه خبر این رویداد در نیویورک‌تایمز منتشر شد؛ بلافاصله سازمان بهداشت و آژانسهای حفظ محیط‌زیست در مقابل اثرات زیانآور این مسئله واکنش نشان دادند و برنامههای متعدد در جهت کمک به مردم این شهر صورت گرفت و این مسئله به مدت چند ماه موضوع اصلی در رسانههای آمریکا بود (Dearind and Rogers, 1992, P27).
راجرز و دیرینگ به نقش مهم حوادث برانگیزاننده در برجستهسازی رویداد اشاره می‌کند و بیان می‌کنند که برجسته‌سازی اغلب از یک تراژدی بشری می‌آید.
شومیکر و ریز9 بر اساس کار هربرت گنز و تاد گیتلین10 پنج دسته اصلی از اثر بر محتوای رسانه‌ها را به ترتیب مطرح کردند:
«1- اثرهای ناشی از فرد فرد کارکنان رسانه: ازجمله این اثرها ویژگیهای کارکنان ارتباطی زمینههای شخصی و حرفه‌ای، نگرش‌های شخصی و نقش‌های حرفهای است.
2- اثرهای مربوط به رویه‌های رسانه‌ها: آنچه به رسانههای جمعی می‌رسد تحت تأثیر اعمال روزانه ارتباط گران ازجمله مهلت اتمام کار و سایر محدودیتهای زمانی، ضرورت‌های مربوط به فضا در یک نشریه، ساختار هرم وارونه برای نوشتن یک گزارش خبری، ارزشهای خبری، معیار عینیت و اتکای گزارشگران به منابع رسمی است.
3- نفوذ سازمانی بر محتوا: سازمانهای رسانهای دارای اهدافی هستند که پولسازی یکی از رایج‌ترین آن‌هاست. اهداف سازمانهای رسانهای به اشکال گوناگون بر محتوا تأثیر می‌گذارند.
4- اثر و نفوذ بر محتوا خارج از سازمان‌های رسانهای: این نفوذها، گروه‌های ذینفع که در جهت (یا در مخالفت با) انواع خاصی از محتوا، اعمال‌نفوذ می‌کند، اشخاصی که شبه رویدادها را خلق می‌کنند تا پوشش رسانه‌ها را بگیرند و حکومت را به‌طور مستقیم و از طریق قوانین افترا و پرده‌دری محتوا را تنظیم و تابع مقررات می‌کند در برمی‌گیرد.
5- اثر ایدئولوژی: در آمریکا «عقیده به ارزش نظام‌های اقتصادی سرمایهداری، مالکیت خصوصی، سودجویی کارآفرینان و بازارهای آزاد است.
این پنج دسته از فرد فرد کارکنان رسانه‌ها یعنی خردترین سطح تا نفوذ ایدئولوژی یعنی کلان‌ترین سطح، گسترش دارد. شومیکر و ریز این عوامل را سلسله‌مراتب نفوذها می‌خوانند که ایدئولوژی در رأس سلسله‌مراتب قرار می‌گیرد و از صافی دیگر سطوح می‌گذرد و به پایین می‌رسد» (ورنر و همکاران، 1381، ص 352).
زمان نیز یکی از عوامل مؤثر در برجستهسازی است. مک‌کامبز و گیلبرت در مورد چند عامل وابسته به زمان که در برجستهسازی تأثیر دارند بیان می‌کنند که:
«یکی از مهم‌ترین جنبه‌ها در مفهوم برجستهسازی ارتباط‌جمعی، چارچوب زمانی این پدیده است. در تجزیه‌وتحلیل این مفهوم باید ببینیم چه چیزی چارچوب زمانی را تعیین می‌کند، ازجمله عواملی که باید در نظر گرفت عبارت‌اند از:
1- چارچوب زمانی کلی: حادثهای که امید است از زمان ارائه اولین محرک و آخرین نقطه زمانی، در آن مکان و زمان تأثیرات موردنظر روی دهد. برای درک چارچوب زمانی موردنظر می‌توان از دو خط (یک خط برای نشان دادن تلاش ارتباطی انجام‌گرفته توسط سازمان ارتباطی و دیگری اثرات موردنظر محرک) استفاده کرد.
2- زمان تأخیر: همان زمان منقضی میان ظهور یک موضوع در اولویت رسانه‌ها و سپس ظهور آن در اولویت‌های همگان است. یک برنامهریز ارتباطی نباید به دنبال تأثیر زود مدت رسانه‌ها باشد. گاهی میان مطرح‌شدن مسئلهای در رسانه ارتباطی و سپس مطرح‌شدن آن موضوع در اولویت مخاطبان، زمانی طولانی وجود دارد. همواره باید اثرات درازمدت را مدنظر داشت. ازاین‌رو نمی‌توان با استناد به اثرات فوری در مورد یک تلاش ارتباطی قضاوت و آنرا موفق یا شکست‌خورده تلقی کرد.
3- مدت‌زمان فرایند برجسته‌سازی: دسترسی به هدف‌های ارتباطی گاهی نیازمند محرک‌های کوتاه‌مدت است و گاهی باید مجموعه‌ای از پیام‌ها برای مدت‌زمان طولانی‌تری به مخاطبان ارائه شود. این برنامه‌ریزی ارتباطی است که با توجه به اهداف موردنظر سازمان، مدت‌زمان ارائه محرک را تشخیص داد.
4- اثرات تا چه زمانی ادامه می‌یابند؟ لنگ و لنگ11 معتقدند اثرات فوری پیام‌های ارتباطی خیلی سریع از میان می‌روند و مردم همواره خواهان ارتباطات جدید هستند. پس یک برنامه‌ریزی ارتباطی نباید دنبال اثرات فوری بر مخاطبان باشد.
5- چه زمانی اثرات بر مخاطبان به حد نهایی خود می‌رسد؟ این دوره که اوج همگرایی میان اولویتبندی رسانه‌ها و در اولویت قرار گرفتن در میان همگان است، به برنامهریز ارتباطی یاری می‌رساند تا به تنظیم راهبردهای ارتباطی بپردازد» (سون، سیگنایزر و همکاران، 1376، ص 336).
همچنین در برجستهسازی دودسته عوامل درون‌سازمانی و برون‌سازمانی دخالت دارند. البته شاخص سومی که ماهیت ذاتی خبر می‌باشد، بیش از هر چیز بر انتخاب رویداد خبری و برجستهسازی آن مؤثر است و مهم‌ترین مقیاس سنجش این عامل «ارزشهای خبری» در رویدادهاست. ترکیب این ارزش‌ها در رویدادها سبب افزایش شانس انتخاب هر رویداد برای «خبر» شدن می‌شود. بنابراین ارزش‌های خبری از عوامل مؤثر در گزینشگری خبر و تهیه ویژه‌برنامه در راستای خبر مربوط به موضوع محسوب می‌شوند (دهقان و همکاران، 1387، ص 22).
2-3-2- نظریه گفتمان
1-2-3-2- تعاریف تحلیل گفتمان
از نظر مک میلان12 تحلیل گفتمان یک اصطلاح برای مطالعه قسمت اعظم زبان است. به‌طورکلی شامل تنوع رویکردها و دیدگاه‌های مختلف با روش‌های گوناگون زیادی است؛ و درجایی دیگر اضافه می‌کند: «تحلیل گفتمان مجموعه‌ای از روش‌ها و تئوری‌ها برای بررسی زبان و کاربرد زبان در زمینه‌های اجتماعی است.» (Macmillan, 2006, P1)
از دیدگاه یول13 و براون14 «تحلیل گفتمان تجزیه‌وتحلیل زبان در کاربرد است، در این صورت نمی‌تواند منحصر به توصیف صورت‌های زبانی مستقل از اهداف و کارکردهایی باشد که این صورت‌ها برای پرداختن به آن‌ها در امور انسانی به وجود آمده‌اند»(فرکلاف،1379،ص9).
استابز15 سه ویژگی برای توصیف تحلیل گفتمان بیان می‌کند:
1. به‌عنوان امری که درباره کاربرد زبان فراتر از حدود بیان یک جمله است.
2. امری درباره روابط درونی بین زبان و جامعه است.
3. امری که درباره عامل مؤثر یا ویژگی‌های گفتاری ارتباطات روزمره است (Stubbs, 1983, P1).
شیفرین16 و استابز17 تحلیل گفتمان را اینگونه تعریف میکنند: «تحلیل گفتمان می‌کوشد تا نظام و آرایش فرا جمله‌ای عناصر زبانی را موردمطالعه قرار بدهد و بنابراین واحدهای زبانی نظیر تبادلات مکالمه‌ای یا متون نوشتاری را موردبررسی قرار بدهد» (فرکلاف، 1379، ص9).
گفتمان به تلازم گفته با کارکرد اجتماعی یا معنایی آن تعبیر شده است. ازاین‌رو تحلیل گفتمان عبارت است از تعبیه سازوکار مناسب و اعمال آن در کشف و تبیین ارتباط گفته (یا متن) کارکردهای فکری اجتماعی. در عمل تحلیل گفتمان درصدد کشف و تبیین ارتباط بین ساختار دیدگاه‌های فکری-اجتماعی و ساختارهای گفتمانی است (یار‌محمدی و خسروی نیک، 1382، ص173).
تحلیل گفتمان، جریان و بستری است که دارای زمینه‌ای اجتماعی است. اظهارات و مطالب بیان‌شده، گزاره‌ها18 و قضایای19 مطرح‌شده، کلمات و عبارات مورداستفاده و معانی آن‌ها جملگی بستگی به این نکته دارند که مطالب بیان‌شده، گزاره‌های مطرح‌شده، قضایای مفروض و … کی؟ کجا؟ چگونه؟ توسط چه کسی؟ له یا علیه چه چیزی؟ یا چه کسی صورت گرفته‌اند. به‌بیان‌دیگر بستر زمانی، مکانی، موارد استفاده و سوژه‌های استفاده‌کننده هر مطلب، گزاره و قضیه تعیین‌کننده شکل، نوع و محتوای هر گفتمان به شمار می‌روند (مک‌دانل، 1380، ص56).
گفتمان در فرایند جریان‌های اجتماعی و با بهره‌برداری از شیوه‌های مختلف زبانی و فرازبانی، و در بستر زمانی و مکانی ویژه‌ای شکل می‌گیرد؛ لذا در هر دوره، عصر، جامعه و برای هر مقطع اجتماعی و سیاسی یک گفتمان خاصی وجود دارد که منعکس‌کننده ویژگی‌های ساختاری و اندیشه‌ای حاکم بر فرد و جامعه است. تحلیل نشانه‌های زبانی و فرازبانی را که از چنین ویژگی‌هایی برخوردار باشند، می‌توان «تحلیل گفتمان» نامید. در حقیقت تحلیل گفتمان، کشف معانی ظاهری و مستتر جریان‌های گفتمانی است که در شکل‌های گوناگون زبان و فرا زبان آشکار می‌شوند (بشیر، 1389، ص228).
اساساً ریشۀ اندیشههای حوزۀ مطالعات گفتمانی را میتواند در آرا و اندیشههای میشل فوکو20 جستجو کرد. نظریهها و تفکرات فوکو از سطح دشواری زیادی برخوردار است، که بخش اعظمی از این دشواری را به استفادۀ او از یک سلسله مفاهیم از پیش‌انگاشته شده دربارۀ موضوعاتی نظیر جنسیت، نظم و زبان است. هنگامی ما معنای واقعی گفتمان از نظرگاه فوکو را درک خواهیم کرد که مفاهیمی چون قدرت، معرفت و حقیقت را به‌خوبی بشناسیم. سارا میلز21 گسترۀ وسیعی را برای اندیشهها و آرای فوکو قائل است و معتقد است که این اندیشه‌ها و آرا به‌دوراز قیدوبندهای زمانی و مکانی قابل‌استفاده می‌باشد (آقاگل‌زاده، 1385، ص 54).
سوسور کسی است که فوکو از او الهام گرفته است. درواقع فوکو، با الهام گرفتن از مباحث نشانه شناسانۀ سوسور در حوزۀ عناصر زبانی، پا را از حد فراتر گذاشته و دیدی وسیع‌تر از سوسور نسبت به گفتمان ارائه کرد. وی با طرح دیدگاه‌های خود در زمینۀ دیرینه‌شناسی و تبارشناسی حوزۀ جدید گفتمان پست‌مدرن را قالبی جدید بخشید. وی معتقد بود که هر دورانی گفتمان خاص خود را دارد و هر پدیده و حادثهای در درون گفتمان خودش قابل‌بررسی و تحلیل است. فوکو در زمینۀ تبارشناسی گفتمان، هر نوع گفتمانی را گرفتار ساختار اجتماعی برآمده از قدرت میبیند و تحت تأثیر نیچه قدرت را علتالعلل همه‌چیز ازجمله معرفت و حقیقت میداند. او دیرینه‌شناسی را زمینهای برای مقابله با تاریخنگاری قرار میدهد. فوکو زبان و گفتمان را در تبیین رابطۀ قدرت، دو بخش محوری معرفی میکند (فرقانی، 1382، صص64- 63).
از دیدگاه فوکو، در حوزۀ گفتمان بحث بر این است که فرد در چه گفتمانی وجود دارد و در آن چگونه ساخته می‌شود، سرانجام اینکه، امر تعیین بخش بیرون از گفتمان وجود ندارد. در حقیقت گفتمان امتزاج پیچیدهای از امور و پدیدههای زبانی و غیرزبانی است (تاجیک، 1378).
فوکو دربارۀ گفتمان اضافه میکند ما گفتمان را صرفاً به معنای گروهی از نشانههای زبانی و یا یک متن طولانی ندانیم بلکه آن را به‌عنوان اعمالی بنگاریم که براثر سخن گفتن منظم دربارۀ موضوعات، باعث به وجود آمدن و شکل بخشیدن آن موضوعات شود. با این تعریف، گفتمان در منظر فوکو چیزی است که چیز دیگر را تولید می‌کند نه آن چیزی که می‌تواند به‌صورت مجزا مورد تجزیه‌وتحلیل واقع شود (آقاگل‌زاده، 1385، ص71)
فوکو گفتمان را غیرقابل‌تقلیل به زبان، سخن و گفتار می‌داند. از نظر او گفتمان‌ها اعمالی هستند که به‌طور نظام‌مند سوژه‌هایی را شکل می‌دهند که خود سخن می‌گویند. در حقیقت، گفتمان‌ها سازندۀ سوژه‌ها بوده و هویت آن‌ها را شکل می‌دهند، بااین‌حال در فرایند پیچیدۀ ساخت سوژه‌ها و پدیده‌ها خود را پنهان می‌سازند. فوکو می‌گوید که گفتمانها نه‌تنها بر سوژهها و بسترها بلکه بر یکدیگر نیز تأثیر میگذارند (فرقانی، 1382، ص64).
ازجمله پژوهشگران دیگری که در زمینه تحلیل گفتمان صاحب‌نظر هستند میتوان به تئون ای. ون‌دایک اشاره کرد. البته وندایک عمده پژوهش‌ها و تحلیل‌های خود را در حوزۀ مطالعات قوم‌مداری و نژادپرستی دنبال کرده است. به همین دلیل در بینش خود نسبت به مقولۀ گفتمان، نگاهی قوم‌مدارانه دارد. او در حوزۀ محتوا در مطالعات گفتمانی دارای آرای بسیاری است (آقاگل‌زاده، 1385).
ون‌دایک میگوید: «دستور زبان، جملات را زنجیرهای از کلمات توصیف میکند که بانظم و ترتیب خاصی در کنار یکدیگر قرار میگیرند. بعضی از این زنجیرهها، جملههای دستوری و معنادار را می‌سازند، و برخی دیگر خیر». ون‌دایک در ادامه زنجیرههای کلامی را گونهای از گفتمان منسجم میداند که به شکلی منظم به دنبال هم قرار میگیرند. از نظر او یک ساختار کلامی باید بتواند شرایط گوناگونی را که گفتمانی بودن زنجیرههای جملات را موجب میشوند به‌خوبی توضیح دهد (ون‌دایک، 1382).
تحلیلگران و مفسران در شرایطی می‌توانند برداشتی واقعگرایانه از تعابیر، واژگان، انسجام موضعی، طرح‌واره‌های روایی، کنش‌های گفتاری و غیره داشته باشند که راهبردها و نظام بافتی قواعد موجود در متنها را بتوانند بشناسند. همان چیزی که ون‌دایک در رویکرد گفتمانی خود از آن به مفهوم شناخت یاد میکند. در حقیقت فهم یک جمله، برقرار نمودن انسجام بین جملهها یا تفسیر موضوع یک متن مستلزم آن است که کاربران زبان، دارای گنجینهای وسیع و گسترده و درعین‌حال مشترکی از باورهای اجتماعی و فرهنگی باشند. حتی گفتمانها وقتی‌که در شرایط و موقعیتهای اجتماعی مشابهی ایجادشده باشند، باهم متفاوت هستند و علت این تفاوت در استفادهها یا کاربردهای متنوعی است که زبان از گنجینه‌های اجتماعی و فرهنگی واحدی به عمل میآورند (نیک‌ملکی، 1384).
حوزۀ مطالعاتی وندایک و مفهوم شناخت از دیدگاه او، گویای یک نظام حافظۀ شناختی است. این حافظۀ شناختی یا کوتاه‌مدت است و یا بلندمدت؛ در حافظۀ شناختی کوتاه‌مدت، فرایند رمزگشایی، تفسیر و معنی انجام می‌شود و در حافظۀ شناختی بلندمدت، بایگانی و نگهداری دانش، طرز تفکرهای جمعی و راهنمایی‌هایی برای رمزگشایی‌های بهتر انجام می‌شود (نیک‌ملکی، 1384).
این کنش‌ها از دیدگاه فرکلاف قابلیت بسیار زیادی دارند و می‌توانند در چارچوب نهادهای مختلف دسته‌بندی شوند. وی معتقد است که وقتی با یک واقعۀ اجتماعی مواجه میشویم، برای دسته‌بندی نهادی آن و نسبت دادنش به سایر نهادهای اجتماعی (خانواده، مدرسه، دادگاه و …) هیچ مشکلی نخواهیم داشت. وی میگوید که از دیدگاه تکوینی نیز نهادها دارای نقشی چشمگیر هستند، به‌عنوان‌مثال جامعهپذیری کودک می‌تواند در قالب مواجهۀ فزایندۀ او با نهادهای اولیۀ جامعهپذیری (خانواده، گروه همسالان، مدرسه و …) توصیف شود. یک‌نهاد اجتماعی دستگاهی از تعامل کلامی یا نظمی گفتمانی است. وی یک‌نهاد اجتماعی را بدین طریق یک جامعۀ زبانی در نظر میگیرد (فرکلاف، 1379).
روث وداک22 در بینش خود نسبت به مقولۀ گفتمان، تأکید اصلی خود را روی زبان قرار داده و آن را از زاویۀ دید انتقادی در روابط اجتماعی موردبررسی قرار می‌دهد. وداک بر اهمیت مفاهیم روش‌شناختی و نظری تأکید و اظهار می‌کند که این مفاهیم می‌توانند برای تجزیه‌وتحلیل روابط اجتماعی مفید باشند. وی به‌کارگیری روش‌های چندگانه را در مطالعۀ زبان مورد تأکید قرار می‌دهد و درعین‌حال بر اهمیت تشخیص ابعاد و جنبه‌های اجتماعی و تاریخی پدیده‌ها اصرار می‌ورزد (آقاگل‌زاده، 1385).
در مورد اینکه اصولاً در گفتمان به کدام عناصر باید توجه کرد و سپس اقدام به تحلیل آن نمود دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. عده‌ای مانند لوینسون23، بر روش‌شناسی تحلیل، بیشتر از اصل تحلیل تکیه می‌کنند. بعضی دیگر مانند ولوسینف24، گفتمان را مقوله‌ای ایدئولوژیک می‌دانند که باید در بستر مضمونی و محتوایی آن در میان افراد و اعضای جامعه، تحلیل شود. زبان‌شناسانی همچون تئون. ای. وندایک، آرد دوبوگرانده25و نویسندگان و زبان‌شناسان مکتب پراگ در سال‌های دهه 1970 به‌ویژه جی. فرباس26 و اف دانس27مطالعات و بررسی‌های گسترده‌ای در مورد مسائل مربوط به متن و تحلیل آن انجام داده‌اند. در این مطالعات توجه بیشتری به وجه کارکردی جملات و نیز ساختارهای پیام- خبر که حاکی از وجود رابطه تنگاتنگ میان پیام‌ها و مضامین است، شده است و با توجه به چنین مطالعات و بررسی‌هایی است که تحلیل انجام‌شده صورت گرفته است. (آقاگل‌زاده، 1385).
خلاصه آنکه در تحلیل گفتمان اهمیت متن و رابطه نوشتاری و گفتاری در گستره گفتمان کاملاً روشن است. آنچه در تحلیل گفتمان صورت می‌گیرد، بازسازی متن بر اساس عناصری همچون زمان، مکان، اندیشه، سیاست، فرهنگ، گرایش‌های فردی و اجتماعی است که در حقیقت خواننده متن بیش از نویسنده و گوینده آن نقش اساسی در این بازسازی دارد. علی‌رغم همه آنچه تاکنون درباره توانمندی‌های گفتمان مطرح شد، باید اذعان کرد «در هر گفتمان چیزهایی وجود دارد که نمی‌توان آن‌ها را بیان کرد، یا به تصور درآورد»، ولی آنچه می‌توان با یقین گفت این است که تحلیل گفتمان‌های مختلف می‌تواند ما را در راه درک حقیقت و آشنا کردن ما با راه‌های گوناگون وصول به آن یاری سازد که خود بسیار حائز اهمیت است (آقاگل‌زاده، 1385، ص 233).
2-2-3-2- مهم‌ترین اهداف تحلیل گفتمان
تحلیل گفتمان یک فن و روش جدید در مطالعه متون، رسانه‌ها و فرهنگ‌هاست. در این روش محقق بر آن‌ است که رابطه بین مؤلف، متن و خواننده را نشان دهد و مشخص کند چه زمینه‌ها و عوامل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و… در تولید گفتمان تأثیر دارند. در این روش تحلیلگر از بافت متن (شکل و ساختار) فراتر می‌رود و وارد بافت موقعیتی متن (شرایط و ابعاد ایدئولوژیک) می‌شود و به تحلیل آن می‌پردازد. درواقع روش تحلیل گفتمان سعی می‌کند که نشان‌دهنده معانی نهفته در ذهن مؤلف باشد.
مهم‌ترین اهداف تحلیل گفتمان عبارت است از:
– نشان دادن رابطه بین نویسنده، متن و خواننده.
– روشن ساختن ساختار عمیق و پیچیده تولید متن یعنی «جریان تولید گفتمان».
– نشان دادن تأثیر بافت متن(واحدهای زبانی، محیط بلافصل مربوطه و کل نظام زبانی) و بافت موقعیتی(عوامل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، تاریخی و شناختی) بر گفتمان.
– نشان دادن موقعیت و زمینه‌های خاص تولیدکننده گفتمان(زمینه تولید گفتمان).
– آشکار ساختن رابطه بین متن و ایدئولوژی. تحلیل گفتمان از بدو پیدایش‌ همواره درصدد بوده است تا نشان دهد که هیچ متن یا گفتار و نوشتاری بی‌طرف‌ نیست، بلکه به موقعیتی خاص وابسته است.
– هدف عمده تحلیل گفتمان این است که فن و روش جدیدی را در مطالعه‌ متون، رسانه‌ها، فرهنگ‌ها، علوم، سیاست، اجتماع و… به دست دهد. (رید و‌هارولدس، 1378، صص70-68 )
3-2-3-2- رویکرد تئون ون‌دایک28 در تحلیل گفتمان
از مهم‌ترین افرادی که تحلیل گفتمان را از بُعد روش مدنظر قرار داد و در سطوح متفاوتی از بررسیهای گفتمانی به آن توجه داشتهاند ون‌دایک است. ون‌دایک بر نقش و جایگاه معرفت در تحلیل انتقادی گفتمان، ارتباطات و تعاملات اجتماعی تأکید می‌کند و با برقراری ارتباط میان سه مفهوم گفتمان، معرفت و اجتماع، ترکیبی را ایجاد کرد که مبنای رویکرد اجتماعی شناختی شد. منظور ون‌دایک از گفتمان در اینجا معنای عام یک رویداد ارتباطی، نظیر ارتباط رودررو، متون نوشتاری، ایما و اشارات، حرکات دست و سر و بدن، تصاویر، طرح صفحه‌بندی و جنبه‌های نشانه شناختی مرتبط با دلالت معنایی است (سلطانی، 1384).
ون‌دایک سه بعد اصلی گفتمان را کاربرد زبان، برقراری ارتباط میان باورها یا شناخت و درنهایت تعامل در موقعیت‌های اجتماعی می‌داند. او معتقد است که کاربرد زبان تنها محدود به زبان شفاهی و بیانی نیست بلکه میتوان آن را به ارتباطات، کنش متقابل و زبان نوشتاری نیز تعمیم داد. این کاربرد زبان هنگامی به وقوع می‌پیوندد که به‌عنوان نمونه ما روزنامه، کتاب، یا انواع دیگر متون نوشتاری را مطالعه می‌کنیم. ون‌دایک مانند بسیاری دیگر از گفتمان کاوان، صرفاً خود را به زبان محاورهای محدود نکرده، بلکه متون نوشتاری را نیز در مفهوم گفتمان موردتوجه خاص قرار داده است. او معتقد است که شباهت‌های بسیاری میان شیوه نوشتن و سخن گفتن مردم وجود دارد و این مهم در مورد گوش کردن به متون گفتاری یا مطالعه متون نوشتاری نیز صادق است (ون‌دایک، 1382، صص17- 18).
ون‌دایک، بررسی مقولهها و مفاهیم زیر را برای تحلیل گفتمان پیشنهاد می‌کند:
۱. استدلال: که باید ارزیابی منفی از واقعیت را به دنبال داشته باشد.
۲. معانی بیان: برجسته کردن اغراق‌آمیز کنش‌های منفی «دیگران» و کنش‌های مثبت «ما»  از قبیل حسن تعبیرها، تکذیب‌ها، قصور در بیان کنش منفی «ما» .
3. سبک واژگان: انتخاب کلماتی که مستلزم ارزیابی‌های منفی یا مثبت است (واژه‌هایی دارای بار معنایی خاص).
۴. قصه‌گویی: گفتن رویدادهای منفی به‌گونه‌ای که انگار فرد، خود آن را تجربه کرده است و نیز گفتن ویژگی‌های منفی رویدادها به‌گونه‌ای که پذیرفتنی باشد.
۵. تأکید ساختاری بر منش‌های منفی «دیگران» در تیترها، لیدها، خلاصه‌ها و دیگر قلمروهای طرح متن گزارش‌های خبری و ساختارهای انتقالی نحو جمله (اشاره به عوامل منفی در شاخص‌ها و موقعیت‌های موضعی).

مطلب مرتبط :   فقیه، حکومت، دین، جمهوری، دینی، ولایت