دانلود پایان نامه
<br />

ابعاد سیاسی معطوف می کند تغییر ماهیت داده است.(همان)
2-3-2- خاور میانه و دوره جنگ سرد
شاید جامع ترین تعریف پیرامون جایگاه خاورمیانه طی دوران جنگ سرد و نظام دو قطبی حاکم بر جهان را «ریچارد نیکسون» رئیس جمهور اسبق امریکا ارائه کرده است.وی پیش بینی کرده بود: در دوران حاضر قدرت نظامی و اقتصادی هر کشور بستگی و ارتباط کامل با نفت دارد. در نتیجه منطقه خلیج فارس در دهه پایان قرن حاضر (بیستم) منبع و منشاء تمام حوادث توفان زا خواهد بود. هرگاه اتحاد شوروی (روسیه فعلی) قدرت بستن شیرهای نفت خاورمیانه را به دست آورد، مسلماً قدرت به زانو درآوردن ممالک صنعتی غرب را نیز خواهد داشت. برای نیل به این مقصود، به هیچ وجه سلطه و استیلابر ممالک منطقه مذکور مشابه اشغال خاک افغانستان ضرورتی ندارد، بلکه شوروی ها با توسل به طرق دیگر از قبیل فشارهای سیاسی خارجی یا ایجاد شورش و طغیان های داخلی به سهولت قادر خواهند بود غرب را از این منابع محروم کنند. (سجادی،1386؛13)
نیکسون با اشاره به اینکه همه گونه انرژی های جایگزین ممکن است تنها پاسخگوی بخشی از نیازهای بشری باشند، می افزاید: در حال حاضر که ما در «عصر نفت» زندگی می کنیم، تا ده ها سال آینده منطقه خلیج فارس همچنان از اهمیت استراتژیکی بسیار شگرفی برخوردار خواهد بود، به این عبارت که یکی از مناطق پرآشوب و بی ثبات و ناآرام که به ویژه در معرض شدیدترین تهدیدهای توام با محاصره است و در عین حال به صورت حیاتی ترین مراکز جهانی مورد توجه قرار گرفته است، همانا منطقه خلیج فارس خواهد بود.(همان)
در حقیقت در دوران شکوفایی صنعتی جهان، عامل انرژی و سوخت به مثابه خون و تغذیه کننده سیستم اقتصادی بوده و قدرت اقتصادی به نوبه خود زیربنا و پایه قدرت نظامی است. کشور بریتانیای کبیر در قرن نوزدهم بزرگ ترین قدرت صنعتی جهان محسوب می شد و در نتیجه اولین قدرت سیاسی و نظامی نیز شناخته می شد. کشور مزبور را می توان در حقیقت جزیره یی مستقر روی منابع عظیم زغال سنگ دانست و از آنجا که در قرن نوزدهم زغال سنگ تنها نیروی محرکه انقلاب صنعتی به شمار می رفت، لذا این کشور به صورت قابل توجهی از دنیای زمان خود جلو افتاده بود. به موازات اینکه زغال سنگ و نیروی محرکه حاصل از آن جای خود را به نفت می داد، بریتانیای کبیر یعنی اولین قدرت بزرگ جهانی زغال سنگ جای خود را به کشور ایالات متحده امریکا یعنی اولین قدرت بزرگ جهانی نفت واگذار کرد. نخستین چاه نفت جهان در سال 1859 میلادی در ایالت پنسیلوانیای امریکا حفر شد و با توجه به منابع عظیم نفتی امریکا، این کشور بزرگ ترین تولیدکننده و صادرکننده نفت جهان شناخته شد. پس از چندی نفت و مشتقات حاصل از آن که باعث تولید هواپیما، کشتی، تانک و کامیون با سوخت بنزین شد، از ضروریات و الزامات نظامی در جهان شد. در جریان جنگ بین الملل اول ژرژ کلمانسو نخست وزیر فرانسه گفت: نفت مانند خون برای پیروزی در جنگ ضروری است و سپس مارشال فوش از فرماندهان نظامی ارتش فرانسه تاکید کرد: هرگاه نفت در اختیار نداشته باشیم قطعاً در جنگ شکست می خوریم و بعدها لرد کرزن16 وزیر خارجه اسبق بریتانیا نیز گفت: متفقان در جنگ جهانی اول و دوم تنها سوار بر موجی از نفت به سمت پیروزی پیش رفته اند.(همان)
2-3-3- خاور میانه بعد از جنگ سرد
روند‌های توسعه در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به امنیت پایدار وابسته است و چنانچه در مقیاس ملی، امنیت بستر توسعه و توسعه به ثبات امنیتی کمک می‌کند، در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز امنیت شرط نخستین سایر فعالیت‌هاست. از این رو واحد‌های سیاسی در هر منطقه ژئوپلیتیک به ثبات امنیتی حساسیت ویژه‌ای نشان می‌دهند.(قالیباف ،1388 ؛12)
تاریخ تحولات خاورمیانه در دهه‌های اخیر نشان می‌دهد که تأمین امنیت و ثبات، مهمترین اولویت کشورهای منطقه و قدرت‌های فرامنطقه‌ای بوده است.‏(همان)
فروپاشی نظام دوقطبی در نتیجه سقوط اتحاد شوروی سابق و حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ میلادی از جمله حوادثی بودند که در دهه‌های اخیر تاثیر شگرفی بر مفاهیم امنیتی گذاشته و منطقه خاورمیانه را دستخوش دگرگونی‌های چشمگیری کردند. در واقع با فروپاشی شوروی سابق، الگوی امنـیتی خاورمیانه که براساس مؤلفه‌های دوران جنگ سرد تدوین شده بود از بین رفت و الگوهای امنیتی آمریکا نیز برای خاورمیانه که بعد از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ مورد توجه قرار گرفت و در حضور مستقیم نظامی در منطقه خلاصه می‌شد، کمکی به حل مشکلات امنیتی منطقه نکرد.(همان،13)
از مهم‏ترین اهداف کشورهای غربی برای شکل‌دهی و تثبیت مهندسی امنیتی جدید منطقه، تلاش و ایجاد اجماع نسبی برای مهار و نابودی جنبش‏های اسلامی یا دست کم تبدیل آنان به یک نهاد سیاسی بود که در طرح «خاورمیانه جدید» دولت بوش جایگاه مهمی داشت.‏ در هر حال این عامل ضعف و ناکارآمدی برخی دولت‌های منطقه در توسعه ملت‌های خود، در کنار عواملی نظیر بحران هویت، سوءاستفاده از قدرت و سرکوب‌های گسترده، نبود دموکراسی واقعی، تضاد طبقاتی و ضعف نظامی در میان برخی کشورهای خاورمیانه است که نه‌ فقط باعث شده توان مقابله دولت‌های منطقه با حضور و مداخله گسترده بیگانگان از آنها سلب شود، بلکه این دولت‌های ضعیف، خود به عنوان عوامل تشدید بحران عمل کرده و زمینه‌ مداخلات فزاینده قدرت‌های بزرگ در منطقه خاورمیانه را فراهم کرده‌اند.(همان) ‏
نکته مهمی که در ثبات امنیتی خاورمیانه کمتر به آن پرداخته شده، «امینت نگهداری» است. قدرت‌های مداخله‌گر در عراق و افغانستان بر امنیت‌سازی متمرکز شده‌اند. در حالی که امنیت نگهداری، امری پایدار در منطقه است که صرفاً از عهده کشور‌های منطقه بر می‌آید و اساساً طرز تلقی قدرت‌های فرامنطقه‌ای از امنیت به ناپایداری ثبات امنیتی و سیاسی می‌انجامد. از این جهت می‌توان گفت که ایران به‌عنوان بازیگر اثر‌گذار در منطقه خاورمیانه، با رویکردی عقلانی، ثبات امنیتی را در منطقه در راستای امنیت ملی خود ارزیابی می‌کند؛ امری که از دید بازیگران دیگر کمتر مورد توجه قرار گرفته است.(همان)‏
در شرایط کنونی نیز استمرار مناقشه اعراب و رژیم صهیونیستی، مناقشات مرزی، بحران آب، بحران در عراق و لبنان، رقابت‌های تسلیحاتی، افزایش شکاف‌های قومی و مذهبی، افزایش فعالیت‌های تروریستی، از

مطلب مرتبط :   پایان نامه با موضوع استخراج نفت، منابع نفتی

نقشه 2-2- خاورمیانه .منبع: www.wikipedia.com

مهمترین عواملی هستندکه منجر به بروز ناامنی‌ها و بی‌ثباتی‌ها در منطقه خاورمیانه می‌شوند.‏ علاوه بر آن، بی‌ثباتی اجتماعی در برخی کشورهای منطقه و تسری آن به حوزه‌های اجتماعی مجاور هم از مهم‌ترین دغدغه‌های امنیتی است. در این رابطه، ایران به‌طرز چشمگیری از فرآیند‌های تولید بحران اجتماعی همسایگان خود رنج می‌برد. سیاست‌های امنیت ایران در چارچوب معاهدات دو جانبه در الگو‌‌های سنتی به اجرا درمی‌آید این طرز تلقی از امنیت جمعی، کارآیی خود را از دست داده و بی‌تردید به جایگزین‌های بهتری نیازمند است. برخی معتقدند امنیت جهانی، در گرو امنیت منطقه راهبردی خاورمیانه بوده و کلید امنیت خاورمیانه در دست ایران است، زیرا کشور جمهوری اسلامی ایران در کنار حمایت از جنبش‌های ظلم ستیز منطقه‌ای و تأثیرگذاری بر آنها از بعد معنوی، خود دارای ژئوپلیتیک منحصربه فردی است که از مهمترین ویژگی‌های آن، استقرار در منطقه‌ای حائل است که به آن یک نقش برجسته گذرگاهی بخشیده است؛ گذرگاه میان قاره‌های بزرگ جهان، میان چند قلمروی بزرگ جغرافیایی و میان چند حوزه دیرینیه فرهنگی. از سوی دیگر، وجود ذخایر عظیم سوخت‌های فسیلی در زیر بستر خلیج فارس و اعماق خاک کشور‌های منطقه و نیاز روزافزونی که جهان به این منابع دارد، موجب شده است که موقعیت ژئوپلیتیکی ایران تبدیل به یک موقعیت ژئواستراتژیک در جهان شود، به گونه‌ای که انطباق موقعیت‌های ممتاز ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک بر یکدیگر، کشور ایران را به عنوان یکی از نواحی پر اهمیت جهان مطرح کرده است. «گراهام فولر» نیز در کتاب «قبله عالم» ژئوپلیتیک ایران را مرکز جهان قلمداد می‌کند و تلقی خود را بر نقشه چاپ شده روی جلد کتاب خود نشان می‌دهد.(همان)
2- 4- تحولات ژئوپلیتیک خاور میانه
توجه به وضعیت خاورمیانه از دیدگاه «الگوی غربی» مدرنیته، خواه از شرق باشد خواه از غرب، شیوه ای را که این جوامع مانند دیگر مناطق دنیا برای رویارویی با مشکلاتی مشابه در سطح جهان اتخاذ می کنند نادیده می گیرد. قسمت اعظم این مشکلات «پیامدهای امپریالیسم اروپایی» است. با وجودی که این دیدگاه در طرفداری از مدرنیزاسیون دیگر منسوخ شده است، اما همچنان ذهن کسانی را که در پی منافع خود هستند، به خود مشغول کرده است.یکی از تاثیرگذارترین کتاب ها در مورد مدرنیزاسیون کتاب «گذر از جامعه سنتی» دانیل لرنر است. او در فصل مدرن شدن خاورمیانه می گوید: «آنچه از غرب می آید، انگیزه هایی قوی است برای یادآوری جامعه سنتی در خاورمیانه، به منظور بازسازی جامعه ای مدرن که به طور موثر بتواند در جهان امروز تعامل داشته باشد. برای این کار مدل غربی همچنان بهترین مدل است. باید دید غرب چگونه است، و خاورمیانه باید تلاش کند همان گونه باشد.» از دید لرنر، امریکا باید مدل مدرنیزاسیون خود را به جوامع «سنتی و ایستا» ارائه کند و آنان را در مسیر توسعه قرار دهد. لرنر که به کمک آژانس اطلاعاتی ایالات متحده درباره روانشناسی مقابله، مطالعه کرده بود، کشورهای خاورمیانه را به عنوان دشمنان امریکا در نظر می گرفت و این دشمنی را هم با ناسیونالیسم عربی و هم با مفهوم «ضداستعمارگری» آسیب شناسی کرد. (صدریا،1389؛9).
2-4-1- فروپاشی عثمانی
یکی از آثار جانبی مهمتر تغییرات سیاسی شدید در خاورمیانه ، به قدرت رسیدن تدریجی قبیله ترکی کوچکی بود که به نام یکی از نخستین رهبران آن شناخته می شد.
عثمانی ها اصالتاً از شمال غرب آناتولی بودند. این ناحیه فاصله چندانی با قسطنطنیه با شکوه که بیشتر حاکمان رویای فتح آن را در سر پرورانده بودند ، نداشت . عثمانی ها از افول قدرت سلجوق ها در آناتولی منتفع شد. پسر یکی از رؤسای محلی به نام عثمان قلمرو های جدیدی را فتح کرد و کمر به شکست امپراتوری بیزانس بست. عثمانی ها به سرعت در سراسر آناتولی گشترش پیدا کردند وتا سال 1345م ، از تنگه باریک بسفر عبور کرده ، وارد اروپا شده بودند. در سال 1389م ، در نبرد کوزوو به پیروزی قاطعی دست یافتند و در غرب بالکان مسلط شدند. سوابق تاریخی نشان می دهد پیشروی های عثمانی در اروپا در کنار سکونت آناتولی های همراه سربازان در شهرهای عمده اروپا همواره باعث خشم عمیق مردم محلی نشد. در حقیقت ، دهقان بالکان به زودی متوجه شد فتوحات مهاجم مسلمان منجر به آزادی وی از قدرت فئودالی مسیحی می شود ، قدرتی که باجگیری ها و سوء استفاده های مختلف آن با افزایش زمین های متعلق به صومه های بدتر شده بود. عثمانی شدن اکنون مزایای پیشبینی نشده ای را در اختیار وی قرار می داد. کمترین آن نظم و قانون بود. آن گونه که یک مسافر فرانسوی نوشت:«کشور امن است و هیچ گونه گزارشی از دزدی در جنگل ها و راه ها وجود ندارد» این بیش از آن چیزی است که درباره سایر حوزه هایمسیحیت در آن زمان میتوتن گفت.با این حال ، هنوز اصل کار دور از دسترس بود. بالاخره ، در سال 1353م و پس از محاصره جانکاه دو ماهه ای ، قسطنطنیه به تصرف سلطان محمد فاتح در آمد که بیست و دو سال داشت وی آن را پایتخت جدید خود اعلام کرد. این شهر تدریجاً استانبول نامیده شد . اسم جدید تحریف قسطنطنیه اصلی بود که بعداً استینوپل ، استین پل و نهایتاًاستانبول تلفظ شد . چنان چه عثمانی ها را فاصله زمانی چهار قرنی از عباسیان جدا نکرده بود ، آنان نیز مسلماً دست کم در قرن نخست ، خود شایسته عنوان محترمانه خلافت علیا بودند . عثمانی ها از دشت های آناتولی عرض اندام کردند و یک امپراتوری جهانی شدند .
آنان خاورمیانه را تحت حکومت خود در بالکان در شمال غرب تا حجاز در جنوب تا شمال آفریقا شامل مصر ، لیبی ، تونس و الجزایر متحد کردند. دولت رسمی استانبول را اروپاییان با نام باب عالی (ابتدا باب همایون و سپس باب علی به زبان ترکی عثمانی ، برگرفته از یکی از دروازه های وزیر بزرگ ) می شناختند از آنجا بود که بخش اعظم خاور میانه و شمال آفریقا اداره می شد. فقط ایران خارج از حیطه کنترل عثمانمی ها بود . در این کشور در سال 1501م ، یک صوفی پیکار جوی شیعه به نام اسماعیل که در آن زمان سیزده سال داشت ، عرض اندام و سلسله صفویه را تأسیس کرد. دو ران عثمانی را می توان به طور کلی به سه دوره تقسیم کرد. دوره نخستکه اوایل تأسیس این سلسله در حدود سال 1280م ، تا پایان حکمرانی سلیمان اول (1566-1520م) را در بر می گیرد ، شاهد رشد بی سابقه قدرت ، اعتبار و بزرگی قلمروهای امپراتوری بود. این دوره مصادف با حکمرانی ده سلطان نخست این سلسله است که همه آن ها به طور کلی کار گزاران توانمند ، فرماندهان نظامی موفق و حاکمان خرد مندی بودند. همچنین در این دوره ، از رهگذر راهکارها و فناوری نظامی ، «امپراتوری باروت » به تمام معنا شدند و سرزمین ها را در اروپا فتح کردند.این مهارت هارا وجود پیاده سواری به نام ینی چری که سپاهیانی بسیار منظبط و تعلیم دیده بودند ،تقویت می کرد. بسیاری بسیاری از آن ها در کودکی به خدمت امپرتوری در آمدند و برای تبدیل شدن به کارگزاران

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه درباره پردازش اطلاعات، از دیدگاه نظری