<br />

22. پیامدهای نهضت اصلاح دینی. نهضت اصلاح دین پیامدهای خواسته و ناخواسته – اعم از مطلوب و نامطلوب در ساحت اندیشه، دین، اجتماع و سیاست در موضوعاتی مانند آزادی فرد مسیحی، فردگرایی،330 امکان خطای پاپها و شوراها، تردید در خطاناپذیری همه نهادها، وابستگی اثر نان و شراب به ایمان دریافتکننده (سخن لوتر)، واگذاری رستگاری به فرد نه نهاد و مذهب، حذف واسطه میان خدا و فرد و غیره داشته است که این موضوع را در محورهای زیر بررسی میکنیم:
الف. در خصوص دین و دینورزی مؤمنان، مصلحان بر خلاف خواست و نیات خود، ساختار مذهب نهادمند و هرگونه نهادگرایی را سست کردند. جنبش اصلاح دین بر امور عملی و انضمامی تأکید داشت، نه بر مسائل متافیزیکی و مرموز. پروتستانها همانند اومانیستهای مسیحی به جای متافیزیک، بر اخلاق تأکید داشتند. آنان اندیشههای فلسفی و فقهی مدارس قرون وسطی را به دیده تحقیر مینگریستند. آنچه در فلسفه ایشان اهمیت داشت، تولد انسان جدید بود. پروتستانها اغلب به جای تفکر نظری، به الهیات عملی و فعالیت در میان جماعت نظر داشتند.331 برای جستجوی نتایج مثبت و عمدی نهضت باید به تعالیم و زندگی نیز نگریست؛ زیرا هر کس ادعای تعالیم پاک دارد. در مسائل زندگی، اصلاحات کاتولیکی، اخاذیهای مالی رایج را برانداخت و نیز داد و ستد اشیای مقدس و افتضاح جنسی را در مورد کشیشان و راهبان. در مورد پروتستانها باید بین اقسام آن فرق نهاد. آناباپتیستها شکل سختگیرانهای را در پیش گرفتند و در رفتارشان که آن را زهدگرایی اینجهانی332 نامیدند، یعنی در حوزه نهادهای سیاست، خانواده، به سختگیری پرداختند. البته آنان از صحنه سیاست رانده شدند. حال جای این سؤال باقی است که نهضت اصلاحات برای دین چه کرد؟ میتوان گفت که نهضت موجب نوعی معنویت و دروننگری عمیقتری در زندگی معنوی شد. نزد لوتر، فرد باید مستقلاً در برابر خدایی قرار گیرد که رهاییدهنده و داور اوست. او اهمیت بیشتری یافت، زیرا باید برای خودش زندگی کند یا برای خودش بمیرد و برای خودش نجات یابد. با این حال، او از آفرینش و ناپاکی خود چنان آگاه شد که هم ارزشها و دعاوی اولیه او بیهوده بود و هم اتکای کاملش بر خالق به وسیله تجربه درونی ایمان بود. پرهیزکاری کاتولیکی هم تحت تأثیر قرار گرفت و داد وستد آمرزشنامه، صلیب، دیدگاههای جادویی دربار? عشای ربانی عملکرد مکانیکی توبه لغو شد.
ب. رواج دانش در میان مردم. نهضت اصلاح دینی در انگلستان و آلمان، فرانسه و اسکاتلند انحصار علم در دست شاهان و کلیسا را شکست و آن را به میان توده مردم آورد که البته به داعی ارتباط مردم با کتاب مقدس و خواندن کلام خدا بود، اما حسن کار در این بود که به آنجا متوقف نشد. به بیان دیگر، تأثیر اصلاحطلبان و جریان ضداصلاحات کاتولیکها بر اروپا از چند جهت بود: آشنا کردن توده مردم در اروپا با معتقدات مسیحی، ترغیب به آموزش چون خواندن و فهم کتاب مقدس برای رستگاری ضرورت داشت، تمایل حاکمان به مجادلات دینی به منظور افزایش قدرت، و سرانجام بروز جنگهایی که علت سیاسی و دینی داشت.333 اهتمام به مسلئه آموزش همگانی که در اصل برای فراهم کردن زمینه لازم برای دسترسی مردم عادی با مفاهیم و مضامین کتابمقدس بود، به این جا محدود نشد. البته این نه بدان معناست که توسعه علم در میان توده مردم از طرف آنان انحصاراً شروع شد. در اواخر قرون وسطی، تأسیس فرق رهبانی فرانسیسی و دومینیکی موجب بسط آموزش و پرورش در اروپا شد. افزایش چشمگیر دانشجویان با تأسیس پانزده دانشگاه در چهار کشور نمونهای از این موضوع است. راهبان در ایجاد مؤسسات جدید درنگ نکردند و کوشیدند تا فوراً در آن جای پایی پیدا کنند.334

ج. شکستن ساختارهای فکری مسلط. از کارکردهای مهم نهضت اصلاح دینی آن است که ساختارهای فکری موجود را که دیرزمانی از شکل گیری آن میگذشت و به سان سدی در برابر افکار نو و تازه عمل کرد، در هم ریخت و خود این مسئله، فی حد نفسه کار بس بزرگی بود که از سوی هر شخص یا جریان فکری که صورت گیرد، اهمیت و ارزش فراوانی دارد. بدون شک، در قرون وسطی یا در هر دوره مشابه یا در هر جامعه مشابه، مهمترین مانع بر سر رشد فکری و تحولات مثبت در ساحت اندیشه، نظامهای دگم و انعطافناپذیر است که سهم و مجالی برای دیگران برای اندیشیدن قائل نیستند. اگر جریانی فکری و اجتماعی بتواند این موانع بزرگ را بر سر راه علم بردارد، چه اینکه خودش در جانب اثبات حرف مهمی داشته باشد یا نباشد، کار کارستانی انجام داده است. سهم لوتر و نهضت اصلاح دینی در فلسفه غرب بدون شک، سهمی اتفاقی بود و آن کمک به فلسفه برای رفتن به سوی خودگردانی و استقلال با تضعیف سلطه کلیسا بود. این در حالی بود که لوتر نه اندیشهای فلسفی داشت و نه بدان علاقهای نشان میداد تا جایی که به قول راسل، قرن شانزدهم پس از لوتر در زمینه فلسفه عقیم بود.335 با این حال، لوتر ترکیب میان مسیحیت و ارسطوگرایی را درهم شکست و همین امر، خدمتی مهم به فلسفه و الهیات بود، اما جانشینهای بلافصل او دوباره این فیلسوف را احیا کردند و مسیحیت گرفتار اخترشناسی منسوخ شد، چنانکه ملانشتون اخترشناسی کپرنیکی را باطل دانست و آن را احیای تئوریهای منسوخ جهان باستان دانست. البته خود لوتر راه را برای بحران الهیات و جهانبینی مدرن گشود و در کتاب صحبتهای سر میز، میگوید که یوشع به “خورشید” دستور داد نه به “زمین” که حرکت نکند. با این حال دعوای اصلی میان علم و دین در دوره بعد از اصلاحات رخ داد که طی آن ادعا شد که دانشی به نام دانش کتابمقدس هست که میتواند با دانش کوپرنیکی رقابت کند. البته شواهد علمی برای نظریه کوپرنیک هنوز کامل و تمام نشده بود و مخالفتهای کالون و لوتر را نباید صرف لجبازی با علم جدید دانست. لوتر به روشنی دریافته بود که توجه به طبیعت از منظر الهیات با نگریستن به آن از منظر علم دو چیز متفاوت است. برای مثال، از منظر دینی نور ماه سمبلی از مراقبت خداوند است اما میپذیرفت که دغدغه ستارهشناس آن است که نشان دهد چگونه نور از خورشید گرفته شده است. نمونه دیگر، موضوع بدنهای آسمانی است که در سفر پیدایش و مزامیر داود 19 آمده است که بیانی علمی نیست، بلکه شکل خودمانی سخن است که برای افراد غیرفرهیخته مناسب است. لوتر میدانست که آسمانهای الهیاتی غیر از آسمانهای نجومی است.336
در مورد ارتباط آیین پروتستان با تجربهگرایی باید گفت که بیاعتمادی پروتستانها به نظریهپردازی و هواداریشان از عقل سلیم و نوعی عملگرایی در برابر ذهنگرایی، موجب برقراری پیوندی میان آن با تجربهگرایی جهان مدرن شد. پروتستانها با اشتغال خاطر به زندگی عملی ناخواسته به تعارض میان دعاوی دنیا و آخرت (جاری در عصر رنسانس) دامن زدند.337

مطلب مرتبط :   استخوانبندی، خلیج، شهری، فیلادلفیا، محورهای، توکیو

د. پیامدهای سیاسی. علاوه بر پیامدهای فکری، نهضت اصلاح دینی خواسته و ناخواسته پیامدهای سیاسی مهمی داشت، به خصوص که نهضت اصلاح دینی شاخههای گوناگونی داشت که هم به اعتبار سردمداران و هم به لحاظ نقاط جغرافیایی مختلف که شرایط و خواستههای گوناگونی داشت، اقتضائات گوناگونی داشت. ‌نهضت مذکور، از یک سو باعث تفرقه دینی در اروپا شد و همین از سوی دیگر، شکلی به اروپا داد که تاکنون کم و بیش همان حفظ شده است. این جنبش برای اروپا حساسیتی نو، اعتقاداتی تازه، و اندوختهای از عقاید سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بیسابقه به وجود آورد و در مرحله بعد، به مهاجرت کشیشها از انگلستان و استعمار امریکای شمالی انجامید338 که خود منشأ تحولات سیاسی زیادی شد. در مجموع، آیین پروتستان به همان اندازه که در ظهور دولتهای مطلقه مؤثر بود، در پیدایش دموکراسی هم؛ تا جایی که گفته میشود جلسه عمومی مؤمنان مدرسه دموکراسی بود. در شیوه کالونی، مؤمنان عضو هر کلیسا و نمایندگانشان دارای حاکمیت روحانی بودند، نه پاپها و اسقفها و پادشاهان. کالونیها با هدف احیای وضعیت کلیسای اولیه، اندیشه انتخاب کارگزاران کلیسا به وسیله مردم، و مشارکت غیرروحانیون در اداره کلیسا را با تأسیس نهاد مشایخ339 پیش بردند.340 آناباپتیستها که اصلاً معتقد بودند که عضویت کلیسا باید داوطلبانه باشد. از نظر سیاسی، کالونیسم سرسختترین فرقهها بود. به قول جیمز، پادشاه انگلستان، کارگزار کلیسای مشایخی نسخه بزرگ روحانی قدیم است. این نتیجه همان نظریه کالون مبنی بر جدایی کلیسا و دولت است، زیرا این نظریه کلیسا را در موضع منتقد نیرومند سیاست دولتی قرار میداد.341
البته لوتر هوادار اندیشهای بود که بر اساس آن، نهاد دین نه وابسته، بلکه دنبالهرو حکومت بود. ایمان فرد مسیحی با سیاست ارتباطی ندارد و وظیفه مسیحی، گردن نهادن به اقتدار قانونی است. وی با اعلام این که آموزههای ما حقوق و اختیارات کاملی برای حاکم دنیوی در نظر گرفته، اتحادی میان دولت و کلیسا ایجاد کرد که کلیسا در آن تابع دولت بود و این کاری بود که هیچ پاپی نکرد و همین سیستم تا زمان حاضر نیز ادامه یافته است. بعضی از محققان مانند لاگارد معتقدند که اندیشههای مصلحان از دو طریق راه دولتهای استبدادی را گشودند، یکی با رهاندن دولت از قیود اخلاقیمذهبی و دیگری با بدل ساختن دولت به وجودی صالح و دارای رسالت.342
نهضت اصلاح دینی گر چه رشته جنگهای طولانی را موجب شد، اما همین خستگی از جنگهای مذهبی به رشد آزادی مذهبی انجامید و این یکی از مبادی و منابع نهضتی شد که لیبرالیسم قرن هیجده و نوزده را به دنبال آورد.343 از سوی دیگر، مصلحان در ادار? کلیسا شیوههایی را برگزیدند که طبعاً پیامدهای مهم سیاسی داشت. پروتستانها در سده شانزدهم پشتیبان دولت مطلقه و ناسیونالیزم بودند و به امیران و فرمانروایان به دیده همدستان طبیعی خود مینگریستند، زیرا در برابر کلیسای کاتولیک و جناح چپ اصلاحات به پشتوانهای محکم نیاز داشتند. پروتستانها با این اعتقاد که فرمانروایان باید کشیشان را مانند سایر صاحبمنصبان دولتی، منصوب کنند، نوعی کیش پرستش اقتدار سلطنتی را رایج ساختند و کار به جایی رسید که در آلمان و اسکاندیناوی و انگلستان عصر لوتر، کلیسا به یکی از ادارات دولتی تبدیل شد و البته بسیاری از املاک کلیسا مصادره و صومعهها بسته شد. رومیان 13 متن سیاسی مطلوب ایشان شد که بر پایه آن، قدرتهای موجود به حکم خداوند برقرارند.344 منطق الهیاتی پروتستانها نیز به سود حاکمان بود. با نفی تمایز میان روحانیت و مردم و انکار اینکه کشیش کلید بهشت را در اختیار دارد و این افراد طبقهای ممتاز و منحازند که البته از معافیتهای قانونی و دولتی برخوردارند، مهمترین مانع بر سر راه دولت غیردینی (سیطره کلیسا کاتولیک روم) از سر راه برداشته شد. لوتر روحانی را به کارگزاری تنزل داد که تنها امتیازش کارکردش است نه منصبش. به علاوه، وی تعداد شعایر دینی را از هفت مورد به دو مورد تنزل داد.
به این نکته نیز باید توجه داشت که رابطه نهضت اصلاح دینی با جهان سیاست رابطهای دو طرفه بود نه یک طرفه. برای نمونه، ساختارهای سیاسی و اجتماعی آلمان نقش مهمی در موفقیتهای این جنبش داشت. جنوب آلمان سرزمین شهرها بود و نیز جوامع خودمختار سیاسی که دارای اعتماد به نفس بودند. در اینجا تاجران و صنعتگران و جوامع آنها فرصت داشتند که ابراز وجود کنند. برای آنان پیام انجیل جذابیت انکارناپذیری داشت. جرگهسالاران شهری که شوراهای شهر را در دست داشتند، اغلب خاموش بودند و از همراهی با این نهضت که مورد تأیید امپراتور نبود، بیم داشتند اما به دنبال اجلاس در دیت ورمز، چارلز از اسپانیا جدا شد و در غیبت او قدرت سیاسیای نبود که نهضت را سرکوب کند. در چنین شرایطی حاکمان شهرهای آلمان میتوانستند خردمندی و تسلیم و تمایل به فشارهای داخلی برای پذیرش برنامه انجیلی را مشاهده کنند، به خصوص آنگاه که این فرصت را به آنها میداد تا ساختارهای کلیساهای محلی را تبدیل کنند.345 خود تضاد میان مراکز قدرت دینی و سیاسی و کشمکشهای میان آنان نیز تاثیر مثبت در پیشبرد اهداف نهضت داشت، خواه از این جهت که آنها را به خود مشغول کرده بود و همین حاشیه امن و فضا وفرصت مناسبی برای مصلحان ایجاد کرده بود و خواه از این جهت که نوعی ائتلاف میان صاحبان قدرت و مصلحان، موجب شد که ابزار قدرت سیاسی در خدمت اهداف فکری و دینی قرار گیرد.
البته اختلاف زیاد بر سر این که دین چه جایگاه و نقشی در اجتماع دارد و این که آیا متکفل امر دنیا نیز هست یا صرفا باید به امر آخرت و اصلاح اخلاقی انسانها بپردازد، موجب اختلاف در منش و روش مصلحان بود. در حالی که کسانی در اردوگاه اصلاحات دینی معتقد بودند که رسالتی برای اصلاح در امور دنیا و آخرت دارند و باید جوابگوی خواستههای حقطلبانه و عدالتخواهانه مردم شد، لوتر با طرح موضوع دو قلمرو و دو پادشاهی، که یکی قلمرو دنیایی346 است و شامل خانواده، تعلیم و تربیت، مراکز علمی و اقتصاد و سیاست میشود و دیگری قلمرو معنوی،347 معتقد بود که هر یک از این دو قلمرو، مرز مشخصی دارد و با آن که دیدگاهی تمامیتخواه در مورد جایگاه دین داشت، بر این باور بود که دخالت در کار دنیا و جهان تا حدی است که انجیل مشخص کرده است و از سوی دیگر اصلاحات او برای سامان دادن به آیینها و شعایر و معقتدات دینی است نه اصلاح امر جهان. از نکات جالب دیگر در نهضت اصلاحات آن است که حتی در قیام دهقانان علیه بهرهکشیهای نظام فئودالی، نگاه به پیش نبود، بلکه آنان آرمانشان را در گذشتهای

مطلب مرتبط :   آهن، بزرگراه، رودخانه، مبداء، کیلومتر،، شهری