وی ابوصالح باذان یا باذام بصری از تابعین مشهور است، محمد بن سائب کلبی صاحب تفسیر الآتی از او زیاد روایت کرده است. او از شیعیان ثقه میباشد.586 شیخ مفید در کتاب کافئه خود( الکافئه فی ابطال الخاطئه) بعد از حدیثی که سندش این طور است: ابان من عثمان عن اخلج عن ابی صالح عن ابن عباس الخ میگوید: این حدیث صحیح الاسناد و واضح الطریق جلیل الرّواه است. اگر او از ثقات شیعه نبود برکسی که آگاه به اصول علم جرح و تعدیل است مخفی نمینماند587 عامر شعبی نسبت به ابوصالح معترض بود و به او میگفت:« تفسّر القرآن…» تو قرآن تفسیر میکنی درحالی که نمیتوانی قرآن بخوانی. این مطلب به دلیل اعجمی بودن وی است که نمیتوانست قرآن را مانند اعراب بخواند. وی به عکرمه میگفت:« مولای من علی(ع) اعلم از مولای تو ابن عباس است.588
3-10-1-3-3-گروهی دیگر از مفسران قرن دوم به بعد
1-عطاء بن ابی سلمه خراسانی(؟)
2- محمد بن سائب کلبی(146ه)
3- علی بن ابی طلحه( 146ه)
4- قیس بن مسلم کوفی(؟)
5- سلیمان بن مهران( 148ه)
6-مقاتل بن سلیمان ازدی خراسانی(150ه)
7- ضحاک بن مزاحم هلالی( 105-102)
7- عطیه بن سید عوفی جدلی کوفه( 111ه).

3-10-1-5-انواع روشهای تفسیری
قرآنپژوهان و مفسران، روشهای تفسیری را براساس معیارهای متعددی، تقسیمبندی کردهاند، از جمله( معیار مذهب تفسیری، تخصص علمی مفسران، اعتبار تفسیر589 و منابع و مستندات تفسیر و…). بررسی معیارهای مذکور، نشان میدهد که هیچ یک، به اندازهی منابع و مستندات تفسیر، برای تعیین چگونگی کشف مقاصد آیات قرآن، مفید نمیباشد. چرا که منابع و مستندات تفسیر، به منزلهی ابزار مفسر در آیات است که مفسر براساس آنها، کلام خود را به عنوان تفسیر کلام خدا و معنی و مقصود آیات الهی قلمداد میکند و معیارهای دیگر چون گرایشهای مذهبی یا تخصصی علمی مفسر، جنبهی نظری داشته و به اندازهی منابع مفسر مؤثر نمیباشند. روشهای تفسیر – براساس منابع تفسیری- به صورتهای مختلفی، تقسیم شده است.
برخی آن را به« تفسیر مأثور و تفسیر به رأی» تقسیم میکند.590 و برخی نیز آن را به روش تفسیر نقلی، تفسیر به رأی، تفسیر اجتهادی و عقلی، اشاری، رمزی، جامع ، هرمنوتیک، قرآن به قرآن و … تنظیم مینمایند. از جمله تقسیمبندی جامع دربارهی روشهای تفسیری میتوان به تقسیمبندی آیت الله معرفت اشاره کرد.591
الف)تفسیر مأثور، که شامل تفسیر قرآن به قرآن، تفسیر قرآن به سنت، تفسیر قرآن به سخنان صحابه، تفسیر قرآن به سخنان تابعین است.
ب)تفسیر اجتهادی که براساس نظر و استدلال عقلانی است و با توجه به قدرت علمی و فنون و علوم مفسران به سبکهای مختلف تقسیم میشود، از جمله سبک مذهبی، کلامی، صوفی، عرفانی( باطنی)، فلسفی، لغوی و ادبی و …
1-تفسیر مأثور( روایی)
تفسیر نقلی عبارت است از تفسیر قرآن براساس احادیث و روایات منقول از حضرت رسول اکرم(ص) و روایات و احادیث منقول از صحابه و تابعین( از نظر اهل سنت) و روایات منقول از ائمه طاهرین(ع) از نظر شیعه که از زمان پیامبر(ص) شروع گردید و میتوان آن را به عنوان اصیلترین شکل تفسیر و ریشهدارترین طریق درک معانی و معارف آیات قرآن در میان دانشمندان اولیه علوم اسلامی به شمار آورد. زیرا اعتماد مسلمانان در فهم قرآن به احادیث و روایاتی بوده که از پیامبر(ص) ، ائمه(ع) ،یاران و اصحابشان در مورد تفسیر قرآن نقل شده است. به دلیل اتصال تفسیر نقلی به منبع وحی، از طریق نقل و سماع حدیث، نزدیکترین و سالمترین راه وصول به حقایق قرآنی را انتخاب کردند و کمتر احتجاج به اجتهاد شخصی و تعقل و تفکر داشتند و نخستین دورهی تفسیر قرآن و همچنین گرایش مفسران اولیه این روش را ایجاب مینموده است.
بررسی منحنی نوسانات تاریخ علم تفسیر روشنگر این واقعیت است که گر چه روش( تفسیر نقلی) به دلایل شرایط فوق پدید آمد ولی پس از مدتی نفوذ خود را از دست داد و جای خود را به روش( تفسیر به رأی) سپرد. ولی پس از مدتی به دلیل تندرویهایی که در زمینه اعمال نظریه اصالت عقل و اعتماد آرای ظنی و اجتهادی به عمل آمد بار دیگر روش« تفسیر نقلی» به عنوان عکس العمل تندرویهای مزبور احیا شده از نو جانی تازه به خود گرفت».592حال گاهی از روایت به عنوان روش تفسیر استفاده میشود یعنی روایت به عنوان منبع در تفسیر قرار میگیرد و گاهی هم روایات بر فکر مفسر تأثیر گذارده و جهتگیری خاصی در تفسیر شکل میگیرد که در این نوع بیشتر شخص مفسر و افکار او مطرح است.593
در بیان آسیبشناسی تفسیر مأثور، وجود اسرائلیات و احادیث جعلی به عنوان آسیب جدی این روش مطرح است که از قوت این روش تفسیری میکاهد و شایسته است که این احادیث( جعلی و اسرائلیات) از سایر احادیث تفکیک شود.
2-تفسیر عقلی( اجتهادی)
قبل از ورود در بررسی این نوع تفسیر، لازم است منظور از عقل را در این بحث مشخص سازیم. مراد از عقل در اینجا همان قوهی ادراک آدمی است که حکم به حُسن و بایسته بودن افعال یا قبح و نبایسته بودن افعال میدهد. با انتساب این حکم به شارع مقدس تکلیف آدمی را در امور نسبت به خداوند مشخص میسازیم و این احکام عقلی اعم از مستقلات عقلی و غیر مستقلات عقلی میباشد که عقل آدمی با بیان ملازمه بین حکمی که از راه شرع و یا عقل ثابت گردیده است و با حکم شرعی و عقلی دیگری و ریختن آن در قالب یک قیاس منطقی به حکم تکلیفی خود در مقابل شارع مقدس دست مییابد. لکن بین مسلمانان در بیان صلاحیت عقل بر استدلال در دسترسی به حکم شرعی اختلاف وجود دارد به این صورت که امامیه و معتزله حکم عقل را به عنوان طریقی جهت نیل به حکم شرعی و دستیابی به واقع و نفس الامر احکام شرعی قبول دارند و لکن دسته دیگری از مسلمانان به نام اشاعره میگویند که تکلیف منشأ آن حکم شارع است نه عقل مثلاً: حکم به وجوب« معرفت خداوند» را شرعی میدانند، نه عقلی که البته در این مسئله جمعی از اخباریین از امامیه نیز با آنها هم صدا میباشند.
سیر تدریجی تفسیر عقلی از قرن دوم آغاز و در قرن 4 و 6 به اوج رسید. منظور از تفسیر عقلی، تبیین و تفسیر آیات قرآنی براساس روش تعقلی است. در این روش با تدبر و تعمق در قرآن و درک مفاهیم و معانی آیات بوسیله« عقل» که خود حجت باطنی و پیامبر درونی در وجود انسان است، محقق میشود. این موضوع نیز مورد تأیید قرآن کریم است و برای نمونه آیاتی از قرآن کریم که بیانگر این مطلب است را بیان مینمائیم. آل عمران/ 118؛ انبیاء/ 22، نساء/ 82، نحل/ 6.
این نوع تفسیر در حقیقت در مقابله با تفسیر به رأی که براساس هوای نفس و بدعت میباشد بوجود آمده است و مراد از آن روشی است که در آن با تکیه بر قواعد قطعی عقلی به شرح و معانی آیات قرآن کریم پرداخته و با تدبّر و تعقل در مضامین آیات به بیان ملازمات قطعی منبعث از ظواهر لفظ میپردازد.
این روش در حقیقت حد وسط تفسیر به رأی و تفسیر نقلی است و از عهد صحابه و تابعین با کمی بعد از تفسیر نقلی آغاز شد.
در این روش مفسر علوم زیادی را به عنوان مقدمه تفسیر باید دارا باشد، از جمله : ادبیات عرب در سطح عالی، اسباب النزول، ناسخ و منسوخ، مجمل و مبین، مطلق و مقید، عام و خاص، محکم و متشابه، علم الحدیث( اعم از رجال و درایه الحدیث)، که عموماً در کتب علوم قرآنی و مقدمه غالب تفاسیر مورد بحث قرار گرفته است.
بنابراین نتیجه میگیریم که قرآن برخلاف عقاید باطل اهل تبحر، استدلال و استنباط و تعمق در آیات را تجویز میکند. صحیحترین روش تفسیر قرآن روشی است که از امکانات سه گانه یعنی« تدبر، سنت و قرآن» استفاده نماید.

مطلب مرتبط :   فلسفه، دینی، تفقه، فلسفی، تجربی،، حکمتدرباره:مقاله با کلمه کلیدی

3-10-1-6-مصادر تفسیر در عصر تابعین
در این دوره مفسرین در فهم کتابالله تعالی بر آن چه از خود کتاب و نیز آنچه صحابه از رسول خدا روایت نمودهاند و نیز آنچه از خود صحابه روایت شده و نیز آنچه از اهل کتاب گرفتهاند و نیز از طریق اجتهاد و رأی اعتماد مینمودند.594 راجع به چهار مصدر اول، و در مورد اجتهاد تابعین باید گفت که ما بسیاری از اقوال آنها را در کتب تفسیری ملاحظه میکنیم، اقوالی که نظر شخصی آنها میباشد و آن در مواردی است که خبری از پیامبر(ص) و یا صحابه دریافت نکردهاند.595
در بحثهای قبلی بیان شد که: پیامبر(ص) و صحابه تمام قرآن را تفسیر نکردند و فقط به تفسیر مطالب پیچیده آن اکتفا نمودند. اما با گذشت زمان مطالب واضح آن عصر نیز بر مسلمین عصور بعدی مشکل میآمد و در نتیجه مفسرین مجبور به اعمال نظر و استنباط شخصی میشدند.
بنابراین در این دوره باب اجتهاد و رأی باز شد و مفسرین علاوه بر آنچه از صحابه دریافت نموده بودند، رأی و نظر خود را نیز به کار میبستند و هر چقدر این باب بازتر میشد دیدگاهها و نظریات نیز بیشتر میگردید. و به همین دلیل است که در این دوره اختلاف نظرهایی را مشاهده مینمائیم و مدارس متعددی بوجود آمد که در این میان مدرسه عراق در باب اجتهاد و رأی نسبت به دو مکتب دیگر همانطور که قبلاً بیان کردیم، جلوتر بود. در اینجا به نمونهای از روش تفسیری موالی میپردازیم:
3-10-1-7- بیان روش تفسیری برخی از موالی
1-روش تفسیری سعید بن جبیر
سعید بن جبیر از ارادتمندان به اهل بیت علیهم السلام است و روش او تفسیری ویک روش اجتهادی- روایی است. در تفسیر خود به رأی و اندیشه و روایات توجه دارد. همچنین جدا از آنچه که از ائمه اطهار علیهم السلام و صحابه آموخته است در علوم قرآن نیز تبحر دارد و هنگام تفسیر آیات از علوم قرآن کمک میگیرد. وی علم قرائت را از صحابه آموخته و قرائت صحابه را میداند. و گاهی در برخی آیات قرائتی دارد که تنها منحصر به خود اوست.
روش تفسیر سعید بن جبیر در بیان اسباب النزول یک تفسیر روایی است و به آنچه از صحابه و ائمه شنیده است اکتفا میکند و همان را نقل میکند؛ و تفسیر وی در این زمینه یک تفسیر روایی است. اما زمانی که آیه را با توجه به سیاق کلمات یا جملات و آیات تفسیر میکند، تفسیرش تفسیر اجتهادی و روشمند است . گاهی علاوه بر آنکه در فهم آیه به عقل و اندیشه اکتفا و برای بیان صحت گفتار و رأی خود به احادیث و روایات تمسک میکند. از آن جمله در تفسیر آیه 68/ سوره فرقان میگوید: مراد از نفس در این آیه، نفس مؤمن است.
1-1-قرائت
سعید بن جبیر از عالمان و بزرگان علم قرائت است که قرائت را از ابنعباس اخذ کرده است. همچنین وی قرائت صحابه را جمعآوری کرده است؛ اسماعیل بن عبدالملک میگوید: سعید بن جبیر در ماه مبارک رمضان یک شب به قرائت عبدالله بن مسعود و شبی دیگر به قرائت زید بن ثابت و شب بعد به قرائت دیگری میخواند.596
برخی قراءات مختص اوست. ما تعجبیه تنها در دو آیه وارد شده است: عبس/ 17؛ بقره/ 175؛ اما سعید بن جبیر « ما» در آیه انفطار/ 6( ما اغرک)، را « ما» تعجبیه قرائت کرده است.597
وی سوره بقره/ آیه 184 را به صورت «و علی الذین یطوّقونه» قرائت کرده است. این موارد نشان میدهد، سعید بن جبیر در تفسیر خود به مسئله قرائت توجه داشته است.
1-2-اسباب النزول
سعید بن جبیر از مراجعی است که مفسران و علاقهمندان به قرآن کریم برای اطلاع از سبب نزول آیات به وی مراجعه میکردند.
بیشتر سبب نزولها را وی از ابنعباس آموخته است اما در برخی موارد هم سبب نزولی را که ذکر مینماید متفاوت با سبب نزولی است که استادش ابنعباس نقل مینماید به عنوان نمونه ابنعباس سبب نزول آیه 82/ سوره مائده را اینگونه بیان میکند کسانی که به رسول خدا (ص) ایمان آورده بودند در اوایل بعثت در تنگنا و فشار قرار داشتند. پیامبر برای حفظ این دسته کوچک و تهیه پایگاهی برای مسلمانان در بیرون حجاز به آنان دستور مهاجرت داد و حبشه را برای این مقصود انتخاب نمود و گفت آنجا زمامدار صالحی است که از ستم و ستمگری جلوگیری میکند شما آنجا بروید تا خدا فرصت مناسبی در اختیار ما بگذارد. وقتی این گروه وارد حبشه شدند مورد اکرام قرار گرفتند. نجاشی از جعفر پرسید: آیا چیزی از آیاتی که بر پیامبر شما نازل شده است حفظ داری؟ جعفر گفت: آری. سپس شروع به خواندن سوره مریم کرد. آیات اثر عجیبی گذاشت تا آنجا که قطرههای اشک شوق از دیدگان دانشمندان مسیحی سرازیر گشت این بود که این آیات نازل شد.
در کتاب الدرالمنثور، عبد بن حمید و ابن منذر و ابن ابی حاتم و ابوشیخ و ابن مردویه از سعید بن جبیر نقل میکنند که در تفسیر همین آیه گفته است: مراد از این کشیشان و راهبان تنها فرستادگان نجاشی هستند که آنان را از حبشه به سوی رسول الله(ص) گسیل داشت، تا آن جناب را از اسلام آوردنش آگهی دهند، و آنان هفتاد نفر از رجال علمی کشورش بودند که در بین تمام علمای حبشه هم از جهت سن و هم از جهت شهرت از سایرین برتری داشتند و بنا بر نقل دیگر نجاشی از برگزیدگان اصحاب خود سی نفر را به حضور رسول الله(ص) گسیل داشت، وقتی فرستادگان نجاشی به مدینه آمده حضور رسول الله(ص) راه یافتند، حضرت برای آنها سوره یاسین را تلاوت کرد، به محضی که گوشهایشان به صوت دلنشین آن جناب و به کلام دلنشین خدا آشنا شد به و به حقانیت آن پی بردند، خدای تعالی در حقشان این آیه را نازل کرد.
سعید بن جبیر سبب نزول آیه 36/ انفال را ابوسفیان میداند و میگوید این آیهها درباره ابوسفیان نازل شده است. وی در جنگ احد، غیر از عرب، دو هزار نفر از حبشیها را برای جنگ