بارزترین عامل در پویایی و بالندگی کالبدی شهرواحه‌های سغد، ماندگاری و عدم تغییر موقعیت مکانی آنها به شمار می‌آید. این امر را مقدسی با شیواترین بیان توضیح داده است. او تفاوتی میان سمرقند و بخارا نمی‌بیند و شاه‌نشین بودن بخارا در زمان سامانیان را دلیلِ معتبرتر بودن آن از سمرقند نمی‌داند اما توضیح می‌دهد که به نسبت دیگر شهرهای ایران، این شهرها با هم رشد می‌کنند و هیچ‌گاه جای یکدیگر را نمی‌گیرند.791 در آغاز مرکنده (سمرقند) مهم‌تر از ریامیثن و بومجکث (دو جایگاه باستانی بخارا) بود، در دوران کوشانیان و هپتالیان ویهاره (بخارا) مرکزیت یافت، اما در قرون نخستین اسلامی سمرقند دوباره به مرکز سیاسی تبدیل شد. چنان که امیر اسماعیل سامانی پس از پیروزی بر برادرش در سمرقند دوباره بخارا را مرکز سیاسی، اقتصادی و فرهنگی قرار داد و این امر بیش و کم تا زمانی که امیر تیمور کش و سمرقند را به مرتبتی بالاتر از بخارا رساند ادامه داشت. از آن پس، دوباره بخارا موقعیت گذشته را نسبت به سمرقند بازیافت و توانست آن را حفظ کند. این سخن دربار? دیگر شهر پهن? شمالی ازبکستانِ امروزی یعنی چاچ (تاشکند) که در برابر سمرقند و بخارا مرکزیت سیاسی یافته است نیز صادق است. بدین سان شهرواحه‌های سغد سرنوشتی در پیوند با یکدیگر و ناگسستنی داشته‌اند و متناسب با شرایط اقلیمی، طبیعی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی این دیار بالیده و اثرگذاری داشته‌اند.
شهرهای سغد در گرو شرایط مساعد طبیعی و نوع اقلیم کناره‌های رود سغد، زمین? بالندگی و شکوفایی خود را فراهم کردند. آنچه از بررسی نام و نشان این دیار به دست می‌آید، پیوند ناگسستنی آن با مفهوم شهر است. این مسئله، نخستین نشانه از پیدایش شهرواحه‌های این دیار در معنای اسطوره‌ای و تاریخی آن به شمار می‌رود. این سرزمین تا آن جا که نشانه‌های تاریخی گواهی می‌دهد، تحولات خود را در پیوند با سیر تاریخی دیگر بخش‌های ایران‌زمین سپری کرده است. شهر و شهر‌نشینی در سرزمین زرخیز زرافشان (سغد)، همواره در شرایطی ویژه بالندگی یافته است که دست‌کم در دو مقول? تاریخی می‌گنجند؛ از یک سو، نقش راه‌های تجاری که باعث می‌شدند همواره این دیار به صورت محل تلاقی فرهنگ‌های ایرانی و غیرایرانی درآید و از سوی دیگر تداوم نظام و سنت‌های دهقانی آنهم در سرزمینی که همواره در برابر یورش‌های ویرانگر صحرانشینان شرقی قرار داشته است.
ساخت شهرهای این دیار همواره متکی بر الگوهای شهرسازی و معماری ایرانی و بیش‌و‌کم با تأثیرپذیری از شرایط طبیعی ویژ? این سرزمین و تا ‌اندازه‌ای برگرفته از نقش تجاری و فرهنگی راه‌ها و نیز ساختار اجتماعی و فرهنگی ساکنان این دیار، بوده است. گردونه‌ای از حضور اثرگذار تفکرات مذهبی مانند زرتشتی، مانوی، بودایی، اسلامی و… همواره آرایش ظاهری شهر را در همان نقطه و خاستگاه کهن، به وجود آورده است. از این‌رو اگرچه شهرها متأثر از جایگاه قرار گرفتن در پهن? رود سغد و با استفاده از رودها (اریق‌ها)، حوض‌ها و بندها کالبد خود را نمایان می‌سازند، اما شهرواحه‌های سغد متأثر از شرایط فرهنگی (مانند تنوع تاریخی مذهب) و ساختار کهن و پابرجای اجتماعی (مانند نظام دهقانی) و در عین حال برگرفته از ساختار حاکم بر شیوه‌های معیشت و اقتصاد شهری (مانند تجارت و نقش بازار، اصناف و تولیدات صنعتی و کشاورزی و…)، همواره آرایش یافته و تداوم خود را در میان ریگستان‌های پهناور آن دیار حفظ کرده‌اند.

فصل سوم

بخارا نمونه‌ای از شهرسازی و شکوفایی شهرنشینی

1. خاستگاهِ شهر بخارا بر اساس پیشین? نام
نام بخارا ریشه در خاستگاه فرهنگی و تجاری آن دارد. از بررسی پیشین? نام این شهر می‌توان به کارکرد آغازین آن پی برد. میان شهرنشینی در این بخش از رود سغد، با اهداف آغازین مذهبی چنان پیوندی برقرار بوده که دست کم در سه دور? مذهبی بودایی، زرتشتی و اسلامی این پیوند را حفظ کرد و از دور? سامانیان تا به امروز، بخارای اسلامی هنوز هویت فرهنگی خود را حفظ کرده است.
بخارا که به تعبیر منابع تاریخی و جغرافیایی سد? چهارم قمری، مجموعه‌ای از دهکده‌ها، واحه‌ها، ریگستان‌ها و شهرها را دربرگرفته بود، چنان با رود سغد (زرافشان) پیوند یافته است که در آن زمان مردم سغد، آن را رود بخارا می‌نامیدند.792 ریچارد فرای793 احتمال می‌دهد که نام بخارا از واژ? سغدی بُخارک794 گرفته شده باشد که واژ? ترکی بقارق795 به معنی “مکان خوش” (نزهت‌انگیز)، برگرفته از آن است. وی همچنین بیان می‌کند که نام بخارا با نام بُخار796، شهری در ایالت بیهار797 هند بی‌ارتباط نیست. بدین معنی که هر دو نام بخارا و بُخار برگرفته از واژ? ویهارا798 باشند؛ نامی که به دیرهای بودایی داده می‌شود.799 این تعبیر به سخن عطاملک جوینی بسیار نزدیک است: “اشتقاق بخارا از بخار است که به لغت بت‌پرستان اُیغور و ختای، نزدیک است که معابد ایشان که موضع بتان است، بُخار گویند”.800
نام بخارا در نوشته‌های چینی “بوُ- هو- لا”801، “بوُ- هوُئو”، “بوُ- هو”، “بوُ- هوُا” و “بوُ-‌ها- رِه” نوشته شده و برتشنایدر802 هم? این نام‌ها را با توصیف‌های سفرنامه‌نویسان و گزارشگران چینی دربار? نام بخارا منطبق می‌داند. وی معتقد است که نام بخارا در تاریخنامه‌های چینی، نخستین بار در سد? هفتم میلادی (یکم قمری) بیان شده است.803 این سخن مبتنی است بر سفرنام? زائر بودایی چینی، هسیوآن تسانگ804 که در حدود سال 630 میلادی (9 ق) به بخش‌های شرقی ایران سفر کرد و گزارش او در واقع قدیم‌ترین متن تاریخ‌داری است که نام بخارا در آن دیده می‌شود.805
روی سکه‌های بدون تاریخ مربوط به پیش از گزارش هسیوآن نیز نام شاه بخارا با پسوند کانا (کو= کی) و به معنی “شاهنشاه بخارا” به کار رفته است.806 از آن جا که واژه‌های “بو-هو” و “بوخو” صورت‌هایی از نام بخارا در منابع چینی هستند، فرای و رضا بر اساس واژه‌های به‌کار‌رفته در سکه‌های ضرب‌شده در این شهر مربوط به سده‌های پایانی عصر ساسانیان، همچنین واژه‌های متون تاریخی و پژوهش‌های جدید، نتیجه‌گیری می‌کنند که واژه‌هایی مانند “کخارا”، “پوخو”، “پو-خوئو”، “پوخار”، “فوخار”، “بوخو”، “بوکار”807 و… همه صورت‌های متفاوت و تقریباً یک‌ریشه‌ای از نام بخارا و برگرفته از متون سغدی در دوره‌های گوناگون هستند.808
در برخی از متون سغدی نام دهکده‌ها و آبادی‌های پیرامون بخارا با نام امروزی آنها بیش و کم همخوانی دارد که از آن میان است: واردانا (= واردان= وردانه)؛ شاهبای (= شاه‌باش)؛ پایکند (= بیکند= شارستان روئین)؛ کاسکند (= کاشکان= کاشی‌کند) که نمون? آن را می‌توان در اسناد سغدی اوایل سد? سوم میلادی مربوط به نواحی تور و شایتال در بخش شمالی قلمرو کوشانیان ملاحظه کرد.809
جغرافی‌دانان و مورخان دور? اسلامی، نُموجَکْث810، بوُمجکث (بُمْجکث)811، بُمْجِکَث812 را نام کهن بخارا دانسته‌اند و لسترنج از آن میان، نومجکث (نموجکث) را درست‌تر تشخیص داده است.813 برخی نیز آن را ساخته‌شده توسط جم معنی کرده‌اند که خاستگاه اسطوره‌ای این شهر را نمایان می‌سازد.814
بمجکث در واقع می‌تواند نام یکی از پنج شهر مهم بخارا در درون باروی بزرگ باشد که “طواویس” (جمع طاووس)، “نمجکث” (بمجکث)، “زندنه”، “مغکان” و “خجاده” (خجده)، خوانده می‌شدند و اصطخری به درستی این شهر را در چهار فرسنگی راه بخارا به طواویس دانسته است.815 نرشخی “نیمجکث” و “بومسکت” را همان بخارا دانسته اما نام بخارا را معروف‌تر از هم? نام‌ها معرفی می‌کند.816 ریچارد فرای بر اساس مطالع? نقشه‌های اسلامی در قرون میانه معتقد است که بمجکث به ارگ بخارا اطلاق می‌شده است.817 منابع تاریخی بیان کرده‌اند که کانال یا نهری کهندژ را از ماخ جدا می‌کرده است. فرای ماخ را همان مغاک دوران اسلامی به معنای گودال دانسته و آن را معبدی قدیمی (آتشکده) می‌داند که به مسجد تبدیل شد و هنوز هم، مسجد مغاک عطار خوانده می‌شود. او در نهایت نتیجه می‌گیرد که “بخارا، یعنی مساکنی که در اطراف بازار و معبد ماخ بوده، با بمجکث فرق داشته و آن دو بعدها یکی شده‌اند”.818 تحلیل فرای مبتنی است بر سخن نرشخی که در بیان رویدادهای زمان ابومسلم خراسانی، می‌گوید: “زیاد بن صالح، به دَرِ ماخ (که) حالا مسجد مغاک خوانند، فرود آمد،‌ اندر لب رود و بفرمود تا اندر شهر آتش زدند”. اگرچه نرشخی در جای دیگر نیز همان نام مسجد ماخ را به کار می‌برد و جایگاه اصلی آن را به نام بازار ماخ (ماخ‌روز)، بازار بت‌فروشی معرفی کرده است.819
لسترنج با اشاره به منابع سد? چهارم و پنجم قمری، از نام “ریامیثن” یاد کرده و آن را به خرابه‌های بخارای کهنه یعنی بخارای پیش از اسلام اطلاق می‌کند.820 اصطخری “رامیثنه” را رودی می‌داند که به شهر یا روستایی به همین نام می‌رسد و مقدسی اریامیثن را جزو شهرهای نموجکث (بخارا) دانسته است.821 نرشخی رامیتن را از بخارا قدیم‌تر دانسته که “از قدیم باز مقام پادشاهان است و بعد از آن که بخارا شهر شده است، پادشاهانشان زمستان بدین دیهه باشیده‌اند”. نرشخی بنای آن را به افراسیاب نسبت می‌دهد.822 بارتولد نیز که آگاهی‌های تاریخی او دربار? بخارا، بیش‌تر بر اساس کتاب نرشخی است، “رَمیثن” را “بخارای قدیم” و مقر باستانی امرای بخارا و کاخ زمستانی آنان دانسته است.823
پیداست که در زمان هخامنشیان نام بخارا به کار نمی‌رفت بلکه سغد (گَوَ سغد) هم? منطقه را با شهرهای کوچک و بزرگ آن، از جمله سمرقند (مَرکندَ) را دربرمی‌گرفت. بر همین اساس حتی در سیر لشکرکشی اسکندر به آن محدوده که با بسوس824 در بلخ و اخیارتس825 و اسپی‌تامنس826 (بزرگان سغد) درگیر شد، به هیچ یک از نام‌های پیش‌گفته برای بخارا اشاره نشده است، اما پیداست که با شکست این متحدان از اسکندر، اسپی‌تامنس به سوی منطقه‌ای که بخارا خوانده می‌شود عقب نشست.827 در دیگر دوره‌ها نیز نام بخارا در متون کهن نیامده است تا این که منابع بودایی- چینی و منابع دوران اسلامی به شرحی که گذشت نام‌هایی چند را برای آن به کار می‌برند.
نرشخی که مهم‌ترین کتاب را پیرامون بخارا نوشته است، از نام‌های “مدینه الصفریه یعنی شارستان روئین828 و مدینه التجار یعنی شهر بازرگانان” یاد کرده، اما مهم‌ترین فخر بخارا را به استناد حدیثی از پیامبر اکرم(ص) می‌داند که این شهر را “فاخره” خواند: “از بهر آن که بخارا روز قیامت بر هم? شهرها فخر کند به بسیاری شهید”.829 از مهم‌ترین القابی که در منابع تاریخی برای این شهر به کار رفته قبه الاسلام الشرق است که در واقع نقش نمادین آن را در گسترش اسلام در سرزمین سغد و بخش‌های گوناگون ماوراءالنهر بیان می‌کند. فرای معتقد است به دلیل حضور شاعران و ادیبان، فقیهان، دانشمندان و وزیران نامدار دور? سامانی در بخارا این شهر به قبه الاسلام شهرت یافت.830 همچنین است بخارای شریف831 که در قرون متأخر اطلاق شد. این شهر در روزگار شکوهمندی سامانیان دارالملک (دارملک ماوراءالنهر و خراسان) خوانده می‌شد.

مطلب مرتبط :   تیمار، برگهای، کلروفیل، آبیاری، شوری، al.,

2. بخارا (پیشین? شهرنشینی از آغاز تا دور? سامانیان)
چنان که از وضعیت طبیعی رودخان? سغد (زرافشان) برمی‌آید، نخستین ساکنان پیرامون آن می‌بایستی از سمرقند تا بخارا و بیکند، سواحل رود را برای استقرار موقت و دائم خود انتخاب کرده باشند، از این رو گمان مسلم آن است که از دوره‌های سه‌گان? پارینه‌سنگی (قدیم، میانی و جدید) آثاری از دور? استقرار، به دست آید. چنان که پیش از این بیان شد کاوش‌های باستان‌شناسان روسی، در پیرامون بخارا و در منطق? بخارای شرقی و غربی (در امتداد سفلای رودخانه)، گواه از آن دارد که پایگاه‌های فرهنگی آنجا آثاری از دور? پارینه‌سنگی تا پایان دوره ساسانیان را در خود جای داده‌اند.832
بی‌گمان مهم‌ترین خاستگاه مدنی در بخش‌های غربی سغدیانا یا غرب بخارا، ورخشه833 (ورخشا) است که مهم‌ترین کاوش‌های این منطقه توسط شیشکین انجام شده و نتایج کاوش‌ها و پژوهش‌های وی در سال 1963 منتشر شده است. مهم‌ترین دستاورد کاوش‌های وی در ویرانه‌های ورخشه، کشف بقایای یک قلعه، یک ارگ همراه با بخش‌های مسکونی آن و شهرستان (شارستان) پیرامون ارگ بود که حکایت از چندین دوره بازسازی داشت. اگرچه گاه‌نگاری‌های انجام‌شده، شکوفایی آن را به عصر کوشانیان و حتی بنای ارگ را به سد? پنجم و شکوفایی آن را تا سد? یازدهم میلادی، تأیید می‌کند، اما طبقات زیرین که مربوط به پیش از این دوره‌ها هستند، هنوز مورد تأمل باستان‌شناسان واقع نشده‌اند.834 به دست آمدن ابزاری از عصر حجر قدیم در بخش‌هایی از کنار? رود سغد و اشیاء چندی از عصر مفرغ در پیرامون واح? بخارا، دلیلی است بر توجه انسان در آغازین دوره‌های تکوین حیات تا دوران استقرار و پابندی به این منطقه. از این رو گمان می‌رود دست کم در هزار? دوم پیش از میلاد، مساکنی در این منطقه به وجود آمد که بایستی پژوهش‌ها و کاوش‌های باستان‌شناسان به نمایاندن آنها بیانجامد.835 حتی نشانه‌هایی از آثار مربوط به دور? آهن قدیم از محدود? شرقی در? سغدیانا مانند تل افراسیاب با آثاری از کشاورزی به دست آمده است که اهمیت سمرقند را نمایان می‌کند.836 گذشته از روایت‌های شفاهی اندکی دربار? بخارا، تا آن زمان که سغد یعنی سراسر دره و