تراکم منطقی افراد ساکن در خانه
مجزا بودن اتاق خواب نسبت به جنسیت فرزندان
محافظت دید خانه نسبت به افراد خارجی
ب- از نظر بهداشتی
داشتن فاصله ی کافی و منطقی ساختمان ها از یکدیگر برای تامین نور طبیعی و تهویه در خانه
محافظت خانه از رطوبت و خطرات احتمالی ناشی از آلودگی آب، هوا و حشرات و حیوانات موذی
پیش بینی لازم از نظر تسهیل نظافت سریع و ساده از طریق اجرای ساده و دقیق ساختمان
ج_ از نظر آرامش
فاصله از شاه راه ها ، راه آهن، مراکز صنعتی و آلودگی صوتی
حفظ فضاهای سبز موجود و توسعه ی آن برای ایجاد محیطی زیبا همراه با آرامش
ایجاد امکانات برای برقراری روابط دوستی بین همسایگان و احتراز از منفرد نگه داشتن خانه
امکان به وجد آمدن هماهنگی از نظر آداب و رسوم و اعتقادات بین ساکنان یک محل به عنوان پایه و اساس زندگی آرام
د_ از نظر راحتی
در نظر داشتن آسانسور برای ساختمان های بیش از 4 طبقه
رابطه منطقی بین سطح مفید و سطح کلی زیربنا بر اساس جایگزینی صحیح فضاهای تشکیل دهنده ی خانه بر اساس احتیاجات منطقی یک خانواده
توجه به احتیاجات فردی مانند نیاز به مطالعه در سکونت و کناره گیری موقت از زندگی جمعی
تناسب مبلمان با نیازهای خاص هر خانواده
پیش بینی امکانات اجرای برخی از فعالیت های فرعی در منزل مانند کارهای دستی یا هنری به شرط عدم ایجاد مزاحمت برای همسایگان
ه_ از نظر اطمینان
ساختمان محکم و آماده برای رویارویی با عوامل خطرناک طبیعی
زیاد نبودن مخارج تعمیر و نگهداری ساختمان
استفاده از مصالح مقاوم و نیروی کار ماهر در حین اجرای کار
محافظت کودکان در برابر اتومبیل با پیش بینی مسیرهای سواره و پیاده ی سنجیده
و_ از نظر زیبایی
کالبد معماری به صورت شاد، ساده و هماهنگ
ویژگی ها و خصوصیت فردی برای هر خانه د رعین هماهنگی با حال و هوای محیط پیرامون (جلوگیری از تضاد و یکنواختی)

3-3- مجتمع مسکونی

هر چند که بیش از ربع قرن(25 سال) از ساخت این گونه مسکن در ایران میگذرد، لیکن هنوز معادل درستی برای واژه انگلیسی Clustered Housing در زبان فارسی وجود ندارد، و در مکالمات و ادبیات شهرسازی ازآن با عنوان مسکن گروهی، جمعی، اجتماعی و… یاد می شود، که هیچکدام گویای معنی کامل و معادل دقیق این عبارت نیستند.
مهمترین دوره اوج طراحی این نوع مسکن در دهه 50 (فاصله بین سالهای 1950 تا 1960) می باشد.
هم اکنون در اروپا و بخصوص در ژاپن با تخریب محلات فرسوده قدیمی که بر مبنای تفکیک و واگذاری قطعات زمین در دهه50 بنا شده بود، اقدام به اجرای طرحهای جدیدی می شود که محاسن خانه های اختصاصی و نیمه اختصاصی را در بر گرفته و در عین حال از امکانات و مزایای مسکن اجتماعی نیز بر خوردار باشند.
نمونه ای دیگر از خانه های تجمعی cohousing است، Cohousing محله در مقیاس کوچک است، مردم در این شیوه زندگی ارتباط مستمری با همسایگان خود دارند و در منافع حاصل از منابع خود شریک هستند در حالی که با بهره گیری از حفظ حریم خصوصی از خانه های خود را بهره میگیرند. در این سیستم فضاهای مشترک ممکن است شامل یک اتاق بزرگ غذاخوری، آشپزخانه، سالن، اتاق، امکانات تفریحی، کتابخانه، کارگاه های آموزشی، مهد کودک جلسه و……. باشد.
ایده cohousing در دانمارک سرچشمه گرفته و در ایالات متحده در اوایل 1980 ارتقا یافت. در حال حاضر صدها نفر از جوامع cohousing وجود دارد، این ایده از دانمارک به آمریکا، کانادا، استرالیا، سوئد، نیوزیلند، هلند، آلمان، فرانسه، بلژیک، اتریش و در جای دیگر گسترش یافت.
یک نمونه مشهور مسکن که در ایران و در قرن 14 شمسی و با منسوخ شدن خانه های سنتی حیاط داخلی رواج یافته است، خانه های ردیفی 15 می باشد. اساساً این نوع مسکن بر مبنای تفکیک قطعات و مالکیت فردی قطعه زمین مسکونی استوار است، و در صورتی که فقط شامل یک واحد مسکونی باشد، مسکن اختصاصی 16 یا مستقل نام می گیرد. در این نوع مسکن که هم اکنون در زبان عامیانه ویلائی و امثالهم خوانده می شود، یک واحد مسکونی هر چند طبقه هم که باشد، فقط مربوط به یک خانواده می شود و امکان استفاده بیشتر از یک خانواده درآن وجود ندارد.
در ایران به دلیل تغییر الگوی مصرف در زمینه مسکن و کارآئی نا مناسب مسکن اختصاصی با توجه به هزینه نگهداری زیاد آن، با تغییر قوانین شهرسازی و افزاِش تراکم نوع دیگری از مسکن و خانه های ردیفی بوجود می آید، که دارای مسائل و معضلات بسیار عدیده معماری و شهر سازی می باشد. در همان قطعات تک واحدی، با افزایش اشکوب و تراکم، اقدام به ساخت واحد هایی می شود که در یک حیاط بسیار کوچک (معمولاً محل عبور و پارکینگ خودروهای شخصی) مشترک هستند و چند خانواده به جای یک خانواده قبلی، در آن ساکن می شوند. این نوع مسکن هرچند که دارای دیوار های جدا کننده از سایر قطعات مسکونی می باشد، اما اختصاصی و مستقل نمی باشد و در رده نیمه اختصاصی 17قرار دارد. متاسفانه در ایران به علت رعایت نشدن استاندارد های انسانی مسکن و شهرسازی و رواج پیش بینی نشده مسکن نیمه اختصاصی، مسائل عدیده اجتماعی و اقتصادی بروز کرده است، که نمونه آن نداشتن پارکینگ به میزان کافی، عدم رعایت تهویه و نورگیری مناسب غالب ساختمانها و مسائل تاسیسات زیر بنائی شهری همانند فاضلاب، آبهای سطحی و … می باشد.یک نوع دیگر مسکن که در ایران مورد عنایت نبوده خانه های روی هم یا تراسی 18می باشد. این نوع اخیر در زمینهای با شیب و عوارض زیاد کاربرد فراوان دارد، که معمولاً یک قطعه زمین مسکونی، اختصاص به دو یا سه واحد مسکونی داردکه در ورودی از هم مجزا هستند و با استفاده از شیب زمین از دو طرف شمالی و جنوبی برای هر واحد مسکونی دسترسی مستقل وجود دارد. یا پشت بام واحد مسکونی طبقه پائین، حیاط واحد فوقانی می باشد.
در نهایت مسکن نوع آخر بعنوان اجتماعی 19نوع خاصی از واحد مسکونی است که در آن واحد های آپارتمانی دارای حیاط مشترک هستند و حتی می توانند در هر طبقه بصورت تک واحدی ساخته شوند، (یعنی از مزایای استقلال خانه های نیمه اختصاصی و اختصاصی هم بهره مند باشند) و در عین حال دارای فضای باز و سبزو پارکینگ به میزان کافی باشند(فاضلی ،1386).

مطلب مرتبط :   خشونت، -، جنایی، کیفری، تودهها، توتالیتر

3-3-1- تعریف مجتمع مسکونی
در تعریف مرکز آمار ایران مسکن یا واحد مسکونی، مکان، فضا و یا محوطهای است که یک یا چند خانوار در آن سکونت داشته و به یک یا چند ورودی (شارع عام یا شارع خاص) راه داشته باشد.
مسکن شهری از نظر نوع، تراکم مسکونی و نیز تعداد طبقات و خانوار ساکن به چند دسته طبقه بندی میشود، اما از نظر جمعیتی به سه دسته تک خانواری، چند خانواری و مجتمع مسکونی قابل تقسیم است.
مسکن مستقل ویلایی 20به آن نوع از خانهها اطلاق میشود که مستقل و جدا از هم و دارای حیاط و فضای باز خصوصی می باشند. این خانهها، که محل سکونت یک یا دو خانوار میباشند، بعضاً در محله های قدیمی دیده می شوند و دارای تعداد زیادی اتاق هستند. به خانههای مستقل نسبتاً بزرگ در بخشهای جدید شهری اصطلاحاً مسکن ویلایی گفته میشود و محلههایی که این نوع خانهها در آنها احداث شده است، جزء منطقه تراکم بسیار کم به شمار میروند.
خانه های نیمه مستقل 21که به طور ردیفی در امتداد معابر شهری ساخته شدهاند، بخشهای میانی شهرهای ایران را تشکیل میدهند. اقتصاد زمین و ساختمان و تأمین مسکن برای خانوارهای جوان، سبب احداث یک یا چند اشکوب جدید روی طبقه اصلی میشود.
خانه های آپارتمانی22 ، بخش عمدهای از مسکن شهری را در شهرهای بزرگ و متوسط تشکیل میدهند. خانه های آپارتمانی با توجه به اینکه در نواحی کم درآمد و یا پر درآمد احداث شوند، از نظر اندازه و نوع و میزان تنوع متفاوت خواهند بود. بخشهای مسکونی آپارتمانی، خاص نواحی پرتراکم شهری است. این نواحی خصوصیات اجتماعی و فرهنگی ویژهای دارند که میتوان از آن با عنوان (شیوه زندگی شهری) یاد کرد(اصلانی بوسجین، 1382).

3-3-2- انواع مجتمع های مسکونی
به طور کلی 4 نوع مجتمع مسکونی وجود دارد به شرح زیر می باشد:
GARDEN APARTMENT
IN FILL APARTMENT
HIGH RISE APARTMENT
TERESSED APARTMENT

در بین انواع مجتمع های مسکونی مجتمع های مسکونی تراسه TERESSED APARTMENT)) کمتر ساخته می شوند و معمولاً به صورت ویلا و برای تفریح طراحی می شوند.

3-3-3- روند پیدایش مجتمع مسکونی
تمدن نیازمند یکجا نشینی ست و پس از آغاز و تخصص گرایی و یک جا نشینی، تمدن به وجود آمد. در این هنگام مساله ی تبادل محصولات کشاورزی آغاز گشت و فضایی برای این منظور تعیین شد سپس با شروع کارهای خدماتی (که تولیدی نبود، مانند مسئول نگهبانی محصولات در مکان مبادله ی محصولات کشاورزی ) نطفه ی شهر نشینی شکل گرفت.
امکان زیستن در کنار هم اولین مساله ای است که باید در شهر تامین شود، زیرا شهر جایی است که گروهی از انسان ها گرد هم زندگی می کنند. زندگی با هم، جانمایه ی سکونت در شهر است.
این پدیده با افزایش جمعیت به خصوص جمعیت شهری در اثر رشد و پیشرفت علم پزشکی به عنوان یکی از پیامدهای انقلاب صنعتی، سبب افزایش بیش از پیش نیاز به مسکن در سده ی 19 میلادی شد. به عبارتی ازدیاد جمعیت و توسعه ی صنعتی به عنوان عوامل موثر بر دگرگونی های آینده ، چهره ی شهر را تغییر دادند. از طرفی بلعیده شدن زمین های حومه ی شهر و رشد افقی شهر نیز تا حدی پاسخگوی این نیاز نمی تواند باشد، زیرا یک شهر تا بیکران قابل توسعه نیست . این موضوع باعث ایجاد انگیزه ی استفاده ی بهینه از زمین به شکل ساختمان های چند طبقه و زندگی با هم شد که پیشرفت صنعت و اختراع آسانسور در این برهه از زمان نیز امکانات برای گسترش این ایده را فراهم ساخت.
با هم زیستن، اگر چه با کاهش حریم خصوصی همراه است، سبب برخورداری از مشترکات و تسهیلاتی خواهد شد که در حالت زندگی انفرادی استفاده از آن ها غیرمنطقی است. کمبود و ارزش زمین، افزایش جمعیت، برخورداری از تسهیلات مشترک، تمایل به زندگی گروهی برای فرار از مسئولیت های مالکیت شخصی و دلایل امنیتی از انگیزه های انتخاب زندگی گروهی محسوب می شوند.درحیطه ی معماری مسکونی بومی، خانه های ایرانی نیز خود نوعی مجتمع مسکونی به شمار می آیند که زندگی چند خانواده ی فامیل (پدر و پسران) در قالب حیاط ها و اتاق های مجزا ولی در یک مجتمع را ممکن می ساختند.
به هر حال خانه باید به صورت مستقل و مجزا باشد، اگر چه قسمتی از یک بنای چند طبقه باشد و هرگز به معنای زندگی دسته جمعی به صورت در هم نیست. آن چه امروز به عنوان مسکن مدرن نامیده می شود از سده ی 18 میلادی به وجود آمده و سیر تکاملی آن هنوز پایان نرسیده است. بنابراین نمی توان در مورد سکونت به صورت دسته جمعی کامل و یا به صورت انفرادی کامل و برتری یکی بر دیگری قضاوت قطبی نمود و گونه ی خانه ی ایده آل را که متناسب زمان حال باشد، انتخاب نمود(توسلی،1371).

مطلب مرتبط :   جمهوری، است.(، دفاعی، «مساحت، احمدیان،1383:، قانونگذاری

3-3-4- مسکن در ایران
به دنبال رشد فزاینده شهرنشینی در دهه های اخیر در ایران و به ویژه در شهر تهران، تامین مسکن به یکی از مهم ترین مسایل کشور تبدیل شده است. در این راستا، تولید انبوه مسکن، به عنوان الگویی با مزایایی نظیر توجیهات فنی، اقتصادی و زمانی، مورد توجه جدی قرار گرفته و مجتمع های مسکونی را می توان تجلی کالبدی ایده انبوه سازی مسکن در شهرها دانست. نکته ای که در بررسی روند ایجاد مجتمع های مسکونی در ایران و خصوصا شهر تهران مشاهده می گردد اینست که همواره از توجه به اصول و معیارهای شهرسازی در برنامه ریزی و طراحی غالب مجتمع های مسکونی کاسته شده و اینگونه مساکن از ایجاد «محیط مطلوب» مسکونی فاصله گرفته اند.
با توجه به روند رو به رشد جمعیت و بزرگ شدن شهرها و همچنین افزایش مشکلات اقتصادی، اکثر فضاهای مسکونی شهری ما را آپارتمان تشکیل می‌دهد که در واقع این موضوع تا آن جا جامعیت. یافته که می‌توان گفت : در چند سال آتی اکثریت مردم به زندگی آپارتمان نشینی روی خواهند آورد.با وجود این که در آینده اکثر فضاهای مسکونی ما را آپارتمان ها تشکیل خواهند داد بنابراین اگر راه حلی برای مشکلات در حال حاضر آپارتمان ها در نظر گرفته نشود جامعه به یک جامعه پر از تنش و استرس تبدیل خواهد شد که در یک چنین فضایی دیگر هیچ کس احساس امنیت و آرامش نخواهد داشت، به واقع سلامت روانی افراد به خطر خواهد افتاد(توسلی،1371).

3-3-5- نتیجه گیری و جمع بندی مسایل مربوط به مجتمع مسکونی
نیاز به مسکن دارای دو بعد کمی و کیفی است. در بعد کمی؛ نیاز به مسکن، شناخت پدیدهها و اموری را شامل میشود که مسئله فقدان سرپناه و میزان دسترسی به آن را مطرح میکند، در بررسی بعد کمی مسکن، در واقع درجه پاسخگویی به نیاز مسکن بدون در نظر گرفتن کیفیت آن موردنظر است. در بعد کیفی؛ مسائل و پدیده هایی مطرح می شود که به بیمسکنی، بد مسکنی و تنگ مسکنی معروف هستند و آنچه مطرح است، نوع و شکل نیاز است.
برای دانستن تعریف مسکن ابتدا لازم است که معنی واژه سکونت را بدانیم.
ولین مفهومی که بعد از شنیدن کلمه سکونت در ذهن انسان نقش میگیرد، ساکن شدن و اتراق کردن در یک مکان است. «کریستین نوربرگ شولتز» روشهای سکونت را به چهار شیوه تقسیم می کنند:
1- سکونت به صورت طبیعی 2- سکونت مجتمع 3- سکونت عمومی 4- سکونت خصوصی.
سکونت طبیعی اولین بار در آبادی شکل گرفت.