2 – 1 – مقدمه

در این بخش، مروری اجمالی خواهیم داشت بر یافتههای پژوهشهای ارزندهای که پیش از این در رابطه با موضوع و در حقیقت در پیوند با پرسشهای تحقیق حاضر انجام گرفتهاست.
مطالب این فصل در سه بخش مجزا، تحت عناوین زبانشناسی و دیدگاه‌ها، قرآن و دیدگاهها، قرآن و زبانشناسی ارائه می‌شود؛ که در بخش اول، به معرفی نظریات و آرای زبانشناسان مختلف، در راستای موضوع تحقیق میپردازیم. در اولین قسمت از این فصل، دیدگاهها، بررسیها و مطالعات زبانشناسی که به گفتمان و نظریۀ سیستمی- نقشی مربوط می‌شود، مورد بررسی قرار میگیرد. در بخش دوم، ابتدا کلیاتی در مورد قرآن بیان شده و سپس به موضوع ترجمه و تفسیر قرآن پرداخته می‌شود. قرآن و زبانشناسی، موضوع قسمت سوم است که به بررسی مطالعات قرآنی در حیطۀ اشارات زبانشناختی، آواشناسی و تجوید و در نهایت تحلیل متنی و گفتمانی قرآن میپردازد.
لازم به ذکر است دسته بندی مطالب در هر قسمت، بر اساس موضوع و ارتباط آن با موضوع اصلی پژوهش انجام گرفتهاست.

2- 2- زبانشناسی و دیدگاه‌ها

دانش زبانشناسی به توصیف زبان بر اساس کاربرد آن توسط اهل زبان میپردازد، به همین دلیل همانند زبان دارای پیچیدگی‌های بسیار است و از ابعاد گستردهای برخوردار است. در این مختصر در ارتباط با زمینههای متفاوت زبانشناسی پیرامون موضوعات زبان، تحلیل متن و گفتمان، نظریۀ سیستمی- نقشی و آواشناسی و واجشناسی به ذکر پژوهشهای انجام شده در این حیطه‌ها تا آنجا که به موضوع پژوهش مربوط است، میپردازیم.
هلیدی (1989) معتقد است از طریق کاربرد زبان می‌توان به اهداف اجتماعی خاص و مهمی‌دست یافت. وی زبان را به یک بنگاه سیاسی6 تشبیه می‌کند. وی زبان را تحلیل نظام‌هایی می‌داند که از علائم و نشانه‌ها به منظور برقراری ارتباط استفاده می‌کنند. از نظر (هلیدی، 1985) زبان انسانی مهمترین سیستم نشانه‌ای است و زبان بر اساس کاربرد نوع نشانه‌ها به صورت‌های نوشتاری نمود عینی می‌یابد، که این دو نمود یک منشاء واحد دارند.
آنگونه که نونان (1993) معتقد است، زبان نوشتاری و گفتاری، هردو کارکردهای مشابه دارند و تنها از نظر سبک با هم تفاوت دارند. هر دو فرم گفتاری و نوشتاری، برای ایجاد یک کنش ارتباطی به کار گرفته می‌شوند، هرچند زبان نوشتاری برای ارتباط میان اشخاصی است که با نویسنده از نظر بعد زمان و مکانی متفاوت هستند، به کار می‌رود و در واقع موقعیت زمانی و مکانی گفتمان آنها یکسان نیست.
نونان( 1993)، پیچیدگی و فشردگی واژگانی را از ویژگی‌های فرم نوشتاری می‌داند و دلیل این امر را کاربرد اسم به جای فعل می‌داند.
هلیدی به نقل از نونان( 1993) می‌گوید: از نظر نونان نوشتار روند طبیعی کاربرد واژگان – مثلاً کاربرد مقوله فعل- را تغییر می‌دهد و از این نظر دارای سبک خاص است و فشردگی معنایی بیشتری دارد، که در امر انتقال پیام، اهمیت خاص دارد و توجه ویژه می‌طلبد.

2 – 2- 1- زبان

زبان و قدرت بیان، ویژگی تمایز دهندۀ انسان از سایر مخلوقات است. انسانها برای بیان احساسات و‌اندیشههای خود، در جهت برقراری ارتباط با یکدیگر، از زبان استفاده میکنند. از این منظر زبان، مجموعه‌ای از نشانههای آوایی است که انسانها برای انتقال پیامهای ارتباطی خود، از آن بهره میگیرند. زبانشناسی به صورت علمی‌به بررسی همین مفهوم از زبان میپردازد. اصوات زبان، واژگان، معانی، ساختارها و کارکردهای زبان، موضوعات علم زبان شناسی هستند. علم زبانشناسی، زبان را آنگونه که توسط اهل زبان بکار میرود، توصیف میکند و دادههای این علم، همان گفتههایی است که ممکن است گفتاری یا نوشتاری باشد.
ترسک(1997)، در اثر خود به نام مبانی زبان، به بررسی زبان و ابعاد آن میپردازد.وی سه ویژگی عمدۀ ساختاری برای زبان قائل است. این سه ویژگی عبارتند از: دوگانگی، جابجایی و عدم محدودیت. دوگانگی یا تجزیۀ دوگانه، بهرهگیری از چند عنصر محدود و بی معنا(واج)، در ترکیب برای ساختن عناصر معنادار بسیار است. وی جابجایی را استفاده از زبان برای سخن گفتن دربارۀ مسائل فراتر از زمان و مکان میداند و عدم محدودیت از نظر وی، توانایی بی حد و مرز انسان است در استفاده از زبان برای بیان پیامهای تازه و بی سابقه.
هلیدی ( 1989) معتقد است از طریق کاربرد زبان میتوان به اهداف اجتماعی خاص و مهمی‌دست یافت. وی زبان را به یک بنگاه سیاسی7 تشبیه میکند. وی زبان را تحلیل نظام‌هایی میداند که از علائم و نشانهها، به منظور برقراری ارتباط استفاده میکنند. از نظر هلیدی(1985) زبان انسانی مهمترین سیستم نشانهای است و زبان بر اساس کاربرد نوع نشانهها، به صورتهای نوشتاری نمود عینی مییابد، که این دو نمود، یک منشاء واحد دارند.
آنگونه که نونان(1993) معتقد است، زبان نوشتاری و گفتاری، هردو کارکردهای مشابه دارند و تنها از نظر سبک با هم تفاوت دارند. هر دو فرم گفتاری و نوشتاری برای ایجاد یک کنش ارتباطی به کارگرفته میشوند، هرچند زبان نوشتاری برای ارتباط میان اشخاصی است که با نویسنده از نظر بعد زمان و مکانی متفاوت هستند، به کار می‌رود و در واقع موقعیت زمانی و مکانی گفتمان آنها یکسان نیست.
نونان( 1993) پیچیدگی و فشردگی واژگانی را از ویژگیهای فرم نوشتاری می‌داند و دلیل این امر را کاربرد اسم به جای فعل می‌داند.
هلیدی، به نقل از نونان(1993) میگوید: از نظر نونان نوشتار، روند طبیعی کاربرد واژگان – مثلا کاربرد مقوله فعل- را تغییر میدهد و از این نظر دارای سبک خاص است و فشردگی معنایی بیشتری دارد، که در امر انتقام پیام، اهمیت خاص دارد و توجه ویژه میطلبد.

مطلب مرتبط :  

2- 2- 2- تحلیل متن و گفتمان

یار محمدی (1372) گفتمان را مفهومی‌میان رشته‌ای تعریف میکند و معتقد است گفتمان، از سویی به گفتار و از سویی به کنش مربوط می‌شود. در واقع معنای گفتار را با نقش و کاربردی که به همراه آن ایفا می‌شود، مرتبط می‌داند و معتقد است، کنش و توانش، قابل تفکیک از یکدیگر نیستند؛ چون هر کنشی، تحت شرایط بافت اجتماعی خاصی صورت میگیرد.
متن و عالم گفتمان در هم تنیدهاند و گفتمان شامل متن است. مرز بین گفتمان و متن شفاف نیست، زیرا گفتمان پدیدهای است که در نتیجه ارتباط به وجود میآید.
جیمز( 1983) معتقد است گفتمان در برگیرندۀ متنی است که ممکن است نوشتاری یا گفتاری باشد. وی تحلیل متن را با خصایص ظاهری متن و شرایط انسجام اجزای آن مرتبط میداند.
وی تحلیل متن و گفتمان را تکمیلکنندۀ یکدیگر میداند و تحلیل متن را با خصایص ظاهری متن و شرایط انسجام اجزای آن مرتبط میداند.
هلیدی(1989) موقعیت را بر گفتمان ترجیح میدهد. هلیدی، با اشاره به دو گونۀ بافت موقعیتی و فرهنگی که در طرح پیشنهادی مالینوفسکی است، شرایط و موقعیت را عامل مهمی‌در ادراک متن میداند. به نظر وی، موقعیت گفتمان و بافت پارۀ گفتار است که مفاهیم اجتماعی پیام انتقالی را، در اختیار اعضای گفتمان قرار میدهد.
به عقیدۀ هلیدی(1989) بافت فرهنگی علاوه بر موقعیت بافت نیز باید مورد توجه قرارگیرد. زیرا بافت فرهنگی ، باورها و رسومات عواملی هستند که به متن ارزش میبخشند. وی به بافتی اشاره میکند که لابه لای متن است و از طریق پیوستگی و انسجام به دست میآید و همچنین بافت درون متنی که از طریق روابط معنایی به وجود میآید.

2 – 2- 3- نظریۀ سیستمی- نقشی هلیدی
نظریۀ سیستمی- نقشی، یا سازواره‌ای هلیدی، از جهت راهکار، نقشگرا است و زبان از منظر این دیدگاه به عنوان یک واحد کل قلمداد می‌شود. زبان در این دیدگاه یک فرآیند محسوب می‌شود و نه یک فرآورده.
هلیدی ( 1985) خط ممیّز روشنی را میان معنا شناسی و نحو قائل نیست و دستور نقشگرا را دستوری میداند که بیشتر متمایل به معناشناسی است.
هلیدی بند را واحد اصلی برای تجزیه و تحلیل متن میداند و در واقع آنچه را هلیدی به عنوان بند مطرح میکند، همان است که دیگر زبانشناسان آن را جملۀ ساده تلقی میکنند.
طیب و مصفا جهرمی،(1381) بر اساس نظریات هلیدی به همکاری دو نوع گفتمان را در راستای برقراری ارتباط، قائل میباشند و اظهار میدارند که این دو نوع گفتمان؛ یعنی گفتمان فرهنگی8، که کلی و انتزاعی است و دیگری گفتمان موقعیت9 با همکاری یکدیگر، ساخت‌های زبانی را هدایت میکنند.
هلیدی، ساخت بندی زبان را در راستای انتقال سه نوع معنا یا به قول حری،(1388) سه نوع توان معنایی میداند. هلیدی، این انواع معنا را فرانقش یا فراکارکرد10 مینامد. این فرانقشها عبارتند از: فرانقش‌اندیشگانی11، فرانقش بینا فردی12، فرانقش متنی13.
طیب و مصفا جهرمی(1381) بیان میدارند که گسترۀ گفتمان، تداعی کنندۀ معنای تجربی و نقش‌اندیشگانی زبان است. شیوۀ گفتمان تداعی گر معنای متن و فرانقش متنی است که در آغاز تحقق مییابد و منش گفتمان که تداعیکنندۀ معنای میان فردی است که در حالت وجه نمودار می‌شود.
طیب و مصفا جهرمی‌(1381) به نقل از هلیدی میگویند، فرانقش متنی، از طریق دو فرانقش دیگر، به ساخت بندی پیام میپردازند.
فرانقش‌اندیشگانی و بینا فردی خارج از زبان وجود دارند و به پدیده‌هایی مثل ابعاد فیزیکی، زیستی و جامعه شناختی اشاره میکنند.
احمدزاده (1381) متن را واحد معنا و وسیلۀ انتقال معنا میداند و اظهار میدارد که زبان، برای برقراری ارتباط میبایستی رابطهای میان خود و بافتcontext برقرار کند و با توجه به تناسبات بافتی، متنآفرینی کند و این ارتباط به پدیدۀ کلامی‌موضوعیّت و وحدت میبخشد و زمینۀ عمل دو نقش‌اندیشگانی و بینافردی را فرهم میکند. بنابر گفتۀ قبادی و رضایی جمکرانی(1390) فرانقش متنی با استفاده از عوامل ساختاری، پیام را با بافت موقعیتی پیوند میدهد.
احمد زاده ( 1381) به نقل از هلیدی، معتقد است؛ فرانقش متنی، بند را به سه بخش تقسیم میکند که از این سه بخش، دو ساخت متمایز مبتدا- خبری، اطلاعاتی است و یک بخش غیرساختاری؛ یعنی انسجام است.
هلیدی ( 1985) معتقد است فرانقش بینافردی، ساخت و تثبیت روابط اجتماعی را به عهده دارد و به کنترل کنش متقابل مشارکین گفتمان میپردازد. وی معتقد است، معنا شکلی از کنش است، که گوینده عملی را نسبت به شنونده صورت میدهد. در واقع میتوان گفت که این فرانقش به گفتارکنش‌ها دلالت دارد.(احمدزاده ،1381)
فرانقش‌اندیشه پردازی، در واقع تجربۀ ما را از جهان بیرون، سازمان بندی میکند و به نوعی تعیین کنندۀ دیدگاه و نگرش انسان نسبت به جهان پیرامون و درون اوست. فرانقش‌اندیشه پردازی، بیانگر محتوای کلام است و به بازنمایی واقعیت میپردازد.
هلیدی(2002) معتقداست بازتاب جهان در زبان، به صورت پدیده‌های متمایز و مرزبند است و پیوستار جهان را به سه بخش تقسیم میکند و به همین دلیل در فرانقش‌اندیشگانی، عناصر مهمی‌بازتاب مییابند:
احمدزاده (1381) این عناصر را چنین مشروح میدارد:
فرآیند: ناظر بر یک رخداد، کنش، حالت، فرآیند احساسی گفتاری و یا وجودی.
شرکت کنندگان در فرآیند: عناصر و عوامل فرآیند، که بر محور فرآیند عمل میکنند، که خود یا عامل فرآیند هستند یا فرآیند بر آنها اعمال می‌شود و یا از فرآیند بهره مند میگردند.
عناصر پیرامونی: عناصری که زمان، مکان، شیوۀ عمل، وسایل و شرایط فرآیند را به وجود میآورند.
مهاجر و نبوی(1376) بر مبنای رویکرد سیستمی‌– نقشی، با رهیافتی نقش گرا، به بررسی زبان شناسانه شعر امروز میپردازند. نویسندگان، ابتدا کلان نقش‌های‌اندیشگانی، بینافردی و متنی را بر اساس دیدگاه هلیدی تشریح میکنند و سپس بر اساس این رویکرد، به بررسی اشعار نیما میپردازند.
چارچوب نظری هلیدی، راهگشای بسیاری از پژوهشهای زبانی و ادبی گردیده است. خان جان و میرزا (1385) به مرور سه جریان فکری در حوزۀ شعر شناسی میپردازند و شعر را یک کنش ارتباطی، همانند سایر کنش‌های ارتباطی قلمداد میکنند و بر مبنای نظریۀ سیستمی- نقش گرای هلیدی (1985و1994) با ملاحظۀ الگوی پیشنهادی مهاجر و نبوی(1376) به تحلیل نقش گرایانه، از گفتمان شعری و پارامترهای زبانی و فرازبانی مؤثر در تحقق ارتباط شعری میپردازند.
فرهنگی(1385) با بررسی دقیق بسامدی واژگان، در چارچوب دستور نقش گرا، با تأکید بر آرای هلیدی در زبانشناسی نقشی- سیستمی، به توصیف و تفسیر ساخت متنی،‌اندیشگانی و بینافردی شعر پیغام ماهیهای سهراب سپهری پرداخته‌است و نتیجۀ بررسی‌های او، نشان می‌دهد که فضای شعر، پویا و متحرک است و ساختار روایی آن، یکی از عوامل انسجام آن محسوب می‌شود.
آقاگل زاده و دیگران(1390) در چارچوب رویکرد نقش گرای هلیدی، به سبک شناسی داستان بر اساس فعل پرداختهاند. آنان در پژوهش خود، به بررسی انواع فرآیندهای به کار رفته در آثار هدایت و آل احمد و تقسیم بندی فرآیندها به انواع مادی، ذهنی، رابطه‌ای … وبسامد این فرآیندها و مقایسۀ آنها در چارچوب نظام گذرایی مطرح در دستور نقشگرای هلیدی پرداختهاند.
قبادی و رضایی جمکرانی(1390) با تأکید بر فرانقش‌اندیشگانی؛ انواع فرآیندهای آن، مشارکین و عناصر پیرامونی، به بررسی و مقایسۀ تشبیب در چهار قصیده، به ترتیب تاریخی میپردازند و بر اساس بسامد، انواع فرآیندها به بیان میزان خلاقیّت و نوآوری و نقطۀ مقابل آن، تقلید در این چهار قصیده پرداختهاند.

مطلب مرتبط :   احسان، معصوم، لغت، کلام، بخشش، اواب

2-2-4- آواشناسی و واجشناسی

آواشناسی و