2-2-2 نظریه کنش اجتماعی
اگر نظریه‌های کارکرد گرائی و تضاد بر ساختارهایی تاکید می‌کنند که سنگ زیرین جامعه هستند و بر رفتار انسان موثرند، نظریه های کنش اجتماعی توجه بیشتری بر کنش و کنش متقابل اعضای جامعه در شکل دادن به این ساختارها می کند. اگر کارکرد گرائی و نظریه تضاد مدل هایی از چگونگی عملکرد جامعه به عنوان یک کلیت فراهم می‌کند. نظریه های کنش اجتماعی متوجه تحلیل چگونگی رفتار کنشگران فردی و جهت‌گیری آنان در قبال یکدیگر و جامعه است. (گیدنز،28:1389) کنش اسم مصدر و معنی آن عمل، یا کردار است و مترادف آن در انگلیسی Doingیا action است که در بحث ما دومی مورد نظر است. معنی کنش متقابل «interolction» می‌باشد. مقصود از کنش‌های متقابل درگروه‌های اجتماعی‌، اعمال با افعالی هستند که بین دو یا عده بیشتری از انسان‌ها در می‌گیرد و در آن‌ها نوعی هماهنگی به وجود می‌آورند. کنش متقابل اجتماعی نتیجه ارتباط متقابل اجتماعی است و ارتباط متقابل مستلزم این است که دو تن یا عده بیشتری منشاء تأثیر شوند که به صورت گوناگون از جمله ارتباط کلامی و غیر کلامی بین افراد گروه‌های اجتماعی برقرار می‌شود. بروس کوئن،2032:1380) بر طبق دیدگاه کنش متقابل گرایان جامعه، مجموعه ای از کنش‌های متقابل بین افراد و گروههاست، کنش‌های متقابل اجتماعی فرایندی است که از طریق آن مردم نسبت به یک دیگر واکنش نشان می‌دهند. کنش و واکنش وقتی ظاهر می شود که دو یا چند انسان همدیگر را از طریق کلامی، جسمانی یا عاطفی تحت تأثیر قرار دهند. انسان‌ها همواره با یکدیگر زندگی می‌کنند. زیرا اجتماعی بودن بخشی از ماهیت انسانی آن‌هاست. انسان‌ها به یکدیگر نیازمندند، همدیگر را دوست می دارند و عمیقاً از یکدیگر تأثیر می‌پذیرند. جامعه‌شناسان این جذابیت ها، نیازها و تأثیرات را تحت عنوان «کنش متقابل اجتماعی» مطالعه می‌کنند در واقع این دیدگاه به چگونگی کنش‌های مردم در ارتباط با یکدیگر و نیز چگونه این کنش‌ها و واکنش‌ها را معنی می کنند توجه دارد. (ستوده و کمالی 1387: 57-56) بنابراین، اولین و ابتدایی‌ترین و در عین حال، اساسی‌ترین مفهوم که در کنش های متقابل گروههای اجتماعی مطرح می‌شود، رابطه‌ای است که آن را به نام «کمربند انتقال بین انسان نامیده اند ارتباط متقابل اجتماعی، از سه طریق متمایز از یکدیگر، صورت می‌گیرند که عبارتند از طریق عواطف، از طریق احساسات و افکار (قرائی، 1389: 187) کنش‌های متقابل گروهی، جهت یکسانی ندارند و ممکن است به صورت همکاری و سازگاری و «مانند گردی» یا فرهنگی شدن» و «اجتماعی شدن» که اصطلاحاً آن ها را کنش‌های متقابل پیوسته نامیده‌اند باشند. بر عکس ممکن است که جهت یگانه‌ای نداشته باشند و افرادی،‌ گروههایی برای رسیدن به هدف های خود با یکدیگر سبقت جوئی، رقابت و ستیزه بپردازند که اصطلاحاً آن ها را کنش های متقابل گسسته می نامند کنش‌های متقابل پیوسته جهت یگانه‌ای داشته و با هم هم سو و هم صحبت هستند. مانند: همکاری، تعاون و مانند گردی. تلاش و فعالیتی که در جهت رفع اختلاف ما بین کنش‌های متقابل پیوسته و گسسته انجام می‌گیرد. همسازی گروهی نام می‌گیرد و همکاری آگاهانه را «سازگاری گروهی» می‌نامند که نتیجه و ثمره آن تعادل گروهی خواهد بود. و در نهایت می‌توان گفت که سازگاری گروهی موجب رفتار گروهی است و اگر همین رفتار گروهی منسجم و منظم و با الگوهای ثابت توام باشد. در صورت استمرار (سازمان اجتماعی) را پدید می‌آورد. (همان: 188) از نگره پارسنز و همکارانش «نظریه کنش» چهارچوبی مفهومی برای تحلیل رفتار ارگانیسم‌های زنده به شماره می‌آید. این نظریه بر جهت‌گیری رفتار برای تحقق اهداف در وضعیت ها به وسیله مقررات هنجاری کاربردی انرژی دلالت دارد. لذا اگر رفتار حاوی این عناصر باشد،‌کنش خوانده می‌شود. از این منظر «هر کنشی کنش کنشگر است و در وضعیتی مرکب از اهداف،‌مکان دارد. اهداف می تواند شامل دیگر کنشگران باشد یا اهداف فیزیکی و فرهنگی را در بر بگیرد. هر کنشگر، نظامی از رابطه با اهداف دارد که «نظام جهت گیری» خوانده می شود اهداف می تواند شامل آماج، منابع، وسایل، شرایط، موانع یا نمادها باشند.» میزان دلبستگی و اهمیت اهداف بر سازمان‌دهی جهت‌گیری کنش‌گر مؤثر است جهت‌گیری به شناخت کنش‌گر از وضعیت و خواست و هدف،‌ارزش و اهمیت آنها و ارزیابی چگونگی تحقق‌شان بر می‌گردد. انگیزش انرژی کنش به سمت مقررات هنجاری در رابطه با دیگر کنشگران و وضعیت است. (محمدی اصل، 1390: 52) عناصر چهارچوب داوری کنش شامل کنشگران، وضعیت کنش و جهت‌گیری کنشگر نسبت به وضعیت است. در زمینه کنشگران می‌توان گفت «هر کنشگر مبین نظام تجربی کنش است» به علاوه کنشگری می تواند فرد یا جمع باشد که شیوه جهت گیری و فرایند کنش او نسبت به اهداف فرق می کند. وضعیت کنش نیز بخشی جهان بیرونی و اهداف می‌نماید که جهت کنش را مشخص می‌سازد. و لذا وضعیت متضمن اهداف جهت‌گیری است. منظور از جهت‌گیری کنشگر نسبت به وضعیت نیز مجموعه شناخت‌ها، عواطف، طرح‌ها و ملاک‌های وابسته‌ای است که کنشگر را با وضعیت مرتبط می کنند (گیدنز، 42:1389) از آنجا که کنش نظام دارد. لذا محققان مزبور تصریح می کنند «ما با سه نظام یا سه شیوه سازماندهی عناصر کنش یعنی عناصر سازمان یافته به عنوان نظام‌ اجتماعی، شخصیتی و نظام فرهنگی سر و کار داریم نظام‌های اجتماعی و شخصیتی به منزله شیوه‌های سازماندهی انگیزش کنشی دریافت می‌شوند نظام‌های اجتماعی عبارتند از نظام‌های سازماندهی انگیزشی کنشی در روابط کنشگران با یکدیگر و شخصیت‌ها، نظام‌های سازماندهی انگیزشی کنشی ارگانیسم زنده به شمار می‌آیند. از طرفی نظام فرهنگی، نظام الگوهای نمادین هستند که این الگوها توسط کنشگران فردی خلق و بیان می شوند و نظام‌های اجتماعی با اشاعه در شخصیت‌ها به وسیله یادگیری انتقال می‌یابند. نظام‌های اجتماعی و نظام‌های شخصیتی و نظام‌های فرهنگی، موضوعات قطعی نظریه کنش هستند. (گیدنز، 43:1389)
تعریف و تقسیم‌بندی کنش متقابل اجتماعی: خلاصه: 1- جنبه‌های ظاهری اهمیت رفتار روزانه مان را اگر از نزدیک بررسی کنیم خواهیم دید که جنبه های مهم و پیچیده ی کنش متقابل اجتماعی هستند یک نمونه ی آن خیره شدن – نگریستن به دیگران است. در بیشتر کنش های متقابل اجتماعی، برخورد نگاهها نسبتاً زودگذر است. خیره شدن به فرد دیگری ممکن است نشانه‌ای از خصوصمت – یا، در بعضی مواقع، عشق- تلقی شود. مطالعه‌ی کنش متقابل اجتماعی یکی از حوزه‌های اساسی مطالعه در جامعه شناسی است که بسیاری از جنبه‌های زندگی اجتماعی را روشن می کند. (گیدنز، 1389: 44)
2- حالتهای گوناگون توسط چهره‌ی انسان انتقال داده می شود. بسیاری معتقدند که جنبه‌های اساسی بیان احساس در چهره ذاتی است. مطالعات تطبیقی فرهنگ‌ها شباهت‌های کاملا نزدیک میان اعضای فرهنگ‌های گوناگون را هم از نظر حالت چهره و هم تغیر احساساتی که بر چهره انسان نقش می بندند ، اثبات می کنند.
3- در مفهومی وسیعتر می‌توان تصور کرد که چهره به احترامی که دیگران برای فرد قائل هستند اشاره می کند. عموماً در کنش متقابل دیگران، ما به حفظ آبرو- حفظ عزت نفس خودمان – توجه داریم.(همان: 4)
4- مطالعه‌ی صحبت و گفتگوی معمولی روش شناسی مردمی نامیده شده است، اصطلاحی که نخستین بار توسط هارولد گارفینگل وضع گردید. روش شناسی مردمی تحلیل شیوه‌هایی است که به وسیله‌ی آنها ما فعالانه اگر چه معمولا به گونه ای مسلم فرض شده- به منظور دیگران بر پایه آنچه می‌گویند و انجام می دهند، پی می‌بریم.
5- با مطالعه‌ی فریادهای واکنش (ندا) و لغزشهای زبان (آنچه وقتی مردم کلمات و عبارات را غلط تلفظ می‌کنند یا نا به جا به کار می‌برند، اتفاق می‌افتد). می‌توانیم چیزهای زیادی درباره‌ی ماهیت صحبت بیاموزیم. لغزش‌های زبان اغلب مضحک بوده و در واقع از نظر روانی با شوخی و بذله گویی ارتباط نزدیک دارند.(همان: 45)
6- کنش متقابل متمرکز، که می تواند به برخوردهای متمایز – یا مراحل ویژه کنش متقابل – تقسیم شود، در جایی رخ می‌دهد که دو یا چند نفر مستقیماً به آنچه دیگران می‌گویند و انجام می‌دهند. توجه نشان می دهند.
7- کنش متقابل اجتماعی را اغلب می‌توان به شیوه‌ای روشنگرانه بااستفاده از مدل نمایش مطالعه کرد – یعنی مطالعه‌ی کنش متقابل اجتماعی چنان که گویی افرادی که در آن درگیرند بازیگران روی صحنه با تمام وسایل و لوازم صحنه‌ی واقعی تئاتر هستند. درست همانند تئاتر، در زمینه‌های گوناگون زندگی اجتماعی معمولاً تمایزات آشکاری بین مناطق جلو (خود صحنه) و مناطق پشت صحنه، جایی که بازیگران خود را برای اجرای نمایش آماده می کنند و بعداً به استراحت می‌پردازند، وجود دارند.
8- همه کنش‌های متقابل اجتماعی در زمان و مکان واقع می‌شوند. با بررسی اینکه چگونه فعالیت‌ها در طی دوره‌های زمانی معین رخ می دهند و در عین حال متضمن حرکت مکانی‌اند، می توانیم چگونگی طبقه‌بندی زندگی روزانه‌مان بر حسب زمان و مکان را تحلیل کنیم. جغرافیای زمانی یکی از وسایل بررسی مستند این امر است.
9- مطالعه‌ی کنش متقابل رو در رو معمولاً جامعه شناسی خرد نامیده می شود – در مقابل جامعه‌شناسی کلان، که گروه‌های بزرگتر، نهادها و نظام‌های اجتماعی را مطالعه می‌کند – تحلیل خرد و کلان در واقع رابطه، بسیار نزدیک با یکدیگر دارند و هر یک مکمل دیگری است. (گیدنز، 1389: 145-144)
اما فعالیت انسان ها با فعالیت موجودات دیگر تفاوت دارد. به فعالیتی که انسان انجام می دهد، کنش انسانی می گویند کنش انسانی با، اراده و آگاهی انسان انجام می شود. یک نویسنده‌ی یا هنرمند با آگاهی و اراده می نویسید یا اثر هنری خلق می کند. از این تعریف مشخص می شود، بسیاری از (فعالیت‌هایی) که در بدن انسان نیز انجام می‌گیرد، کنش انسانی نیستند. مانند ضربان قلب آدمی یا رشد سلول‌های بدن؛ زیرا این گونه فعالیت‌ها با اراده و آگاهی انسان انجام نمی شود. از انواع کنش انسانی می توان به:
ویژگی‌های کنش انسانی: با فعالیت ‌های طبیعی تفاوت‌هایی دارد از این تفاوت‌ها می توان به عنوان ویژگی‌های کنش انسانی یاد کرد برخی از مهمترین ویژگی‌های کنش انسانی عبارتند از:
الف: آگاهانه بودن: آگاهانه بودن کنشی انسان به این معناست که فعالیت به آگاهی آدمی وابسته است، به گونه‌ای که هر گاه آن آگاهی از بین برود، کنش نیز ادامه نخواهد یافت، مانند سخن گفتن که یکی از کنش‌های روزمره‌ی انسان‌هاست. اگر ما آگاهی خود را نسبت به کلمات و معانی آن‌ها از دست بدهیم، از گفتار باز می‌مانیم. از این رو بچه‌ها به علت عدم آگاهی از کلمات،نمی توانند حرف بزنند.
ب: ارادی بودن: کنش انسانی تنها با آگاهی انسان پدید می‌آید. انسان علاوه بر آگاهی، باید انجام فعالیتی را اراده و انتخاب کند. کارهایی که بدون اراده از انسان سر می‌زنند، کنش انسانی خوانده نمی شوند ممکن است فردی به صحیح بودن کاری آگاه باشد ولی تصمیم به انجام آن نگیرد یا بر عکس به غلط بودن کاری آگاه باشد ولی تصمیم بگیرد آن را انجام دهد.
ج: هدفدار بودن: هر فعالیت انسان با قصد و هدف خاص انجام می شود؛ هر چند این فعالیت‌ها در برخی موارد به مقصود نمی رسد.
فردی که به رودخانه‌ای قدم می گذارد قصد ماهی‌گیری دارد یا می‌خواهد سردی و گرمی آب را متوجه شود یا می‌خواهد یا نمی‌خواهد از رودخانه عبور کند…
و: معنادار بودن: کنش انسانی با توجه به آگاهی‌ای که بر اساس آن شکل می‌گیرد و هدفی که دنبال می‌کند، دارای معنای خاصی است، به همین دلیل، کنش‌های انسانی را بدون توجه به معنای آن ما نمی توانیم بشناسیم، برای نمونه سخن گفتن فقط صداهایی نیست که با اراده و آگاهی از دهان خارج می‌شود، بلکه مجموعه معناهایی است که به وسیله‌ی صداها به دیگری منتقل می شود.
ه: تناسب داشتن موقعیت‌های زمانی، مکانی و اجتماعی:
کنش انسانی در موقعیت‌های مختلف تفاوت دارد برای مثال، کنش یک فرد در دروان کودکی با کنش او در دوران بزرگ‌سالی فرق دارد، یا چگونگی برخورد آدمی با آشنایان، یا برخورد او با افراد ناآشنا تفاوت می کند.
کنش انسانی دو نوع پیامد دارد:
اول پیامدهای ارادی؛ این پیامدها به اراده افراد انسانی یعنی خود کنشگر یا افراد دیگر وابسته است.
چرا؟ باید افراد به جنبه‌های به ظاهر بی اهمیت رفتار اجتماعی علاقمند باشند. گذشتن از کنار کسی در خیابان. یا رد و بدل کردن چند کلمه با دوستی، فعالیت‌های کوچک و کم اهمیت به نظر می‌رسد، کارهای که ما هر روز به دفعات بی‌شمار انجام می دهیم بی آنکه نیازی به اندیشیدن درباره‌ی آنها داشته باشیم. در واقع، مطالعه‌ی این گونه شکلهای به ظاهر بی‌اهمیت. کنش متقابل اجتمای دارای اهمیت زیادی در جامعه‌شناسی است، و نه تنها به هیچ‌وجه کم اهمیت نیست که یکی از جذاب‌ترین حوزه‌های پژوهشی جامعه شناسی است.
مطالعه‌ی کنش متقابل اجتماعی روزانه به دو دلیل بسیار مهم است.
1- کارهای عادی زندگی روزانه، که ما را در کنش متقابل چهره و کم و بیش دائمی با دیگران می‌کنند، قسمت اعظم فعالیت‌های اجتماعی ما را شکل می‌دهند.
2- مطالعه‌ی کنش متقابل اجتماعی در زندگی هر روزه به روشن کردن نهادها و نظام‌های اجتماعی بزرگتر کمک می کند. در واقع، همه‌ی نظام‌های بزرگ اجتماعی به الگوهای کنش متقابل اجتماعی که در جریان زندگی روزانه مان انجام می

مطلب مرتبط :   حقوق، اعلامیه، اسناد، عرفی، قوام، حقوقی