« جاهل »
اهل لغت معانی متعددی را برای معنای جاهل در نظر گرفته اند :
یک ) در برابر علم :
در بعضی از کتاب های لغت ، جهل به معنای ضد علم قرار گرفته است ، و جاهل را به این شکل معنا کرده اند که جاهل کسی است که کاری را بدون علم و آگاهی انجام دهد پس بنابراین می توانیم واژه « جاهل و جهالت » عمل کردن بدون علم » تعریف کنیم. 69
هم چنین از کلمه جاهلیت در چهار سوره مدنی قرآن کریم ، یعنی آل عمران ، مائده ، احزاب و فتح یاد شده است.
دو ) در برابر حلم :
عده ای هم جهل را به معنای سفاهت ، غضب ، عدم تسلیم در برابر اراده و حکم و شریعت الهی استباط کرده و با استناد به آیه 63 سوره فرقان می گویند : « مقصود از جاهل ، نادان نیست. بلکه اشخاص متکبر و پر نخوت است. 70 »
اسلام پژوهانی چون گلدزهیر و ایزوتسو نیز جهل را در برابر حلم دانسته اند.
سه ) در برابر عقل :
اگر جهل در مقابل عقل قرار بگیرد جهل به معنای عمل نسنجیده می شود و جاهل هم کسی می شود که کارهای سفیهانه و دور از عقل و افکار غلط و غیر عقلایی می کند.
پس به طور کل از کلمات لغویان استفاده می شود نادانی و عمل نسنجیده دو معنای مهم جهل است.
پس اگر جهل در مقابل علم استفاده شود به معنای نادانی و اگر در مقابل عقل به کار رود به معنای عمل نسنجبیده است.
بنابراین با تمام این تفاضیل جاهل را به این شکل می شود معنا کرد. که جاهل کسی است که بدون علم و آگاهی نسبت به چیزی اعتقاد و باور داشته باشد و آن را عمل کند و یا با کارهای سفیهانه و دور از عقل و غیر عقلایی از آن پیروی نماید.

2 – 2 – 2 – گفتار دوم – کاربرد و مشتقات جهل و پاسخ به یک شبهه
« کاربرد و مشتقات جهل در قرآن »
ترکیبات این ماده جهل در مجموع بیست و چهار بار به صورت اسم و فعل در قرآن به کار رفته است و مشتقات رسمی و فعلی آن به صورت جاهل ، جاهلون ، جاهلین ، جهاله ، یجهلون ، تجهلون ، جهول می باشد. 71 در این جا برخی از آیات که مشتقات واژه جهل در آن ها آمده است ، ذکر می شود :
خداوند در قرآن کریم می فرماید : ( یوسف ) گفت ؛
« پروردگارا زندان نزد من محبوب تر است از آنچه این ها مرا به سوی آن می خوانند و اگر مکر و نیرنگ آن ها را از من بازنگردانی به سوی آن ها متمایل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود. 72 »
در این جا ماده جهل به صورت اسم یعنی ” الجاهلین ” به کار رفته است. در سوره دیگر به این شکل آمده است که :
« ای « پیغمبر » چنانچه اعراض آن ها تو را سخت می آید اگر توان نردبانی بر آسمان بر افراز تا آیتی بر آن ها آوری ، اگر خدا می خواست همه را مجتمع هدایت می کرد پس تو البته از آن جاهلان نباش. 73 »
در این جا هم ماده جهل به صورت اسم ” الجاهلین ” به کار رفته به این صورت که خداوند به پیامبر اکرم ( ص ) دستور داده است که از جاهلان نباشد.
و هم چنین این که در سوره دیگر آمده است.

« و بنی اسرائیل را از دریا به ساحل سلامت رساندیم. پس به قومی که در پرستش بت های خود متوقف بودند برخورده و به آئین بت پرستی مایل شدند گفتند ای موسی برای ما خدایی مثل خدایانی که این بت پرستان را است ، « دیدنی و محسوس » مقرر کن. موسی در جواب تقاضای جاهلانه قوم گفت : شما مردم سخت و نادانی هستید. 74 »
در این آیه هم ماده جهل به صورت فعل مضارع ” تجهلون ” آمده است به این صورت که موسی به قوم خود ، که از او تقاضای خدایی بر ساخته داشتند ، نسبت جهل داده است.
و هم چنین در سوره دیگری خداوند تبارک و تعالی می فرماید : « ما بر آسمان ها و زمین و کوه های عالم و قوای عالی ئو دانی ممکنات عرض اندام کردیم و همه از تحمل آن امتناع ورزیده ، اندیشه کردنند تا انسان ناتوان پذیرفت و انسان هم در مقام آزمایش و ادای امانت بسیار ستم کار و نادان بود. 75 »
در این جا نیز ماده جهل به صورت ” جهول ” به کار رفته شده است. به این صورت که خداوند ، انسان که بار امانت را پذیرفته است « جهول » نامیده است.
و در ادامه نیز می توان به ” آیه 17 سوره نساء ” و ” آیه 54 سوره انعام ” و ” 119 سوره نحل ” اشاره کرد که در آن ماده جهل به کار رفته است.
بدین صورت که ماده جهل و جهالت در مورد کسانی به کار رفته است که از سر نادانی کار ناشایستی انجام داده اند.
و هم چنین دیگر آیاتی که مجالی برای بیان و ذکر آن نیست.

مطلب مرتبط :   فسخ، خیار، مبیع، غبن، مغبون، غابن

« کاربرد و مشتقات جهل در روایات »
در ادامه برخی از روایاتی که مشتقات جهل در آن آمده را ذکر می کنیم.
امام علی ( ع ) می فرمایند :
” اعظَمُ المَصائِبِ الجهل : 76 « بزرگ ترین مصیبت نادانی است. » و هم چنین می فرمایند :
” العقلُ یَهدی و یُنجی ” ، ” و الجهل یغوی و یردی ” 77
« عقل راهنمایی می کند و نجات می دهد و نادانی گمراه می کند و نابود می گرداند. »
رسول خدا ( ص ) می فرماید :
” اِنَّ الجاهِلَ مَن عَصَی الله و ان کانَ جمیلَ المَنظرِ عظیم الحظر ”
« نادان کسی است که نافرمانی خدا کند ، اگر چه زیبا چهره و دارای موقعیت بزرگی باشد. 78 »
و در جایی دیگر می فرماید :
” قلبٌ لیسَ فیهِ شیٌء من الحکمهِ کبیتٍ خَرِبٍ فَتَعَلّموا و عَلَّمُوا و تَفَقَّهوا و لا تَمونوا جُهالًاَ فاِنَّ الله لا یعذِرُ عَلَی الجَهلِ ”
« دلی که در آن حکمت نیست ، مانند خانه ویران است ، پس بیاموزید و تعلیم دهید ، نفهمید و نادان نمیرید. به راستی که خداوند را برای نادانی نمی پذیرد. 79 »
و هم چنین امام کاظم ( ع ) می فرمایند :
” اِنَّ الزرعُ یَنُبِتُ فی السَّهل و لا ینُبتُ فی الصَّفا فَکَذلک الحِکَمهُ تَعمُر فی قلبِ المُتَواضِعِ وَ لاَتَعمُرُ قلبِ المُتکّبَرِ الجَبّار ، لاِنَّ الله جَعَلَ التواضُعَ آله العقلِ و جَعَلَ التکُّبَر من آله الجَهلِ ”
« زراعت در زمین همواره می روید ، نه بر سنگ سخت و چنین است که حکمت ، در دل های متواضع جای می گیرد نه در دل های متکبر ، خداوند متعال ، تواضع را وسیله عقل و تکبر را وسیله جهل قرار داده است. 80 »
و هم چنین پیامبر اکرم ( ص ) در جای دیگر می فرمایند :
” ثلاثٌ من لم تکُن فیهَ فَلیسَ مِنّی و لا مِنَ اللهِ عَزَّوَجَّلَ. قیلَ ؛ یا رسول الله ، و ما هُنَّ ؟ قال : حِلمٌ یَرُدَّ بِهِ جَهَل الجاهِلِ و حُسنُ خُلقِ یعیشُ به فی النّاسِ و وَرَعٌ یحجُزُهُ عن مَعاصِی اللهِ عَزَّوَجلَّ. ” 81
« سه چیز است که هر کس نداشتم باشد نه از من است و نه از خدای عزوجل. عرض شد : ای رسول خدا ، آن ها کدام اند ؟ فرمودنند: بردباری که به وسیله آن جهالت نادان را دفع کند ، اخلاق خوب که با آن در میان مردم زندگی کند و پارسایی که او را از نافرمانی خدا باز دارد. »
شبهه ای در مورد جهل و پاسخ به آن
« خداوند در سوره نحل می فرماید : خداوند شما را از شکم های مادرانتان بیرون آورد در حالی که چیزی نمی دانستید. »82 و حال آن که در سوره اعراف جهل را بد دانسته و به پیغمبر دستور داده است که از جاهلین روی گرداند. 83 اگر جهل بد است پس چرا خداوند انسان ها را جاهل به دنیا آورده است ؟ جواب :
جهل 2 قسم است.
یک ) جهل در مقابل علم : آنچه در آیه 199 سوره مبارکه اعراف آمده است از این نوع جهل است یعنی شما را به دنیا آوردیم در حالی که جاهل بودید [ علم نداشتید ]. این نوع جهل ذاتاً بد نیست بلکه باقی ماندن بر آن بد است. لذا دیده می شود در روایات ما را به علم جوئی تشویق کرده و راه رسیدن به علم را به ما یاد داده و فرمودند : ” مفتاح العلم السوال ” یعنی کلید دست یابی به علم سوال کردن است.
و یا در سوره زمر خداوند در قالب سوال ، برتری عالم بر جاهل را این چنین مطرح می فرماید که : ” هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون ”
دو ) جهل در مقابل عقل : آنچه که در آیه 78 سوره مبارکه نحل آمده است از این نوع جهل است. جهل در مقابل عقل یعنی انسان به مقتضای آنچه که عقل درک کرده عمل نکند و یا به عبارت ساده تر انسان به آنچه که از حق درک کرده عمل نکند و روی گرداند.
خداوند در آیه 78 سوره مبارکه نحل می فرماید : « ای پیغمبر از کیانی که حق را درک کردند اما حاضر به قبول آن نیستند ، روی گردان. »
روایتی هم در همین زمینه داریم که می فرماید : « ” صدیق کل امریء عقله و عدوه جهله ” یعنی دوست هر کسی عقل اوست و دشمنش جهل اوست. » مراد از این جهل ، جهل به مقابله عقل ، یعنی عمل نکردن به مقتضای عقل است. 84
3 – 2 – 2 – گفتار سوم – زمینه های جهل و نشانه های مربوط به آن
« زمینه های جهل »
عوامل مختلفی در زمینه جهل وجود دارد که در این جا به چند مورد اشاره می کنیم :
یک ) بادیه نشینی و دوری از فرهنگ اجتماعی
خداوند در قرآن کریم می فرماید : « بادیه نشینان عرب ، کفر و نفاقشان شدیدتر است و به ناآگاهی از حدود و احکامی که خدا به پیامبرش نازل کرده ، سزاوارترند و خداوند دانا و حکیم است. 85 »
این آیه شامل پیام هایی است از قبیل :
الف ) بادیه نشینی موجب دوره ای از فرهنگ و آداب دینی و در نتیجه جهل و نادانی می شود.
ب ) محیط فرهنگی و اجتماعی انسان ، در بینش و آگاهی و هم چنین در عدم جهل و ناآگاهی او موثر است ، بنابراین محیط فرهنگی و اجتماعی نامناسب زمینه ای برای جهل است.
ج ) افراد ناآگاه و دور از فرهنگ ، گاهی آلت دست کافران و منافقان قرار می گیرند و از خود آن ها هم بی منطق تر می شوند.
د ) دانستن احکام دین لازم است وگرنه اعرابی و جاهلی هستیم.
ر ) شهر نشینان جاهل به حدود الهی ، به منزله اعراب و بادیه نشینان بلکه بدتر از آن ها هستند. 86
دو ) دل مردگی ، در سوره انعام آمده است.
« پاره ای از آن ها به «سخنان » تو ، گوش فرا می دهند ولی بر دل های آنان پرده افکندیم تا آن را نفهمند و در گوش آن ها ، سنگینی قرار دادیم ( و آن ها به قدری لجوجند ) که اگر تمام نشانه های حق را ببینند ، ایمان نمی آورند تا آن جا که وقتی به سراغ تو می آیند که با تو پرخاشگری کنند ، کافران می گویند : این ها فقط افسانه های پیشینیان است . » 87
در این آیه اشاره به وضع روانی بعضی از مشرکان شده است که در برابر شنیدن حقائق کمترین انعطافی از خود نشان نمی دهند و در حقیقت تعصب های کورکورانه جاهلی و فرو رفتن در منافع مادی و پیروی از خوی و هوس ها ، آن چنان بر عقل و هوش آن ها چیره شده که گویا در زیر پرده ای از جهل و جهالت قرار گرفته اند. 88
سه ) شیطان : در آیه ای می خوانیم : « ای مردم ! از آنچه در زمین است ، حلال و پاکیزه بخورید ! و از گام های شیطان پیروری نکنید ! چه این که او ، دشمن آشکار شماست. او شما را فقط به بدی ها و کار زشت فرمان می دهد ( و نیز دستور می دهد ) آنچه را نمی دانید ، به خدا نسبت دهید. 89 »
در این آیات ، ایه های پیروی از شیطان معرفی می شود ؛ یعنی سوء فحشاء و سخن بدون تعقل و علم
مراد از پیروی از خطوات شیطان این است که بنده خدا ، چیزی را تعبد کند و آن را عبادت و اطاعت خدا قرار دهد که خدای تعالی هیچ اجازه ای در خصوص آن نداده است ؛ چون خداوند هیچ مشی و روشی را منع نکرده است ، مگر آن روشی را که آدمی در رفتن بر طبق آن پای خود به جای پای شیطان بگذارد و راه رفتن خود را مطابق راه رفتن شیطان کند ، در این صورت است که روش او پیروی گام های شیطان می شود. از این جا این نکته بدست می آید که دعوت شیطان منحصر است در دعوت به عملی که یا سوء استفاده است یا فحشاء و یا گفتن سخن بدون تعقل و دلیل. 90
چهار ) تقلید کور کورانه از نیاکان
یکی دیگر از زمینه های جهل در میان امت ها ، تبعیت کورکورانه و غیر معقول از آباء و اجداد بوده است.
روشن است که تجارت گذشتگان و استفاده از دستاوردهای علمی و فرهنگی آن ها می تواند بسیار سازنده باشد و فرد و جامعه را در مسیر تکاملی او یاری کند.
هم چنین توجه و شکل پذیری اخلاق پسندیده و صفات نیکوی امت های گذشته نیز می تواند نقش به سزایی در جامعه داشته باشد و به عنوان ابزاری کارآمد در رشد و تعالی مورد استفاده قرار گیرد.
اما سخن در مورد تبعیت کورکورانه و بی چون و چرا و بدون فکر و اندیشه درباره اخلاق ، رفتار ، اعتقادات و سیره عملی گذشتگان و پدران می باشد به چیزی که باعث بروز جهل می شود و باعث بروز و به وجود آمدن زمینه های جهالت می شود ،چیزی که در دین مبین اسلام و حتی نزد هر انسان با معرفت و اندیشمندی امری مذموم و منفور است.
قرآن کریم در بیان این واقعیت تلخ که هنگامی که پیامبران الهی به سوی اقوام مختلف مبعوث می شدند و آن ها را به دین حق دعوت می کردنند ، مردم نمی پذیرفتند ، می فرماید :
« فقال الَمَلوُ الّذین کفروا مِن قومِهِ ما هذا اِلاّ بشرٌ مثلکم یرید ان یَتَفَضَّلُ علیکم ولو شاءَ اللهُ لَا نَزل ملائکه ما سَمعنِا بهذا فی آبائنا الاوّلین ». 91
« جمعیت اشرافی ( و مغرور ) از قوم نوح که کافر شده بودند گفتند این مرد بشری است هم چون شما که می خواهد به شما برتری جوید. اگر خدای خواست پیامبری بفرستد ، فرشتگان نازل می کرد ، ما چنین چیزی هرگز در نیاکان خود شنیده ایم. »
و در جای دیگر می فرماید : « قالوا یا شعیبُ اَصلواتُکَ تَامرُکَ ان نَترکَ ما یَعبُدُ آباونا اوان نَفعَلَ فی اَموالِنا ما نشاوا اِنَّکَ لَاَنتَ الحَلیمُ الرَّشید ». 92