قوانین و اصول علمی از نظر شناسایی یا معرفت بخشی چه مقام و موقعیتی دارند؟ (لازی، 1362، 1-4)
با نگاهی به مهم‌ترین مکاتب فلسفۀ علم می‌توان رابطۀ آن‌ها را با روش‌شناسی بهتر مورد مطالعه قرار دهیم. پوزیتویسم منطقی که در سال 1905 ظاهر شد و در دهه 1940 به اوج شکوفایی خود رسید، فرض خود را بر این گذاشته که معناداری گزاره‌ها به قابلیت تجربۀ آن‌ها مشروط است. براساس عقل‌گرایی انتقادی که در دهۀ 1930 به وجود آمد و در دهۀ 1960 به اوج خود رسید، مقام داوری را از مقام گردآوری باید جدا کرد. در این گروه می‌توان از پویر، لاکتوش و ماکسی پلاک نام برد. در مکتب اثبات‌گرایی گردآوری مهم‌تر از داوری و در عقل‌گرایی انتقادی، داوری مهم‌تر از گردآوری بود.(حقیقت،1387 ،51) البته در جای خود سیر تطور و تحول رویکرد روش‌شناختی در مکاتب مختلف فلسفه علم به‌صورت مستقل مطمح نظر قرار خواهد گرفت؛ اما به‌اجمال می‌توان ملاحظه نمود که مکاتب فکری فلسفه علم هر یک بر مبنای رویکرد فکری خود با روشی خواص به سؤالات پیرامون موضوع موردنظر خود پرداخته‌اند.
کاربردهای اصطلاح «روش»
پس از بیان رابطه روش با مفاهیمی همچون فلسفه علم، هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی و بیان بینش‌های مختلف در خصوص روش‌ در علوم تجربی و علوم انسانی، توجه به این نکته لازم است که وقتی از روش و واژگان مربوط به آن استفاده می‌کنیم، باید توجه داشت که نسبت به کدام سطح از روش سخن میگویم. به شکل خلاصه، می‌توان گفت واژۀ روش و مشتقات آن در پنج معنا یا سطح قابل تعریف می‌باشند:
1- روش معرفت
روش به این معنا به‌عنوان مبادی شناخت مدنظر قرار گفته و به چهار منبع معرفتی عقل، حس، شهود و وحی یا نقل نظر می‌نماید که در این صورت چهار روش فلسفی (عقلی)، علمی (حسی و تجربی)، عرفانی(شهودی) و نقلی(کلامی) را شامل می‌گردد.
در روش عقلی با استعانت از قیاس یا استقراء، صغرا و کبراهای منطقی تشکیل می‌شود. قیاس ممکن است شکل برهانی (با مواد یقینی و بدیهی)، جدلی (با استفاده از مقبولات)، خطابی (شهودات)، شعری (تخیلی)، یا مغالطه‌ای داشته باشد.
روش علمی درصدد است همواره از مراحل مشخصی گذر نماید. مشاهده، طبقه‌بندی مشاهدات، فرضیه‌سازی، آزمایش و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها به‌منظور اثبات یا رد فرضیه (همان، 63). در اوج اثبات‌گرایی، روش علمی و روش تجربی به یک معنا به کار می‌رفت. در روش علمی ترکیب صحیحی از مشاهده و تجربه از یک‌سو و تئوری سازی از سوی دیگر صورت می‌گیرد.
در روش عرفانی محقق با طی طریق و سیر و سلوک، خود را به مرتبه‌ای می‌رساند که از مقام حصول رهایی جسته و به مقام وصول رسیده و دریافت حقایق از طریق مکاشفه و شهود برای وی میسر می‌گردد.
و در نهایت در روش نقلی، محقق با ابتنای بر مبانی یکی از ادیان الهی و با پذیرفتن و ایمان آوردن به پیامبران الهی، اقدام به استفاده از مبانی این ادیان در آراء خود می‌نماید.
در خصوص این چهار روش معرفت در آینده بیشتر صحبت خواهیم نمود.
2- نوع استدلال
گاهی روش به معنای نوعی استدلال به کار می‌رود. از این حیث روش می‌تواند قیاسی، ‌یا استقرایی، ‌لمّی یا انّی،‌ یا غیر آن باشد. کاربرد روش به این معنا در ارتباط مستقیم با معنای اول است، ‌چراکه به‌طور مثال، ‌در روش تحقیق فلسفی نوع استدلال، قیاس است و ‌در روش تحقیق تجربی، نوع استدلال استقرایی است.
3- سطح تحلیل
معمولاً ‌در پژوهش‌ها و پایان‌نامه‌ها از روش توصیفی و تحلیلی و امثال آن نام می‌برند. این معنای روش به ‌سطح تحلیل نظر دارد. روش تحقیق به این معنا در نگاه کلی خود به دو روش توصیفی (به معنای اعم) و روش هنجاری تقسیم می‌شود. روش توصیفی به‌نوبه‌ خود به روش توصیفی به معنای خاص،‌ روش تحلیلی و روش نقدی تقسیم می‌شود. روش توصیفی به معنای اخص نیز به توصیف مشاهداتی و توصیف تحلیلی منقسم می‌گردد. ما در توصیف مشاهداتی تنها مشاهدات خود را بدون هیچ‌گونه تحلیل یا نقدی بیان می‌کنم. البته توصیف و تبیین امور اضافی هستند به این معنا که هر تبیینی نسبت به تبیین فراتر خود نوعی توصیف محسوب می‌شود. هدف تبیین، ‌یافتن علل پدیده‌ها و هدف تحلیل،‌ یافتن پیش‌فرض‌ها و آثار و نتایج مترتب بر یک رأی است. نقد،‌ برخلاف تحلیل به داوری نظری و عملی موضوع می‌نشیند. متد نظری به مطابقت مسئله با واقع و نقدهایی به آثار و نتایج فردی و اجتماعی آن مربوط می‌شود. تحقیق هنجاری به ارائه بایدها و نبایدها می‌پردازد. (همان،65).
4- نوع نگاه به موضوع
محقق علاوه بر موارد فوق به معنای دیگری نیز می‌تواند از روش پژوهش خود نام ببرد. پژوهشگر به موضوع موردمطالعه خود می‌تواند با دید پدیدارشناسانه، ساختارگرایانه یا هرمنوتیکی و امثال آن بنگرد. در این سطح از روش به‌عنوان نوع نگاه به موضوع سخن می‌گوییم که در ادامه این گفتار به‌تفصیل مطمح نظر قرار خواهد گرفت. (همان، 69)

مطلب مرتبط :   چندوجهی، حمل‌ونقل، انتقال، می‌باشد، اطلاعات، بین‌الملل

5- از منظر ماهیت تحقیق
بر این اساس هدف تحقیقات علمی را به دو صورت تحقیقات بنیادین و تحقیقات کاربردی تقسیم نموده ‏و بر اساس ماهیت و روش برحسب اینکه ماهیت موضوع تحقیق چیست، چه هدفی در سر داشته باشیم، چه ‏محدودیت‌های اخلاقی ما را در برگرفته باشند و بالاخره تلاش ما در جهت یافتن همبستگی بین متغیرها، رابطه علت ‏و معلولی بین آن‌ها مدنظر است و یا در اندیشه شناخت گذشته می‌باشیم و یا فکری نو در سر بپرورانیم، روش‌های ‏گوناگونی در اختیار می‌باشد. البته شاید بتوان کاربرد اصطلاح روش از نظر ماهیت تحقیق را نزدیک به‌اصطلاح روش معرفت دانست. همچنین روش از این منظر بیشتر در حوزه علوم انسانی- تجربی کاربرد دارد ولیکن ‏تفاوت‌هایی دارند که لازم است در سیر تدوین انواع رویکردهای روش‌شناختی این مهم نیز مورد تدقیق و ‏بررسی قرار گیرد. در این بخش می‌توان پنج روش را نام برد:
الف- تحقیقات تاریخی ‏
محقق زمانی از روش پژوهشی تاریخی استفاده می‌کند که با مسئله‌ای برخورد نماید که درگذشته روی‌داده و درگذشته خاتمه یافته باشد و محدوده زمانی بسته‌شده است. (خلیلی شورینی، 1386 ،67) ‏تحقیق تاریخی با استفاده از اسناد و مدارک معتبر انجام می‌شود و از این طریق می‌تواند ویژگی‌های عمومی ‏مشترک پدیده‌ها و حوادث تاریخی و دلایل بروز آن‌ها را تبیین نمود.(حافظ نیا، 1384، 53) ‏
ب-تحقیق توصیفی
همان‌گونه که از نامش به‌وضوح می‌توان دریافت، توصیف عینی، واقعی و منظّم حوادث، رویدادها و ‏موضوعات مختلف می‌باشد. تحقیقات توصیفی هم جنبه کاربردی دارد و هم جنبۀ مبنایی، در بعد بنیادی به ‏کشف حقایق و واقعیت‌های جهان خلقت می‌انجامد. در تحقیقات توصیفی محقق به دنبال چگونه بودن موضوع ‏است و می‌خواهد بداند پدیده، شی‌ء یا مطالب چگونه است. (همان، 59).‏
پ- تحقیقات همبستگی یا همخوانی ‏
این تحقیقات برای کسب اطلاع از وجود رابطه بین متغیرها انجام می‌پذیرد؛ ولی در آن‌ها الزاماً کشف ‏رابطۀ علت و معلولی مورد نظر نیست، اساساً همبستگی‌ها به دو شکل وجود دارند: مثبت و منفی. همبستگی مثبت ‏آن است که جهت تغییر در یک متغیر با جهت تغییر در متغیر دیگر همسو باشد و همبستگی منفی آن است که ‏جهت تغییرات یک متغیر با جهت تغییرات متغیر دیگر همسو نباشد. (همان، 59)

ت- تحقیق علّی یا پس از وقوع ‏
زمانی محقق روش تحقیق علّی یا پس از وقوع را برمی‌گزیند که متغیر وابسته در اختیار بوده و پژوهش ‏به‌سوی یافتن علّت یا علل پدید آمدن حادثه یا رویداد است. (خلیلی شورینی، 1386، 86 ) در این‌گونه تحقیقات کشف ‏علت یا عوامل بروز یک رویداد یا حادثه، یا پدیدۀ موردنظر است، بنابراین، پس‌ازآنکه واقعه‌ای روی داد، ‏تحقیق درباره آن شروع می‌شود. (حافظ نیا، 1384، 7)
ث- تحقیق تجربی
در این روش، محققان علوم انسانی تلاش می‌نمایند تا پا جای پای پژوهشگران علوم مادی و فیزیکی بگذارند و ‏دقیقاً همان روش‌هایی را بکار گیرند که آنان در تمام تحقیقاتشان بر آن‌ها صحه می‌گذارند. در نگاه اول به نظر می‌رسد که این نوع تحقیقات به علوم تجربی و طبیعی اختصاص دارد و در حوزۀ علوم انسانی مطرح نیست؛ زیرا ‏این تحقیقات بر اساس وجه مشخصۀ اصلی خود یعنی کنترل متغیرها و مشاهده پدیده و سنجش رابطه علت ‏و معلول بین متغیرها و حضور فعال محقق در صحنۀ آزمایش شناخته می‌شوند، اما باید دانست که این‌گونه ‏تحقیقات منحصر در علوم تجربی و طبیعی نیست، بلکه در سایر حوزه‌ها نیز از آن استفاده می‌شود. بدین لحاظ، ‏تحقیقات تجربی در حوزۀ علوم انسانی به‌ویژه در روانشناسی، تعلیم و تربیت، جامعه‌شناسی و مانند آن کاربرد ‏دارد. اما تفاوت در آن است که دقت و کنترل محقق در حوزۀ علوم طبیعی بر محیط آزمایشگاه و انتخاب متغیر ‏کنترل آن‌ها همواره با نظارت بر فرآیند آزمایش مؤثرتر از تحقیقات تجربی در حوزۀ علوم انسانی است. ‏‏(همان، 74)
سیر تطور تاریخی رویکردهای روش‌شناختی در تفکر فلسفه اسلامی و غربی
در این گفتار ضمن بررسی سیر تطور و تحول روش‌شناسی ‌در طول تاریخ علم، به مکاتب و رهیافت‌هایی اشاره می‌شود که روش‌های کسب دانش را نشان داده و زمینه لازم برای مباحث روش شناسانه را آماده می‌کنند. روش‌شناسی در دل هر مکتب و نظریه‌ای وجود دارد. در یک مکتب ممکن است نظریه‌های مختلفی وجود داشته باشد و بر این اساس در یک مکتب ممکن است روش‌های متفاوتی بر اساس نظریه‌های مختلف قابلیت طرح داشته باشد.
با بررسی مکاتب فلسفه علم در دو تفکر اسلامی و غربی شاهد آن هستیم که نحوه مواجهه با متافیزیک و فلسفه در تفکر اسلامی غالباً ‌با رویکرد کاربرد اصطلاح روش با معنای اول (روش معرفت) قابل تبیین و تحلیل می‌باشد، این در حالی است که پس از گذار تفکر فلسفی غربی از قرون‌وسطی و پس از رنسانس، شاهد رویکردهای روش‌شناختی،‌ با رهیافتی موضوع گرایانه می‌باشیم؛ به‌عبارت‌دیگر تطور روش‌شناختی در بستر نوع نگاه به موضوع شکل‌گرفته است. در ادامه با تأملی در تحول روش‌شناسی فلسفی در بستر تاریخ علم و تعامل آن با علوم تجربی این بحث مورد تدقیق و بررسی قرار می‌گیرد.
هنگام برشمردن انواع روش‌های علمی شکل گرفته در طول تاریخ علم باید به علم موردبحث توجه ویژه نمود. در این خصوص بحث رابطه‌ علوم تجربی و علوم انسانی تجربی و علوم عقلی مطرح می‌گردد. یک سری علوم هستند که نه همه‌ مفاهیمشان ولی لااقل مفاهیم فراوانی از آن‌ها جنبه محسوس3 و ملموس دارند. مثلاً ما در فیزیک و شیمی با یک چنین وضعی سروکار داریم یعنی با مفاهیم محسوس و ملموس سروکار داریم. این موضوع هم در علوم تجربی و هم در علوم انسانی تجربی قابل‌مشاهده است. اما خصیصه‌ علوم عقلی این است که اکثریت مفاهیم– اگر نگوییم همه‌ مفاهیمشان– مفاهیم غیر محسوس4 می‌باشد. (ملکیان،‌1383،‌11-10) پس نکته‌ای که در روش‌شناسی علوم مختلف باید در نظر گرفت تفاوت شیوه‌ شناخت و اهداف آن علوم است، همان‌طور که قبلاً ‌توضیح داده شد در خصوص رابطه علوم تجربی با علوم انسانی سه بینش مطرح است که بر مبنای هر یک از این سه، روش‌های خاصی در خصوص پژوهشی در حوزه ‌علوم انسانی شکل‌گرفته است.
1- بینش آنان که همه دانش‌های را یکی می‌دانند که شامل کسانی است که بر روش‌های متکی بر حس و تجربه و ادراک تأکید می‌کنند. به‌عبارت‌دیگر گروهی که همانندی روش‌شناختی را اختیار نموده‌اند
2- آنان که بر افتراق مطلق دانش‌ها طبیعی و انسانی از روزنه‌ روش تأکید می‌کنند.
3- آنان که دیدی تلفیقی و کلی‌نگر دارند. (ساروخانی،‌1388، ج1،‌ 27 – 60)
در ادامه این بحث هنگام تدوین و تبیین انواع روش، رابطه علوم تجربی با علوم انسانی از منظر مکتب فلسفی موردبحث نیز مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
نکته دیگری که در بررسی سیر تطور تاریخی رویکردهای روش‌شناختی باید به آن توجه نمود کاربرد اصطلاح روش در هر مکتب فکری می باشد. اصطلاح روش را با پنج رویکرد روش معرفتی، نوع استدلال، سطح تحلیل و نوع نگاه به موضوع و ماهیت تحقیق می‌توان تعریف نمود که هریک در مکاتب فکری مختلف مورداستفاده قرار گرفته است که در ذیل به بررسی آن‌ها می‌پردازیم.
نکته آخری که باید به آن توجه نمود آن است که با عنایت به اینکه رویکرد ما نهایتاً‌ روش‌شناسی در فلسفه می‌باشد هنگام برشمردن مکاتب فلسفی که روش‌های مختلفی را در پژوهش‌های علمی رغم زده‌اند باید با مدنظر قرار دادن دو خواستگاه فکری اسلامی و غربی مورد تحلیل و بررسی قرار گیرند؛ زیرا که نوع تطور فکری صورت گرفته در جهان اسلام بر مبنای شیوه‌ معرفت و منابع شناخت بوده ولی در مکاتب فکری غرب به نوع نگاه به موضوع بوده و عدم چنین تفکیکی ما را دچار التقاط سطوح کاربرد اصطلاح روش خواهد نمود.
با توجه به سه مقدمه فوق در این گفتار به مکاتب و رهیافت‌هایی اشاره می‌شود که روش‌های کسب دانش را نشان می‌دهند؛ و زمینه‌های لازم را برای مباحث روش شناسانه آماده می‌کنند. روش‌شناسی در دل هر مکتب و نظریه‌ای وجود دارد در یک مکتب ممکن است نظرهای مختلفی وجود داشته باشد و بر این اساس در یک مکتب ممکن است روش‌های متفاوتی بر اساس نظریه‌ای مختلف قابلیت طرح داشته باشد.
اگر به کار گرفتن روش را دانشی درجه‌ی اول محسوب کنیم، تحلیل و بررسی خود روش‌ها دانش درجه دوم محسوب خواهد شد. (حقیقت،1387‌،‌36) پس هدف این قسمت نوشتار مروری گذرا بر انواع روش

مطلب مرتبط :   مرحوم، تعهد، عقد، وفا، می‌گوید:، وجوب