وضعیت ساختاری شهر شیراز برآیند شرایط طبیعی نظام استقرار جمعیت و فعالیت و تحولات تاریخی آن فرآیندهای اجتماعی و اقتصادی و سرانجام نظام حرکت است. تشخیص و تحلیل ساختاری مستلزم تعیین مؤلفههای ساختاری و تبیین آن بر اساس دستاوردهای حاصل از خوانش متن (Context) شهر است.

( تصویر شماره 2-4 ) عوامل موثر در ساختار فضایی شیراز
منبع : نگارنده، 1392

استخوانبندی شهر شیراز:
در جدول زیر استخوانبندی شهر در دوره های زمانی مختلف به نمایش گذاشته شده است :

( جدول شماره 2-4 ) ویژگیهای استخوانبندی شهر شیراز در دورههای تاریخی
معیارها / دوره تاریخی
دوره اتابکان
صفویه
زندیه
پهلوی تا معاصر
ویژگیهای کالبدی
– عناصر طبیعی و مصنوع : در استخوانبندی شهر، عنصر طبیعی به طور مشخص قرار نداشته است، تنها میتوان گفت که موقعیت جغرافیایی جلگهای و هموار شهر در تمرکز هستهای آن تاثیرگذار بوده است.
– در این دوره شهر به سمت شمال و جنوب شرقی توسعه مییابد و فرم کلی از فرم دایرهای شکل اولیه به فرم بیضی شکل تبدیل میشود.
– استخوانبندی شهر متشکل از ارگ حکومتی، مسجد و بازار است. مقبره امامزاده شاهچراغ نیز از عناصر اضافه شده در این دوره است.
– در این دوره، مجموعه شهری معنا مییابد و مجموعهها توسط عناصر خطی شکل بازار و نقاط عطف و مهم (امامزاده) به یکدیگر مرتبط میشوند.
– عناصر طبیعی: اگرچه عناصر طبیعی همچنان جزء عناصر استخوانبندی اصلی شهر نیست اما به دلیل توپوگرافی منطقه، در جهتگیری گسترش شهر به سمت شمال و غرب تاثیر میگذارد. در این دوره باغها در کنار ستون فقرات به چهارباغ تبدیل شده و بخشی از ستون فقرات میشوند.
– عناصر مصنوع: دراین دوره دو عامل در جهت توسعه شهر و ستون فقرات موثر بودهاند.
1- محور ارتباطی و دروازه اصفهان
2- باغهای واقع در غرب شهر
عناصر شهری در این دوره در جدارههای معبر فوقالذکر و در داخل باغها شکل میگیرند.
– در این دوره تغییرات خاصی در شبکه دسترسیهای عمومی ایجاد نشده و تنها در همان جهت، توسعه و بسط یافته است.
– عناصر طبیعی : جایگاه عناصر طبیعی در استخوانبندی اصلی شهر مانند قبل است و همچون مقطع تاریخی گذشته گسترش استخوانبندی شهر به سمت کوهپایههای شمال و غرب گرفته است.
عناصر مصنوع :
عناصر مصنوع استخوانبندی شهر مانند گذشته، شبکه راهها و عناصر شهری مهم میباشند. شبکه راههای اصلی همانند دورهی قبل است.
– در این دوره از تاریخ، در شهر مجموعهای شکل میگیرد که شامل ارگ حکومتی، مسجد و بازار، تفرجگاه و میادین شهری) است که مجاور مجموعه قبلی شکل میگیرد و بدون حذف آن، مجموعه قدیم را تا حدی تضعیف میکند.
– مجموعه جدید، برخی از عناصر مجموعه دوره قبل را نیز در بر میگیرد.
به عبارت دیگر، عناصری در مجموعه جدید الاحداث واقع میشود که در دوره قبل وجود نداشته است.
عناصر طبیعی : به علت وجود مانعی مثل ارتفاعات در شمال و شرق و امکانات ناشی از وجود فضای باز و باغات در غرب، توسعه ستون فقرات به سمت شمال محدود شده و با گسترش شهر به سمت غرب، ستون فقرات تغییر جهت می‌دهد.
عناصر مصنوع : خیابانکشی در این دوره تاثیراتی را بر ستون فقرات شهر ایجاد می‌کند. این اقدام باعث ار هم گسیختن مجموعه کریمخانی شده و فضاهای باز عملکرد خود را از دست میدهند. عناصر اصلی شهر در راستا و مجاور این خیابانها به صورت پراکنده قرار می‌گیرند و ویژگی کالبدی اولیه ستون فقرات را تحتالشعاع قرار می‌دهند و شهر، کالبدی جدید می‌یابد.
– شبکه راههای اصلی شهر بر پایه محور موازی که عمود بر راستای محور اصلی شهر در گذشته هستند شکل می‌گیرد.
استخوانبندی اصلی شهر در دوره فوق از عناصر مصنوع با کاربریهای جدید تشکیل شده است.
موقعیت استخوانبندی
– علی رغم توسعه گسترده شهر به سمت شرق و جنوب، ستون فقرات در قسمت شمال و غرب قرار گرفته و در همین محدوده رشد کرده است، لذا موقعیت مرکزی آن در شهر تضعیف شده و به یک گوشه تمایل یافته است.
– وجود عنصر خارجی (گردفناخسرو) نتوانسته این مساله را تحت شعاع قرار داده، موقعیت و جهت توسعه ستون فقرات را تغییر دهد، به همین دلیل در این دوره، گسترش شهر و ستون فقرات آن در یک راستا نیست.
– ستون فقرات شهر در این دوره، ضمن داشتن موقعیت مرکزی پیشین به سمت شمال حرکت کرده و به دلیل احاطه شدن فضاهای شهری گذشته توسط محلات، مجموعه جدید با فاصلهای از مجموعه قبلی شکل گرفته است.
– مجموعه جدید در همان راستای مجموعه قدیم یعنی عمود بر محور اصلی حرکتی احداث میشود.
– ستون فقرات شهر بر روی محور ثقل شهر قرار گرفته است. نحوه الحاق عناصر و مجموعه های جدید موقعیت آن را در شمال غربی شهر تقویت نموده است.
– در شمال و شمال غربی استخوانبندی اصلی شهر، فضاهای باز شهری و در شرق، جنوب و جنوب غربی آن واحدهای مسکونی شکل گرفته است.
– به طور کلی جهت توسعه استخوانبندی شهر مانند گذشته در راستای بازار بوده است. مجموعه جدید شهری در راستای فوق، در جهت غرب به سمت دروازه توسعه پیدا کرده است.
– با خیابانکشی جدید و ازهم گسیختگی ستون فقرات و پراکندگی آن در سطح شهر، گرچه نمی‌توان برای ستون فقرات شهر موقعیت مشخصی در نظر گرفت، اما می‌توان گفت که تمرکز عمده فعالیتها اعم از دولتی یا عمومی در محدوده خطی شکل (شرقی- غربی) شهر متمرکز است که بیشترین تمرکز آن همچنان هسته قدیمی شهر و مجموعه کریمخانی است..
ساختار کالبدی استخوانبندی
– به طور کلی ساختار استخوانبندی در شهر بر پایه شبکه شطرنجی است که عناصر و مجموعههای شهر را با یکدیگر مرتبط میکند.
– در این ساختار شطرنجی، در تبدیل الگوی خطی به شطرنجی، انشعاب از محور اصلی، با عبور از بازار به مسجد جامع رسیده است و دوباره به صورت راسته بازار به محور اصلی بر میگردد و ترکیب خطی- لوپ کامل میشود
(بدلیل جاذبه دو عنصر شهری ).
– در ساختار کالبد، الگوی خطی تضعیف شده و دارای الگوی شبکهای گردیده است.
– استخوانبندی شهر در این دوره از دو هسته اصلی تشکیل شده که هر دو حائز اهمیت است و توسط عناصر اتصال دهنده (بازار، معبر، چهارسوق) با الگویی شطرنجی به یکدیگر مرتبط میشوند.
– هستههای شهر در یک راستا و در یک امتداد شکل گرفتهاند و فضاهای بین آنها توسط عناصری با الگویی خطی پر شده است.
– ساختار اولیه خطی بوده، ولی با ایجاد مجموعههای شهری در جداره آن، فرم خطی و هستههای ترکیب شده با آن، در مراحل رشد و توسعه تبدیل به ساختار شبکهای شده است که مجموعههای همجوار، هستههایی از تمرکز را غالباً در محل تلاقی محورها و رئوس شبکه شطرنجی ایجاد نمودهاند.
– کل این مجموعه یک هسته مرکزی را در شهر شکل داده است. عناصر شهری پراکنده در شهر توسط راسته اصلی بازار به یکدیگر مرتبط شده و ساختار آن، سیستم اتصال دهنده را باعث میشود.
– دراین دوره، ساختار ستون فقرات شهر از گذشته پیروی نمی‌کند و به صورت شبکه‌ای پراکنده دوجداره عناصر اصلی حرکتی (خیابانها) شکل می‌گیرد و شهر در این دوره دارای دو محور قوی (خیابانهای کریمخان زند و لطفعلی خان زند) می‌شود که عمود بر محور اولیه بازار و شهر است.
بافت شهری استخوانبندی
– ستون فقرات شهر از فضاهای پر و خالی تشکیل شده که در کنار یکدیگر قرار گرفته و به صورت یکپارچهای در آمده اند.
– در حرکت داخل بافت محدوده استخوانبندی اصلی شهر ، عبور از انواع فضاهای شهری صورت میگیرد. در این مجموعه با عبور از فضاهای بسته راسته بازار که دارای مدول و ریتم منظم است میتوان به فضاهای اصلی دیگر رسید که الگویی درون گرا دارند.
– الگوی ترکیب پر و خالی و نسبت آن در استخوانبندی، تابعی از تعداد هستهها یا مجموعههای شهری از عناصر اصلی استخوانبندی بوده و فضاهای باز شهری در این ترکیب در درون عناصر قرار داشته و الگویی درونگرا دارند.
– ستون فقرات قدیمی، بافت خود را حفظ کرده، ولی در قسمت جدید، بافت جدیدی شکل میگیرد.
– در این نمونه از بافت، عناصر شهری (درون گرا، برون گرا) به دور میدان و فضای باز شهری شکل میگیرند و ازطریق این فضا به راسته بازار (فضای بسته) متصل میشوند.
در این دوره با چهار نوع بافت در جزء فضاها روبه رو میشویم :
1- فضای باز محصور با فضای بسته
2- فضای باز، دربرگیرنده فضای بسته (کوشک)؛
3- قرارگیری فضای باز در یک سمت (دیوان خانه)؛
4- فضا کاملا بسته و محصور (مسقف) است (بازار).
– همجوار با بافت قدیم، بافتی جدید شکل میگیرد. برخلاف دوره قبل، در دوره زندیه تراکم و گشادگی بافت شهری مشابه دوره صفویه دیده نمی شود.
در بافت این دوره، مجموعه بناهایی دور هم قرار دارند که به طور مجزا شامل فضای بسته و باز میباشند. بناها توسط رواقها (فضای نیمه باز) و از طریق فضاهای باز ویژه بنا، با یکدیگر در رابطه بصری قرار میگیرند و به هم مرتبط میشوند.
بافت این مجموعههای جدید، از قطعات بزرگ تشکیل شده که نسبت فضای باز آن به فضای بسته قابل توجه است و به طور کلی میتوان چهار حالت مشخص دوره پیشین مشاهده نمود.
– بافت شهری محدوده استخوانبندی اصلی در طی دهههای مربوط به پهلوی، دگرگونیهای زیادی را یافته است.
– مهمترین آنها تغییر بافت اصلی داخلی شهر و همچنین تخریب باغات و اتصال دهکده قصردشت به مجموعه شهری شیراز بوده است.
– اتصال معالی آباد به شهر و همچنین شهرکهای صدرا، بزین و … نیز از دیگر خصوصیاتی است که در این دوره به چشم میخورد.
ویژگیهای عملکردی
– شامل سه حوزه اصلی فعالیتی.
حوزه فرهنگی – مذهبی، حوزه حکومتی – نظامی و حوزه تجاری و داد و ستد. حوزه فعالیتهای مذهبی شامل عناصر متعددی میشود،
از جمله مسجد جامع، امامزاده و شاهچراغ که در نزدیکی یکدیگر و با ارتباط مستقیم قرار میگیرند.
علاوه بر عناصر اصلی تشکیل دهنده شهر در گذشته، کاربریهای جدید در قالب مجموعهای از عناصر به شهر اضافه میشود که شامل فضای باز شهری، فضای مذهبی، فضای اداری است که اطراف فضای باز شهری قرار گرفته اند.
– از عناصر اصلی تشکیل دهنده شهری در گذشته، آن دسته از عناصر که کاربردی عمومی داشته‌اند باقی مانده و آن بخش که اختصاصی بوده دربافت شهر جذب شده یا از اهمیت اولیه آن کاسته شده است به جای آن فضاهای جدید با ساختاری جدید شکل گرفته است.
– در حوزه های عملکردی استخوانبندی شهر، میتوان گفت که علیرغم توسعه استخوانبندی و تنوع و توزیع کاربریها در شبکهای نسبتا وسیع در شهر، استخوانبندی قدیم به حیات خود ادامه میدهد .
– کاربریهای جدید در حوزه قصرالدشت، معالی آباد و عفیف اباد احداث می شوند.
ویژگیهای دسترسیها
دسترسی به خارج شهر: الگویی خاص در این دوره بوجود نیامده است و همچنان ارتباط از خارج شهر توسط محور شمالی- جنوبی به داخل شهر کشیده شده و بعد در محور شرقی-غربی پخش و ارتباط بین عناصر شهر صورت میگیرد.
دسترسی بین عناصر اصلی استخوانبندی شهر: شبکه دسترسیهای شهر شطرنجی و دارای سلسله مراتب است.
عناصر اصلی استخوانبندی همگی از شریانهای اصلی دسترسی دارند و نیز دارای دسترسیهای متعدد فرعی از سایر راها میباشند.
دسترسی به خارج شهر: در این دوره دروازهای (باغشاه) به دروازههای دیگر اضافه شده که مسیر ارتباطی به این دروازه توسط یک چهارباغ است. بدین ترتیب این دروازه ارتباط قسمت حکومتی استخوابندی اصلی شهر با باغهای بیرون شهر برقرار میشود.
عناصر اصلی استخوانبندی شهر: : ارتباط فوق مانند گذشته از همان محور اصلی حرکتی است و تمام فضاهای اصلی توسط دو شاخه شدن این محور اصلی با یکدیگر در رابطه قرار میگیرند.
فضاهای شهری گذشته، دارای دسترسی فرعی از بافت مسکونی شهر می باشند ولی فضاهای شهری جدید از بافت مسکونی دسترسی مستقیم نداشتند.
دسترسی به خارج شهر: امکانات دسترسی به استخوانبندی از خارج شهر بر پایه ساختار محور شمالی- جنوبی و محور شرقی- غربی است و انشعابات جدیدی در دل شهر کشیده شدهاند.
دسترسی بین عناصر اصلی استخوان بندی شهر: شبکه ارتباطی دسترسی بین عناصر، در این دوره بر پایه شبکه ارتباطی گذشته و بر اساس همان سیستم (ارگانیک) بوده و سلسله مراتب در آن به چشم می‌خورد.
– دسترسی اصلی به عناصر اصلی شهر از محلات، با عبور از شبکه پیوند دهنده بین عناصر (بازار) امکان پذیر می‌شود
دسترسی به خارج شهر: دسترسی به داخل محدوده قدیمی توسط لوپ دور بافت قدیمی و محورها موازی داخل بافت صورت می‌گیرد. ارتباط از خارج به داخل توسط دو محور عمود بر محور دسترسی اولیه صورت می‌گیرد و با سلسله مراتب شهری به تمام نقاط شهر مرتبط می‌شوند.
دسترسی بین عناصر اصلی استخوان بندی شهر: ارتباط بین اجزای شهری نیز به صورت سلسله مراتبی از طریق دو خیابان موازی و عمود بر راستای ستون فقرات صورت می‌گیرد.
محور دسترسی پیاده (بازار) نیز پیوند دهنده عناصر قدیمی استخوانبندی و نیز ارتباط دهنده آن عناصر جدید است.
استخوان بندی در
آینه تصویر

مطلب مرتبط :   عقل، انوار، فارابی، فیض، فلک، قاهره

ماخذ : نگارنده با برداشت از منابع، 1392.
2-3- قانونمندیهای کلی ساماندهی بر اساس استخوانبندی اصلی
با بررسی جدول فوق، به قانونمندیهای کلی شهرهای ایرانی پیرامون ساماندهی شهر بر اساس استخوانبندی اصلی دست یافته میشود که در قالب زیر ارائه گردیده شده است:

جدول شماره 2-5: ویژگی های محتوایی استخوانبندی شهر– مشخصات عملکردی

منبع : نگارنده،