<br />دانشکده مذاهب
پایان نامه کارشناسی ارشد رشته تصوف و عرفان اسلامی

مراسم،آیین‌ها و روش سلوکی طریقت قادریه معاصر غرب کشور با تأکید بر آذربایجان غربی

استاد راهنما: جناب آقای دکتر جوان آراسته
استاد مشاور: جناب حجهالاسلام و المسلمین آقای غضبانی

نگارش: وحید آریان‌فر
بهار 1393

تقدیم به:
حبیبه الله فاطمه الزهراء سلام الله علیها

تقدیر و تشکر:
حبیبه الله فاطمه الزهراء سلام الله علیها

چکیده

این تحقیق در حوزه غرب کشور و با تاکید بر آذربایجان غربی انجام میشود و به بررسی آداب و رسوم و عقاید مشایخ و دراویش قادریه حال حاضر می پردازد . ضرورت تحقیق از آنجا ناشی میشود که هنوز با توجه با مطالعات گسترده در خصوص تصوف باز اندیشمندان و محققان این جریان نوعا آشنایی کتابخانه ای و غیر مستقیم با سلاسل تصوف غرب کشور دارند که این تحقیق هر چند از روش کتابخانه ای هم در معرفی تصوف قادریه غرب کشور بهره جسته اما عمده امتیاز آن مصاحبه با خود مشایخ و دراویش حاضر و تبیین مسأله تصوف از ربان خود ایشان هست .از مهمترین دستاوردهای این پزوهش بیان مراتب اردات مشایخ و دراویش اهل سنت طریقت قادریه به اهل بیت عمصمت علیهم السلام و التزام شدید به مسأله توسل و شفاعت هست واز دیگر نتایج، اتفاق سخن و وحدت نظر قابل توجه در بیان اصول تصوف و رویکرد به آنها در بین مشایخ هست که با مصاحبه های حضوری و مراجعه به بعضی کتب تألیفی توسط مشایخ موجود در حال حیات این طریقت در طی فصول پنجگانه این پایان نامه ذکر شده است

واژگان کلیدی: قادریه معاصر، آذربایجان غربی، روش سلوکی، مشایخ و دراویش

فهرست مطالب

مقدمه 1
تعریف موضوع 1
بیان اهمیت موضوع 1
پیشینه تحقیق 2
سوالات تحقیق 2
روش تحقیق 3
فصل اول: کلیات
1.تعریف تصوف 5
2.تفاوت تصوف و عرفان 8
3.شریعت و طریقت و حقیقت 9
4.مقامات و حالات در تصوف 11
5.مستحسنات 12
5-1.خرقه پوشیدن و خرقه پوشاندن: 12
5-2.خانقاه 13
5-3.چلّه نشینی 15
5-4.سماع 16
فصل دوم: زندگی نامه شیخ عبدالقادر گیلانی
1.معرفی 20
2.زندگی علمی شیخ عبدالقادر 22
3.مجالس وعظ و تدریس او 24
4.آثار و تالیفات شیخ عبدالقادر 25
5.وفات شیخ عبدالقادر 27
6.محورهای وعظ و اندرز شیخ عبدالقادر 27
6-1.تصحیح عقیده 28
6-2.التزام و پای بندی به قرآن و سنت 30
6-3. نقد علما 31
6-4. اصلاح تصوف و زهد 32
6-5. تصحیح مفهوم توکل 34
6-6. توجه به فقرا 34
6-7.اخلاص 35
6-8. ذم دنیا 36
فصل سوم: آیین‌ها و عقائد طریقت قادریه
1.عظمت مقام حضرت رسول محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم 39
2.منزلت و جایگاه اهل بیت علیهم السلام 40
3.امام علی علیه السلام 41
4.امام علی علیه السلام امام اهل طریقت 42
5.حضرت حسین علیه السلام راز و الگو 43
6.حقیقت طریقت چیست؟ 44
7.طریقت و شریعت 46
8.طریقت و اجتماع 47
9.مقامها و منزلتهای نفس در طریقت 48
9-1.نفس امّاره به سوء: 48
9-2.نفس لوّامه: 49
9-3.نفس ملهمه: 50
9-4.نفس مطمئنه 51
9-5.نفس راضیه 52
9-6.نفس مرضیه 52
9-7.نفس کامله 53
10.علم و طریقت 54
11.زن در طریقت 55
12.بیعت (پیمان) 57
شیخ (وارث محمدی) 58
14.خوارق 60
15.سلوک در طریقت 63
16.وسیله و توسل 66
16-1.توسل به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم 67
16-2.توسل به انبیاء و اهل‌بیت علیهم السلام 68
16-3شفاعت هم یک نوع وسیله است 69
16-4.جواب منکران توسل 70
16-5.جواب ردّ منکران زیارت مرقد و مزار انببیاء و مشایخ کامل 72
17.آداب مرید با شیخ خود 73
18.اقسام ذکر 76
18-1.از روی اخلاص و یکرنگی 76
18-2.ذکر در تنهائی و بصورت دسته جمعی 77
18-3.ذکر جهری 78
18-4.آداب ذکر 78
19.سماع در طریقت 80
19-1.سماع را دو نوع دانسته‌اند 81
19-1-1.سماع حقیقی نیز دو نوع است: 82
19-2.آداب سماع 83
فصل چهارم: انتشار طریقت قادریه در کردستان
1.شیخ معروف نودهی 88
2.حاج کاک احمد شیخ 90
3.شیخ محمود 92
4.شیخ عبدالکریم کرپجنه 93
5.شیخ محمد 94
6.سلسله مشایخ طریقت قادری کسنزانی 94
7.مَشیخیت در طریقه کسنزانی 96
7-1.حقیقت اول 97
7-2.حقیقت دوم 97
7-3.حقیقت سوم 97
7-4.حقیقت چهارم 98
8.بیعت و پیمان در طریقت کسنزانی 99
9.خلوت در طریقت کسنزانی 100
9-1.عبادات در خلوت: 101
9-2.خلوت خاص 102
10.ذکر کسنزانی 102
11.اوراد طریقه قادری کسنزانی 106
اوراد دائمی 108
خاندانهای دیگر طریقت قادریه در کردستان ایران 109
فصل پنجم: ترسیم مشایخ و دراویش طریقت علیّه قادریه آذربایجان غربی از تصوف و طریقت
1.تصوف چیست؟ 114
2.تصوف و شریعت 115
3.تفاوت عرفان با تصوف 117
4.مقامات و حالات در تصوف 117
5.خرقه در تصوف 119
6.خانقاه 119
7.چله‌نشینی 121
8.سماع 122
9.جایگاه رسول خدای تعالی در طریقت 124
10.علم و طریقت 127
11.منازل نفس 129
12.طریقت و زن 130
13.تصوف و اجتماع 130
14.بیعت در طریقت 131
15.شیخ یا وارث محمدی صلوات الله علیه و آله 132
16.توسل و طریقت 133
17.خوارق عادات 138
18.سلوک در طریقت قادریه 140
19.آداب مرید در برابر شیخ 141
20.ذکر 141
فهرست منابع 144
پیوست‌ها 147

مقدمه
تعریف موضوع
هنگامی که پرتو درخشان آیین مقدس اسلام با معارف شکوفا و پربار و بالنده ی الهی سراسر جهان ظلمانی را روشن ساخت و مسلمانان متفکر و جویندگان حقیقت و کمال انسانی را از چشمه ی زلال دانستن و معرفت سیراب کرد همگان را برانگیخت که از جوانب و جنبه های گوناگون،درباب توجیه و شناخت حق و راه های وصول به حقیقت مطلق و غایت و نهایت وجود بیندیشند،بدین روی از حق تعالی و قرآن کریم و احادیث و اقوال و سیرت نبوی پیشوایان دین کمک گرفتند و اندیشه عالی خداشناسی و سیر و سلوک طریق معرفت را رشد دادند و پروردند و آن را به صورت مکتبی پر ارج و بسیار بزرگ و پهناور در آوردند و شیوه حرکت و سیر در راه تعالی و تکامل انسانیت را آموختند.این اندیشه تابناک و این سیر و سلوک یک مکتب فکری و علمی به وجود آورد که آن را عرفان نامیدند و راه و رسم و طریقت را تصوف نام نهادند.
من جمله این طرائق طریقه علیه قادریه است که به عنوان اولین و گسترده ترین آنها یاد می شود.
در این رساله سعی شده است که در وضعیت فعلی و کنونی و آداب و رسوم این طریقه فعال غرب کشور و نحوه ی ورود آن به کردستان و آذربایجان غربی و انتشارش در آن نواحی بررسی شود.
بیان اهمیت موضوع
راه راست و طریق مستقیم باریکتر از مو و تیزتر از لبه شمشیر است ماندگاری و ثبات قدم،مردان مرد را می طلبد.پهلوانان ثابت قدم انحراف و کجی از راه راست امری است آسان و وساوس نفسانی پشتیبان و یار آن مردم خطری در پیش روی مومن است تا او را از راه به بیراهه درآورد .زرق و برق دنیا و جاه و ثروت،هر آن ممکن است او را بلغزاند و عروج و تعالی را از وی بگیرد و به ورطه ی بدبختی و بی دینی بکشاند.
هیچ مسلمانی نمی تواند ادعا کند که از ارشادات و توجیهات بی نیاز است و چنین جسارتی ظلم و دهن کجی به زحمات توان فرسای رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم می باشد.زیرا از کانال اطاعت از رسول است که اطاعت خداوند کامل می شود و هیچ گروه و صنفی نمیتواند بدون بهره مندی از تعالیم آن گامی به جلو بردارد.
با این رویکرد و از این حیث که طرائق صوفیه و طریقه قادریه خود را طلایه داران امر ارشاد و تکمیل نفوس بسیار با اخمیت است و ضرورت دارد که به بررسی همه جانبه آنها روی آورد.
از نظر تاریخ شکل گیری و گسترش آن،شخص و شخصیت موسس،آداب و روسم و آیین ها،تطابق آنها با کتاب و سنت بزرگان طریقه همه و همه باید به دقت مورد ارزیابی قرار گیرند تا سالک طریق حق با فراغ بال و امن و آسایش گام در مسیر بگذارد و مقامات و مراحل سلوک را طی کند.
نظر به جنبه ی مهم وحیث دقیق در این رساله سعی شده است تا در حد وسع یک رساله‌ی دانشجویی مقطع ارشد به این امر پرداخت شود.
پیشینه تحقیق
در خصوص تصوف و آداب و آیین های آن و حتی خود طریقت علیه قادریه که منابع و تحقیقات بسیار است.
همچنین در خصوص طریقت قادریه در کردستان هم مقالات و تحقیقات و کتب مختلف به رشته ی تحریر در آمده است.
اما تا کنون تحقیقی در این جهت که درخصوص آذربایجان غربی بوده باشد انجام نپذیرفته است که با توفیق خداوند تعالی برای اولین بار در این نوشته به این امر پرداخته شده است.
سوالات تحقیق
سوال اصلی در این تحقیق خود این موضوع می باشد که وضعیت موجود و معاصر طریقت علیه قادریه غرب کشور و آذربایجان غربی و آیین ها و مراسم و روش سلوکی آنها چگونه است؟
در پرسش به این سوال باید به چند سوال هم پاسخ داده می شد که اولا کلیات تصوف چیست؟
ثانیا طریقتی که این گونه گسترش ویژه دارد توسط چه کسی پی ریزی شده و آن شخص داری چه اخلاق و افکار و منش بوده که بعد از گذشت قرن ها هنوز که هنوز است تعلیمات او پا برجا مانده و روز افزون هست.
ثالثا عقاید و آیین های این طریقت چیست؟و خود صاحبان طریقت چه پاسخی و ترسیمی از آن دارند که جواب از همین سوال سوم خود مستلزم جواب دادن به سوالات فرعی بسیاری است.
رابعا فال فعلی و موجود این طریقت و افکار و آراء مشایخ و دراویش آن در کردستان و آذربایجان غربی چگونه است و خود ایشان چه ترسیمی از طریقت و آیین ها و مراسم سلوکی دارند.
که پاسخ به این سوالات در ضمن فصول پنج گانه این رساله تفصیلا بیان شده است.
روش تحقیق
در این رساله از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. فصول مربوط به کلیات و زندگی نامه و بیان بخشی از آراء و تاریخچه با مراجعه به کتاب ها نوشته شده است.
اما نکته ی در خور توجه این است که منابع کتابخانه‌ای این تحقیق، نوشته ی خود صاحبان طریقت و مشایخ و دراویش آن بوده است و این نکته می تواند نکته قوی باشد در این رساله که هرچه ذکر شده بالاواسطه نظر خود طریقت است و این خصوصا در فصل سوم که بیان آیین ها و عقاید است بیشتر به چشم می خورد.و خدا را از این توفیق شاکرم .بخش مربوط به آذربایجان غربی در واقع تلفیق مصاحبه هایی که حقیر در مراجعات متعدد به مشایخ و دراویش این طریقه داشتم، می‌باشد.
و سعی شده این مصاحبه ها طوری تنظیم گردد که خواننده با متن یکنواخت هنگام مطالعه روبه رو گردد و از تشتت و این،چنین گفت و آن،چنان گفت برحذر باشد.
و این همه جز الطاف پر شمار حق تعالی نمی تواند باشد. و ما توفیقی الا بالله.

مطلب مرتبط :   پاپ، وسطی، کلیسا، اروپا، دوره،،

فصل اول:
کلیات

1.تعریف تصوف
تصوف مصدر باب تفعّل عربی، مصدری است که از اسم ساخته شده به معنی «صوف پوشیدن» و «پشمینه پوشی» است: چنانکه «تقمّص» در همین باب از قمیص به معنی پیراهن گرفته شده و به معنی پیراهن پوشیدن است.
از میان وجوه اشتقاق مختلفی که برای کلمه صوفی و تصوف بیان شده منسوب دانستن آن به «صوف» به معنی پشم از نظر قواعد صرف عربی بیشتر قابل قبول است، ابوالقاسم قشیری صوفی و عارف معروف قرن پنجم هجری قمری می‌نویسد: «و این نام غلبه گرفته است بر این طایفه، گویند فلانی صوفی است و گروهی را متصوفه خوانند و هر که تکلّف کند تا بدین رسد او را متصوف گویند و این اسمی نیست که اندر زبان تازی او را باز توان یافت یا آن را انشقاقی است، و ظاهرترین آن است که لقبی است چون لقبهای دیگر اما آنکه گوید این از صوف است و تصوف صوف پوشیدن است، چنانکه تقمّص پیراهن پوشیدن، این ردیٰ بود لیکن این قوم به صوف پوشیدن اختصاص ندارند.
ابوالحسن علی بن عثمان جلاّبی هجویری در کتاب کشف المحجوب که در قرن پنجم هجری قمری تألیف کرده و قدیم‌ترین کتاب فارسی درباره تصوف است می‌نویسد:
«اندر تحقیق این اسم بسیار سخن گفته‌اند و کتب ساخته، و گروهی گفته‌اند که صوفی را از آن جهت صوفی خوانند که جامه صوف دارد، و گروهی گفته‌اند که بدان جهت صوفی خوانند که تولّی به اصحاب صفّه کنند، و گروهی گفته‌اند که این اسم از صفا مشتق است اما بر مقتضی لغت از این معانی بعید می‌نماید»
استاد فقید جلال الدین همائی در مقدمه مصباح الهدایه همه وجوه اشتقاق کلمه صوفی را نقل کرده و سرانجام نظر می‌دهد که صحیح‌ترین قول در اشتقاق کلمه «صوفی، همان منسوب بودن آن به صوف به معنی پشم است. و چون جماعت صوفیان لباس خشن و پشمی می‌پوشیدند بدین جهت صوفی خوانده شده‌اند.
سنایی غزنوی در حدیقه الحقیقه درباره تصوف می‌گوید:
آنکه در بند مال و اسبابند
و آن کسان کز برونِ در ماندند
عامه دل در هوای جان بستند
خاصه در عالم معاینه‌اند
از پی مُلک دین، نه از پی مِلک
پُر نیاز ان بی‌نیازانند
همه را در جهان نه روح و نه جسم
اسم خوانده به فعل آمده باز
هر گدایی که بینی از کم کم
همه دُردی کشان ولی بی‌ظرف
چون سَرِ عشق آن جهان دارند
منتهای امیدشان تا او
همه غرقه میان گردابند
دان که در دست خویش درماندند
زانکه از دست جهل سرمستند
همچو سیماب و روی آینه‌اند
روی زردان دل سپید چو کلک
راست بازان پاکبازانند
درگرفته چو کودکان از بسم
همه خاموش و صید جوی چو باز
پادشاهی است با خیول و عَلَم
همه مُقری ولی نه صوت و نه حرف
همچو شمعند، سر ز جان دارند
قبله‌شان او اُنسشان با او

مطلب مرتبط :   دینی، معرفتی، اعتماد، فضایل، باورنده، باورهای

و مولانا جلال الدین در مثنوی گفته است:
دفتر صوفی سواد و حرف نیست
زاد دانشمند آثار قلم
آن دلی که مطلع مهتابهاست
با تو