دانلود پایان نامه
هویّت دینی دست کم در برداشت رایج از آن، با مفاهیمی چون تعهّد، التزام و دلبستگی نسبت به دین خود همراه است و از نوعی تصلب و بستگی در برابر سنّت‌های دینی دیگر حکایت دارد. فرد دیندار، خودآگاه و یا ناخودآگاه، سنّت دینی خود را در برابر ادیان و مکاتب دیگر می‌نهد و در این مواجهه به برتری دین خود حکم می‌کند به گونه‌ای که ذهن و ضمیرش با این اعتقاد عجین است که یگانه نسخه رستگاری و یا ثمربخش‌ترین الگوی آن، تنها در دین او قابل دستیابی است. از این روست که تکثّر ادیان را نادیده گرفته، ادیان و مکاتب دیگر را وا می‌نهد و همچنان به سنّت دینی خود متعهّد و وفادار می‌ماند. گویا هویّت دینی مفهومی مرکب از تعهّد و تصلب است؛ تعهّد نسبت به دین خود و تصلب در برابر ادیان دیگر، حال آنکه گفت‌وگوی ادیان با سیالیت همراه است و سودای گشودگی نسبت به ادیان دیگر را در سر دارد. با این وصف آیا جمع میان این دو شدنی است؟<br />فربگی این مسئله تا اندازه‌ای است که برخی متألهان معاصر آن را مسئله مهم پیش روی گفت‌وگوی ادیان دانسته‌اند. هانس کونگ ، الهی‌دان نام آشنای مسیحی چالش فوق را بدین گونه باز گو می‌نماید: «آیا تلفیق گشودگی و هویّت در گفت‌وگوی ادیان شدنی است؟ آیا می‌توان گفت‌وگو پذیری و تصلب را در گفت‌وگوی ادیان هم نشین نمود؟»
بازیگران میدان گفت‌وگوی ادیان از سویی ناگزیرند که بر تعهّد نسبت به دین خود پای فشارند تا هویّت دینی‌شان خدشه‌ای نپذیرد و به عنوان وابسته به آن گروه دینی وارد گفت‌وگو شوند و از دیگر سوی ناگزیرند که آغوش خود را در برابر ادیان دیگر گشوده دارند تا حقیقت گفت‌وگو مجال تحقق یابد. آنچه گفت‌وگوی ادیان را امکان پذیر می‌سازد اتخاذ بستری است که توان برقراری نسبتی متعادل میان هویّت دینی و گشودگی در برابر دیگر ادیان را داشته باشد؛ بستری الهیاتی که بتواند رابطه‌ی تنش آلود میان تصلب و سیالیت را به درستی سامان دهد.
پرسش فوق پرسشی کلان است که در دل خود مشتی از سوالات ریز و درشت را نهفته دارد و روشن نبودن پاسخ آن تا حد زیادی متاثر از بی پاسخ ماندن پرسش‌هایی است که یا هم تراز آن قرار می‌گیرد و یا در ذیل آن مندرج می‌گردد. پرسش‌هایی از این قبیل که مراد از گشودگی نسبت به «دیگریِ دینی» چیست؟ تصلب نسبت به دیگر ادیان ریشه در کدام نگرش الهیاتی دارد؟ تا چه حدی می‌توان فضای گفت‌وگو را برای دین دیگر باز نمود؟ رابطه هویّت و غیریت در فضای گفت‌وگوی ادیان چگونه است؟ آیا هویّت دینی مفهومی خودبسنده است یا در تعامل با دیگری شکل می‌گیرد؟ آیا گفت‌وگو با «دیگریِ دینی» تهدیدی است که به تضعیف هویّت دینی منجر می‌شود یا فرصتی است که امکان غنا و تکامل هویّت دینی را فراهم می‌آورد؟ گستره‌ی پرسش‌های فوق را می‌توان همچنان ادامه داد تا ابعاد مجهول و زوایای تاریک مسئله‌ی ربط و نسبت گفت‌وگوی ادیان و هویّت دینی بیشتر مورد توجه قرار گیرد، نیز به تبع چندتباری بودن مسئله حاضر، از چشم انداز دانش‌های متنوعی چون جامعه شناسی، روانشناسی، مردم شناسی و … می‌توان در صدد تبیین و تحلیل پرسش‌های مرتبط با آن برآمد، با این‌حال روا نیست که سهم دانش الهیات را در این میان نادیده گرفت.
هانس کونگ که پیش‌تر صورت مسئله را به کوتاه‌ترین بیان از زبان وی نقل نمودیم، نه تنها به درستی، عمق چالش میان گفت‌وگوی ادیان و هویّت دینی را درک نموده است، بلکه معتقد است که راه برون رفت از آن را نیز باید در الهیات جستجو کرد، لذا از منظر یک الهی‌دان مسیحی می پرسد: «آیا طریق الهیاتی موجّهی وجود دارد که پذیرش حقیقت سایر ادیان را برای مسیحیان ممکن سازد، بی‌آنکه ناگزیر شوند از حقیقت دین خود و هویّت خود کناره گیرند؟» این پرسش اختصاص به مسیحیت و یا دین خاص دیگری ندارد بلکه پژواک آن پیوسته در جان دین‌ورزانی که پا به عرصه گفت‌وگوی ادیان می‌گذارند طنین انداز است.
از منظر الهیات، نمی‌توان پا به عرصه گفت‌وگوی ادیان گذاشت مگر آنکه پیشتر تفسیر الهیاتی روشنی از ادیان دیگری که طرف گفت‌وگو قرار گرفته‌اند، در دست داشته باشیم. لذا گفت‌وگوی ادیان بر ارزیابی الهیاتی سنّت‌های دینی دیگر استوار می‌شود و این مهم در شاخه‌ای از الهیات صورت می‌گیرد که از آن با عنوان «الهیات ناظر به ادیان» یاد می‌شود. الهیات ناظر به ادیان که اولاً و بالذات در بستر الهیات مسیحی تکوّن یافت و رفته رفته چنان قوت گرفت که بر مباحث الهیاتی دیگر ادیان نیز سایه افکند، به موضوع تکثّر دینی پرداخته، ارزیابی و صورت‌بندی سنّت‌های دینی دیگر را بر مبنای الهیات دین خود ممکن می‌سازد. سه رویکرد انحصارگرایی، شمول‌گرایی و کثرت‌گرایی که هر یک متضمن تفسیر الهیاتی ویژه‌ای نسبت به دیگر ادیان است، در واقع پارادایم‌هایی هستند که با گذشت زمان در دل الهیات ناظر به ادیان شکل گرفته‌اند و بخت و اقبال خود را در سامان دادن پاسخی شایسته به «مسئله‌ی دیگر ادیان » آزموده‌اند. الهیات تطبیقی نیز گرایش جدیدی در الهیات مسیحی است که به عنوان بدیل چهارمی در قبال الگوهای سه‌گانه الهیات ناظر به ادیان مطرح شده است و مدعی است که می‌تواند از تنگناهای رویکردهای الهیاتی پیشین به سلامت گذر کند.
پژوهش حاضر بر این پیش‌بینی نظری مبتنی است که رابطه‌ی میان گفت‌وگوی ادیان و هویّت دینی از منظر الهیاتی به صورت مستقیم متاثر از تفسیر الهیاتی‌ای است که نسبت به ادیان دیگر اتخاذ می‌شود، از این رو برگرفتن هر یک از مدل‌های انحصارگرایی، شمول‌گرایی، کثرت‌گرایی و یا الهیات تطبیقی به مثابه‌ی بستر الهیاتی گفت‌وگوی ادیان، منجر به الگوی متفاوتی از رابطه‌ی گفت‌وگوی ادیان و هویّت دینی خواهد شد.

مطلب مرتبط :   ، رستگاری، منجی، تاریخی، منجی،، پسر

2ـ اهمیت و ضرورت
نظر به پذیرش گفت‌وگوی ادیان به عنوان یکی از ضروریات عصر حاضر به‌ویژه در سطح تبادلات الهیاتی از سویی، و نیز عمومیت گفت‌وگوی ادیان در میان پیروان ادیان مختلف با تعلّق به چارچوب‌های الهیاتی گوناگون، واکاوی و تبیین ربط و نسبت گفت‌وگوی ادیان و هویّت دینی در جهت ارائه‌ی تصویری بهتر از فضای عمومی گفت‌وگوی ادیان و چالش گفت‌وگوی ادیان و هویّت دینی بایسته و ضروری است.

3ـ اهداف
پژوهش حاضر به لحاظ هدف، از سنخ پژوهش‌های اکتشافی به شمار می‌رود و چشم انداز پیش روی آن، کشف یا توصیف الگوها و یا روابط موجود میان گفت‌وگوی ادیان و هویّت دینی در پارادایم‌های الهیاتی است، از این رو نگارنده آزمون یک و یا چند فرضیه‌ی معین در حوزه‌ی مورد مطالعه را در دستور کار خود قرار نداده است، بلکه با هدف اکتشاف روابط و الگوهای حاکم بر پدیده‌ها به توصیف، جمع آوری داده‌های مربوطه و تا حدودی تحلیل آن‌ها می‌پردازد. با این‌حال تحقق اهداف ذیل از این پژوهش قابل انتظار است:
1ـ توصیف رابطه‌ی میان گفت‌وگوی ادیان و هویّت دینی در الهیات ناظر به ادیان و الهیات تطبیقی.
2ـ معرفی الهیات تطبیقی و بررسی ظرفیت آن در تلفیق میان هویّت دینی و گفت‌وگوی ادیان.

4ـ پرسش اصلی
«در پژوهش کیفی از طرح پرسش‌های از پیش تعیین شده اجتناب می‌شود.» در حقیقت برای پژوهش‌های کیفی نمی‌توان یک پرسش مشخص ارائه داد. صاحب‌نظران روش تحقیق کیفی بر این واقعیت تأکید کرده‌اند که استفاده از روش‌ کیفی اغلب با پذیرش رهیافتی ساخت نیافته و انعطاف‌پذیر به انجام پژوهش، همراه است. پژوهشگران کیفی ممکن است حتی بدون داشتن موضوع صریحاً فرمول‌بندی شده‌ای، یا بدون پرسش‌های شفاف و محصور، پژوهش خود را آغاز نمایند. در این صورت، موضوع و پرسش‌های اصلی پژوهش همراه با جلوتر رفتن تحقیق جلوه نموده و قوام می‌گیرند.
پژوهش حاضر نیز به دلیل روش‌ کیفی آن از این امر مستثنی نیست، با این‌حال «رابطه گفت‌وگوی ادیان و هویّت دینی در هر یک از پارادایم های الهیات ناظر به ادیان و الهیات تطبیقی» سوال اصلی پژوهش حاضر است که هم‌چنان در مسیر پژوهش انعطاف خود را حفظ کرده و رفته رفته، شفاف‌تر می‌شود.

5ـ فرضیه‌ی پژوهش
پژوهش حاضر، نه پژوهشی فرضیه پیرو، بلکه از سنخ پژوهش‌های داده پیرو به شمار می‌رود و مانند سایر تحقیقات داده پیرو، فاقد فرضیه است، گرچه ممکن است به تولید فرضیه منجر شود. بنابراین محصول آن توصیف پدیده یا ارائه‌ی الگوهایی درباره‌ی آن و صورت بندی فرضیه است. با این حال، پژوهش‌هایی از این دست، ممکن است با یک پیش‌بینی نظری همراه باشد. پیش‌بینی نظری پژوهش حاضر آن است که رابطه‌ی گفت‌وگوی ادیان و هویت دینی متأثر از پارادایم الهیاتی‌ای است که هویّت و غیریّت در آن شکل می‌گیرد و گفت‌وگوی ادیان بر پایه‌ی آن صورت می‌پذیرد. بنابراین به نظر می‌رسد، هر یک از الگوهای الهیات ناظر به ادیان، به موازات آنکه تفسیر متفاوتی از دین دیگر و پیروان آن ارائه می‌دهد، میزان و نوع متفاوتی از گشودگی نسبت به دیگری را ممکن می‌سازد و بالتبع به رابطه متفاوتی میان گفت‌وگوی ادیان و هویّت دینی منجر می‌گردد.

6ـ روش شناسی
پژوهش حاضر مبتنی بر روش تحقیق کیفی است و سیر حرکت آن به صورت ارگانیک است، لذا به جای آنکه پرسش‌ها و فرضیه‌های از پیش تعیین شده، مسیر پژوهش را تعیین کنند، این روند پژوهش است که مسیر را تعیین و گاه کانون پژوهش را محدود می‌کند.
این پژوهش به دلیل بهره‌گیری از روش تحقیق کیفی، ماهیّتی خلاق و انعطاف پذیر دارد و به محقق اجازه نمی‌دهد که در گردآوری و تفسیر داده‌ها با همان دقتی که در تحقیق کمی به کار می‌برد عمل کند. در تحقیق کیفی، قواعد چندان مشخصی برای تعیین نحوه‌ی اجرای مناسب و مطلوب آن و تفسیر داده‌ها وجود ندارد. کتاب‌های مربوط به روش‌شناسی کیفی غالباً تحقیق کیفی را یک هنر یا نوعی جهت‌گیری فکری می‌دانند.
در پژوهش حاضر از شیوه‌ی «توصیف فربه » به عنوان یکی از ویژگی‌های ممتاز تحقیق کیفی، استفاده شده است. از این رو، در فصل سوم پژوهش پیش رو که مهم‌ترین فصل پایان نامه به شمار می‌رود، پیش از تحلیل رابطه گفت‌وگوی ادیان و هویّت دینی، هر یک از الگوهای الهیاتی انحصارگرایی، شمول‌گرایی، کثرت‌گرایی و الهیات تطبیقی و رابطه هویّت و غیریت در آن‌ها با استناد به آرای مدافعان الهیاتی هر یک، توصیف شده است.
6ـ1ـ رویکرد اتخاذ شده
روی‌آورد اتخاذ شده در این پژوهش، روی‌آورد میان‌رشته‌ای است. در تحلیل هر مسئله‌ای، نیاز به اتخاذ روی‌آورد میان‌رشته‌ای نیست، بلکه مسئله‌ای محتاج چنین مطالعه‌ای است که چندتباری باشد. مسئله‌ی چندتباری، به دلیل کثیر الاضلاع و ذوبطون بودن، ریشه در علوم مختلف دوانده است. مسئله‌ی چندباری متعلّق به پدیده‌ای است که یا به دلیل برخورداری از عوامل گوناگون و یا به دلیل داشتن آثار گوناگون، ریشه در زمینه‌های معرفتی گوناگون دوانده است. موضوع گفت‌وگوی ادیان و هویّت دینی نیز به دلیل چندتباری بودن آن در حوزه‌های مختلفی از علوم مورد بررسی قرار گرفته است که در بخش ادبیات پژوهش به مهم‌ترین آن‌ها اشاره شده است.
6ـ2ـ روش گردآوری داده‌ها
پژوهش حاضر از روش اسنادی بهره گرفته است که مبتنی بر استفاده از منابع بیرونی و داده‌های دست دوم از جمله آثار مکتوب و غیرمکتوبی است که پیش‌تر توسط نویسندگان و پژوهشگران حوزه‌های مربوطه تولید شده است. «فرایند پژوهش اسنادی اغلب شامل مفهوم‌سازی، استفاده از اسناد در راستای مفهوم‌های ساخته شده و ارزیابی آن‌‌ها می‌باشد.» گردآوری داده‌ها در این پژوهش با تکیه بر روش فیش‌برداری صورت گرفته است. بدین منظور پس از یافتن منابع مربوط به تحقیق، اقدام به گزینش منابعی کرده‌ام که در درجه‌ی نخست واجد اعتبار بوده و در موضوع پژوهش حاضر مورد ارجاع پژوهشگران قرار گرفته باشد، و در درجه دوّم از نظر زمانی متأخر باشد تا احتمال طرح مباحث تکراری در آن کاهش یابد. پس از گزینش و مطالعه منابع، مطالب مورد نیاز استخراج شده و با استفاده از فیش‌هاى طبقه‌بندى شده، به تدوین پایان نامه پرداخته‌ام.
6ـ3ـ شیوه‌ی دسترسی به منابع
به منظور دسترسی به منابع لازم، علاوه بر کتابخانه‌های تخصصی داخلی نظیر کتابخانه‌ی تخصصی دانشگاه ادیان و مذاهب، از سیستم‌هاى اطلاع‌رسانى رایانه‌اى نیز استفاده شده است. امروزه سیستم‌هاى اطلاع‌رسانى رایانه‌اى جایگاه ویژه‌اى در تحقیقات علمى به‌ خود اختصاص داده است و هر روز از رشد و گسترش زیادترى برخوردار مى‌شود.
این سیستم‌ها تحرک زیادى به فعالیت‌هاى علمى داده است و آگاهى‌ها و نتایج تحقیقات علمى و معلومات و معارف جدید بشرى را با سرعت زیادى در جهان مبادله و جابجا مى‌نماید. در این پایان‌نامه به طور خاص از پایگاه‌های دیجیتال دانشگاه‌های خارج از کشور به‌ویژه دانشگاه نیوکاسل و دانشگاه کاتولیکی سنت لئو استفاده کرده‌ام. همچنین بانک‌های اطلاعاتی مقالات و پایان نامه‌های داخلی و خارجی مورد مراجعه قرار گرفته است.

مطلب مرتبط :   فرهنگ، شهری، زنان، کمیسیون، تعلیم، یونسکو

7ـ مفهوم شناسی
پیش از ادامه مباحث، ایضاح مفهومی برخی از واژگان مهم پژوهش حاضر ضروری به نظر می‌رسد. در این میان، توضیح سه اصطلاح «گفت‌وگوی ادیان»، «هویّت دینی» و «الهیات تطبیقی» که در عنوان پایان نامه مورد استفاده قرار گرفته است، از اهمیت بیشتری برخوردار است.
7ـ1ـ گفت‌وگو
واژه‌ی «گفت‌وگو» از لحاظ لغوی به معنای‌ «مکالمه‌« یا «گفت ‌و شنود» است؛ با این‌حال در تاریخ عقلانی غرب، معنای غالب‌ آن عبارت است از «قطعه یا نوشتاری که در قالب‌ گفت‌وگو شکل گرفته است‌«.
گفت‌وگو یا دیالوگ (واژه‌ای فرانسوی با ریشه یونانی) به معنای