<br />

4.1.2.2.1. عمل همراه بصیرت<br/” title=”br”>br /> سیره نبیّ گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) عمل همراه با بصیرت بود و همواره براین مطلب نیز تأکید داشتند و مردم را بر داشتن بصیرت تشویق می‌نمودند؛ زیرا هرکس عملی را بدون بصیرت انجام دهد، ممکن است روزی بدان کافر شود؛ همان طور که در داستان بنی اسرائیل شنیده ایم ، بنی اسرائیل در فراغ حضرت موسی (علیه السلام)، به خدای خود کافر شدند و گوساله سامری را پرستیدند. زیرا بدون داشتن بصیرت نمیتوان بر اعتقاد خود ثابت قدم ماند. بر همین اساس قرآن کریم عمل این گونه افراد را که بر خداوند متعال کافر شدند مانند خاکستری می‌داند که در روز طوفانی باد آن را ببرد و هیچ از آن خاکستر را نتوان کسب کرد.
خداوند متعال در قرآن کریم به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: قُلْ هذِهِ سَبیلی‏ أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى‏ بَصیرَهٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنی‏ آن حضرت در باره ی مصداق های “مَنِ اتَّبَعَنی” می‌فرمایند: من و اهل بیتم مصداق این آیه شریفه هستیم که یکى پس از دیگرى امامت را به عهده مى‏گیرند و شما را به سبیل اللَّه فرا مى‏خوانیم ؛ از این روایت معلوم می‌شود که بجز پیامبر (صلی الله علیه و آله) ائمِه ی اطهار نیز بر همین خطّ و مشی قرار داشتند و سیر تربیتی آنان نیز جدای از جدّ بزرگوارشان نبوده است.

4.1.2.2.2. علم همراه عمل
روش تربیتی پیامبراعظم (صلی الله علیه و آله) و همه انبیای الهی این گونه بوده؛ یعنی پیش از آنکه به مردم دستوری بدهند، خود بدان عمل می‌نمودند و برای مردم الگو قرار می گرفتند; چرا که بیشتر مردم از رفتار ظاهری دیگران تقلید می‌کنند و یا پس از مشاهده رفتار مربّیان، دست کم زمینه تربیت کلامی برایشان فراهم می‌شود. این شیوه در تربیت و پرورش انسان نقش بسزا داشته است. ایشان در موارد متعددی، مانند تعلیم نماز و حج، از این شیوه استفاده می‌کردند و می‌فرمودند: «صَلّوُا کما رَاَیتمُونی اُصلّی» (نماز بگزارید آن گونه که من نماز می گزارم.)
درباره تلفیق علم و عمل و اهمیت دادن به عمل، روایات متعددی از معصومان (علیهم السلام) رسیده است; از جمله در این باره امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «کونُوا دُعاهَ النّاسِ باعَمالِکم و لاَ تکَونوَا دعاهً بِاَلسِنَتِکم.» «مردم را با اعمال خود به خوبی ها دعوت نمایید و تنها به زبان اکتفا نکنید.» یعنی: آنچه را با زبان خوب یا بد می‌دانید در عمل هم همان گونه رفتار نمایید. گذشته از گفتار، سیره معصومان (علیهم السلام) نیز نشان می دهد که آنچه را آنان از دیگران می خواستند پیش از همه، خود بدان عمل می‌کردند.
4.1.2.3. برقراری ارتباط با مخاطب
4.1.2.3.1. تربیت حضوری
یکی از روش‌های عملی در نظام تربیتی پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله)، که در تربیت انسان تأثیر بسزا دارد، تربیت حضوری و چهره به چهره است. پیامبر خود به سراغ مردم می رفتند و آنان را به اسلام دعوت می‌کرد و معارف دین را به ایشان ارائه می‌دادند. دستور خداوند به پیامبر درباره دعوت اقوام و خویشاوندان مؤیّد این مطلب است. خداوند متعال می‌فرماید:
 وَ أَنذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ 
(خویشاوندان نزدیکت را انذار کن.)
دعوت حضرت چهره به چهره بود و تک تک آنان را به دین اسلام خواندند و برنامه خویش را اعلام کردند و از آنان خواستند که دعوت او را بپذیرند و به اسلام ایمان آورند. تربیت ودعوت حضوری ممکن است انفرادی باشد یا جمعی که هر دو از این ویژگی برخوردار هستند.در این روش مربّی مستقیماً با فردی موردنظر وارد گفت وگو می‌شود و پس از مذاکره و تبیین اهداف و برنامه های خود، او را به پذیرش اهداف عالیه دعوت می‌کند. پیامبر در سال های نخست بعثت، در مکّه نیز این روش را به کار گرفتند و بسیاری از افراد را بدین گونه تربیت کردند. شاید بتوان گفت: دعوت حضوری اگر انفرادی باشد، تأثیرش چند برابر خواهد شد.
اگر بخواهیم نمونه ای از تربیت چهره به چهره و انفرادی پیامبر را ذکر کنیم، بهترین نمونه داستان زیدبن حارثه است که حضرت او را از برده فروشان خریدند و در راه خدا آزاد کردند. اما او پس از آزادی، پیامبر را رها نکرد و همواره در خدمت آن حضرت بود تا اینکه پیامبر مبعوث به رسالت شد و اسلام را به او عرضه کرد. وی بلافاصله ایمان آورد و اسلام را به عنوان دین حق پذیرا گردید. امام حسین(علیه السلام) هم از این روش استفاده کردند و در یکی از منازل میان مدینه و کوفه، حضوراً با ظهیر بن قین ملاقات کردند و به صورت انفرادی از وی دعوت به همکاری نمودند. امام (علیه السلام) با سخنان معجزه آسای خود چنان انقلابی در ظهیر ایجاد کردند که او فوراً خیمه خود را کنار خیام امام حسین (علیه السلام) نصب کرد و گفت: من حسینی شده ام.
آنچه از سیره پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) به دست می آید این است که از میان اقشار گوناگون مردم جزیره العرب، جوانان بیش از دیگران به دعوت های حضوری و انفرادی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) پاسخ مثبت دادند و به خدا و پیامبر ایمان آوردند؛ چرا که به فرموده امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، «قلب جوان همانند زمینی آماده کِشت، مستعد پذیرش هرگونه بذری است و آنچه بر او عرضه شود می پذیرد.» دلیل بر این امر، ایمان آوردن تعداد قابل توجهی از جوانان مکّه است که بر خلاف میل بزرگان قریش و موالی شان، به دین اسلام گرویدند و برنامه های آن را با جان و دل پذیرفتند. حضرت خدیجه (علیها السلام)، همسر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نخستین زنی بود که دعوت پیامبر را پذیرفت و به آن حضرت ایمان آورد. معلوم است که پس از بعثت و نزول وحی بر آن حضرت، ایشان به صورت انفرادی اسلام را به حضرت خدیجه (علیها السلام) عرضه داشت و ایشان هم با جان و دل قبول کرد. زیدبن حارثه، فرزندخوانده پیامبر نیز در خانه آن حضرت مسلمان شد و اسلام را به عنوان آیین زندگی خویش پذیرفت. اگر داستان اسلام آوردن هر یک از یاران پیامبر را مورد مطالعه قرار دهیم به این نتیجه رهنمون خواهیم شد که دعوت پیامبر از آنان به صورت انفرادی و چهره به چهره بوده است. اهمیت تربیت انفرادی و چهره به چهره در این است که مربّی در محیط خلوت و دو نفری با متربّی سخن می گوید و حقیقتاً وارد فضای درونی او شده، شخصیت وی را تحت تأثیر قرار می دهد. سخنان و رفتار و حرکات مربّی، بخصوص اگر داعی به حق باشد و دلایل روشنی برای ادعایش ارائه دهد، در جسم و جان متربّی اثر عمیق می‌گذارد و او را منقلب و متحول می‌سازد. از این رو، استفاده از این شیوه در تعلیم و تربیت امروزی نیز سفارش می‌شود و مربّیان افزون بر فعالیت های عمومی و اجتماعی، که مسلّماً آثار خوبی خواهد داشت، به صورت انفرادی نیز در این مسیر گام برمی دارند، به ویژه در میان جوانان، باید از این روش بیشتر بهره برد; چون تأثیر بیشتری در میان آنان دارد; چرا که نسل جوان امروز در محاصره انبوه اطلاعات و تراکم عوامل مزاحم در رشد و تعالی روحی و معنوی خود هستند که اگر در خلوت با آنها گفت وگو شود، بسیاری از ناگفته های درونی خود را ابراز می‌کنند و برای رهایی از آنها مدد می جویند. مربّی با استفاده از تجارب گذشته، می تواند از طریق گفت وگوی مستقیم، به حل مشکلات دینی و تربیتی آنها بپردازند و زمینه نجات آنها را از بدبختی دنیا و آخرت فراهم سازد. امروزه کاربرد تبلیغ و دعوت چهره به چهره برای همگان روشن گشته و برخی از مؤسسات بین المللی استفاده از این روش را شیوه کار خود قرار داده و افراد متعددی را از این طریق، جذب خود می کنند.

مطلب مرتبط :  

4.1.2.3.2. رفق و مدارا
ملایمت و مدارا بهترین شیوه برای نرم کردن دل ها، و همراه ساختن جآن‌ها در مسیر تربیت است.انسآن‌های بزرگ با برخورد و خلق و خوی بزرگوارانه شان از دیگران متمایز می شوند، هر چند ثروت و مکنت و قدرت نزد دیگران باشد. بزرگواری و عظمت شخصیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) که خدای تعالی بدان تصریح فرموده: «إنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظیمٍ»، مورد اذعان مخالفان نیز بوده است چرا که پیامبر گرامی ما این موضوع را در روش‌های دعوت خود مورد توجه قرار می‌دادند.بسیاری از مخالفان سر سخت او پیش از آن که با منطق زبان یا شمشیر پیامبر، تسلیم شوند ، از درون، مقهور عظمت اخلاق نبوی شدند.از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمود:
 مَن کانَ رَفیقاً فی أَمرِهِ نالَ ما یُریدُ مِنَ النّاسِ 
هر که در امور خویش، رفق و مدارا در پیش گیرد، به آن چه از مردم می خواهد می‌رسد.
شاید نتوان گفت تربیت به شیوه مدارا و عفو و گذشت از مهم ترین شاخص های روش تربیتی پیامبر بزرگوار ماست زیرا این گونه رفتار با دیگران، اساساً یک روش قرآنی است که ریشه در وحی آسمانی دارد. خداوند خود را با اوصافی همچون رحمان، رحیم، غفور و امثال آن معرفی می‌کند که نشان دهنده مفهوم گذشت و بخشش و مدارا با بندگان است. درباره فراریان جنگ «احد»، که جبهه را رها کردند و گناه بزرگی مرتکب شدند، خداوند می‌فرماید:
 وَ لَقَدْ عَفَا اللّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ حَلِیمٌ
(و خداوند آنها را بخشید. خداوند بسیار آمرزنده و بردبار است.)
همچنان که خداوند با فرد گناه کار با رحمت و مدارا برخورد می‌کند و در صورت ندامت و پشیمانی، او را می بخشد، به پیامبرش نیز دستور داده است که با دوستان و حتی دشمنان با مهر و محبت و لطف و مدارا برخورد کند.
خداوند به پیامبرش فرمان دعوت از بستگان و نزدیکان را داد و فرمود:
 وَ أَنذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ 
(خویشاوندان نزدیکت را انذار کن.)
سپس بلافاصله، دستور داد که با مؤمنان رفتار مهربانانه داشته باش و با ایشان با لطف و مدارا برخورد نما:
 وَ اخْفِضْ جَنَاحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ 
(بال و پرت را برای کسانی که از تو پیروی می‌کنند بگستر.) یعنی: مؤمنانی را که به تو ایمان می‌آورند گرد خود جمع کن و مثل مرغ، پر و بال رأفت و رحمتت را بر آنها بگستران و آنان را زیر بال خود بگیر و به تربیتشان بپرداز.
در روش مدارا این نکته حایز اهمّیّت است که فضل و رحمت و بردباری مربّی مانع آن است که به محض ارتکاب اولین خطای متربّی، او را مورد موأخذه و مجازات قرار دهد، بلکه به موجب فضل و کرامت، باید او را ببخشد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) که به تصریح قرآن (رَحْمَهً لِّلْعَالَمِینَ) است، بیش از همه در سیره خود، دارای عفو و بخشش بودند.
سیره رسول خدا (صلی الله علیه وآله) کمال لطف و مدارای آن حضرت را نشان می‌دهد و این مطلب را تأیید می‌کند که ایشان در حوادث دوران بعثت و به ویژه جنگ هایی که با مشرکان مکّه و یهودیان اطراف مدینه داشتند، حتی با سرسخت ترین دشمنانشان مانند ابوسفیان، چقدر با عفو و گذشت رفتار کردند! در فتح مکّه، زمانی که مشرکان شکست خوردند و سربازان مسلمانان وارد شهر گردیدند، برخی از فرماندهان لشکر با توجه به سابقه سوء و رفتار بدی که از مشرکان در خاطر داشتند، به اذیت و آزار آنان اقدام کردند و می‌گفتند: امروز روز انتقام گرفتن است. مردم مکّه از وحشت و هراس، خواب به چشم نداشتند و هر لحظه منتظر پیامدهای بدی همچون قتل و کشتار بودند. اما بر خلاف انتظار، پیامبر به مردم مکّه اعلان عفو کردند و حتی خانه ابوسفیان را، که بزرگ مشرکان بود، محل امن قرار دادند و هر که بدانجا می‌رفت، در امنیت بود.
مردم قریش پس از فتح مکّه، بیشتر تحت تأثیر رفتار پیامبر قرار گرفتند و بنای همکاری با ایشان را گذاردند و به دین اسلام گرایش پیدا کردند. خداوند هم این صفت پیامبر را می ستاید و در چند جای قرآن، از آن به عظمت و بزرگی یاد می‌کند. در زمینه موفقیت آن حضرت می‌فرماید:
 فَبِما رَحْمَه مِنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ 
به برکت رحمت الهی در برابر آنان نرم و مهربان شدی و اگر خشن و سنگ دل بودی از اطرافت پراکنده می شدند.
پس آنها را ببخش و برایشان آمرزش بخواه در این آیه، ضمن تمجید از رفتار کریمانه پیامبر، مجدّداً به عفو و گذشت سفارش می‌کند تا این روش ادامه داشته باشد.
از سوی دیگر به مردم خطاب می‌کند:
 لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ .
( به یقین، پیامبری از خودتان به سوی شما آمد که رنج های شما بر او سخت است و بر هدایت شما اصرار دارد و نسبت به مؤمنان دلسوز و مهربان است.)
بر این اساس، رفق و مدارا با متربّی از شاخص های مؤثر در روش تعلیم و تربیت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) است که آن حضرت نه تنها در حوزه آموزش اصول اعتقادات بلکه در تمام صحنه های زندگی و در برخورد با مردم، شیوه نرمش و ملایمت و عفو و گذشت را پیموده که قرآن کریم از آن به «خلق عظیم» یاد می‌کند.

مطلب مرتبط :   فقه، فقهی، شیعه، حقوقی، عقل، تنقیحکلمات کلیدی این نوشته:مقاله با کلمات کلیدی:

4.1.2.3.3. مهر و محبت
انسان ذاتاً به محبت گرایش دارد وعلاقه مند است که مورد توجه و مهرورزی دیگران قرار گیرد; چون محبت به عنوان یک نیاز اصیل روحی، در نهاد انسان نهفته است و توجه به آن نیاز، از سوی همنوعان، به زندگی وی شیرینی خاصی می بخشد. از این روست که قرآن کریم و احادیث اسلامی توجه ویژه ای به این نیاز روحی انسان داشته و راه‌های تقویت آن را به خوبی بیان کرده اند.