دانلود پایان نامه
در مقابل عوامل عدم توسعه یافتگی، WCED چندین عمل هدفمند شده در تضمین زندگی با کیفیت مناسب را برای مردم جهان پیشنهاد می‌کند:
– تنظیم رشد، تغییر کیفیت رشد، برآورد نیازهای اصلی و انتظارات برای غذا، انرژی، آب و بهداشت، تضمین یک سطح ثابت و پایدار از جمیعت ، حفظ و گسترش منابع اولیه ، بازبینی دوباره تکنولوژی و مدیریت بحران، دخیل کردن و ترکیب ملاحظات اقتصادی، زیست ‌محیطی در جریان تصمیم‌گیری‌ها.
بعد از گزارش Brundtland، یک سری از رویدادها و بدعت‌ها برای اصلاح توسعه پایدار، به صورتی که امروزه شاهد آن هستیم ایجاد شد. بدون شک یکی از این رویدادهای مهم در این زمینه، کنفرانس بین‌المللی محیط‌زیست و توسعه است که به طور غیررسمی با عنوان Earth Summit (کنفرانس زمین) معروف شده است.
در کنفرانس زمین که در سال 1992 در(ریودژانیرو) برگزار شد، حدود 180 کشور جهان تعهدنامه توسعه و محیط‌زیست را که در 27 اصل تنظیم شده بود را امضاء کردند. چارچوب و موضوعات کلی کمیسیون شامل تغییر آب و هوا، تنوع زیستی و اصول جنگل نیز به امضاء مدیران شرکت کننده رسید. برنامه عملی جهانی(دستور کار قهوه ای 21) برای هدایت و تداوم الگوی توسعه پایدار تدوین گردیده و پیشنهاد می‌کند که همه کشورها می‌بایست استراتژی‌های توسعه پایدار ملی را برپا نمایند. سال بعد در سپتامبر 2002، کنفرانس‌ جهانی توسعه پایدار(WSSD) با حضور 183 کشور در ژوهانسبورگ برگزار شد. حاضرین با یک اتفاق نظر از تعهد و الزام واقعی برای رسیدن به موضوعات توسعه پایدار حمایت کردند که شامل :
– کاهش سطح فقر به میزان نصف تا سال 2015
– تشویق و بهبود توسعه در چارچوب یک برنامه 10 ساله برای تسریع در جابجایی و حرکت به سوی پایداری تولید و مصرف
– تنوع بخشیدن در تأمین انرژی از منابع گوناگون
– افزایش دادن منابع انرژی قابل توجیه از نظر اقتصادی و دارای مقبولیت اجتماعی و زیست ‌محیطی
– تسریع، توسعه و انتشار انرژی مؤثر و تکنولوژی‌های حفاظتی انرژی با توجه به بهبود و گسترش تحقیقات
– توسعه مدیریت منابع یک پارچه آب و برنامه‌های تأمین آب در سال 2005
– موفقیت در جلوگیری از کاهش چشمگیر تنوع زیستی تا سال 2010.
کنفرانس ژوهانسبورگ باعث تقویت و پایداری دستور 21، تحکیم و گسترش یافته‌های توسعه پایدار به ویژه در ارتباط با فقر، محیط‌زیست و استفاده از منابع طبیعی شد .دیدگاه توسعه پایدار بعنوان یک اصل عمومی و هدف پیشرفته پذیرفته شده و یک سطح گسترده‌ای را برای سیاست گذاران ایجاد کرده است. به همین دلیل ما شاهد بدعت‌های جدید قانونی در حوزه سیاست‌ها، تکنولوژی، دستاوردهای علمی و آموزشی هستیم.
در حال حاضر دیدگاه توسعه پایدار فعالیت‌های اقتصادی، خصوصی، دولتی را در سطوح مختلف تحت تأثیر قرار داده است و بر نوع انتخاب اجتماعی و فردی در زندگی مؤثر می‌باشد. در سه دهه اخیر بحث درباره چگونگی پایدار بودن تمامی تولیدات، مجموعه‌ای از تعریف‌ها را ایجاد کرده است . میزان وسیعی از گروه‌ها (بخشی از دولت‌های ملی تا سازمان‌های بین‌المللی) با این مفهوم هماهنگ شده‌اند و آن را در همکاری‌ها و فعالیت‌هایشان وارد کرده‌اند . برای مثال در دولت انگلیس استراتژی دیدگاه توسعه پایدار این گونه تعریف می‌شود: یک دیدگاه ساده از تضمین زندگی با کیفیت بهتر برای هر کسی که در حال یا در آینده زندگی خواهد کرد . این استراتژی تأکید می‌کند که ابزار توسعه پایدار در جهان و انگلیس شامل 4 موضوع است:
– پیشرفت اجتماعی که به عنوان نیاز برای هر شخصی تلقی می‌شود.
– حفاظت مؤثر از محیط‌زیست
– استفاده محطاطانه از منابع طبیعی
– دستیابی و حفظ سطوح بالای رشد اقتصادی و اشتغال.
براساس گزارشاتی که از دولت‌ها در سطح ملی دریافت شده قبل از WSSD در سال 2002 ، حدود 85 کشور بعضی از استراژی‌های پایداری ملی خود را تدوین نموده‌اند، اگر چه محتوا و تأثیرات این استراتژی‌ها به طور قابل ملاحظه‌ای از یک کشور به کشور دیگر متفاوت بوده است .دیدگاه توسعه پایدار تحولی در بخش تجاری بوجود آورد. در سه دهه اخیر یافته‌ها و مقبولیت توسعه پایدار در بخش تجاری رشد قابل ملاحظه‌ای داشته است. بسیاری از کمپانی‌های در حال پیشرفت، شروع به تزریق پایداری در استراتژی‌ها و فعالیت‌های خود نموده‌اند (DETR, 1999) .
این طرز فکر برای مثال بعد از کنفرانس جهانی تجارت برای توسعه پایدار126 منجر به یک ائتلاف وسیع از 165 کمپانی بین‌المللی برای تدوین یک میثاق‌نامه مشترک برای توسعه پایدار از طریق سه اصل رشد اقتصادی، تعادل اکولوژیکی و پیشرفت و ترقی اجتماعی گردید. (اگر چه همه اجزاء شرکت کننده در WBCSD موارد تصویب شده زیست ‌محیطی را سرمشق فعالیت‌ها و برنامه‌های خود قرار ندادند ) .
بسیاری از سازمان‌های حرفه‌ای شامل انجمن‌های علمی و مهندسی توسعه پایدار را در تبلیغات و قوانین خود دخیل کرده‌اند. بطور مثال در یک گردهمایی در ملبورن، نمایندگان 20 سازمان مهندسی شیمی خودشان را برای استفاده از مهارت‌ها برای بهبود کیفیت زندگی، گسترش فرصت‌های شغلی، توسعه اجتماعی، پیشرفت اقتصادی و حفاظت از محیط‌زیست، هماهنگ و سازماندهی کرده‌اند و با انجام برنامه‌‌های زیست ‌محیطی کمک شایانی به گسترش مفهوم توسعه پایدار داشته‌اند .
یکی از مهمترین و مؤثرترین دیدگاه در این زمینه از«استراتژی برای حیات پایدار» گرفته شده است . دیدگاه دیگری که از تلفیق نظریات و مکتوبات UNEP، اتحادیه بین‌المللی برای حفظ طبیعت127 و WWF که برای توسعه پایدار آمده عبارت است از : «بهبود کیفیت زندگی در کنار حفظ ظرفیت حاصل اکوسیستم‌های حمایت کننده» و در یک شباهت جزئی«علمی برای پایداری جهانی» می‌باشد . مجموعه دانشمندان فعال در این زمینه نیز بیان می‌کنند که بشر می‌بایست در محدودیت سیستم‌های طبیعی زندگی کردن را بیاموزد در حالی که به یک تضمین از استانداردهای کافی و مناسب برای همه افراد وجود داشته باشد.
این‌ها تنها بخشی از اصطلاحاتی است که طی سال‌های اخیر یافته‌های ما را در رابطه با معانی توسعه پایدار در جنبه‌های مختلف تحت تأثیر قرار داده است. اصول توسعه پایدار و بسیاری از موضوعات آن اکنون به طور وسیعی هماهنگ و اصلاح شده است. مثلاً دستور کار 21 این سؤال را که مفهوم و معنی دیدگاه توسعه پایدار چیست؟ را به سؤال « چگونه ما در توسعه پایدار موفق خواهیم بود؟ » تغییر داده است .
دیدگاه توسعه پایدار در واقع یک چارچوب برای ایجاد تغییرات در لیست دستورالعمل‌ها برای موفقیت آن به وجود آورده است. این یک مورد در حال رشد و تکامل است و انتقال آن برای پایداری جامعه نیازمند روش‌هایی می‌باشد که ما را با سطح مصرف مواد و خسارت های زیست‌محیطی(برای کاهش آنها) آشنا می‌سازد.
برای رسیدن به موارد بالا محدود کردن مواد و انرژی در اقتصاد، یافتن راهکار‌هایی مصرف بهینه در مقابل با نیازها و در مقابل افزایش بازیافت مواد و استفاده از فناوری‌های پایدار لازم خواهد بود . بایست توجه کرد که حرکت به سمت یک مسیر پایدار، تنها به مدیریت بهتر اقتصاد و محیط‌زیست‌ خلاصه نمی‌شود، بلکه داشتن شرایط مطلوب اقتصادی- اجتماعی برای تضمین پایداری فعالیت‌های کوتاه مدت و بلند مدت لازم است . تا زمانی که اقتصاد صنعتی مسئله فقرزدایی و احیاء دوباره فرصت‌های شغلی را نادیده بگیرد، نمی‌توان به یک پایداری طولانی مدت امیدوار بود . دیدگاه صحیح پایداری یک اطمینان و تضمین از کیفیت رضایت بخش زندگی را برای هر کس به دنبال دارد . البته در برخورد با این موضوع فقط کاهش میزان فعالیت‌های آلوده کننده و جلوگیری از افزایش سطح مصرف کافی نیست بلکه ایجاد فعالیت با برنامه‌ریزی مناسب برای کاهش فقر و موفقیت در رسیدن به عدالت بیشتر و تقویت فرصت‌ها در داخل و خارج کشورها نیز لازم می‌باشد . مؤلفه های دیدگاه توسعه پایدار نیز به شرح زیر می باشند : ( www.takbook.com/Content/980 )
1) انسان : توسعه پایدار ، انسان محور است و باتوجه به گستردگی مباحث و قابلیت های بسیار آن به سرعت به مهمترین مناظره کنونی و نیز یکی از مهمترین چالشهای قرن بیست و یکم تبدیل شده است. در پایان هزاره سوم میلادی روند رشد و توسعه در چارچوب پایداری احیا شد. در توسعه پایدار، انسان، محور توسعه و مستحق بهداشت، زندگی سازنده و در هماهنگی با طبیعت معرفی می شود و این مفهوم، دقیقاً، در نخستین اصل اعلامیه ریو انعکاس پیدا کرده است .
2) کودکان و جوانان : کمیسیون برانت لند توسعه پایدار را به عنوان توسعه ای که حوایج کنونی را تامین می کند بدون آنکه توانایی نسل آینده برای برآوردن نیازهای خود را به مخاطره افکند تعریف کرد . پایداری برای کودکان و نوجوانان و جوانان مسیله ای واقعی است. نظریه پردازان توسعه پایدار، به دلیل داعیه های خود درمورد انسان در قرن بیستم و یکم، با نگاهی به آینده بر حقوق کودکان و نقش آفرینی جوانان تاکید بسیار داشته ، تحرک و خلاقیت های مردم در سراسر جهان و مشارکت آنان در تمامی سطــوح توسعه را ضرورتی اجتناب ناپذیردر هر برنامه می دانند .
3 ) زنان : زنان درجهان و به ویژه در کشورهای درحال توسعه از نابرابریهای بسیار در رنجند درحالی که توسعه بدون مشارکت فعال آنان به سرانجام نخواهد رسید، مسیله دفاع از حقوق زنان را نیز موردتوجه قرار داده اند. زنان به دلیل زادمان به تغذیه بیشتر و بهداشت بهتر نیازمندند . درحالی که کمتر از مردان غذا می خورند و کمتر به امکانات بهداشتی دسترسی دارند. سطح سواد و تعلیم و تربیت در زنان پایین تر از مردان است. درحالی که مسیله تعلیم و تربیت فرزندان خود را از بدو تولد برعهده دارند. زنان در برابر کار مساوی مزد کمتری می گیرند. آنان ساعات بیشتری را در طول روز با مزد و بدون مزد کار می کنند. زنان بیشتر در معرض خشونت و نابرابری و تبعیض های بسیار قرار دارند. دنیای آینده نمی تواند برمبنای این نابرابری های اسف بار تداوم پیدا کند. توجه به محرومیت مضاعف زنان و نیازمندیهای حیاتی کودکان و جوانان مسلماً از اهمیت نقش مردان کم نخواهدکرد. فعالان عرصه های مختلف توسعه پایدار برآنند که با زدودن محرومیت و تبعیض از چهره جهان، دنیای آینده به محیطی برازنده برای زندگی توأم با آزادی، صلح یا آرامش، برابری برای همه انسانها تبدیل شود. سخن این است که با زدودن این زنگارها و تلاشی هماهنگ و همگانی جهان بیش از گذشته شایسته خواهدشد.
4) محیط زیست : واقعیت این است که توجه به محیط زیست و طبیعت در دوران ما تبدیل به معیار شده است، معیاری که هر روز بیش از پیش درجهان فراگیر می شود. در چشم انداز زیست محیطی آنگونه که مان مطرح کرد، توسعه تنها زمانی پایدار است که بر شالوده اصول بوم شناسی استوار باشد . توسعه پایدار، در آخرین سال های هزاره دوم با محور قرار دادن انسان و با نگاهی به آینده درمورد استفاده از تمامی ظرفیت هایی است که جداگانه یا در تعامل با عوامل دیگر، تداوم زندگی نسل ها را تضمین کند و این مهم تحصیل نخواهد شد مگر در پرتو بقای محیط زیست. راز همه این اسرارها نیز درهمین نکته نهفته است.
5) فرهنگ128 : در گذشته مراد از توسعه عبارت بود از تلاش برای غربی کردن تمام جهان و با تظاهر بر بی طرفی فرهنگی و سیاسی و در واقع تحت مفروضات جانبدارانه ایدیولوژیک، غرب به عنوان کمال مطلوب معرفی می شود. توسعه به این ترتیب ابزاری بود برای کشورهای غربی بهره مند از تکنولوژی پیشرفته تا فرهنگ و خودگردانی ملتها و مردم دیگر را تحقیر و نابود کنند. در سالهای اخیر در پرتو نقدهای مختلف، همراه با تعمیق و بسط آگاهی پیرامون ناکارآمدیهای مفروضات و نظریه های گذشته و به ویژه با اثبات این نکته که اقتصاد به تنهایی نمی تواند برنامه ای برای رفاه و متناسب با منزلت انسان عرضه کند، فرهنگ اهمیت و جایگاه واقعی خود در مناظره توسعه به دست آورد. پافشاری بر نقش زیربنایی فرهنگ، حداقل نزد روشنفکران غیرمارکسیست جهان سوم سابقه ای طولانی داشت. و به ویژه به سالهای دهه 1960 بازمی گشت. جدا از تلاش و پیشتازی متفکران جهان سوم و شماری از اندیشمندان فرهنگی جهان پیشرفته، تحرک سازمان یافته نهادهای بین المللی به ویژه سازمان ملل و یونسکو، در این زمینه نقشی بسیار موثر داشت . در سالهای اخیر به صورت مشخص پذیرفته شده است که دگرگونی اجتماعی و حرکت به سوی مطلوب نمی تواند و نباید به بهای قربانی شدن فرهنگ ها به دست آید، بلکه اصولاً این روند با ارج گذاری به فرهنگ ملتها، به سرانجام خواهد رسید. یکی از نخستین تعریف ها در این زمینه را ریه مایو129 دبیرکل پیشین یونسکو در سال 1963، ارایه داد. به نظر او توسعه زمانی تحقق می یابد که علم به فرهنگ تبدیل شود . تحلیل هایی از این قبیل، نه تنها اهمیت فرهنگ را نشان می دهد، بلکه فراتر از آن بر نقش زیربنایی آن دلالت می کند. بنابراین، بدون توجهی در خود به فرهنگ توسعه ای متوازن شکل نخواهدگرفت و در این صورت شاید بتوان بسیاری از نابسامانیها در گمراهی های پروژه توسعه درجهان را در این بی اعتنایی ها ریشه یابی کرد. با این وصف، به رسمیت شناخته شدن فرهنگ و اصولاً طرح گسترده و تـوفیق چشم انداز فرهنگی درمطالعات، از نشانه های عصر جدید است.
در سالهای دهه 1980، ضرورت توجه به فرهنگ در نظریه پردازی پیرامون پایداری آشکارتر و در سـالهای 1990 اهمیت آن غیرقابل انکار شد. به این