دانلود پایان نامه
شکل 3-2 تعریف یک منطقه جستجو با شعاع 5 کیلومتر .
بسیاری ا زعملیات همسایگی باید بوسیله نوع تقسیم بندی منظم مورد نظر اجرا شوند بدین دلیل معمولا” از مدل رستری استفاده می گردد . در بعضی از سیستم های برداری ، داده های جغرافیایی به فرم رستر ، به منظور انجام آنالیز تبدیل و بعدا” مجددا” به فرمت برداری برگردانده می شوند برخی دیگر از سیستم های برداری ، همسایگی ها را مستقیما” ایجاد کرده و آنها را بوسیله نوعی عملیات انطباق بر روی داده های جغرافیایی منطبق می کنند (همان،33).
در این پژوهش نیز، همسایگی را مستقیما ایجاد می کنیم و آنها را به وسیله ی نوعی عملیات انطباق بر روی داده های جغرافیایی منطبق می کنیم.در واقع این مدل را برای یافتن تمامی عوارض گردشگری داخل محدوده ی یک بخش به کار می بریم. برای این منظور با مشخص کردن شعاع های دوایری که به طور تقریبی عوارض گردشگری محدوده ی مورد نظر ما در بر می گیرد، به مرکز هر بخش همسایگی آن را مشخص می نماییم. بنابراین با انتخاب شعاع همسایگی، به چند نتیجه می رسیم:
• طول این شعاع بیانگر آن است، که پراکندگی این عوارض در چه حد است، به عبارتی این همسایگی ها چه مقدار از هم دور یا نزدیکند.
• هر چه طول این شعاع کمتر باشد، یعنی فاصله ی کمتری برای بازدید عوارض گردشگری باید پیموده شود، در واقع مسافت عبوری، زمان و هم هزینه ی حمل و نقل کاهش می یابد.
• تعداد عوارض گردشگری داخل محدوده ی دایره (همسایگی )،مشخص می شود.
بنابراین در این مدل، اندازه ی شعاع دایره ی همسایگی و تعداد عوارض گردشگری استفاده می شود.در واقع یکی از ضروریات پیاده کردن مرکز جاذبه، برای اجرای این تحلیل ،مشخص شد.
همان گونه که از توضیحات فوق مشخص است، اولین پارامتر اساسی جهت عملیات همسایگی تعیین موقعیت هدف(در این پژهش تعیین مرکز جاذبه) می باشد.پس از آن ،همسایگی مشخص، مکانهای گردشگری در شعاع مورد نظر ما هستند که فعلا شعاع مجهول است(در فصل چهارم در مورد انتخاب شعاعهای همسایگی توضیح می دهیم) و تابع، عبارت است از تعداد عوارض گردشگری داخل این محدوده بر حسب نوع لایه هایی که تعیین می کنیم،که تابع فاصله از مرکز جاذبه ی ما می باشد.
محاسبات لازم به منظور اجرای این تحلیل، همراه با ترسیم الگوریتم روند کار ، در قسمت پیوست شماره ی (ج)مشخص شده است.
پس از ترسیم دوایر همسایگی و تعیین تعداد عوارض گردشگری در محدوده ی هر شعاع، از مرکز هر بخش فواصل دسترسی به هر کدام از گردشگاهها را مشخص می نماییم.روش کار به طور کامل در قسمت پیوست شماره ی (ج-3) ، قابل مشاهده است.
3-2-3 قابلیت دسترسی :
قابلیت دسترسی از طریق توزیع فضایی مراکز بالقوه ، سهولت رسیدن به هر مقصد و میزان کیفیت و نقش فعالیتهای یافت شده د رآنجا تعیین می شود . در زمینه قابلیت دسترسی ، هزینه سفر و انتخاب مقصد مسائل اساسی می باشد . میزان قابلیت دسترسی تحت تأثیر دو عنصر می باشد : عنصر حمل و نقل و عنصر فعالیت ( انگیزه یا جذب ) . عنصر حمل و نقل منعکس کنننده سهولت سفر بین نقاط موجود در فضا می باشد و از طریق نقش و کیفیت خدمات ارائه شده با سیستم حمل و نقل تعیین می شود و با فاصله سفر ، هزینه سفر و زمان سفر اندازه گیری می شود و عنصر فعالیت منعکس کننده توزیع فضایی فعالیت ها می باشد . این توزیع ازطریق میزان و موقعیت فعالیتهای مختلف مشخص می شود . عنصر فعالیت جذب یک مرکز ( مقصد سفر ) نامیده شود . سه نوع اندازه قابلیت دسترسی وجود دارند : اندازه های فرصت های تجمعی ، اندازه های مبتنی بر جاذبه و اندازه مبتنی بر صنایع همگانی . هر سه نوع اندازه به عنصر حمل و نقل و عنصر فعالیت توجه می کنند .
ساده ترین اندازه قابلیت دسترسی ، فرصتهای تجمعی می باشد این میزان قابلیت دسترسی ، تعداد فرصتهای حاصله در یک زمان سفر و یا فاصله سفر مورد نظر را محاسبه می کند . از آنجایی که تمام مقدارهای بالقوه به طور مساوی و بدون توجه به تفاوتهای موجود در زمان سفر وزن دهی می شوند ، این نوع اندازه قابلیت دسترسی بر تعداد مقصدها و فرصتهای بالقوه تأکید می کند نه بر فاصله آنها . دسته پیچیده تری از اندازه های قابلیت دسترسی ، اندازه های مبتنی بر وزن می باشد و بدین خاطر مبتنی بر وزن گفته می شود که از تقسیم مدل جاذبه بر توزیع سفر حاصل می شود . این نوع اندازه قابلیت دسترسی ، فرصتها را وزن دهی می کند . قابلیت دسترسیi A برای ساکنان منطقه بدین صورت محاسبه می شود : 3-2
که در اینجاa i فعالیت در منطقهj باشد t ij زمان سفر، فاصله و یا هزینه سفر از منطقه iتاj می باشد و f(t ij)تابع مقاومت می باشد . تابع مقاومت تعیین کننده میزان دسترسی میباشد یعنی هر چقدر هزینه سفر بالاتر باشد میزان دسترسی نیز پایین تر می شود . فرصت نزدیکتر و بزرگتر باعث می شود که قابلیت دسترسی بالاتر باشد .
سومین نوع اندازه قابلیت دسترسی مبتنی بر تئوری صنایع همگانی تصادفی می باشد که د رآن احتمال اینکه هر فرد یک مقصد خاصی را انتخاب کند وابسته به استفاده از آن انتخاب نسبت به بهره مندی از تمام نقاط انتخابی می باشد . در صورتی که فرض بر این باشد که هر فرد میزان استفاده از هر مقصد را مشخص کند نقطه انتخابی در بعضی از مجموعه های مشخص شده ، صورت می گیرد و سپس موردی را انتخاب می کند که میزان سودمندی را به حداکثر برساند .
قابلیت دسترسیn A، برای هر شخص ، n بدین صورت محاسبه می شود :
3-3
که دراینجا (c ) vn مؤلفه های حمل و نقل فضایی و زمانی قابل مشاهده استفاده غیر مستقیم از انتخابC برای n شخص می باشد وnc مجموعه انتخاب برای n شخص می باشد .
قابلیت دسترسی نشان دهنده میزان دسترسی یک نقطه به موقعیت های دیگر می باشد . برای مثال در صورتی که یک شخص در یک کیلومتری سوپرمارکتی زندگی کند ، میزان دسترسی وی نسبت به شخصی که در دو کیلومتری همان سوپر مارکت می باشد بیشتر است . اثرات فاصله نیز می تواند با استفاده از تابع تلفات فاصله در مدل در نظر گرفته شود . میزان عرضه و تقاضا نیز می تواند بر میزان دسترسی تأثیر بگذارد . به عنوان مثال میزان دسترسی یک نقطه تقاضا به یک بقالی کوچک نسبت به سوپر مارکت بزرگ ، پایین تر می باشد چون در سوپر مارکت بزرگ ، تنوع فروش کالاها و مواد غذایی خیلی زیاد می باشد (ARC/INFO7.2.1)

مطلب مرتبط :   دربارهمقاله با کلمات کلیدیمقاله

شکل 3-3 قابلیت دسترسی
از نظر ریاضی ، فرمول دیگری نیز برای قابلیت دسترسی ارائه شده است که به صورت زیر می باشد. Lbid,5,7)) :
3-4

Pi = قابلیت دسترسی در نقطه i
Wj= قدرت جذب نقطه j
dij=فاصله بین i ،j
beta=توان مربوط به تلفات فاصله
n=تعداد موقعیت ها در ناحیه می باشند (ARC/INFO7.2.1/Help)
معادله بالا به صورت زیر نوشته می شود :
3-5

درمورد تابع فاصله تلفات فاصله ، معادله به صورت زیر می باشد :
3-6

شاخص قابلیت دسترسی ، معیاری برای مقایسه موقعیت ها می باشد . این شاخص می تواند برای ارزیابی موقعیت مراکز خدماتی موجود بر مبنای مشتری بالقوه و مقایسه اینکه چه میزان از سهم بازار را این مراکز تسخیر خواهند کرد به کار می رود با استفاده از شعاع جستجو ، محدوده محاسبه قابلیت دسترسی تعیین می گردد . شاخص قابلیت دسترسی می تواند موقعیت هایی را ایجاد کند که ممکن است برای مراکز مکانهای ناحیه ای که به عنوان نقطه شروع در فرایند تخصیص و مکان یابی می باشد ، مناسب است تخصیص و مکان یابی فرایند یافتن مکان برای مجموعه ای ا زمراکز می باشد (Lbid,8).

شکل 3-4 سطوح دسترسی که نشان دهنده میزان دسترسی به مراکز خدماتی و تجاری است .
همان گونه که از توضیحات فوق عنوان شد، با توجه به اینکه میزان قابلیت دسترسی تحت دو عنصر حمل و نقل و عنصر فعالیت (انگیزه یا جذب) می باشد،بنابراین قابلیت دسترسی عامل مهمی در انتخاب گردشگاهها می باشد و نقش بسزایی در جذب گردشگران ایفا می کند. با توجه به هدف اصلی این پژوهش که تعیین محورهای گردشگری جاذب تاریخی فرهنگی و طبیعی شهرستان کاشان می باشد، واضح است که این مدل بسیار حایز اهمیت است.27 از طرفی ارتباط مستقیم و متقابل این مدل با محورهای ارتباطی28 دلیل دیگری بر ضرورت به کارگیری این مدل می باشد. همان گونه که قبلا عنوان شد، مدل قابلیت دسترسی تحت تاثیر عنصر فعالیت نیز می باشد وعنصر فعالیت و جذب گردشگران ،ارتباط مستقیمی با هدف این پژوهش دارد.
نهایتا نتایجی که از مدلهای پیشین بدست می آید، در واقع داده های معادله ی3-4 را تامین می کند و براحتی با جایگذاری مقادیر قدرت جذب هر نقطه(همان طور که قبلا در پیوست شماره ی( الف) عنوان شد) و فاصله ی هر جاذبه ی گردشگری از مرکز جاذبه(در پاراگراف آخر تحلیل همسایگی، محاسبه شد.)می توان به قابلیت دسترسی هر بخش به تفکیک نوع جاذبه های گردشگری رسید.
همان گونه که در توضیحات پیشین مدل قابلیت دسترسی عنوان شد، سه نوع اندازه ی قابلیت دسترسی وجود دارند،
(1) ساده ترین اندازه قابلیت دسترسی ، فرصتهای تجمعی می باشد . (2)دسته پیچیده تری از اندازه های قابلیت دسترسی ، اندازه های مبتنی بر وزن می باشد . (3)سومین نوع اندازه قابلیت دسترسی مبتنی بر تئوری صنایع همگانی تصادفی می باشد .
– از آنجایی که در مدل قابلیت دسترسی بر مبنای فرصتهای تجمعی،تمام مقدارهای بالقوه به طور مساوی و بدون توجه به تفاوتهای موجود در زمان سفر وزن دهی می شوند ، این نوع اندازه قابلیت دسترسی بر تعداد مقصدها و فرصتهای بالقوه تأکید می کند و بر فاصله تاکید ندارد،آن را به کار نمی بریم.
– قابلیت دسترسی مبتنی بر تئوری صنایع همگانی، برای دستیابی به حداکثر سودمندی است و در مورد عنصر فعالیت به انگیزه ی گردشگر اهمیت بیشتری نسبت به جذب می دهد29،حذف می شود.
– لذا اندازه ی قابلیت دسترسی مبتنی بر جاذبه را به کار می بریم که با عنوان این پژوهش همخوانی بیشتر و بهتری دارد.
مراحل کلی روش تحلیل قابلیت دسترسی در قسمت پیوست شماره ی (د) قابل مشاهده است.

مطلب مرتبط :   فضایی، توپولوژی، شبکۀ، هندسی، جغرافیایی، فضا

3-2-4 مدل اثر متقابل فضایی :(Spatial Interaction)
مدل ارتباط متقابل فضایی، مدلهای مکان گزینی و نفوذ بازار را ترکیب می کننداین مدل جریان نیروی انسانی و سرمایه را از یک منطقۀ مسکونی تعیین شده به یک مرکز خرید با بازار فروش مشخص را پیش بینی می کنند. این جریان سرمایه و نیروی انسانی، متغیر وابسته می باشد و متغیرهای مستقل در طرف دیگر معادله شامل :
1) میزان تقاضا در منطقۀ تعیین شده 2) میزان جذب مرکز و بازار فروش 3) میزان هزینۀ سفر و یا فاصلۀ مابین منطقۀ مسکونی و بازار یا مرکز خدماتی 4) سطح رقابت در منطقۀ مطالعه و بازار فروش
اثر متقابل فضایی را می توان به عنوان جریان کالاها، نیروی انسانی و یا اطلاعات ما بین مکانها تعریف کرد. برای برقراری ارتباط متقابل فضایی سه ویژگی بایستی برقرار باشد:
• کامل بودن (Complementarity): موجود بودن شرط برقراری ارتباط متقابل فضایی (نقصان در یک محل و مازاد در محل دیگر).
• قابلیت انتقال (Transferability) : امکان نقل و انتقال کالای مورد تقاضا از طریق پرداخت هزینه.
• عدم وجود فرصت مداخله (Intervening Opportunity): بین دو موقعیتی که ارتباط ما بین آن دو برقرار خواهد شد، فرصت مداخله ای موجود نباشد. به عبارت دیگر، فرصت مداخله در صورتی مانع برقراری ارتباط متقابل فضایی بین دو نقطه خواهد شد که نیازهای یکی از موقعیت ها مرتفع شود.
هر نوع مدلی که ارتباط متقابل بین دو مکان را به صورت تابعی از اندازۀ دو مکان و فاصلۀ بین آنها بیان می کند، مدل جاذبه می باشد.
این مدلها، بیان کنندۀ این موضوع هستند که عموماً ویژگی اول (کامل بودن) با بالا رفتن میزان جمعیت در هر مکان افزایش می یابدو قابلیت انتقال نیز با افزایش فاصله کاهش می یابد و احتمال وجود فرصت مداخله نیز با افزایش فاصله زیاد می شود. بنابراین ارتباط متقابل فضایی بدین صورت محاسبه می شود:
3-7
در اینجا ، میزان ارتباط متقابل فضایی می باشد. K، ضریب ثابت می باشد و عامل تعیین مقیاس می باشد، و نقاط مبدأ و مقصد هستند و به عبارت دیگر نقاط عرضه و تقاضا می باشند، فاصله بین مبدأ و مقصد می باشد. در فرمول بالا، بدین خاطر به فاصله تقسیم می کنیم که فاصله دارای رابطۀ معکوس با ارتباط متقابل فضایی دارد ( که ما از این به عنوان تلفات فاصله در ارتباط متقابل فضایی یاد می کنیم). و فاصله را بدین خاطر مربع می کنیم که در اغلب موارد احتمال وجود فرصت مداخله سریع تر از فاصله افزایش می یابد بدین خاطر ما مجبور نیستیم که فاصله را فقط مربع کنیم بلکه می توانیم از هر مقدار توان استفاده کنیم. در نتیجه، مدل عمومی تر ازتباط متقابل فضایی به صورت زیر می باشد:
3- 8
3-9
ضریب K را می توان به عنوان یک عامل تعیین مقیاس بیان کرد و توان a “اصطکاک فاصله” می باشد و نشان دهنده میزان اثر دخالت عوامل دیگر در برقراری ارتباط متقابل بین نقاط عرضه و تقاضا می باشد. این مقدار هرچه بیشتر باشد احتمال میزان وجود فرصت مداخله را در