دانلود پایان نامه

موارد
کل
تحصیلات یا مطالعات دینی

کم
متوسط
زیاد
خیلی زیاد
طهارت و نجاست
36
6
24
6

تمییز یا کثیف شدن
30
5
22
3

نظافت شخصی
39
6
25
8

غسل
18
3
14
1

وضو
14
3
9
2

نماز خواندن و سایر اعمال عبادی
50
4
38
8

افکار و عقاید
26
2
21
3

دقت افراطی در سایر امور
15
3
11
1

جدول 4-2. توزیع فراوانی موارد نگرانی و وسواس بر اساس میزان تحصیلات یا مطالعات دینی

2- به نظر خودتان وسواس، تردیدها، نگرانی ها یا اضطراب شما در زمینه های ذکر شده در بند قبلی ناشی از کدام مورد زیر است؟(بند 10 پرسشنامه)
در جدول 5-2 و 6-2 مشاهده می شود که افراد نمونه ی پژوهش، بالاترین اولویت را در علت یابیِ نگرانی ها و وساوس خود، اول به ترس از گناه کردن و عدم مقبولیت اعمالشان، با فراوانی 61 ، نسبت داده اند؛ که با در نظر گرفتن مولّفه ی جنس، از این 61 نفر، 53 نفر زن و 8 نفر مرد هستند از این 61 نفر، 23 نفر زیر بیست سال، 19 نفر بالاتر از 40 سال و 16 نفر در محدوده ی سنّیِ 31 تا 40 سال قرار دارند؛ سپس اطلاعات ناقص خود را با فراوانی 47، دریافت کردن آموزش های نادرست، با فراوانی 36، رفتارهای نامناسب خانواده با فراوانی 24 و احکامی که نحوه ی بیان آن ها منجر به وسواس می شود را بافراوانی 23، اذعان کرده اند.

موارد
کل
جنسیت

زن
مرد
ارثی
21
16
5
تحت تأثیر رفتار نامناسب خانواده
24
19
5
تحت تأثیر آموزش نادرست
36
35
1
اطلاعات ناقص
47
42
5
احکام وسواس برانگیز
23
21
2
ترس از مرتکب گناه شدن و عدم مقبولیت
61
53
8
جدول 5-2. توزیع فراوانی موارد وسواس، تردید و نگرانی بر اساس جنسیت

موارد
کل
سن

زیر 20
21
تا30
31 تا40

بالاتر از 40
ارثی
21
4

11
6
تحت تأثیر رفتار نامناسب خانواده
24
8
2
6
8
تحت تأثیر آموزش نادرست
36
18
2
7
9
اطلاعات ناقص
47
17
6
10
14
احکام وسواس برانگیز
23
8
2
6
7
ترس از مرتکب گناه شدن و عدم مقبولیت
61
23
3
16
19
جدول 6-2. توزیع فراوانی موارد وسواس، تردید و نگرانی بر اساس سن

در جداول 7-2و 8-2 می بینیم که افراد نمونه ی پژوهش که دارای تحصیلات عمومی و دانشگاهی و نیز تحصیلات علوم دینی هستند، باز هم بالاترین میزان علت یابی وسواس های خود را، به ترس از گناه کردن و عدم مقبولیت اعمالشان، با فراوانی 61 نسبت داده اند.

موارد
کل
تحصیلات

زیر دیپلم
دیپلم
فوق دیپلم
لیسانس
ارشد
و
بالاتر
ارثی
21
4
4
3
10

تحت تأثیر رفتار نامناسب خانواده
24
5
8
1
7
3
تحت تأثیر آموزش نادرست
36
9
19
1
3
4
اطلاعات ناقص
47
6
15
5
10
11
احکام وسواس برانگیز
23
4
8

7
4
ترس از مرتکب گناه شدن و عدم مقبولیت
61
13
23
3
16
6
جدول7-2. توزیع فراوانی وسواس، تردید و نگرانی بر اساس میزان تحصیلات

موارد
کل
تحصیلات یا مطالعات دینی

کم
متوسط
زیاد
خیلی زیاد
ارثی
21
4
9
7

تحت تأثیر رفتار نامناسب خانواده
24
3
19
2

تحت تأثیر آموزش نادرست
36
4
29
3

اطلاعات ناقص
47
9
29
9

احکام وسواس برانگیز
23
2
17
4

ترس از مرتکب گناه شدن و عدم مقبولیت
61
10
41
10

جدول 8-2. توزیع فراوانی موارد نگرانی و وسواس بر اساس میزان تحصیلات یا مطالعات دینی

2-2-6 – نتایج تحقیق
با کنارهم گذاشتن توصیف و تحلیل هشت جدول بالا، به این نتیجه ی کلی می رسیم که در افراد نمونه ی این پژوهش، که خود نمایانگر ویژگی های جامعه ی آماری تحقیق حاضر هستند، اولاً بالاترین میزان وسواس ، چه از نظر جنس و سن و چه با توجه به تحصیلات عمومی و دانشگاهی و تحصیلات علوم دینی، در درجه ی اول به وسواس در نمازخواندن و انجام عبادات، در درجه ی دوم به نظافت شخصی ودر درجه ی سوم به وسواس در طهارت و نجاست نسبت داده می شود. ثانیاً اولین اولویت در علت یابیِ نگرانی ها و وساوس ِ افراد نمونه پژوهش، هم با توجه به سن و جنس و هم با در نظر گرفتن نوع و سطح تحصیلات، اول به ترس از گناه کردن و عدم مقبولیت اعمالشان، سپس به اطلاعات ناقص آن ها از احکام و دستورات دینی، در درجه ی سوم به دریافت کردن آموزش های نادرست در این زمینه، و بالاخره در درجه ی چهارم به احکامی که نحوه ی بیان آن ها منجر به وسواس می شود ، نسبت داده شده است.
در مجموع از داده ها و اطلاعات حاصل، این گونه استنباط می شود که تحقیق انجام شده صحت فرضیه ی طرح شده را تأیید می کند و بدین ترتیب هر عاملی که موجب شود فرد مکلّف درمورد صحت و بطلان تکلیف اتیان شده ی خود ، دچار تردید افراطی شود و از این که عملش مورد قبول پروردگار مهربان قرار نگیرد ودر جهان آخرت عقاب شده و در آتش جهنِم سوزانده شود، مضطرب و پریشان گردد، زمینه ی بسیار مساعدی برای وسواسی شدنش مهیّا می شود.
برای تکمیل کردن نتایج پژوهش حاضر، لازم است تحقیق میدانی دیگری با پرسش نامه ی کامل تر و معتبرتر، به بررسی این موضوع بپردازد که افراد مبتلا به وسواس، هنگام عبادت کردن، به ویژه نماز خواندن، آیا از انجام افراطی آیین ها و مراسم مذهبی لذّت می برند و آرامش روحی و روانی پیدا می کنند ؟ آیا اساساً از عبادت کردن لذّت می برند یا این که نه آن را یک مشقّت وسختی بردوش خود احساس می کنند که فقط از ترس خدا، عذاب الهی، مجازات شدن وبرای رفع تکلیف آن را به جا می آورند ؟

مطلب مرتبط :   بریتانیا، هرات، قاجار، محمدشاه، سپاه، شاه

2-3- آثار ونتایج وسواس
اختلال وسواس به لحاظ این که یک اختلال اضطرابی است می تواند آثار، عوارض و ضایعات فراوانی را هم در بعد فردی چه از نظر روحی وچه از تظر جسمی و هم در بعد اجتماعی، برای فرد مبتلا و اطرافیانش به بارآورد. در متون ومنابع بی شماری که در ارتباط با وسواس نگاشته شده اند، به آثار و عوارض بسیاری، به عنوان نتایج و پیامدهای وسواس اشاره گردیده است که از آن جمله موارد زیر را می توان برشمرد:
2-3- 1- زیان های جسمی وسواس
نخستین زیان وسوسه، زیان جسمی آن است. اضطراب مداوم و فراوان، استفاده ی مکرر ازآب، طولانی کردن مساله ی دفع، احتباس ادرار و بسیاری عوارض دیگر از وسواس ناشی می شوند. دراین باره به قول معصوم (ع) توجه کنید. اباجعفر(ع)یقول: «طول الجلوس علی الخلاء ورث البواسیر.»292
تماس پیدا کردن باشیئی آلوده باعث افزایش احساس تشویش وناراحتی فرد بیمار می شود ودامنه ی تغییرات ضربان قلب او را نیز افزایش می دهد. قطع کردن و ناتمام گذاشتن شستشوی تشریفاتی (وسواسی درشستن چیزها) بعداز احساس آلودگی یا نجس شدن، باعث افزایش احساس تشویش ونگرانی درونیِ بیمار(وسواسی) شده ودامنه ی تغییرات ضربان قلب او رانیز افزایش می دهد. اشتهاء نداشتن به غذا، ناتوانی وضعف وخستگی بدن وقوا، امراض قلبی، پوستی، یبوست و بداخلاقی، زمینه سازی برای ابتلا به برخی بیماری ها ازجمله راشیتیسم که به علت شستشوی تکراری پدید می آید و نیزاستخوان دردوسایر زیانهای جسمی، که خودآثار وعوارض زیان بار دیگری درپی دارند، ازجمله آسیب های وسواس و وسوسه محسوب می شوند.293
افراد وسواسی ازلحاظ جسمانی استراحت کافی ندارند واین مسئله در درازمدت جسم را ناتوان و فرسوده می سازد. بی خوابی اختلال دیگری است که در پی وسواس می آید؛ زیرا دلواپسی واضطراب، به علت ترس وتردید در مورد درستی وصحت آن چه که امتثال کرده اند، در این افراد بیداد می کند. افسردگی، دست پاچگی، تردیدها، بی قراری ها، خواب وقرار را ازآن ها می گیرد و این خود ضایعه ای است که زمینه را برای اختلالات متعدّد ازجمله افسردگی و اضطراب منتشر پدید می آورد. از طرفی تکرار مکرّرات موجب اتلاف عمر انسان می شود. علاوه بر این که اصرار برانجام دادن کاری، آن هم بدون داشتن وقت کافی، سبب افزایش اضطراب می شود و از طرفی خودِ اضطراب، هم باعث پیدایش وسواس وهم موجب تشدید و تقویت وسواس می شود.294
کلیّه دانشمندان روان شناس و انسان شناس در گذشته و حال، به این حقیقت اعتراف دارند که نفس و بدن یا روح و جسم، به اندازه ای با یکدیگر مرتبط و متّحدند که حالات نیک و بد هر یک در دیگری اثر می گذارد. بدن آدمی تحت تأثیر حالات روان اوست و روان نیز تحت تأثیر حالات گوناگون بدن قرارمی گیرد. کسی که دچار نگرانی و تشویش خاطر است و در ضمیر خود احساس ناراحتی و بی قراری می کند، یقیناً نمی تواند جسم سالم واستواری داشته باشد؛ ناگزیر این حالت روانی، آثار نامطلوبی روی بدن او می گذارد و جسم وی را از مسیر سلامت و اعتدال خارج می سازد.
در تحقیقات علمی دانشمندان جهان، ثابت شده است که یک قسمت قابل ملاحظه از بیماری های نواحی مختلف بدن، ناشی از هیجان های روحی و نگرانی های روانی است. برای درمان اساسی این قبیل بیماران لازم است در درجه اول به ریشه مرض توجه شود و قبل از معالجات پزشکی و دارویی، باید با نگرانی ها و بی قراری های روحی مبارزه و آن ها را درمان نمود. 295
در روایات بسیاری که از قول ائمه ی بزرگوار اسلام، نقل شده اند، نشان می دهند که در دستورات دین مبین اسلام به تأثیر متقابل جسم و روح به عنوان یک اصل مهم بهداشتی که تضمین کننده ی سعادت و سلامت بشر است و به عنوان یک حقیقت انکارناپذیر، توجه کامل شده است و همواره به مومنین خاطرنشان شده است که نگرانی، ترس، حسد، غصه و خلاصه ناراحتی های درونی و هیجان های روحی، باعث بیما ری جسم و مایه ویرانی زندگی است: قالَ عَلِی (ع): «اَلْهَمُّ یذیبُ الْجَسَدَ؛» 296 آتش اندوه و غم، بدن آدمی را می گدازد و مانند فلز مذابی، آب می کند. «اَلْهَمُّ نِصْفُ الْهِرَمِ؛»297 اثر غصه و غم، انسان نیرومند را ناتوان می کند و در جوانی، او را فرسوده و نیمه پیر می سازد. «اَلْخائِفُ لا عَیشَ لَهُ؛»298 آن کس که گرفتار ترس و وحشت است، در زندگی آسایش خاطر ندارد. «اَلْحُزْنُ یهْدِمُ الْجَسَدَ؛»299 غم و اندوه، تعادل جسم را بر هم می زند و بدن آدمی را ویران می کند. «اَلْمُریبُ أَبَدا عَلیلٌ؛»300 کسانی که همه چیز و همه کس را به چشم تردید و بدگمانی نگاه می کنند، همواره علیل و بیمارند. بنابراین عقده های روانی، غصه ها، ترس ها، نگرانی ها و خلاصه ناراحتی های روحی و هیجان های درونی، علاوه بر آن که باعث اختلال فکر و تشویش خاطرند، در بدن نیز آثار بدی دارند و صحت و اعتدال مزاج را برهم زده و منشأ بیماری های مختلفی می گردند.
2-3- 2- زیان های روحی و روانی وسواس
وسواس علاوه بر این که خود یک اختلال اضطرابی است، تشدید کننده ی اضطراب و بیماری ها و ناهنجاری های روانی دیگری نیز می گردد. فرد مبتلا دائماً درگیری ذهنی دارد،گرفتار و ناراحت است، آرامش روحی وآسودگی خاطر ندارد، به راحتی نمی تواند از دنیای تاریک و افسرده ی درون خود بیرون بیاید، گرایشات نامتعادل فکری وعملی باعث می شوند که او مدام خود را مورد مواخذه و سرزنش قرار دهد وکم کم عصبی و پرخاشگر شود؛ چون نمی تواند خود را از وضعیت موجود برهاند، ممکن است دست به خودآزاری فیزیکی بزند، به مرگ و مردن به عنوان راه نجات فکرکند و درمواردی حتی اقدام به خودکشی کند.301 اختلالاتی ازقبیل اضطراب، افسردگی، تزلزل روانی، ناپایداری احساس ها ،توهّم ، فاصله گرفتن ازواقعیت، ترس و پرخاشگری، سوءظن های افراطی را نیز موجب می گردد.302 اهل وسواس پس از انجام تکالیف دینی خود احساس رضایت خاطر و نشاط درونی نمی کنند و از لذّت مطلوبی که به منزله پاداش دنیوی عمل است، محروم می شوند.
2-3- 3- زیان های اجتماعی وسواس
هنگامی که فردگرفتار اختلال وسواس می شود، طبیعی است که آثار و تبعات آن هم خودش و هم اطرافیانش را گرفتار می سازد و برخی از آثار بیماری او حتی موجب تضییع حقوق دیگران می شود. آسیب هایی مانند بدآموزی های اجتماعی، ناقص ماندن شخصیت اجتماعی فرد مبتلا شده به علت حالت های انزواطلبی، واکنشهای نادرست واهانت آمیزاجتماعی، ایجادتنش درمیحط های کوچک وبعضاً بزرگ اجتماعی ازجمله زیان های مخرّبی هستند که در اثر رفتارهای وسواسی در اجتماع پدید می آیند.
بیمار وسواسی در مواردی دچار ضایعاتی می شود که نتیجه ی آن صدمه زدن به دیگران است. مثلاً استقرار اندیشه کشتن فرزند و صدمه زدن به دیگران خطری نیست که به سادگی بتوان از کنار آن عبور کرد. این افراد وقتی در میان جمع قرار می گیرند در واقع اغلب تنها بوده و قادر به برقراری ارتباط لازم با دیگران نیستند و برعکس با متّهم کردن مداوم آدم های دیگر به نادرستی اعمالشان، گوئی خود را جدای ازجمع و برتر از دیگران تصور می کنند. شخص وسواسی، به دلیل بد گمانی و حساسیت های نابجای سایرین، گاهی خیلی راحت، به آنها تهمت می زند و دروغ می گوید، درحالی که خداوند در قرآن می فرماید: «یا ایها الّذین آمنوا اجتنبوا کثیرا مّن الظن انّ بعض الظن اثم»،303 ای اهل ایمان، از بسیاری گمان بردن ها خودداری کنید؛ زیرا برخی از گمان بردن ها،گناه می باشد.
گاهی در دسته ای از وسواسی ها، وسوسه های تجاوز کارانه ی جنسی پیدا می شود یا آرزوهای جنسی شگفت انگیزی در ذهنشان شکل می گیرد که قابل

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه درباره معادله، مطالعه