دانلود پایان نامه

فصل چهارم: استراتژی نظامی برون مرزی پس از فتح خرمشهر

راهبرد ایران برای ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر
4-1.نگاهی به تحولات یک سال ابتدایی جنگ
پس از آنکه چارچوب نظری پژوهش را در فصل دوم و در قالب تئوری رئالیسم ( واقع گرایی ) و پیشینه تاریخی پژوهش را در قالب فصل سوم و تحت عنوان روابط ایران و عراق در گذر از تاریخ را از نظر گذرانیم، در این فصل به موضوع اصلی پژوهش یعنی استراتژی نظامی برون مرزی ایران پس از فتح خرمشهر خواهیم پرداخت. در فصل سوم تحولات ایران و عراق تا شهریور سال 1359 ه ش مورد بررسی قرار گرفت و به رویدادهای شکل گرفته از 31 شهریور 1359 تا فرودین 1361 اشاره نشد و با توجه به مقتضیات فصل چهارم، در این فصل به آنها خواهیم پرداخت.
سوال اصلی پژوهش: استراتژی نظامی برون مرزی ایران پس از فتح خرمشهر بر چه اصولی استوار بود؟
در این فصل عمده تمرکز خود را بر پاسخ به این سوال خواهیم گذاشت و با توجه به رویدادهای شکل گرفته از فروردین 1361 ه ش به این سوال پاسخ خواهیم داد. ارتش عراق توانست پس از آغاز رسمی جنگ در 31 شهریور 1359، حدود 15000 کیلومتر مربع از خاک ایران را به اشغال خود درآورد. در آن برهه ابوالحسن بنی صدر رییس جمهور جمهوری اسلامی ایران بود و فرماندهی نیروهای مسلح ایران را بر عهده داشت. او تلاش کرد در سلسله عملیات های چهار گانه متکی به ارتش ایران در نیمه دوم سال 1359 مناطق اشغالی را آزاد سازد و حتی وارد خاک عراق بشود که به دلایل مختلفی نتوانست این مهم را به سرانجام برساند. از اوخر اسفند ماه سال 1359 سپاه پاسداران با سلسله عملیات های محدود خود که تا سال بعد آن به 25 عملیات رسید وارد عرصه جنگ شد.
از شهریور ماه سال 1360 ه ش با برگزیده شدن محسن رضایی به فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ایران سازمان های رزم نهاد مزبور شکل گرفت و به تدریج گسترش یافت.(علایی،1391: 358)
از مهر ماه سال 1360 ه ش سلسله عملیات های متوالی و چهار گانه ایران در جبهه های جنوبی تحت فرماندهی مشترک سپاه و ارتش طرح ریزی و اجرا شد و تا سوم خرداد ماه سال 1361، 85 درصد از مناطق اشغالی تحت سیطره ارتش عراق آزاد گردید.(رشید،1391: 44) همچنین در جبهه های میانی و شمالی عملیات های محدود و نیمه گسترده نیز شکل گرفت که موجب ضربه به گروهک ها و تجزیه طلبان کرد شد و همچنین ارتش عراق فهمید که ایران در این منطقه دست و پا بسته نیست. اما ماحصل بحث این پژوهش از عملیات بیت المقدس آغاز میشود که ایران قصد داشت در مرحله چهارم این عملیات از مرز بین المللی عبور کرده و به شرق استان بصره عراق در روستای تنومه برسد و این شهر را مورد تهدید واقع کند. بنا به دلایلی که در ادامه گفته خواهد شد عبور از مرز در عملیات بیت المقدس انجام نشد و به عملیات بعدی یعنی عملیات رمضان موکول شد. شکل گیری اندیشه عبور از مرز و حل این فرضیه که: استراتژی نظامی برون مرزی ایران پس از فتح خرمشهر برتری در معادلات معطوف به جنگ بود، را در این فصل به طور مفصل بررسی خواهیم کرد و پیشنهادات صلح را که از طرف های مختلف به ایران میرسید را از نظر خواهیم گذراند و در فصل پنجم که فصل آخر پژوهش خواهد بود به شرح عملیات رمضان خواهیم پرداخت.
4-1-1.(شهریور 59 تا شهریور 60)
ارتش عراق در ساعت 13:30 روز 31 شهریور سال 1359 تهاجم علنی و رسمی خود را به خاک ایران آغاز کرد. در اولین فاز تهاجم گسترده، حملات جنگنده های عراقی به فرودگاه های ایران از جمله فرودگاه مهرآباد شکل گرفت. صدام رویای تداعی دوباره حمله اعراب به اسراییل در روز 5 ژوئن سال 1967 میلادی را در سر میپروراند. در این حمله که به مدت شش روز به طول انجامید و بعدها به جنگ شش روزه اعراب و اسراییل معروف شد، نیروی هوایی اسراییل 65 درصد از توان نیروی هوایی مصر را نابود کرد.(علایی،1391: 196) نیروهای هوایی عراق با 192 فروند هواپیما در سه موج حملات متوالی، تهاجم شدیدی به پایگاه های هوایی و فرودگاه های ایران اجرا کرد. به جز یک هواپیمای بمب افکن توپولف187 16 که مورد اصابت پدافند ایران در منطقه سر پل ذهاب و شرق شهر قصر شیرین قرار گرفت، هواپیماهای دیگر سالم به آشیانه بازگشتند. ضعف و کم تجربگی خلبانان عراقی باعث شد که نتوانند خسارت فراوانی را وارد کنند و گرنه پایگاه های موشکی و پدافند ایران بسیار ضعیف عمل کردند.
این بمباران ها پیش نیاز حرکت واحدهای زمینی عراق به ایران بود و هواپیماهای عراقی در مقام پوشش عمل کردند. پس از پایان موج اول حملات هوایی عراق، تهاجم گسترده قوای زمینی عراق به مرزهای ایران آغاز شد. تجهیزات سازمانی ارتش عراق اغلب ساخت بلوک شرق بود و بر اساس استراتژی زمین پایه طراحی شده بود.(همان،1391: 104) در حقیقت ستون فقرات ارتش عراق را قوای زمینی آن تشکیل میداد که شامل سه سپاه بزرگ بود و بیشتر تجهیزات آن زرهی و توپ های صحرایی بود. نیمی از 400 هزار نفر نیروی ارتش عراق در نیروی زمینی مستقر بودند و ارتش توانسته بود حدود 5000 تانک و نفر بر را در هفت لشکر زرهی ( 3،6،9،10،12 و مکانیزه 1 و 5 ) سازماندهی کند. البته بعدها عراق با خرید گسترده تجهیزات موشکی و هواپیماهای جنگی مثل میراژ188 اف 12000 توانست در این بخش نیز خود را تقویت کند و در پایان جنگ با ایران متکی بر نیروی هوایی خود بشود. مبانی استراتژی نظامی ایران بر اساس پیمان سنتو استراتژی هواپایه قرار گرفته بود و همین امر نبرد را در مرزهای زمینی با عراق سخت ساخته بود. البته در همان روز اول و به خصوص در روز دوم آغاز جنگ نیروی هوایی ارتش ایران دست به کار بزرگی زد. آنها عملیات کمان 99 را با اجرای 140 فروند جنگنده خود به اجرا در آوردند و پایگاه های الحریه در کرکوک، الدجیل در شمال بغداد و پایگاه های بصره، ناصریه، البکر و الکوت را به شدت بمباران کردند و در پنج روز اول جنگ 911 نوبت پرواز جنگی انجام دادند که خود از عواملی بود که روحیه فرماندهان عراقی متزلزل بشود.(همان،1391: 236)
ارتش عراق از بعد از ظهر 31 شهریور با 37 تیپ رزمی و با عبور از خط مرزی به منظور اشغال بخش هایی از خاک ایران شروع به تهاجم کرد. در این مرحله از تهاجم که تا 26 آبان به طول انجامید ده شهر از جمله خرمشهر، بستان، سوسنگرد، هویزه، دهلران، قصر شیرین، و نفت شهر، آبادان و بیش از 1000 روستا را به تصرف و محاصره در آورد و توانستند 15000 کیلومتر از خاک ایران که عمدتا مناطق سوق الجیشی بودند را اشغال کند. استراتژی عراق در این مرحله “جنگ محدود و برق آسا” بود که پس از یک هفته نبرد سنگین و فشرده و زمین گیر شدن در جبهه های جنوب به این موضوع پی بردند که نمیتواند به اهداف خود دست یابند و تن به یک جنگ فرسایشی سپرد. عراق سه جبهه عمده در شمال غرب، غرب و جنوب برای جنگ با ایران گشوده بود. جبهه جنوبی جنگ نیز خود به سه بخش جبهه شمالی، میانی و جنوبی تقسیم میشد. (درودیان، 1382: 50)
جبهه جنوبی برای عراق اهمیت فراوانی داشت و سپاه سوم خود را که شامل دو لشکر مکانیزه، سه لشکر زرهی و تیپ گارد ریاست جمهوری بود را مامور به درگیری در این منطقه کرده بود. تصرف ساحل شمالی اروند رود و اشغال خوزستان میتوانست عراق را خیلی سریع به اهداف مورد نظرش برساند و اراده خویش را بر ایران تحمیل کند اما در نهایت توانستند فقط یک چهارم استان خوزستان را به اشغال خود دربیاورند. اما در روزهای ابتدایی عراق توانست در فاصله روزهای یکم تا پنجم مهر ماه ظرف پنج روز شهرهای سومار، نفت شهر، مهران، موسیان، بستان و قصر شیرین را به تصرف خود در بیاورد. شهرهای دزفول، شوش، اندیمشک و اهواز نیز در خطر سقوط قرار گرفتند و با سقوط سوسنگرد خطر سقوط اهواز بیش از پیش احساس میشد.(رشید،1391: 54) به همت شهید غیور اصلی189 که از تکاوران ویژه ارتش بود و برای ماموریت به سپاه آمده بود و پاسداران شهر و همچنین پشتیبانی هلی کوپترهای کبری هوانیروز ارتش، سوسنگرد که در سی و یک کیلومتری شهر بستان قرار داشت آزاد شد و ارتش عراق به عقب رانده شد. سوسنگرد در مجموع سه بار محاصره و یک بار اشغال شد. وضعیت طبیعی این شهر طوری بود که به وسیله رودخانه محصور شده بود و قابلیت دفاع را داشت اما باید یک طرح پدافندی مناسب در آنجا استقرار پیدا میکرد تا بتوان دفاع را انجام دهد. شهر بستان و سوسنگرد مرتب به محاصره در می آمد. این دو شهر در جبهه میانی خوزستان قرار داشت.
در جبهه شمالی خوزستان ارتش عراق در تاریخ 15 مهر ماه به دهلران حمله کرد اما با مقاومت نیروهای ارتش ایران که بالغ بر چهار گردان بودند مواجه شد. اما بار دیگر در 21 مهر ماه به دهلران حمله ور شد و توانست آن را به اشغال در بیاورد.
عراق در جبهه جنوبی خوزستان در همان روز های اول توانسته بود از مرز طلاییه – کوشک عبور کند و شهر هویزه را تصرف کند. آنها به وسیله لشکر 5 خود و تیپ هشت پیاده مکانیزه لشکر سه، توانسته بودند بخشی از جاده اهواز – خرمشهر را تصرف کنند و تا نزدیکی اهواز پیش بیایند که با مقاومت رزمندگان مواجه شدند و در جنگل های گمبوعه در جنوب اهواز متوقف شدند. همچنین انها توانستد پس از عبور از رودخانه کارون، جاده اهواز – آبادان را اشغال و مسدود کنند و چند روز بعد نیز توانستند جاده آبادان – ماهشهر را نیز مسدود کنند.
اشاره به سقوط قصر شیرین و مهران، سومار و نفت شهر شد. این چند شهر در محور میانی قرار داشتند که به نسبت جبهه جنوبی از اهمیت کمتری برای ارتش عراق برخوردار بود. عراق تلاش میکرد در جبهه میانی تعدادی از شهرهای مرزی ایران را اشغال کند تا بتواند راه نیروهای ایرانی را بر جلوگیری از هرگونه پیشروی به سمت بغداد، دیاله و کوت را مسدود کند. آنها همچنین میخواستند با حمله به این مناطق تمرکز ایران را از جبهه های جنوب که اهمیت فوق العاده ای برایشان داشت را از بین ببرند. در مجموع ارتش عراق توانسته بود از جبهه میانی 40 کیلومتر وارد خاک ایران بشود و به اکثر اهداف خود دست یابد. آنها همچنین مردم غیر نظامی زیادی از جمله مردم گیلانغرب را مورد حمله و تعرض قرار دادند. آنها حدود 84 بار با جنگنده های خود به گیلان غرب حمله کردند و حدود 600 نفر را به شهادت رساندند.
در جبهه شمال غرب سپاه یکم عراق به وسیله لشکر های 4 و 7 ماموریت پیدا کردند که معابر مهم این منطقه به تصرف و اشغال در بیاورد و ارتباط نیروهای ایرانی را با نیروهای کرد عراقی ضد رژیم بعث قطع بکند. در این محور برخی تپه های مهم مرزی در منطقه حاج عمران و همچنین ارتفاع 1864 در منطقه قوچ سلطان و ارتفاعاتی در منطقه پنچوین به تصرف در آمد. همچنین نوسود نیز در تاریخ 26 دی ماه 1359 به تصرف عراق در آمد. بدین ترتیب سه سپاه بزرگ عراق در سه جبهه با ایران درگیر شدند. به ترتیب سپاه یکم عراق در شمال غرب ایران، سپاه دوم در منطقه غرب و سپاه سوم در منطقه جنوب.
4-1-2.اشغال خرمشهر، محاصره آبادان
در ابتدای جنگ شهرستان خرمشهر حدود 200 هزار نفر جمعیت داشت و به دلیل وجود تاسیسات بندری، تجاری و گمرکی و راه آهن از اهمیت زیادی برای ایران برخوردار بود. اهمیت اقتصادی خرمشهر نیز قابل توجه است به طوری که امروزه حدود 20 اسکله پهلو گیری در آن وجود دارد و روزانه توان تخلیه 6000 تن بار را دارد. خرمشهر از سال 1277 هجری قمری 4 بار توسط نیروهای روس، انگلیس، متفقین و عراق به اشغال در آمده است.(مهدی انصاری؛هادی نخعی؛محمد درودیان،1390: 20)
اشغال شهرخرمشهر برای صدام و ارتش عراق بسیار حائز اهمیت بود زیرا به دست آوردن خرمشهر به منزله موفقیت آنها در جنگ با ایران به شمار میرفت.(همان،1390: 16) آنها با تصرف خرمشهر میتوانستند بخش مهمی از اروند رود را به تصرف درآورند و میتوانستند با به دست آوردن خرمشهر به آبادان و اهواز نیز دست پیدا کنند. ارتش عراق از بعد از ظهر روز 31 شهریور ماه آتش سنگین خود را بر روی شهر خرمشهر گشود. حمله زمینی عراقی ها به خرمشهر از غرب این شهر آغاز شد. آنها برای فتح خرمشهر یک گردان نیروی کماندویی در نظر گرفته بودند اما در نهایت بیش از دو لشکر نیرو وارد خرمشهر شد. در روز 19 مهر ماه ارتش عراق توانست جاده های خرمشهر – اهواز و اهواز – آبادان را مسدود کند و خرمشهر را به محاصره در بیاورد.(همان،1390: 316)
34 روز درگیری سخت و طاقت فرسا میان نیروهای ایرانی که در داخل خرمشهر بودند با عراقی ها شکل گرفت که بیشترین مقاومت رزمندگان در روز 24 مهر ماه بود و آن روز خرمشهر تبدیل به خونین شهر شد. سر انجام پس از 34 روز فداکاری جانانه و مردانه مردم ایران در برابر ارتش عراق، خرمشهر در روز چهار آبان به تصرف ارتش عراق در آمد. ارتش عراق برای به دست آوردن خرمشهر 1500 نفر تلفات داد و 4000 نفر زخمی روی دستشان گذاشته شد. حدود 100 تانک و نفر بر نیز از بین رفت. در حقیقت خرمشهر در تاریخ جمهوری اسلامی نماد و سمبل دو حماسه است. یک حماسه مقاومت 34 روزه مردم که جان های بسیاری فدا شد و عده ای از بهترین جوانان این کشور به شهادت رسیدند اما حاصل آن حفظ آبادان و جلوگیری از دستیابی دشمن به ساحل شرقی اروند رود شد. همچنین مقاومت خرمشهر در این عصر، سنت مبارزه نابرابر و ناحق را زنده کرد و خرمشهر به عراق فهماند نمیتواند به فکر یک پیروزی زود هنگام

مطلب مرتبط :   مصدق، *، بریتانیا، آمریکا، ترومن، نفت