دانلود پایان نامه
در این مقام ( مقام کلاغ 390 ) ،که مختص خدمت گذاران مهرابه بوده است ، کسانی که می خواستند در زمره پیروان در آیند ، تحت نظر پدر مقدس به جرگه مؤمنان پذیرفته می شدند . چون در برخی از پرده های نقاشی ، کسانی که خود را به شکل کلاغ در آورده اند ، سرگرم پذیرایی در مجلس صرف طعام مقدس ، جهت شرکت کنندگان می باشند .
کسانی که می خواستند به جرگه وارد شوند و تشرف حاصل کنند ، ناگزیر از انجام یک رشته مراسم و تشریفات بودند . این مراسم « کروینا »391 یا « کراسی – نا – ساکرا » 392 خوانده می شد . هنگامیکه این مراسم پایان می یافت ، پدر مقدس ؛ آنرا کلاغ مقدس393 خطاب می کرد و این نشان آن بود که مقامشان رسمی شده است و از این هنگام بود که در مهرابه ، اینان ملبس به پوشش کلاغ می شدند و در پاره ای تشریفات از صدا و حرکاتش تقلید می کردند . و در واقع این پست ترین مقام ، در مقامات آئین میترا بود . چنین رویدادی به دوران های پیش از تاریخ بر می گردد که مردم خدایان را با چهره و اندام حیوانات تصور کرده ؛ تصویر و تندیس می کردند . فرد معتقد و پیرو این خدایان ، با نهادن نام چنین جانورانی خدا گونه به خویش و به هنگام اجرای مراسم دینی ، که خود را به صورت و ریخت جانوران در می آورد ، در حقیقت بدین باور بود که با این خدایان ، یگانه و همراه و عجین شده است .
سماع و حالات آهنگین رقص در مهرابه ها معمول بوده است ، که با خواندن نیایش هایی درباره میترا همراه بود ، رقصندگان که از سالکان مراحل هفتگانه بودند ، هر چندی ، پوشاک ویژه ای در خور مرحله ای از سلوک که سالک آن بودند به تن می کردند و در رقص ، حرکات جانورانی را تقلید می کردند که به هیأت آنها در آمده بودند . چون پرندگان ، بال می زدند ؛ صدای کلاغ در می آوردند و یا چون شیر می غریدند .
کلاغ ، سمبل و کنایه از هوا هم می باشد . مطابق با یک تقسیم بندی دیگر از دوازده مرحله سلوک یاد می شود. در این دوازده درجه یا مقام سلوک به چهار دسته براساس عناصر چهار گانه تقسیم می شد . نخست مقام هواست ، که کلاغ از آن جمله است .
کسانی که به منصب کلاغی می رسند سرپرست و مباشر انجام مراسم تشریف وابسته به عنصر هوا می شوند و نقاب و صورتک کلاغ به چهره می بندند .« اوگوستین » مفسر سده چهارم میلادی ، هر چند این مراسم را تقلیدهایی استهزاء آمیز بیان کرده ، اما در واقع این پوششها بر اساس شرح و تقسیم محققان میترایی ، اشارات و کنایاتی هستند به نشانه های بروج دوازده گانه و یا تعابیری در تناسخ و نمایش حلول روان در کالبدهایی دیگر . ( رضی ، 1382 ، .. )
3 – 8 – 10 کلاغ در منابع قدیمی :
3 – 8 – 10 – 1 تورات :
اولین فرستاده حضرت نوح ، بعد از طوفان جهت یافتن خشکی ، کلاغ بوده است . در تورات ، سلیمان نبی زلفهای محبوب خویش را چنین تشبیه می کند :
محبوب من سفید و سرخ فام است و بر هزارها افراشته شده است . سر او طلایی خالص است و زلفهایش به هم پیچیده و مانند غراب سیاه فام است . ( تورات ، کتاب غزل غزلهای سلیمان ، باب پنجم ، آیات 10 تا 12 ) .
از کلاغ ( غراب ) در تورات در جایی دیگر چنین یاد شده :
زیرا خداوند را روز انتقام و سال عقوبت بجحه دعوی صهیون خواهد بود . و نهرهای آن به قیر و غبار آن بکبریت مبدّل خواهد شد و زمینش قیر سوزنده خواهد گشت . شب و روز خاموش نشده ، دودش تا به ابد خواهد بر آمد . نسلاً بعد نسل خراب خواهد ماند که کسی تا ابد الآباد در آن گذر نکند . بلکه مرغ سقّا و خارپشت آنرا تصرف خواهند کرد و بوم و غراب در آن ساکن خواهند شد و ریسمان خرابی و شاقول ویرانی را بر آن خواهد کشید . ( تورات ، کتاب اشعیای نبی ، باب سی و چهارم ، آیات 8 تا 11 ) .
یکی دیگر از اسفار تورات خوردن گوشت پرندگان را چنین توصیف می کند :
و از مرغان اینها را مکروه دارید خورده نشوند زیرا مکروه اند … و غراب با جناس آن . ( تورات ، سفر لاویان ، باب یازدهم ، آیات 13 تا 20 ) . ( کتاب مقدس – عهد عتیق ( تورات ) ، 1004 – 1048 – 167 ) .

مطلب مرتبط :   مقاله مجمع عمومی فوق العاده، حقوق ایران و انگلستان

3 – 8 – 10 – 2 انجیل :
در انجیل لوقا ، حضرت عیسی خطاب به شاگردانش چنین می فرماید :
پس به شاگردان خود گفت از این جهت به شما می گویم که اندیشه می کنید به جهت جان خود که چه بخورید و نه برای بدن که چه بپوشید . جان از خوراک و بدن از پوشاک بهتر است . کلاغان را ملاحظه کنید که نه زراعت می کنند و نه حصاد ( درو کردن ) و نه گنجی و نه انباری دارند و خدا آنها را می پروراند ، آیا شما به چند مرتبه از مرغان بهتر نیستید . ( انجیل لوقا ، باب دوازدهم ، آیات 22 تا 24 ) . ( کتاب مقدس – عهد جدید ( انجیل ) ، 115 ) .
3 – 8 – 10 – 3 قرآن :
خداوند در قرآن کریم نام کلاغ را در یک آیه دو بار ذکر فرموده و وجود او را موجب عبرت و تنبیه قابیل که برادرش هابیل را کشت قرار داده است ، آنجا که می فرماید :
” آنگاه پس از این گفتگو ( هوای ) نفس او را بر کشتن برادرش ترغیب نمود تا او را به قتل رساند و بدین سبب از زیانکاران عالم گردید .
آنگاه خدا کلاغی را برانگیخت که زمین را به چنگال گود نماید ، تا به او بنماید که چگونه بدن مرده برادر را زیر خاک پنهان سازد ، با خود گفت ای وای بر من آیا من از آن عاجزترم که مانند این کلاغ باشم تا جسد برادر را زیر خاک پنهان کنم ، پس او از این کار سخت پشیمان گردید . ” ( قرآن کریم ، سوره مائده ، آیه 30 ، 31 ) . ( مشکینی ، 1387 ، 122 ) .
خلاصه قضیه این است که ، قابیل پسر آدم ( ع ) بر برادرش هابیل حسد می برد که چرا قربانی برادرش پذیرفته نشده است و به برادرش می گوید که او را خواهد کشت ، هابیل پاسخ می دهد : آنگاه که دست ستم به سوی من بگشایی من دست ظلم به سوی تو نخواهم گشود زیرا از پروردگار جهانیان می ترسم و می خواهم که با ریختن خون من بی گناه ، در زمره ستمکاران و یاران دوزخ قرار گیری .
قابیل از گفتار هابیل متنبه نمی آید و عاقبت دست خویش به خون برادر خود می آلاید بعد که می خواهد جسد او را در نقطه ای پنهان کند ، تا پدر و مادرش به این جنایت پی نبرند و از قتل او آگاه نشوند ، نمی داند چه کند . تا کلاغی ظاهر می شود و با منقار در زمین کاوش کرده ، شیئی را که با خود داشته پنهان می کند . قابیل ضمن اینکه پنهان کردن جسد را از کلاغ می آموزد ؛ از اینکه خود را در فهم از کلاغی پست تر می بیند خجل می گردد و با آگاه گشتن به میزان نادانی خویش بر کرده زشت خویش پشیمان می شود . ( محمودی ،1352،123) .
3 – 8 – 11 ضرب المثلها و کنایه ها :
– کلاغ خواست را رفتن کبک را بیاموزد ، را رفتن خود را هم فراموش کرد .
کــلاغ تــــک کــبــک در گــوش کــــرد / تـک خویــشتن را فــرامـوش کــرد ( نظامی ) .
خـاقانی آنکانــکــه طریــق تــو مــیــرونــد / زاغند و زاغ را روش کبک آرزوســت ( خاقانی ) .
هــر کــه گــویــد کـلاغ چون زاغ اســت / نشنوندش ، که دیده ها بــاز است ( امثال و حکم ) .
کبــوتــر کــنــد بــا کــبــــوتــر پـــــرش / کنــد زاغ بـا زاغ دیگر چرش ( مرحوم ادیب ) .
کلاغ ، سر لانه خودش قارقار نـمی کند / نفرین به خویشان و اقربا سزاوار نباشد ( امثال و حکم ) .
– کلاغ از وقتی بچه دار شد ، شکم سیر به خود ندید .
– کلاغ روده خودش در آمده بود ، می گفت جراحم .
– کلاغ امساله است : گویند کلاغی به جوجه خود گفت اگر آدمی را دیدی که خم می شود ، بی درنگ پرواز کن ، چرا که می خواهد سنگی از زمین برداشته و با آن تو را بزند . جوجه کلاغ زیرک در جواب می گوید : اگر از قبل سنگی در آستین نهان کرده بود چه باید کرد ؟
– سنگ مفت کلاغ مفت .
– هزار کلاغ را یک کلوخ بس است .
– یک کلاغ ، چهل کلاغ شدن : کنایه از امری کوچک ، از دهانی به دهانی هر چه بزرگتر مشهور شدن . ( سخت اغراق گفتن ) .
– صد رحمت به قار قار کلاغ : کنایه از صدای گوشخراش و نازیبا .
غـــرابــا مــزن بــیــشتــر زیــن نــعــیــقــا / که آواره کردی مـرا از عشیقــا ( منوچهری ) .
زاغ اندر بــاغ گیتــی تــا کــه دستـان می زند / از نوای عندلیبان باغ گیتی بینو اســت ( ادیب ) .
– کلاغ هرگز به بامش نمی نشیند : کنایه از بسیاری بخل و امساک است .
– پرکلاغ : کنایه از گیسوی سخت سیاه .
– پر کلاغی : کنایه از رنگ سیاه . ( دهخدا ، جلد 2 – 3 ، 2537 ) .
– کلاغ پر : شبیه به پر کلاغ ها در کنار هم . ( نام یکی از بازی های کودکان ) و نوعی از آجر فرش کف اطاق یا حیاط یا حاشیه بندی کنار باغچه ، بطور لوزی که گوشه های آجرها به هم متصل باشد .
در اصطلاح بنایان نیمه آجر به شکل مثلث .
– آن وقت صبح ، که کلاغان از آشیان پرواز کنند ( صبح زود ) .
– تنگ کلاغ : نزد شکارچیان ، وقت غروب .
– کلاغ زدن ( کلاغ گرفتن ) : کنایه از طعنه زدن ، تمسخر کردن ، ریشخند زدن .
– کلاغی : چار قدی ابریشمین که زنان عشایر بر سر کنند . قسمی روسری زنان از ابریشم . دستمال ابریشمین که مردان کُرد بر کلاه و زنان کُرد به سر و روی بندند . نوعی پارچه است . ( دهخدا ، 1338 ، 52 ) .
– پر زاغ : شب و هر چیز سیاه را بدان تشبیه کنند .
شــــب از حــملــــه روز گــــردد ســـتــــوه / شود پـر زاغش چـو پــر خــروه ( عنصری ) .

مطلب مرتبط :   کلاغ، زاغ، پرنده، خورشید، در، قدیس