فضل

آراستن ظاهر
تزیین کلام
مبالغه در عفو
توبه
تبشیر
وسعتهای وجودی مختلف
عدل
تکلیف به قدر وسع
انذار
مجازات به قدر خطا
کرامت
عزّت
ابراز تواناییها
تغافل
اندیشه ورزی
تعقل
تزکیه
تعلیم حکمت
آشنایی و بیگانگی با خدا
تذکّر
موعظه حسنه
یادآوری نعمتها
عبرت آموزی
ضعف
مسامحت
مرحله ای نمودن تکلیف
تجدید نظر در تکالیف
دلبستگی، آزمندی و شتاب
ابزار یا منع محبّت

سبقت
بیان مهر و قهر
هبه و محروم سازی
تکلیف در غایت وسع

4-1-1. جامع نگری در توجّه به ساحت های وجودی و زندگی انسان
وجود انسان از دو ساحت جسمی و روحی تشکیل شده است. زندگی انسان نیز در دو عرصه حیات دنیوی و اخروی جریان مییابد. تربیت قرآنی باید به تمامی این ساحتها و عرصهها توجّه کند و متربّی خویش را منتاسب با آن پرورش دهد. در ادامه به بررسی تفصیلی این ساحتها می پردازیم.
4-1-1-1. ساحت های جسمی و روحی (مادی و معنوی)
وجود انسان به واسطه برخورداری از روح الهی خلقتی متفاوت با دیگر موجودات یافته و انتظاری متفاوت از او را رقم زده است. جسم انسان، قالب و مرکبِ روح اوست و چنانکه که جسم او نیازمند تناسب و پرورش است، روح او نیز در مراتبی افزونتر محتاج تعالی و پرورش است؛ هرچند نگرش اصلی قرآن به جنبه روحانی و معنوی انسان است؛ امّا مادیات را نیز میپذیرد و آنها را در پناه معنویات و به تبَع آنها قرار میدهد.490 اساساً اتصال معنویت به مادّیت و انعکاس معنویت در همه جهات مادّیت از خصوصیات قرآن است.491 توجّه متعادل به نیازهای جسم و روح، به تربیتی متوازن میانجامد و نگاه تکبعدی، تربیت وی را معیوب میسازد. تربیت صوفیانه و تربیت دنیاگرایانه، به ترتیب نمونههای تربیت مبتنی بر روح و جسم اند. نمونه این جامعنگری و جمع بین جسم و روح را میتوان در تفسیر آیه «فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِه492» مشاهده کرد. بسیاری از تفاسیر؛ بهویژه تفاسیر اهل سنّت، تنها به «طعام جسمی» در تفسیر آیه اشاره کرده اند؛493 امّا تفاسیر شیعه عمدتاً، به مدد ارشاد معصومان: مفهوم «طعام» را گسترش داده به «طعام مادی و معنوی» تفسیر کرده اند.494
تفسیر توحیدی و جامعنگر این آیه را از تفسیر «هدایت» ذکر می کنیم:495
«فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِهِ؛ پس انسان باید به خوراک خود بنگرد.» نه فقط براى آن که بداند چگونه خدا آن را براى او فراوان آفریده؛ بلکه از مدرسه آفریدگان این را بیاموزد که چگونه از آن بهره برگیرد. مگر نه این است که همه این طبیعت مسخّر براى خوراک رساندن به تو است، آیا در این امر حکمت بالغه و قدرت قاهره خدایت را مشاهده نمى‏کنى، و آیا این همه بدان معنى نیست که در وراى این طبیعت تدبیر و تقدیر و حکمتى وجود دارد، و این که مقصود پروردگارت این است که تو را خوشبخت سازد و سپس به راهنماییت بپردازد و آن گاه آماده بهشتت کند؟!
امام حسین 7در خطاب به پروردگارش راست گفت که: «کور باد آن چشمى که تو را مراقب و ناظر بر خودش نبیند، و زیانبار باد معامله بنده‏اى که سهمى از آن به دوستى تو اختصاص نیافته است»496
. پس اگر به غذا با چنین دیدى نگاه کنى، از درجه بلعیدن خوراک با اشتهایى حیوانى به درجه بهره‏بردارى از آن با آسایش نفسانى و با سپاسگزارى و امتنان بالا مى‏روى، و در اینهنگام تنها بدنت از خوراک تغذیه نمى‏کند، بلکه روح و جانت نیز چنین مى‏کند. مگر سپاسگزارى و خرسندى، خوراک نفس نیست؟ و اسلام آداب خوراک خوردن را به همین منظور معین کرده است، که پیش از غذا497 و نیز پس از پایان یافتن آن سپاس الهی را به جای آوری498
هنگامى که شخص به غذا نظرى ژرف بیندازد، اینرا مى‏شناسد که هر خوراکى شایسته براى خوردن در هر وقت نیست، پس ناگزیر باید میان سودمند و زیانمند، و خوب و بد، و حلال و حرام تمایز قایل شود، غذایی را که برای وی سودمند و حلال است بخورد،و به اندازه سودمندى براى بدنش از آن بخورد، به همین سبب رسول خدا9فرموده است:
«دلهاى خود را به زیادى خوراک و نوشابه نکشید، که قلبها همچون کشتى است که چون آب بیش از اندازه به آن برسد خواهد مرد».499

در حدیث از امام على7آمده است:
«هر کس که خوراک پاکیزه بخورد، و آن را خوب بجود، و در آن هنگام که هنوز اشتها دارد خوردن را ترک کند، و چون ضرورت به دستشویى رفتن پیش آید خود را از رفتن به آن باز ندارد، به بیمارى جز بیمارى مرگ مبتلا نخواهد شد».500
این ها و دهها آداب دیگر براى طعام است که در کتب فقهی به آن اشاره شده است. دین اسلام که این گونه به غذا که خوراک بدن است اهتمام ورزیده، پس توجّه آن به علم، که غذای فکر است، چگونه خواهد بود؟ آیا شایسته است که آن را از هر منبعی جستجو کنیم؟! هرگز!… ناگزیر باید در آن بیندیشیم که از چه کس مى‏آموزیم، و مصادر معلوماتى که به آنها توجّه مى‏کنیم کدام و چگونه است، چه بسیارى از آنها که نادرست است و در وراى آنها جنایتکارانى قرار دارند که کارى جز گمراهکردن مردمان از راه راست ندارند. این گونه معلومات براى انسان از زهرِ کشنده، هلاککنندهتر است. بر این اساس در حدیثی ذیل این آیه آمده است که از امام صادق7 از مفهوم «طعام» سؤال شد.
فرمودند: «علمه الذی یأخذه عمن یأخذه؛ علمى که آن را کسب مى‏کند، از چه کس کسب مى‏کند»501
برخی از مفسران نیز با تأمّل در کریمه «کُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدینَ؛ از روزى خدا بخورید و بیاشامید، و در زمین سر به فساد برمدارید»502 به نکته زیبایی اشاره کرده اند:
«نکته در خور توجّه آن است که حضرت حق همیشه بعد از امر به خوردن و آشامیدن، انسان ها را از فساد و تباهی کردن بر حذر می دارد؛ گویا رابطه ای بین فساد و انحراف از مسیر صواب با برخورداری از نعمت الهی به خصوص خوردنی ها و نوشیدنی ها وجود دارد. این توضیح لازم است که با خوردن و آشامیدن، بعد حیوانی وجود انسان که همانا جسم اوست تقویت می شود و چنانچه توانمندی حاصل از نعمت های این چنینی، تحت حاکمیت جان و روح هدایت یافته انسان در نیاید، زمینه را برای بروز اعمال غیر انسانی فراهم می کند.»503

4-1-1-2. عرصه های حیات دنیوی و اخروی
اگر چه در تعالیم قرآنی، هدف زندگی انسان نهایتاً به آخرت ختم میگردد و اصالت با آخرت است؛ امّا ختم سعادتمندانه، در دنیا تمهید میگردد. تعابیری که از دنیا به «مزرعه آخرت» یا «میدان مسابقه» یاد می کند می فهماند که نمیتوان به بهانه توجّه به مقصد اصلی، از مقاصد واسطهای غفلت کرد و حتّی نقش آن را کم رنگ دید. از اینرو مفسّر تربیتی؛ اوّلاً؛ نگرش درستی را از جایگاه هریک از این دو عرصه بر میگزیند؛ ثانیاً؛ با تکیه بر این نگرش، جلوههای این حقیقت را در سرتاسر آیات برجسته می سازد. امام خمینی( در توصیف همین نگاه به قرآن میفرماید:
«قرآن کریمی که سعادت همه بشر را بیمه کرده است. قرآن کریمی که هر کس در زیر بیرق او واقع بشود در دنیا و آخرت سعید است»504
4-1-1-3. ابعاد وجود انسان
ساحتهای وجود انسان، ابعاد گستردهای دارد که نیازمند پرورش است و غفلت از آن، جامعیت تربیت را با خلل مواجه میسازد؛ ابعاد عاطفی، عقلانی، اخلاقی، جنسی، اقتصادی، سیاسی و… از این جمله است. قرآن کریم به تمام این ابعاد توجّه داشته است؛ بنابراین، مفسّر نیز باید تجلّیبخش این توجّه باشد. تکیه بر بُعد عاطفی از طریق غلبه رویکرد واعظانه و احساسی در تفسیر و غفلت از جهات استدلالی و اقناعی، مخاطبان را سطحینگر میسازد؛ چنانکه غفلت از بعد عاطفی دین و تأکید بر عقلانیت محض،505 شور و نشاط، روحانیت و شوقآفرینی را کمرنگ مینماید؛ زیرا عقل و عاطفه جزئی از وجود انساناند و غفلت از هر یک بهمعنای غفلت از یک نیاز ضروری و فطری است.
استنطاق تربیتیِ (تربیت عاطفی) یک آیه فقهی، از نشانههای یک نگرش تربیتی موفّق است که در تفسیر آیه زیر انعکاس یافته است:
«حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ أُمَّهاتُکُمْ وَ بَناتُکُمْ وَ أَخَواتُکُمْ وَ عَمَّاتُکُمْ وَ خالاتُکُمْ وَ بَناتُ الْأَخِ وَ بَناتُ الْأُخْتِ؛ [نکاح اینان‏] بر شما حرام شده است: مادرانتان، و دخترانتان، و خواهرانتان، و عمّه‏هایتان، و خاله هایتان، و دختران برادر، و دختران خواهر…»506
«… عواطف مادرى و فرزندى و خواهرى و خویشان نسبى و خونى که باید سرچشمه جوشان و سازنده انسانهاى سرشار از محبّت و رحمت و خیر به دیگران شود، اگر با انگیزه و جاذبه شهوت جنسى و حیوانى آلوده و سدّ گردد، افراد را ساقط و پست، و نسل را مخلوط و ناشناخته و روابط را نابسامان مى‏گرداند. تحریم و حرمت این محرّمات، به حکم فطرت و شرع، براى همین است که در کانون پر از صفا و محبّت پاک، افراد رشد و شخصیت عاطفى و انسانى یابند و بالغ شوند و با آمیزش دائمى که با هم دارند، انگیزه‏ها و وسوسه‏هاى شهوانى را مهار کنند و قدرت تقوا کسب کنند و شایسته تکوین خانواده دیگر و تربیت و ساختن افرادى دیگر گردند و به سوى دیگران روى آرند» 507
پیام تربیتی زیر نیز انعکاس «تربیت اقتصادی» و نکوهش رویکرد دنیاگریزانه است.
«کُتِبَ عَلَیْکُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَکَ خَیْراً الْوَصِیَّهُ لِلْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوف…؛ بر شما مقرر شده است که چون یکى از شما را مرگ فرا رسد، اگر مالى بر جاى گذارد، براى پدر و مادر و خویشاوندان [خود] به طور پسندیده وصیت کند …»508
«…جالب اینکه در اینجا به جاى کلمه «مال» کلمه «خیر» گفته شده است. فرموده : اگر «چیز خوبى» از خود به یادگار گذارده وصیت کند. این تعبیر نشان مى‏دهد که اسلام ثروت و سرمایه‏اى را که از طریق مشروع به دست آمده باشد و در مسیر سود و منفعت اجتماع به کار گرفته شود خیر و برکت مى‏داند و بر افکار نادرست آنها که ذات ثروت را چیز بدى مى‏دانند خط بطلان مى‏کشد و از زاهد نمایان منحرفى که روح اسلام را درک نکرده و زهد را با فقر مساوى مى‏دانند و افکارشان سبب رکود جامعه اسلامى و پیشرفت استثمارگران مى‏شود بیزار است»509
4-1-2. جامع نگری در توجّه به روش های تربیتی
تعلیم و تربیت به منظور کارایی و تأثیر بیشتر از روشهای گوناگونی مانند موعظه، تذکّر، الگوگیری، قصه پردازی و … بهره می گیرد.510 مفسّر تربیتی بسان مربّی چیرهدستی که درصدد تأثیر گذاری هر چه بیشتر و بهتر بر مخاطبان است، باید از روشهای متنوع بهره گیرد. روشهای مختلف در تفسیر تربیتی، با دو نگاه می تواند صورت گیرد: یکی روشهای تربیتی که خود قرآن از آن استفاده کرده است؛ دیگری روشهایی که مفسّر باید در تفسیری که ارائه میدهد از آنها استفاده کند. بنابراین، یکی قرآنمحور است و دیگری مفسّر محور. تنوّع روشهای تربیتی به خاطر تفاوت طبایع انسانها از یک سو، تفاوت حالات آدمیان در شرایط مختلف از سوی دیگر و تفاوت سطح فکری و روحی مردم از سوی سوّم است. تنوّع روشهای تربیتی این امکان را فراهم میآورد که تمام مخاطبان با وجود تفاوت فکری، طبیعتی و روحی، تحتتأثیر آموزههای تربیتی قرآن قرار گیرند و پذیرا شوند؛ از همینرو، قرآن طیف وسیعی از روشهای تربیتی را به خدمت گرفته است.511 مفسّر تربیتی باید اوّلاً؛ این روشها را شناسایی کند، ثانیاً؛ با در نظر گرفتن موضوع، محتوا و مخاطب، این عناصر را به خدمت گیرد؛ برای مثال، موضوعات اخلاقی تناسب بیشتری با روش تذکّر و موعظه دارد تا مباحث اعتقادی که جنبه اقناعی و استدلالی آن قوی تر است.
کشف روش تربیتی قرآن گاه با نگاه ابتدایی صورت می گیرد و گاه نیازمند ژرف کاوی در یک آیه، چند آیه و حتی مجموعه ای از سوره هاست؛ چنانکه از آیه هفدهم سوره بقره میتوان به «روش تمثیلی» قرآن پی برد، یا از مجموعه آیات سوره یوسف به «روش قصه گویی» قرآن دست یافت. گاه نیز روش تربیتی قرآن در تثبیت، درونیسازی یا تبلیغ یک «موضوع» مانند «ربوبیّت»،512 «نماز» و «زکات» واکاوی میشود؛ گاه نیز شیوههای بهکاررفته در یک روش برای بهرهوری بیشتر از آن مورد تفحّص قرار میگیرد؛ برای مثال، «روش طرح سؤال» واکاوی میشود و روشهای طرح سؤال در قرآن مورد تحقیق قرار میگیرد.513 بدیهی است توسعه تدبّر در روش های تربیتی قرآن به کاربست پرفایده آنها در فرآیند تدوین تفسیر تربیتی کمک می کند. مفسّر تربیتی با تأمّل در محتوای آیات و سورهها و نیز روابط میان آنها و قراین و سیاق موجود در کلام، و با بهرهگیری از دانشهای ادبی بلاغی… و نیز با اشراف بر مسائل تربیتی میتواند این روشها را کشف کند و در تدوین تفسیر بهکار بندد.
یکی از مفسّران درباره اسلوب تربیتی قرآن و روش کشف آن مینویسد:
«اسلوب تربیتى و پرورشى که قرآن از آن در تزکیه نفس پیروى مى‏کند، به خودى خود روش و اسلوبى علمى است و مشتمل بر مراحلى است که با مراحل تزکیه و آنچه به آن مربوط مى‏شود، از انگیختن عاطفه و توجیه فکرى و مقدار حرکت ایمانى ارتباط دارد که با حکمت بالغه‏اى اندیشه موظف کننده را با هدف مورد نظر به یکدیگر پیوند مى‏دهد.
در یک کلمه باید گفت که: بشریت قرن هاست که در صدد وضع روشها و برنامه‏هایى علمى براى آموزش و پرورش تلاش مى‏کند، و قرآن در استخدام همه این روشها و جز آنها که بیان آنها به تفصیل مى‏انجامد، بر بشریت پیشى داشته است. این مطلب ما را به دو حقیقت رهبرى مى‏کند:
1. مى‏توانیم از راه پیگیرى روشهاى آیه به آیه و موضوع به موضوع قرآنى، به شایسته‏ترین روشها و

]]>