ر زمینه های ذیل می باشد:
تکریم انسان
مساوی بودن در خلقت
دارا بودن امتیازات خاص
درک مقامات قرب
درآیات وجودی
احترام در مقام والدینی

1-1-10 کشف آموزه های اسلام نسبت به شخصیت زن و نگاه تربیتی اسلام به زن
اسلام حق زن را در وجودش نهاده که با تربیت صحیح محقق می شود. فلسفه حقیقت و خلقت زن در آسمان و ملکوت است. فطرت زن مربوط به ذاتش است. اسلام مقام زن در حیات انسانی را بسیار والا معرفی می کند.
اسلام طرفدار حقوق انسان است. هیچ مکتبی به اندازه اسلام ارزش و کرامت انسان را والا نمی داند. یکی از اصول اسلامی که همیشه در تعریف و معرفی اسلام مطرح شده است، اصل تکریم انسان است.
در نگاه اسلام، تمام وجوهی که شان انسانی انسان را از حیوانات متمایز می نماید در زنان بیشتر از مردان است و بالفعل نشدن آن نتیجه عدم تربیت صحیح است.

1- 1-10 حقوق زنان در اسلام دو گونه است:
اضافات ملکی: که باید پیش آید و آن حق، هنگام تقسیم سهم خانم ها در نظر گرفته می شود. این حقوق جزء ذات زن نیست بلکه می خواهند با دادگاهها و با فشار های اجتماعی برای زن احراز کنند.
ذاتیات: حقوقی است که از وقتی زن به دنیا می آید خداوند در وجودش قرار داده است. اگر از اول درست تربیت شود خودش به حق خودش می رسد.
به طور خلاصه حقوق زن در اسلام را که جزء ذات و فطرت اوست را می توان اینگونه دسته بندی کرد:
– اول معلم بشریت در سخن آموزی
– اول معلم بشریت در زیبا شناسی
– سرچشمه عاطفه انسانی
– زن معمار بیت (خانواده) است
– شفابخشی اعمال و رفتار زن
– زن امنیت آور در محیط خانه و اجتماع است.
– زنان ناودان رحمت الهی هستند.

1-3- جایگاه و شخصیت زن در مکاتب غربی و اندیشه منحط فمینیسم
فرهنگ غرب فرهنگ برنامه ریزی برای فساد انسان است، فرهنگ دشمنی و بغض با ارزش ها و درخشندگی و فضیلت های انسانی است، فرهنگی است که همچون ابزار در اختیار خداوندان زور و زر و امپراتوران قدرت است. این فرهنگ، برهنگی و اختلاط و امتزاج بی قید و شرط زن و مرد با هم است، که یکی از پایه های اصلی فرهنگ غربی می باشد و از روز اول برای فساد انسان ها و خروج انسانیت از دایره فضایل انسانی بنیانگذاری شد.

1-3-1 مکتب فمینیسم
فمنیسم واژه ای فرانسوی به معنای زن سالار و زن محور و توجه به اصالت های زن است. فمینیسم در لغت به معنای آزادی خواهی زن و یا زن گرایی تعریف شده است. در فرهنگ لغت حییم، فمینیسم به معنای عقیده به برابری زن و مرد و طرفداری از زنان تعریف شده است.

1-3-2- مقایسه اندیشه اسلامی و اندیشه غربی و پیامدهای هریک، برای شخصیت و جایگاه زن
در نگاه غرب، اولاً زن را مشابه با مرد و در مقایسه با مرد مطرح می نماید ثانیا او را ضعیفتر وناتوان تر از مرد معرفی می نماید ثالثا در یک رقابت نابرابر زن را در میدان اجتماع در برابر مرد قرارمی دهد.
در اندیشه غربی، زن از نظر انسان شناسی و اصول روان شناسی موجودی است مانند مرد و در عین حال در مقایسه با مرد دارای تفاوتهای ویژه ای است که به کلی جنس زن را بسیار ضعیفتر از جنس مرد معرفی می کند.

1-3-3- مولفه های شناخت زن در روانشناسی غرب
مولفه های شناخت زن در روانشناسی غرب عبارت است از:
جنس زن از نظر توان جسمی و ماهیچه ای ضعیفتر از مرد می باشد.
جنس زن دارای معدل وزن کمتر و کوچکتر از نظر مخ یا مغز و مخچه و دارای ضربان قلب بیشتر از مرد می باشد که در استعدادهای زن در مقایسه با مرد تفاوت ایجاد کرده است.
جنس زن دارای معدل بالاتری از نظر تعداد به کار بردن کلمات در یک روز در مقایسه با مرد است و در نتیجه بیشتر از مرد حرف می زند.
جنس زن دارای ویژگیهای روحی و روانی کاملاً احساسی تر از مرد می باشد.
جنس زن دارای تمایلات و گرایشهای خاص مثل تجملات در زیور خواهی و متمایز از مرد می باشد.
زن دارای ویژگیهای رفتاری خاص مثل پنهان گری بیشتر و ترس بیشتر و در عین حال دارای رفتار جذاب تر و لطیف تر از مرد می باشد.
زن از نظر قدرت استنتاج و کلی نگری و برهانی بودن و منطق ریاضی دارای معدلی ضیعف تر از مرد می باشد. ولی در توجه و دقت در مسائل جزیی و مصادیق ، قوی تر و دقیق تر از مرد می باشد.
زن مراحل رشد و یادگیری را در دوران کودکی سریع تر از مرد طی می نماید و زودتر از مرد به آستانه بلوغ و نوجوانی و جوانی قدم می گذارد ولی تداوم رشد جسمی و استعدادهای مرد طولانی تر از زن می باشد.
جنس زن به لحاظ هوش و حافظه مساوی با مرد است ولی به لحاظ بروز استعدادها وگرایشها و تمایلات و نیازهای احساسی و روحی و روانی با مرد متفاوت است مثلاً مایل است همواره مورد توجه قرار گیرد. با توجه به مؤلفه های فوق، در مبانی غربی، زن از نظر انسان شناسی و یا اصول روان شناسی، جنس ضعیف تر و دارای رفتاری لطیف تر از مرد می باشد.

مطلب مرتبط :  

1-3-4- آسیب ها و انحرافات فمینیسم
به طور خلاصه آسیب ها و انحرافات فمینیسم را می توان به صورت زیر دسته بندی کرد:
تزلزل بنیان خانواده
تقابل زن و مرد
نفی ارزش های اخلاقی
تشابه حقوق زن و مرد
تبدیل زیبا دوستی به مُد پرستی
شکستن حریم الهی زن در رابطه با مردان و نابودی عفاف و حیا
عدم رعایت حجاب و ترویج آرایش و خود نمایی و عشوه گری
انحراف از مفاهیم انسانی و روحانی و توجه به مفاهیم نفسانی و شهوانی
مصرف گرایی
تبدیل روابط انسانی و معنوی به روابط غیر اخلاقی و غربی
احساس و عاطفه و محبت وافر که از بزرگترین ودایع الهی در وجود انسان است و برای احراز مقام مادری و تأسیس خانواده اهدا شده در مسیر شهوات و امیال شیطانی هزینه می گردد.
شعر و قلم و سخن تبدیل به یاوه سرایی و پر حرفی و مفاهیم غیر اخلاقی گشته است.
دختران و زنان دچار بحران هویت شده و منزلت و جایگاه خود را در جامعه گم کرده اند، لذا از تشکیل خانواده سرباز می زنند و به هرزه گردی در محافل غیر اخلاقی روی می آورند.
مطالعه و تحقیق به کناری گذاشته شده و کم سواد و کم معرفت شده اند و از فناوری های پیشرفته، در مسیر اهداف دشمن استفاده می شود.
زنان در فرهنگ های دیگر با تأثیر از آموزه های فمینیسم از اصالت فرهنگی خویش شرمنده بوده و افتخار به تظاهر در شخصیت غربی و فرهنگ و گفتمان غربی دارند.
راز داری را به روابط و اطلاعات محرمانه درباره مردان تبدیل کرده است.
تحمل سختی ها را به خوش گذرانی و فداکاری را به فداکردن خانواده برای وصول به لذات تبدیل
کرده اند.
قدرت تسخیر قلبها را تبدیل به عشوه گری و تسخیر نگاههای مردان به خویش نموده اند.
احساسات را یا برای خشم و انتقام و حسادت و یا برای شهوات به کار می برند.
از گوهر وجودی زن در خدمت امیال و خواهش های نفسانی خویش استفاده می کنند.
فمینیسم با جنگ روانی بر زنان کاری کرده که امروز زنان به اسم آزادی زنان و دفاع از حقوق زنان عملی غیر از این انجام می دهند و بر بی ارزشی خود صحه می گذارند.
فمینیسم مکتب فشار روحی بر علیه زن است.

1-4- باورهاى غلط نسبت به زن
دکتر قاسم زاد بر این اعتقاد است که فرار از خانه در شرایطى به وجود مى آید که الگوهاى سالم تربیتى در خانواده وجود ندارد. خانواده از هم گسسته و ناسالم است و والدین نقش هاى صحیح تربیتى و حمایتى خود را اعمالمى کنند.
هنوز هم در دنیاى صنعتى امروزى و البته در کشورى چون ایران با حکومتى اسلامى، رگه هاى سنتى به چشم مى خورد که بعضاً سعى در منزوى کردن زنان دارد و سخت گیرى هایى که بیش از فراهم آوردن کانون گرم خانوادگى، زنان را به انفعال مى کشد. قاسم زاد در این مورد مى گوید: «باورهاى غلط فرهنگى و سنتى در خانواده ها نسبت به مقوله زن وجود دارد. این سخت گیرى هاى بى مورد، در کنار فقدان توجه به نیازهاى عاطفى، هویتى و اجتماعى دختران و وجود مشکلات اقتصادى زمینه ساز فرار دختران از خانه مى شود. در این خانواده ها بین پدر و مادر و دختر رابطه عاطفى عمیقى وجود ندارد یا جایگاه پدر مشخص نیست و یا سخت گیرى ها و بى منطقى هاى پدر خانواده مادر را آنقدر منفعل کرده که به راحتى پذیراى این سخت گیرى ها است. او معتقد است اینگونه دختران مى توانند معلول خانواده هایى باشند که دچار مشکلات اخلاقى هستند و از هم پاشیده اند. فرزندان طلاق یا بچه هایى که بین والدین آنها طلاق روانى اتفاق افتاده هم در این دسته اند.
فرار از منزل زمانى اتفاق مى افتد که دختر نوجوان به بلوغ عاطفى رسیده اما بلوغ اجتماعى او شکل نگرفته است. قاسم زاد مى گوید: «در خانواده هاى ازهم پاشیده، خانواده متوجه بلوغ عاطفى فرزند نمى شود و او به جاى آن که در روابط اجتماعى خود تصمیمى عقلانى بگیرد، از روى احساس تصمیم مى گیرد. زیرا او در این سن باید به نوعى دیگر مورد توجه قرار گیرد، پس دختر مى ماند و خواست ها و نیازهایش. در این هنگام است که پاى گروه هاى دیگرى به زندگى او باز مى شود و از دختران به عنوان طعمه استفاده مى کنند.
ایجاد ارتباط نوجوانى که دچار فقر فرهنگى و اقتصادى است، دختر نوجوان را تحت تاثیر قرار داده و احتمال فرار را افزایش مى دهد.

مطلب مرتبط :   عقل، آرخه، معرفتی، فاعلی، ذات، ازلی

1-4-1- نیاز های اجتماعی و فرهنگی زنان
زنان ما امروز نه آن چهره را می پذیرند و نه رغبتی و اشتیاقی به چهره تحمیلی و بزک کرده ای که غرب برای آنها ترسیم کرده است، دارند. زنی که پا از چارچوب خانه بیرون نهاده و خانه و خانواده را وانهاده و خود در اجتماع به دنبال کسب در آمد و یا جایگاه اجتماعی در تکاپو است و برای کسب انچه “تساوی حقوق ” می خواند ، “هویت ” خویشتن را به فراموشی سپرده است. نیاز زن امروز به ترسیم چهره ای دیگر و قرائتی نو از نقش زن در جامعه است.
چهره تازه ای که از زن ایرانی باید ترسیم شود ، زن آگاه، مسئول و مدبر است که هم کانون خانواده را گرم نگاه می دارد و چراغ پر فروغ خانه را فروزان تر می سازد و هم دغدغه جامعه پیرامون خود و گرفتاری های آن را دارد.
حقیقت آن است که ظهور انقلاب اسلامی ، بسیاری از ممنوعیت ها را برای حضور زنان متدین در اجتماع برطرف کرد. امام راحل(ره) با تاکید بر این که اگر زنان حضور جدی و فعال در جامعه داشته باشند در اهداف بلند و دراز مدت نظام و انقلاب موثر خواهندبود راه را برای حضور گسترده بانوان در عرصه های اجتماع هموار کردند و زنان میهن اسلامی نیز با این پشتوانه معنوی پا به عرصه فعالیت های اجتماعی گذاشتند. با تاکید معمار کبیر انقلاب بر اینکه ” با حفظ فرهنگ و هویت اسلامی ، زن می باید در عرصه های اجتماعی و سیاسی حضوری همراه با حفظ کرامت داشته باشد” و” زنان می باید هم چون مردان در مقدرات اساسی کشورسهیم باشند”،( صحیفه نور ) قرائت جدید از نقش زن مسلمان ایرانی آغاز شد.ا گرچه هنوز تا سرچشمه مقصود راهی بس دراز در پیش است اما این کلام امام راحل (ره) یک معیار کلی و اساسی برای حضور زن در صحنه های سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی تلقی می شود و راهبرد حضور زن در جامعه را تعیین می نماید.

1-4-2- تقسیم بندی زنان براساس پوشش
بطور کلی می توان زنان جامعه ایرانی را به لحاظ میزان التزام به پوشش و نوع پوشش به سه دسته متمایز تقسیم کرد:
بانوان متدین و مقید به حجاب: بیشتر زنان ایرانی در این دسته جای می گیرند که بعلت نداشتن انگیزه خودنمایی و تبرج، در فضای عمومی جامعه نمود و بروز کمتری دارند.
بانوان غافل و کم توجه به احکام و موازین اسلامی: می توان ادعا نمود که بیشتر زنان و دخترانی که در معابر و اماکن عمومی با پوشش ناقص ظاهر می شوند کسانی هستند که از حدود و ثغور حجاب اسلامی و ارزش و اهمیت آن، آگاهی کافی ندارند یا تحت تأثیر جو قرار می گیرند و قبح و زشتی بدحجابی و عواقب سوء جلب توجه، خود را فراموش کرده یا نادیده می گیرند. این گونه افراد هیچ گونه تعهد و غرض ورزی ندارند و با ارشاد و کار فرهنگی مناسب، رفتارشان را می توان تغییر داد.
مانکن های خیابانی: زنان و دخترانی که باید آنان را تابلوهای بدحجابی و مانکن های متحرکی دانست که با رفتارهای نامأنوس و غیرمتعارف خود، در خدمت ترویج فرهنگ بیگانه قرار دارند و دانسته و یا نادانسته به احکام و ارزشهای اسلامی و ملی، دهن کجی می کنند. بی گمان این دسته با ویژگی های یاد شده در اقلیت قرار دارند.

1-4-3- زن سرپرست خانوار
زن سرپرست خانوار کیست؟
طبقه بندی زنان سرپرست خانوار:
– زنان طلاق گرفته
– زنان بیوه
– همسران مردان معتاد از کار افتاده
– زنانی که مردان آن جهت یافتن کار مهاجرت نموده اند.
زن سرپرست خانوار زنی است با یکی از خصوصیات زیر:
همسرش فوت کرده و دیگر ازدواج نکرده است
از همسر خود طلاق گرفته است و اکنون سرپرستی ندارد
مدتی است به علت اختلاف با