دانلود پایان نامه
شما معتقدید نهادهای آموزشی نتوانسته اند خود را با نیازهای روز جوانان هماهنگ کنند، این یک روی سکه است و روی دیگر تضاد فرهنگی است که میان خانواده ها و مدارس وجود دارد. این تضاد چرا شکل گرفته است؟
از دیرباز ایرانی با تضاد فرهنگی زندگی کرده است. از زمان قبل از انقلاب خانواده ایرانی با هر نوع وسیله تازه مخالفت کرده است. جامعه ایران، جامعه یی است مذهبی. در جامعه مذهبی باید فتاوا و الگوهای دینی رعایت شود. اما این الگوها باید به روز شوند که در جامعه ایران، این حلقه، حلقه یی مفقوده است. در رژیم گذشته، آموزش رسمی با مسائل مذهبی گره نخورده بود. همیشه فرهنگ ما، تضاد داشته. الان خانواده ها بر بی بندوباری تاکید نمی کنند، اما فرهنگ بسیاری از خانواده ها با فرهنگ و ضوابط کلان کشور تفاوت دارد. جوانان تا حدی از خانواده پذیرش دارند، کمبودها را متوجه گروه همسالان می کنند. البته هنجارهای کلان اجتماعی هم بی تاثیر نیست. وقتی دستگاه حاکم پوشش را نوع خاصی تعریف می کند، علاوه بر تضاد بین خانواده و دستگاه آموزش، نوعی تضاد بین خانواده و فرزند هم به وجود می آید. مثلاً در بحث حجاب، وقتی برخوردهای اجتماعی زیاد می شود، فشار بر دختران در خانواده هم زیاد می شود. البته این تضادها، ابعاد گسترده تری هم دارد؛ خانواده ها از سنین پایین فرزندان را برای تحصیل، تحت فشار قرار می دهند. دانشگاه را تنها راه رسیدن به اشتغال می دانند و نمره پایین تر از هجده را نمره یی پایین به حساب می آورند. فشار، این طوری زیاد می شود. جایی فرزند کم می آورد و چون آگاهی ندارد خروج از خانه چه عواقبی دارد به راحتی با یک تلنگر یا فحش و ناسزا از خانه گریزان می شود.
حالا سن فرار از خانه به چند سال رسیده؟
طبق آمار سال 83، سن تن فروشی چهارده سال است و سن فرار از خانه کمتر از چهارده سال.
سال گذشته نیروی انتظامی آماری داد مبنی بر اینکه آمار فرار دختران از خانه کاهش پیدا کرده است. به نظر شما با وجود عواملی که برشمردید این آمار می تواند آمار صحیحی باشد؟
به هر حال زمانی که پدیده یی در جامعه شکل می گیرد شکل های مختلف پیدا می کند. شاید حالا روش های دیگر مثل رفتن به خانه دوستان هم جنس و غیر هم جنس جایگزین مراجعه به نیروی انتظامی شده و به همین خاطر آمار پلیس کاهش پیدا کرده، اما این پدیده به جای خود است و حتی شاید افزایش پیدا کرده باشد. نهادهای دولتی از جمله بهزیستی بودجه کافی برای روبه رو شدن با چنین موضوعی را ندارند. در حالی که نهادهای حمایتی باید با توجه به بدنه کارشناسی که دارند پیش از بحران، زنگ خطرها را به صدا درآورند. به خانواده ها و نهادهای تصمیم گیر هشدار دهند، یعنی رفتارهای پیشگیرانه داشته باشند. حالا در پدیده دختران فراری همه انگشت اشاره را به سمت بهزیستی می گیرند. چون بهزیستی تنها نهادی است که به صورت شفاف گفته با این پدیده روبه رو می شود. پایگاه هایی هم برای نگهداری دختران فراری دارند. اما این پایگاه ها، بودجه و نیروی انسانی کافی ندارند. پس در اولین فرصت، خانواده ها را شناسایی کرده و بدون اینکه مشکل دختران را حل کنند آنها را تحویل خانواده می دهند. اگر مشکل، مشکل خانوادگی باشد پذیرش دختر بسیار سخت می شود و مهر بی امنی هم بر پیشانی دختری که فرار کرده زده می شود. این دختران در ساعات اولیه فرار، پیش از اینکه وارد باندهای مختلف شوند، تحویل خانواده داده می شوند، بدون اینکه آموزشی در کار باشد مبنی بر اینکه چطور می توان مشکلات این دختران را حل کرد. دختر با چند علامت سوال و بدبینی برمی گردد به همان محیط قبلی. اگر هم به پلیس معرفی نشوند در عرض 24 ساعت وارد باندهای مختلف می شوند که بعد از آن چاره یی جز تن فروشی برای ادامه زندگی ندارند. خانواده ها هم دختر فراری را مساوی با زن خیابانی می گیرند. این برخورد خانواده باعث فرار دوباره دختران با مهارت بیشتر می شود. دختران فراری بعد از این دیگر به پلیس مراجعه نمی کنند. پس آمار پلیس کاهش پیدا می کند. در این رفت و آمدها مکان های دیگری جایگزین قوه قضائیه، پلیس و خانه های سلامت می شوند.
شما اشاره کردید که پلیس دختران فراری را تحویل خانه های سلامت می دهد، بسیاری اعتقاد دارند فضای این خانه ها مناسب نیست، نوعی ارزیابی از این خانه ها انجام می دهید؟
وقتی بودجه کافی در اختیار نباشد، به هر حال کسانی هم که در این مراکز کار می کنند، مهارت های مناسب ندارند. به همین دلیل هم در اولین اقدام، دختران به خانواده ها برگشت داده می شوند. در حالی که این فرصت می تواند فرصت آموزشی بسیار خوبی باشد. منابع مالی ناکافی داشتن، امکان فیزیکی نامناسب داشتن و نبود تیم تخصصی مناسب دلیلی می شود تا دختر برای مدتی کوتاه در محیطی امن باشد. برای مناسب شدن این فضاها باید دولت اجازه دهد تا بخش خصوصی وارد عمل شود موفق در این زمینه را شناسایی کند و دولت تنها نقش نظارتی داشته باشد. منابع مالی دولتی کافی نیست. برای سال 1386، بودجه کل کشور پنج میلیارد تومان برای برخورد با آسیب های مختلف است.
با وجود اینکه خانه های سلامت، کارکرد درستی ندارند اما می توانند آمار جالبی در اختیار ما قرار دهند. از این آمارها هم صحبت می کنید؟
آنهایی که با پدر و مادر زندگی می کنند، درصد پایینی از دختران فراری را تشکیل می دهند. آنها که تنها با پدر زندگی می کنند 10 درصد و آنها که تنها با مادر زندگی می کنند 17 درصد هستند. آمار آنها که با پدر و نامادری زندگی می کنند سه برابر بیشتر از آنهایی است که با مادر و ناپدری زندگی می کنند. آنها که پدر و مادر شاغل دارند، کمتر از خانه فرار می کنند. نیمی از دخترانی که از خانه فرار کرده اند، تحصیلات زیر دیپلم داشته شده اند. از نظر سلامت روان، جسم و روح اکثر این افراد در وضعیت نرمال هستند. 90 درصد آنها که فرار کرده اند مشکل خاصی نداشته اند. تنها 10درصد مشکل داشته اند که آن هم سوء هاضمه یا کم خونی بوده است. به لحاظ بهره هوشی هم 86 درصد دختران در وضعیت نرمال بوده اند و یک درصد هوش ممتاز داشته اند.
شرایط جامعه امروز نسبت به قبل تفاوت خاصی پیدا نکرده. وضعیت اقتصادی بسیاری از خانواده ها نامطلوب است و به همین خاطر پدر نمی تواند بیش از گذشته برای فرزندان دقت صرف کند، ساختار آموزش، همچنان همان ساختار کهنه است و تضاد فرهنگی هم به قوت خودش پابرجا است. فکر می کنید در چنین شرایطی می شود پدیده دختران فراری را کنترل کرد؟
حقیقت این است که نوعی بی اعتمادی نسبت به نهادهای دولتی در این زمینه شکل گرفته است. وقتی چنین وضعیتی پیش می آید، دولت باید وظایفش را برعهده سازمان های غیردولتی که در سال های گذشته موفق عمل کرده اند، بسپارد. نباید دست روی دست گذاشت. باید علت ها را کنترل کنیم و آموزش دهیم. به موقع آموزش های لازم را مطرح کنیم. صدا و سیما می تواند این فرهنگ و آموزش را ایجاد کند هم اگر دولت حمایت کند با بودجه های کمتری می توانند این نقش را بر عهده بگیرند. جامعه یی که ناامن است برای همه ناامن است.  
به گزارش خبرنگار اجتماعی «فردا»، موضوع دختران فراری در طول سال های گذشته همواره رفتارهای متفاوتی را از طرف دستگاه ها و سازمان های مسئول به خود شاهد بوده است، با این همه آنچه بیش از هر مسئله دیگری جلب توجه می کند فقدان یک برنامه جامع و سیاستگذاری واقع بینانه و کابردی در این زمینه است تا بتوان برای چگونگی اطلاع رسانی، فرهنگ سازی و نحوه فعالیت دستگاه های اجرایی در موضوع فرار دختران پاسخی روشن و البته مستمر داشت.
وی در این باره می گوید: تغییر نگاه جامعه به دختران فراری ضروری به نظر می رسد. دختران فراری محصول شرایط بیمارگونه محیط اجتماعی و فضاهای ناسالم خانواده و قربانی شرایط منفی جامعه هستند. گسترش این نگاه در سطح جامعه می تواند فشار هنجاری بر تعامل با دختران فراری را کاهش دهد؛ امری که در نهایت می تواند به بازگشت و بازپروری آنها کمک کند.
جمع آوری نتایج تحقیقات حوزه دختران فراری این حقیقت را پیش روی قرار داد که هیچگونه سیاستی برای پیشگیری فرار دختران تعریف و تدوین نشده است. سیاست های جاری کشور، جهت تعامل با موضوع دختران فراری در 3 مرحله جمع آوری، برخورد قضایی و بازپروری تعریف شده است.
انتقاد و پیشنهاد
طی سال های اخیر برای پیشگیری اولیه و ثانویه از این آسیب اجتماعی مراکزی ایجاد شده است که به ساماندهی دختران فراری می پردازند، با وجود این هنوز هم شاهد این بحران اجتماعی هستیم، کارشناسان راهکارهای متعددی را برای پیشگیری از این معضل پیشنهاد می کنند.
– برطرف کردن فقر:
منظور از فقر، فقر فرهنگی و عاطفی است نه فقط فقر اقتصادی، با توجه به اینکه پدیده دختران فراری در خانواده های پرجمعیت بیشتر دیده می شود از طرفی مبدا دختران فراری غالبا شهرهای کوچک و مناطقی است که ساکنانش بسیار متعصبانه رفتار می کنند، خانواده ها باید بدانند محدود کردن بیش از حد دختران، منع کردن آنها از تحصیل و اقداماتی از این دست سعادت به همراه ندارد.
پررنگ کردن مذهب:
ترویج عقاید مذهبی و دینی و درونی کردن آن برای نوجوانان و جوانان از عوامل مهم کاهش فرار جوانان است که باید مورد توجه خانواده قرار گیرد و فرزندان خود را به رعایت اصول مذهبی و انجام فرائض دینی تشویق کنند زیرا مقید بودن به فرائض دینی سد محکمی در پیشگیری از آسیب ها و معضلات اجتماعی است.
رادیو و تلویزیون:
بچه ها باید اطمینان کنند که هر اتفاق بدی که برایشان افتاده باشد با صحبت کردن درباره آن با پدر و مادرشان وضع از آنچه که هست خرابتر نمی شود، ایجاد یک رابطه سالم بین اعضای خانواده، تبعیض قائل نشدن والدین بین فرزندان، شناخت و آگاهی والدین از روحیات جوانان، حمایت از حقوق اجتماعی زنان، استفاده از مددکاران و مشاوران با تجربه در مدارس، پارک ها، ترمینال ها و راه آهن برای شناسایی دختران فراری، رفع موانع قانونی برخورد با والدینی که نوجوانان و کودکان خود را مورد آزار و اذیت قرار می دهند.
– فراهم کردن زمینه اشتغال سالم و مناسب برای دخترانی که دوره باز پروری را در مراکز اصلاح و تربیت گذرانده اند و انجام تحقیقات گسترده درباره علل خانه گریزی و فرار مجدد دختران از دیگر راهکارهای پیشگیری از این آسیب اجتماعی است.
مهمترین عامل فرار دختران عدم توجه و بی احترامی، آزار و اذیت آنان، محدودیت و محرومیت شدید، سردی روابط و کم محبتی، تبعیض قائل شدن، آشفتگی خانواده، طلاق، روابط دوستی ناسالم به ویژه دوستی با جنس مخالف، اصرار بر ازدواج اجباری و ناآگاهی والدین از خصوصیات دوره نوجوانی و بلوغ است.
به فرزندانتان توجه و محبت کافی ابراز و برای آنان ارزش و احترام قائل شوید و برای آنان هم وقت صرف کنید. میان فرزندانتان به ویژه در مورد دختران تبعیض و تفاوت قائل نشوید.
– با تربیت صحیح و اسلامی و کاشتن ایمان در دل فرزندانتان برای آنان مصونیت ایجاد کنید نه محدودیت و محرومیت.
خانه و خانواده محل آرامش، اگر امنیت و لذت فرزندان نباشد آنها به دنبال پناهگاهی بیرون از خانه می گردند
اختلافات و مشاجرات خانوادگی، ضرب و شتم و کتک کاری در خانواده ، زمینه فرار کودکان به ویژه دختران را آماده می کند.
روزانه حداقل 15 دقیقه زمان برای هر کدام از بچه های خود به صورت فردی اختصاص دهید و با آنها ارتباط برقرار کنید . سعی کنید با دوستان فرزندان ارتباط برقرار کنید و با آنها آشنا شوید .
به علائق و سرگرمی های فرزندتان احترام بگذارید و به همراه دوستان آنها در این سرگرمی ها شرکت کنید.
به جای انتقاد از فرزندتان از رفتار او انتقاد کنید.(عزیزی، محمد جعفر، نشریه تابناک) استواری و تحکیم کانون خانواده با ارائه آموزش های مختلف .
افزایش توان مالی و فرهنگی خانواده ها ی آسیب پذیر.
حمایت از حقوق اجتماعی زنان به عنوان قشری که ضریب آسیب پذیری آنان بالاست.
آموزش به والدین در خصوص نحوه رفتار با فرزندان از طریق رسانه های گروهی خصوصا رادیو و تلویزیون.
آموزش به والدین و نوجوانان در خصوص شناخت دوران حساس بلوغ و نوجوانی
-فراهم نمودن زمینه اشتغال سالم و مناسب برای دخترانی که دوره باز پروری را در مراکز باز پروری سپری کرده اند.
استفاده از مددکاران و مشاوران با تجربه در مدارس.
استقرار مددکاران در پارکها ، ترمینالها ، راه آهن برای شناسایی دختران فراری.
رفع موانع قانونی برخورد با والدینی که کودک خود را مورد آزار و اذیت قرار می دهند .
ایجاد مراکز مددکاری یا مشاوره خانواده بصورت رایگان با هزینه های خیلی کم در مناطق آسیب پذیر.
انجام تحقیقات گسترده درباره علل خانه گریزی و علل فرار مجدد
برخورد جدی و قانونی با بی بندو باری و بدحجابی در جامعه.
توجه و رسیدگی بیشتر به نهاد خانواده و سعی در رفع مشکلات مختلف تربیتی، اقتصادی، فرهنگی آنها از طریق دولت.
تقویت و سازماندهی نهادهای مردمی مؤثر در امداد خانواده از جهات مختلف، نظیر کمیته امداد امام خمینی(ره)، بنیادهای خیریه، صندوقهای قرض الحسنه و …
احیای سنتهای دینی و حاکمیت ارزشهای اجتماعی اسلام نظیر وجوب احترام به والدین، رسیدگی به خویشان، نظارتهای فامیلی